بررسی علت های طلاق در ایران

فروش فایل فروشگاه شاپ می نو
امار سایت
  • افراد آنلاین : 11
  • ورودی گوگل : 322
  • تعداد کل مطالب : 3540
  • بازدید امروز : 1573
  • بازدید دیروز : 10851
  • بازدید این هفته : 95698
  • بازدید این ماه : 167202
  • بازدید کل : 6929120
عجیب ترین طلاق ها در ایران

آشنایی با عجیب ترین طلاق ها در ایران

پرشین طب – اخبار پزشکی | به گزارش پرشین طب؛ برخی جدایی با دلایل جالب اتفاق می افتد. می خواهیم در این نوشته با عجیب ترین طلاق ها در ایران شما را آشنا کنیم. این گزارش ها همگی توسط خانم مهین حاتمیان مشاور شورای حل اختلاف در یکی از دادگاه های معروف خانواده در تهران رخ داده است. در این نوشته شما با خواندن این متن ها با عجیب ترین طلاق ها در ایران آشنا می شود. در صورت تمایل پیشنهاد می کنیم پرشین طب را با موضوع آشنایی با عجیب ترین طلاق ها در ایران همراهی کنید.

آشنایی با عجیب ترین طلاق ها در ایران

مورد عجیب اول) فشار از بالا!
شاید بعد از نوشتن این چند خط، اگر هر کدام از شما بخواهید این ماجرا را به صورت شفاهی در جمع خانوادگی یا دوستانه بازنشر کنید، متهم به خالی بندی و اینجور چیزها شوید. راستش تا وقتی خانم حاتمیان هم داشت شفاهی توضیح می داد، فکر کردیم بخشی از داستان غیرواقعی است یا حداقل به قول مسعود فراستی «ایراد روایی» دارد اما وقتی خانم مشاور، جایی از ماجرا را فراموش کرد و بعد رفت سراغ پرونده ها تا ببیند چیزی را از قلم انداخته یا نه، به جفت چشم هایمان نمی توانستیم اطمینان کنیم.

اینکه ببینیم یک زوج جوان، فقط به خاطر اختلاف بر سر زمان و مکان فشار دادن خمیر دندان دادخواست طلاق داده اند و بعد هم به خاطر کوتاه نیامدن طرفین از هم جدا شده اند. ماجرا هم از این قرار بوده که بیژن و الناز، در همان شب نخست ازدواج به گردنه صعب العبوری رسیده اند. یعنی وقتی عروس خانم می خواسته تا به عادت هر شب پیش از ازدواج، دندان های خود را مسواک بزند، ابتدا مسواک را از جلدش خارج کرده (چون تازه ازدواج کرده بودند، همه چی نو بوده) سپس خمیر دندان را برداشته و با فشار دادن در آن بر روی سر تیوب، آن را افتتاح کرده است. تا اینجا همه چیز خوب پیش رفته بود اما مشکل زمانی پیش می آید که بیژن از راه می رسد و بعد از کلی داد و قال می خواهد به همسرش بفهماند که عقل سالم حکم می کند خمیردندان را «از پایین فشار بدهی.» بعد از این جار و جنجال و تاکید عروس ماجرا مبنی بر اینکه فقط بلد است خمیر دندان را از بالا فشار دهد، همه چیز به نقطه جوش می رسد و الناز در همان شب نخست سر از منزل پدرش درمی آورد. بعد از این اتفاق هم تمام مشاوره ها و پادرمیانی ها به نتیجه ای نمی رسد و بیژن و الناز از هم جدا می شوند؛ به همین سادگی!

