اهمیت قضاوت دیگران

فروش فایل فروشگاه شاپ می نو
امار سایت
  • افراد آنلاین : 30
  • ورودی گوگل : 862
  • تعداد کل مطالب : 3520
  • بازدید امروز : 12734
  • بازدید دیروز : 21673
  • بازدید این هفته : 97031
  • بازدید این ماه : 55025
  • بازدید کل : 6816941
ghezavate digaran persianteb

سعی کنیم تنها بر اساس شواهد درباره دیگران قضاوت کنیم

به احتمال زیاد این آگهی تلویزیون را دیده اید که در مطب یک متخصص، پسر جوانی با تعجب به تابلوهای نصب شده روی دیوار نگاه می کند و گاهی با دست گذاشتن روی بعضی تصاویر از پدرش می پرید: «این چیه؟» پدرش هم با خونسردی و لبخند برای مثال جواب می دهد:«کوه» و ماجرا ادامه پیدا می کند. همه افرادی که در مطب نشسته اند با تاسف یا دلسوزی شاهد ماجرا  هستند. بالاخره یکی شان طاقت نمی آورد می پرسد:«چرا نمی بریدش دکتر» که منظورش روانشناس است. مرد با لبخند جواب می دهد:«امروز اولین روزیه که پسرم در زندگی می بینه. تازه پانسمان چشم هایش را باز کرده ایم.» شاید این یکی از خلاقانه ترین آگهی های اخلاقی است که بدون شعار و نصیحت مستقیم، پیامش را می رساند. البته استثنائا چشم مان را روی این مسئله می بندیم که این آگهی کپی یک آگهی خارجی است.

کار سخت و غیر قابل تحملی به نظر می رسد؛ اینکه یک گوشه آرام و بی حرکت بنشینیم و درباره دیگران قضاوت نکنیم. اینکه مردم برای مثال چطور می توانند این قدر بخوابند، چطور می توانند این طور بخندند، چه طور این قدر بی پروا حرف می زنند، چطور این همه پول در می آورند، چطور بچه هایشان را تربیت می کنند و… چطور این قدر کار می کننئ، چطور این قدر شادند، چطور غم ندارند، آخرش چطور می شود و… خلاصه اینکه تمام مدت این چطورها و مگرها ذهنمان را درگیر می کنند و تا یک حکم قطعی ندهیم هم خیالمان راحت نمی شود. شاید خیلی دشوار یا غیر ممکن باشد که درباره دیگران یا موضوعی قضاوت نکنیم اما حداقل می توانیم طوری این کار را انجام دهیم که کارمان به قضاوت نادرست و عجولانه نکشد. بهتر است به قاضی درونمان فرصت بیشتری دهیم تا بتواند با در نظر گرفتن همه مدارک و شواهد قضاوت کند.

هیچ راه فراری وجو ندارد. ما همه جا بدون اینکه بخواهیم یا قضاوت می کنیم یا قضاوت می شویم. از کودکی افراد تاثیرگذاری مثل پدر و مادر، خواهر، برادر و معلم مدرسه ما را قضاوت می کنند و در نوجوانی، جوانی و بزرگسالی هم دوباره از طرف گروه همسالان، افراد فامیل، دوست و… قضاوت می شویم. این قضاوت کردن از کو.دکی در وجود همه ما جای خودش را پیدا می کند. از کودکی به دلیل رفتارهای تربیتی رگه هایی از وسواس فکری در بیشتر آدم ها به وجود می آید تا ناخودآگاه در ذهنش دسته بندی و طبقه بندی هایی درست کند و همه چیز را بر اسا آن الگوی تربیتی در طبقه های ساخته شده جا دهد. اگر کسی با ان الگوها نخواند و در آن طبقه ها جای نگیرد، ناخودآگاه قضاوت می شود. ناخودآگاه از نظر روانی می خواهیم مدام محیط را کنترل کنیم، به همین دلیل شاید هیچ راهیی برای قضاوت نکردن و قضاوت نشدن وجود نداشته باشد.