مورد عجیب دوم عجیب ترین طلاق ها در ایران ) چشم ها را باید شست
کامبیز و پانته آ هم ماجرای دردناک دیگری دارند. حاتمیان تاکید می کند در گزارش حتما به ماجرای آنها اشاره کنیم تا جوان ها ببینند این روزها سر چه اتفاقات کوچکی صبر ملت به سر می آید و زوج ها در همان ماه های اول سر از دادگاه خانواده درمی آورند. این زوج خوشحال هر دو سوار بر خودروی خوشان بودند تا احتمالا به خانه مادر پانته آ بروند. از قضا! (به سبک آقای همساده بخوانید) خودروی آنها پشت چراغ قرمز متوقف می ماند و یک خودروی مدل بالا هم در کنار آنها می ایستد. در این لحظه کامبیز با نگاهی به خودروی مدل بالا و سپس نگاهی به پانته آ می گوید: «نگاه کن ماشین رو. چه خوش رنگه. ما هم خواستیم ماشینمون رو عوض کنیم، رنگ بژ می خریم.» پانته آ اهم نگاهی به ماشین مورد نظر می کند و با خنده همراه با نگاه عاقل اندر سفیه می گوید: «اینکه بژ نیست، زیتونه.» کامبیز این بار با پوزخندی توضیح می دهد: «زیتونی؟ کوررنگی داری؟» پانته آ که احساس می کند با این جمله مورد ترور شخصیتی (باور کنید عین این کلمه در متن دادخواست این دو نفر آمده) قرار گرفته است، نه گذاشته و نه برداشته و با نگاه زل در چشمان کامبیز گفته: «بابات کوررنگی داره!»  در نتیجه به علت تفاوت در طرز نگاه و طرز تلقی نسبت به رنگ آمیزی، کامبیز و پانته آ هم از هم جدا می شوند؛ آن هم بعد از دو سال و سه ماه زندگی مشترک. باز هم به همین سادگی!

عجیب ترین طلاق ها در ایران

عجیب ترین طلاق ها در ایران

مورد عجیب سوم عجیب ترین طلاق ها در ایران ) داماد با سیب زمینی
روایت سومی که خانم مشاور از میان پرونده ها انتخاب می کند هم پیام اخلاقی دارد، هم پیام محتوایی و هم نقش مهم مادرزن را در شیرین کردن یا تلخ کردن زندگی مشخص می کند. روایت زندگی مشترک شهاب و همسرش از ازدواج تا طلاق به یک سال هم نمی کشد. این دو نفر واقعا عاشق همدیگر بودند و طبق ادعای خودشان عشقی که به همدیگر داشتند در کل فامیل زبانزد بوده اما این عشق تنها چند ماه دوام آورده و وجود یک مادر فولادزره از طرف محبوبه باعث شد زندگی شیرین این زوج در عرض چند ماه تلخ تلخ شود. ماجرا هم اینطوری بوده که چند ماهی بود که مادر محبوبه، هر زمانی که شهاب را می دید، از خواستگارهای قبلی دخترش تعریف می کرد و آنها را مثل پتک توی سر شهاب می کوبید و از آنجایی که شهاب، ظرفیت بالایی داشت و همسرش هم او را عاشقانه دوست داشت، تا چند ماه اتفاق خاصی نیفتاد اما خب ظرفیت شهاب هم حدی داشت. یک روز که مهمانی بزرگی در خانه پدر محبوبه برگزار شده بود (پدر محبوبه آدم خنثی ای بود و زیاد هم حرف نمی زد) و حدود ۵۰-۴۰ نفر حضور داشتند. مردی از در وارد می شود و مادر محبوبه با صدای بلند اعلام می کند که او خواستگار دخترش بوده و پول هایش را تریلی هم نمی کشد و این حرف ها. در اینجا شهاب هم از کوره در می رود و صدایش به نشانه اعتراض بالا می رود.  در این لحظه، مادر زن حرفی بر زبان می آورد که از بازگو کردن آن قاصریم. در امتداد این صحبت، شهاب از جا بلند می شود و یک سیلی آبدار به مادرزنش می زند. پخش شدن مادرزن وسط اتاق از یک طرف، گریه های محبوبه از یک طرف و جدایی شهاب از محبوبه هم از یک طرف. لازم به ذکر است که چون خانواده دو طرف به صورت قبیله ای بوده اند، تا مدت ها اخبار اصابت کلنگ و آجر به مغز طرفین، به دادگاه حاصل و واصل می شده که تا مدت ها کار رسیدگی به این پرونده را سخت کرده اما در نهایت با عدم توانایی پسر در پرداخت یک جای مهریه سنگین عروس، مهریه تقسیط می شود و آقای داماد از مهلکه زندان نجات پیدا می کند.

مورد عجیب چهارم عجیب ترین طلاق ها در ایران ) چی؟ من؟ اشکنه؟
از قدیم گفته اند که خدا هر چی به آدم می دهد، قبلش ظرفیتش را بدهد. یعنی یکجور دعایی بوده که برای بی ظرفیت های جامعه می کرده اند. خانم مشاور هم در راستای همین بی ظرفیتی، داستان بهروز و مهناز را تعریف می کند: «بهروز یکی از نامبر وان ها (شماره یک ها، همون کاردرست ها) بوده؛ یعنی در محل کار، همه رویش حساب می کردند و از این حرف ها اما بالاخره گل بی خار خداست. خار بهروز هم این بود که بی رفیت بود و جنبه پیشرفت نداشت. یک روز که بهروز و مهناز رفته بودند خانه مادر مهناز (کلا خانه مادرزن جایی است بسیار استراتژیک)، بنده خدا مادر مهناز که خیلی احساس خودمانی با دامادش می کرده و البته در جهل مرکب هم بوده، ناهار را خیلی جدی نمی گیرد و اشکنه درست می کند.»

چون بهروز به سر سفره می نشیند و رتبه خود را مقابل ظرف اشکنه می گذارد، به این نتیجه می رسد که زندگی دیگر فایده ای ندارد و باید از همسرش جدا شود. در متن دادخواستش هم می نویسد: «چون دیگر تحمل این بی احترامی را نداشتم، از آن مقام عالی درخواست می کنم به شکایت طلاق اینجانب رسیدگی نمایند.» بعد از درخواست طلاق بهروز هم مادر عروس و دادگاه تلاش بسیاری کردند تا مرد خانواده از خر شیطان پیاده شود که این اتفاق نیفتاد و یک پرونده دیگر به همین سادگی با طلاق طرفین مختومه اعلام شد.

مورد عجیب پنجم عجیب ترین طلاق ها در ایران ) این مرده؟
این مورد، یکی از مواردی است که حاتمیان می گوید تازگی ها شیوع پیدا کرده است و به نظر می رسد از تفاوت های فرهنگی سرچشمه می گیرد. نمونه اش هم همین پرونده است که در آن سامان که یک تولیدی لباس داشت، عادت داشته که برای خودش، لباس های اجق وجق تولید کند و این نکته، همسرش سیما را به شدت آزار می داد. سیما از اینکه می دید سامان، لباس هایی با رنگ های جیغ و طرح های داغون به تن می کند، کم عصبانی نبود که سامان شروع می کند به بلند کردن موها و ناخن هایش. طبق گفته شاهدین، موهای سامان تا کمرش می رسیده و ناخن هایش در شرف ثبت در کتاب رکوردهای گینس قرار گرفته بودند. چند وقت که گذشت و سامان به اعتراض های همسرش وقعی ننهاد، همسرش درخواست طلاق داد؛ چرا که دچار تردیدی جدی در زندگی شده بود که اگر این مرده، پس من چی ام؟ در راستای همین تردید، این زوج جوان از یکدیگر جدا می شوند. خانم مشاور می گوید این نوع طلاق ها با همین رویکرد تفاوت فرهنگی زیاد شده و این یک زنگ هشدار برای زوج های جوان است.

موارد دیگر) تا پای طلاق
اما ماجراهای عجیب طلاق در دادگاه خانواده به همین ها ختم نشده، برخی موارد دیگر هم هستند که تا پای طلاق رفته اند اما تاکنون خبری از طلاق و جدایی شان نیامده است ولی با توجه به جالب بودن نوع شکایتشان، خانم حاتمیان حیفش آمد ماجرای این پرونده ها را به ما نگوید. مثلا در یک موردی زوجه درخواست طلاق داده و با این شرط که شوهرش یک دستگاه فر مایکروویو، شش عدد النگو و یک دست ظروف آرکوپال بخرد، از شکایتش صرفنظر کرده است. یعنی ببینید که زن آدم چقدر می تواند قانع باشد!  در موردی دیگر، چون مرد قبلا تعهد داده بودکه سرخ کن و انگشتر بخرد و تا آن موقع نخریده بود، زن درخواست جدایی داده بود که البته با ابتیاع سرخ کن و انگشتر، همه چیز به خوبی و خوشی به پایان رسید. در مورد دیگری هم زن به خاطر بی خیالی شوهر در عوض کردن خانه اجاره ای درخواست طلاق داده اما ماجرا به همین جا ختم شده و زن دیگر موضوع دادخواستش را پیگیری نکرده است. خانم حاتمیان می گوید: «تعداد درخواست های این طلاق ها در سال های گذشته بیشتر از هر زمان دیگری شده است.» به گفته او همین الان هم درخواست های طلاق به خاطر بهانه های کوچک یا عجیب بسیار زیاد هستند و مشاورین دادگاه خانواده و قضا سعی می کنند قبل از اینکه موضوع جدی تر شود، ماجرا را در همان مرحله طرح دادخواست حل و فصل کنند اما بعضی ها به خاطر نداشتن درک صحیح از زندگی و نداشتن تجربه کافی و البته گاهی با حمایت های نابجای خانواده و اصرار بر موضع طلاق، راهی به جز جدایی باقی نمی گذارد. حاتمیان می گوید: «هیچ چیزی دردناکتر از دیدن چهره های دختران و پسران جوانی نیست که در راهروهای خانواده با چهره های نگران منتظر رأی دادگاه می مانند.»

دلیل وقوع طلاق های عجیب چیست؟
زن ها دیگر نمی خواهند غذاهای خوشمزه بپزند وقتی به دکتر امان الله قرابی مقدم – جامعه شناس – زنگ زدیم تا در مورد طلاق های عجیب با او حرف بزنیم، دیدیم خودش مثال های زیادی از این دست دارد. قرایی مقدم می گوید نگاه سنتی مردها و زندگی مدرن زن ها مهمترین دلیل وقوع طلاق های عجیب است.

الان جوان ها با کوچکترین بهانه طلاق می گیرند، در حالی که در گذشته اینگونه نبود. به نظر شما چرا این اتفاق افتاده است؟ – برای طلاق تقریبا ۱۶، ۱۷ عامل وجود دارد اما از نظر من در سال های اخیر دو ساختی شدن جامعه بیشترین تاثیر را در طلاق ها گذاشته است. این دو پارگی هم به علت این است که ما در حال گذار از جامعه سنتی به یک دوران مدرن هستیم. به طور مشخص، در حال حاضر، پسران جامعه ما با اینکه از لحاظ ظاهر و تیپ و لباس، جدید شده اند اما هنوز هم همان تفکر سنتی پدران خود را دارند در حالی که دختران ما، امروزی ترند. نتیجه این تضاد هم این می شود که با کوچکترین حرف یا جرقه این دو ساختی نمایان می شود و اختلاف به وجود می آورد.

چگونه می شود پسرها سنتی بار می آیند و دخترها مدرن؟ 

ریشه این رفتارها مربوط به گذشته و نوع نگاهی است که به زندگی داشته اند. مثلا پسرها در خانواده ها ابهت پدری و احترام دیده اند و دوستدارند هنوز آن احترام و اقتدار پابرجا باقی بماند اما برعکس دخترها در برخی موارد خشونت های خانگی و تحقیر دیده اند و می خواهند گذشته را پاک کنند. برای همین پسرهای ما هنوز هم از همسرانشان احترام و اطاعت و غذای خوشمزه و خانه تر و تمیز می خواهند در حالی که خیلی از دختران ما دیگر به این چیزها فکر نمی کنند و مثلا لزومی نمی بینند که هر حرف شوهرشان را گوش بدهند و مطیع کامل باشند.

الان از هر سه ازدواج در تهران یکی به طلاق می انجامد، چرا؟ – خیلی از کسانی که طلاق می گیرند، ما ازشان می پرسیم که خب شما که طلاق گرفتی، اصلا برای چی ازدواج کرده بودی؟ ملاکت چی بود؟ خیلی هایشان جواب می دهند که هیچی. یعنی برای ازدواجشان هیچ ملاکی نداشته اند. فقط به خاطر اینکه توی فلان مهمانی طرف را دیده و از او خوشش آمده، با هم ازدواج کرده اند. عامل دیگری که آمار طلاق را به قول شما به سقف چسبانده، همین دوستی های قبل از ازدواج است. طبق تحقیقات، قریب به صددرصد کسانی که قبل از ازدواج، با فرد دیگری ارتباط داشته اند، یا طلاق گرفته اند یا اینکه در زندگی دچار طلاق عاطفی شده اند. در واقع ازدواج هایی که بر اساس دوستی های خیابانی انجام می گیرد، بدبخت ترین ازدواج هاست.

مگر جامعه ما از لحاظ سطح سواد و آگاهی پیشرفت نکرده؟ این موضوع تاثیری روی نحوه ازدواج و طلاق ندارد؟ – چرا تاثیر دارد ولی نه تاثیر مستقیم. الان بیشترین طلاق ما در سنین ۱۸ تا ۲۵ انجام می گیرد؛ یعنی همان سنین دانشجویی اما چیزهایی که تاثیر مستقیم روی کاهش آمار طلاق دارد، یکی دوران نامزد ماندن شش ماه تا یک سال است که باعث می شود شناخت دو طرف از یکدیگر بیشتر شود و نکته دیگر ازدواج های فامیلی است که آمار طلاق پایین تری دارند.

منبع : tanzimekhanevadeh

153
منتشر شده در206 روز پیش
آمار طلاق در ایران

چرا آمار طلاق در ایران در حال افزایش است؟

پرشین طب – اخبار | به گزارش پرشین طب یکی از نگرانی هایی که رو به افزایش است , مشکل زندگی و جدایی جوانان می باشد ، طبق آمارها آمار طلاق در کشور ایران در حال افزایش می باشد ، به نظر شما چه دلیل یا دلایلی باعث افزایش آمار طلاق می شود. در این نوشته قصد داریم تا در مورد موضوع مهم طلاق در ایران با شما صحبت کنیم ، بهتر است با تامل بیشتر در پی ریشه یابی این موضوع مهم باشیم تا طلاق های کمتری رخ دهد.

درباره این‌که چرا طلاق گریبان خانواده‌های ایرانی را گرفته است و اینچنین شتابان و با سرعت پیش می‌رود، پاسخ قطعی وجود ندارد. شماری از جامعه‌شناسان و افرادی که در زمینه شناخت خانواده و مسائل آن کار می‌کنند، مسائل اقتصادی را از عوامل موثر بر کاهش ازدواج و همچنین افزایش طلاق می‌دانند و در کنار آن عوامل دیگری چون اعتیاد و بیکاری و همچنین مسائل و مشکلات مربوط به روابط زناشویی زوجین مطرح می‌شود. این عوامل اما از نگاه شمار دیگری از جامعه‌شناسان اگرچه می‌تواند موجب طلاق شود اما روی ماجراست و آنچه که در عمل موجب روند افزایشی طلاق در ایران شده برآمده از تغییرات اجتماعی بنیادی‌تری در لایه‌های عمیق‌تر زندگی اجتماعی است.

از نگاه «سعید معید‌فر»، جامعه‌شناس افزایش طلاق در ایران تحت‌تأثیر مجموعه‌ای از عوامل است که در دوره معاصر به‌طور همزمان رخ‌داده‌اند و هر یک در جای خود به‌طور مستقل یا همراه با عوامل دیگری یکی از زوجین یا هر دو آنها را به سمت طلاق و پایان دادن به زندگی مشترک سوق داده است. «افزایش آگاهی زنان»، به گفته این جامعه‌شناس یکی از عواملی است که در افزایش طلاق‌ها در ایران موثر بوده است چراکه «زنان آگاهی بیشتری پیدا کرده‌اند و اغلب تحصیلکرده هستند. این افزایش آگاهی‎ها با آن نگاه سنتی که همچنان در میان اکثریت مردان ایرانی با شدت و ضعف‌هایی وجود دارد در تضاد قرار می‌گیرد، درواقع جامعه و مردان ایران آمادگی پذیرش و مواجهه با این تغییرات را نداشته‌اند و از سوی دیگر زنان امروزی هم صبر و تحمل زنان گذشته را ندارند و اگر تحت ظلم یا اجحاف قرارگیرند به هر قیمتی زندگی مشترک را حفظ نمی‌کنند، کما این‌که زنان در گذشته چنین می‌کردند.»

به اعتقاد او، اگرچه اعلام آمار طلاق در ایران اغلب برای همه نگران‌کننده است و به آن به‌عنوان یک آسیب اجتماعی نگاه می‌کنند اما به‌طورکلی نباید به بهانه ضرورت حفظ خانواده، جلوی طلاق را گرفت، بلکه باید برای کاهش و پیشگیری از آن اقدام کرد چرا که پایین بودن آمار طلاق در جامعه‌ای الزاما به این معنا نیست که آن جامعه سلامت است بلکه تداوم ازدواج‌هایی که در آنها رابطه عاطفی دو نفر به پایان رسیده می‌تواند پوسته‌ای بیرونی بر مجموعه‌ای از آسیب‌های درونی باشد که به مراتب خطرناک‌تر از طلاق است. خیانت و رواج روابط موازی زوجین با افرادی غیرهمسران‌شان، همزمان با زندگی مشترک، تنها یکی از پیامدهای ادامه ازدواج‌های شکست خورده است.

معیدفر، در بخش دیگری از حرف‌هایش، از تلقی نادرست دیگری درباره طلاق می‌گوید: «اینکه می‌گویند اگر روند طلاق گرفتن در ایران سخت‌تر شود از تعداد مخاطبان به‌ویژه افرادی که با طلاق توافقی ازدواج می‌کنند، کاسته می‌شود ، برداشت و نتیجه‌گیری درستی نیست چرا که سخت‌شدن فرآیند طلاق به مجموعه‌ای از آسیب‌های اجتماعی بیشتر مانند خیانت و در اوج آن همسرکشی منجر می‌شود.» نکته کلیدی که جامعه‌شناسان در ارتباط با موضوع طلاق در ایران به آن اشاره می‌کنند، مواجهه با واقعیت طلاق به‌عنوان یک اتفاق در طول زندگی مشترک افراد و درواقع نگاه واقع‌بینانه به این پدیده و اصلاح فرهنگ جامعه در مواجهه با پدیده طلاق است: «به این معنا که افراد بپذیرند که طلاق یک اتفاق در مسیر زندگی آنها بوده اما به معنای نقطه پایان برای زندگی مشترک نیست.» به این ترتیب افراد می‌توانند پس از طلاق زندگی مشترک دیگری را تجربه کنند. درحال حاضر افراد پس از یک بار تجربه طلاق با پیامدهای اجتماعی مثل برچسب«مطلقه» مواجه هستند و از سوی دیگر میل به ازدواج گریزی در آنها به وجود می‌آید و نتیجه‌گیری‌شان این است که اگر شکست خورده‌اند به دلیل ازدواج بوده و به همین دلیل تنها زیستی و تجرد را انتخاب می‌کنند.

«باقر ساروخانی»، جامعه‌شناس در تحلیل موضوع طلاق در ایران، جامعه پراگماتیست (یا عملگرا) را معرفی کرده و می‌گوید: «میزان طلاق کم، لزوما نشانه سلامت آن جامعه نیست. برای مثال در زمان قاجار میزان طلاق و جدایی خیلی پایین بود، چرا که زنان به «شروع زندگی با لباس سفید و پایان زندگی با کفن سفید» باور داشتند. در نتیجه افراد خود را مجبور به تحمل زندگی مشترک می‌کردند. جامعه پراگماتیست، جامعه‌ای است که در آن انسان به تعریف تازه‌ای از زندگی رسیده است. در این جامعه افراد بر این باورند که زندگی بازگشت‌پذیر و تکرارپذیر نیست و باید از آن استفاده کرد و لذت برد، در نتیجه هنگامی که الزامی به ماندن در یک خانواده وجود ندارد، فرد باید خانواده خود را تغییر دهد تا به خانواده‌ای برسد که نیازهایش در آن به‌طور کامل ارضا شود.»

آمار ازدواج مجدد پس از طلاق برای زنان و مردان در ایران یکسان نیست. براساس آماری که چندی پیش در همین زمینه توسط «مرتضی باقری»، قائم مقام وزیر کشور در امور فرهنگی اعلام شد نتایج یک تحقیق نشان می‌دهد ٩٠‌درصد زنان پس از طلاق دیگر ازدواج نمی‌کنند درحالی‌که این آمار برای مردان ١٠‌درصد است و ٩٠‌درصد آنها پس از طلاق دوباره ازدواج می‌کنند.

افزایش طلاق به معنای فروپاشی خانواده است؟

بیش از دو دهه است که طلاق در ایران شدت گرفته و روند افزایشی آن برای خیلی‌ها نگران‌کننده است، از جامعه‌شناسان گرفته تا سازمان‌های دولتی اجتماعی. سازمان ثبت احوال، دو ماه پیش هم آماری اعلام کرد که نشان می‌داد هر ساعت ١٩ طلاق در ایران ثبت می‌شود. انتشار این خبرها بر نگرانی‌ها درباره وضع حال و آینده خانواده در ایران افزوده‌ است و کم نیستند افرادی که روند افزایشی طلاق در ایران را نشانه‌ای دال بر «فروپاشی خانواده» می‌دانند. اما آیا خانواده در ایران رو به فروپاشی است؟
جامعه‌شناسان دراین‌باره و در پاسخ به این پرسش با احتیاط بسیار زیاد صحبت می‌کنند و می‌گویند افزایش آمار طلاق در جامعه الزاما به معنای فروپاشی نهاد خانواده نیست. یکی از آنها «حمیدرضا جلایی‌پور»، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه تهران است که چند ماه پیش در نشستی تخصصی که در موسسه رحمان برگزار شده بود، ادعای فروپاشی خانواده در ایران را به چالش کشید و مورد انتقاد قرار داد.
به گفته او: «برخی روان‌شناسان و جامعه‌شناسان معتقدند که در جامعه ما خانواده درحال فروپاشی است و از این بابت نگران هستند اما به نظر من محکم‌ترین نهاد در جامعه کنونی خانواده است و به نظر من فروپاشی یک حرف تند است.» جلایی‌پور به نتایج تحقیقاتی که با کمک ١٥ دانشجوی دکترا روی ٣٠٠ خانواده انجام داده، استناد و تأکید کرد: «‌نتایج نشان می‌دهد هنوز نهاد خانواده در ایران قوی است.»

از نگاه معید‌فر هم افزایش آمار طلاق بیش از آن‌که نگران‌کننده باشد از تغییرات اجتماعی در ایران خبر می‌دهد و شیب تند طلاق در ایران به دلیل شرایط خاص اجتماعی این مقطع زمانی است و به این معنی نیست که این روند آن‌قدر ادامه پیدا می‌کند که اصولا نهاد خانواده به کلی در ایران فرو پاشیده شود.
او به «شهروند» می‌گوید: « خانواده ما هم مثل جامعه ما درحال گذار از یک وضع به وضع دیگری است و افزایش آمار طلاق هم ناشی از همین تغییرات است. وضع قبلی خانواده تابع ارزش‌ها، قوانین و مقررات و عرف اجتماعی بوده است اما خانواده‌ای که حالا افق خودش را نشان می‌دهد مولفه‌هایش تغییر کرده است. برای مثال روابط بین طرفین در خانواده از شکل روابط یک‌سویه که در گذشته از طرف مرد به سمت زن بوده تغییر کرده و نظم جدید زندگی خانوادگی را دو سویه می‌بیند و براساس عقلانیت و اخلاق و حفظ حقوق متقابل تعریف می‌کند.»
به گفته معیدفر، تغییرات اجتماعی در جوامع پیچیده‌اند. بخشی از این فرآیند را می‌توان با توجه به تجربه‌های مشابه جوامع دیگر و همچنین نظریه‌های آزموده شده و تکرارپذیر پیش‌بینی کرد اما کسی به قطعیت نمی‌تواند بگوید چون آمار طلاق افزایش یافته پس خانواده در ایران دچار فروپاشی شده است و این یک تحلیل و برداشت ساده‌انگارانه از اصل موضوع است.

منبع : tanzimekhanevadeh

====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ======

بمنظور دسترسی سریع تر به مطالب دلخواه خود، پرشین طب را از طریق لینک زیر در اینستاگرام دنبال کنید:

Instagram

382
منتشر شده در520 روز پیش