برای قضاوت هوشمندانه چه نکته هایی را باید رعایت کرد؟

کارشناسان معتقدند یک قضاوت  بی دلیل و تند و تیز عواقب بد و ناراحت کننده ای به دنبال دارد. هر چه نوک پیکان قضاوت تیزتر باشد، قضاوت کننده و قضاوت شونده آسیب بیشتری می بینند اما حتما راه هایی برای شناخت قاضی درون و هوشمندانه قضاوت کردن وجود دارد. اول سوال های زیر را از خودتان بپرسید.
به من ربطی دارد؟ آیا موضوعی که می خواهیم قضاوت کنیم به ما مربوط می شود.
چقدر به موضوع اشراف و احاطه داریم؟ آیا شنیده هایمان همه مستند هستند یا فقط بر اسا یک سری حرف تو خالی باید قضاوت کنیم.
خودمان چطور؟ آیا یقین داریم که موضوعی که می خواهیم قضاوت کنیم درست است یا نه
شخص قضاوت شونده را چقدر می شناسیم؟ اگر ان شخص از فامیل درجه یک مثل خواهر و برادر و پدر و مادر است قطعا کار ارحت تری داریم اما نسبت به بقیه باید حتما این نکته اساسی را در نظر بگیریم؛ از خودمان بپرسیم آن شخص را چقدر می شناسیم.
چه عواقبی دارد؟ قبل از قضاوت و نتیجه گرفتن و حکم کلی صادر کردن حتما یک چشم اندازی از آینده هم داشته باشید. ممکن است با یک قضاوت نادرست دوستی چند ساله را خراب کنید. شاید باعث رنجش و ناراحتی کسی شوید یا حتی ممکن است قضاوت شما عواقب سخت تر و غیر قابل باوری داشته باشد.
قاضی چه کسی است؟ مهم ترین نکته شاید همین است. اینکه خود قاضی کیست و چقدر صلاحیت دارد که درباره شخص و موضوعی قضاوت کند. اگر همه این نکته ها را در نظر بگیریم شاید هیچ وقت به فکر قضاوت کردن نیفتیم و شب راحت تری داشته باشیم.

ریشه کنی!

میانه ایستادن بهترین روش برای از بین بردن قضاوت های سطحی و بی دلیل است. همیشه، بیشتر قضاوت ها از ایستادن روی نقطه صفر و صد شروع می شود. اگر عادت کنیم بین این دو نقطه برای مثال ۵۰ بایستیم با تعادل بهتری می توانیم رای صادر کنیم.
مثال: شما امروز برای دوست تان پیامکی پر از مهر و محبت می فرستید اما او فقط با یک کلمه ممنون جواب تان را می دهد. اولین رای که صادر می کنید این است که؛«چقدر خودش را می گیرد». بعد از چند دقیقه به این نتیجه می رسید که حتما به خاطر آن حرفی که زده ام ناراحت شده؛ پس می گویید؛«چقدر زودرنج و نازنازی است». بعد از چند دقیقه شدت ناراحتی تان بیشتر می شود و حتی برای خودتان حکم هم صادر می کنید؛«او لیاقت دوستی مرا ندارد. پس دیگر کاری به کارش ندارم.» دقت کنید فقط در چند دقیقه و بدون دلیل و فقط با استادن روی نقطه صفر یا صد پایه و بنیان یک دوستی را با تبر قطع می کنید. در حالی که می توانید با یک راهکار ساده بدون اینکه خودتان را به زحمت بیندازید و حکمی بدهید جواب بهتری از پیامک به دوست تان بگیرید. اما چه کار باید کرد؟

لطفا حرف بزنید

اگر فرهنگ گفت و گو و مذاکره را کمی جدی تر اجرا کنیم، شاید هیچ وقت سراغ قضاوت نرویم. برای همان مثال بالا اگر همان موقع که جواب درستی دریافت نکردید، قبل از هر نوع قضاوت و فکرهای بی دلیل، تلفن را بردارید و یک زنگ به دوست تان بزنید. برای مثال از او بپرسید که چرا این طوری جواب داده و مشکل چیست؟ مطمئنا در گفت و گو حرف هایی زده می شود که جایی برای قضاوت نمی گذارد. البته این گفت و گو روشن و شفاف باشد تا همه زوایای تاریک روشن شود و هیچ نقطه تاریکی برای قضاوت جا نماند.

یقه گیری

یکی از کارهایی که جلوی قضاوت سریع را می گیرد این است که اول با خودمان دست به یقه شویم. اینکه قبل از هر گونه قضاوت کردن و حکم دادن خودمان را در شرایط آن فرد و عملی که انجام می دهد بگذاریم. باید با دقت و موشکافانه به موضع نگاه کنیم و از خودمان بپرسیم که اگر کا در این موقعیت بودیم چه می کردیم. یک ضرب المثل قدیمی می گوید قبل از اینکه درباره راه رفتن کسی قضاوت کنی کمی با کفش های او راه برو. شاید همان کار را انجام می دادیم یا حتی عمل و واکنشی بدتر از آن فرد از خودمان نشان می دادیم. تحقیقات نشان داده بعد از این یقه گیری ها قاضی درون کم زورتر می شود و بی رمق تر سراغ قضاوت می رود یا شاید اصلا توانی برای قضاوت نداشته باشد.

قضاوت گرها را بشناسید

افراد بی اعتماد، عجول، عیب جو، حسود، بی اعتماد به نفس، کمرو و افرادی که دچار وسواس فکری هستند بیشتر از بقیه قضاوت می کنند. افراد حسود البته در صدر این گروه قرار می گیرند. این افراد همیشه به دلیل ضعف شخصیتی طرف مقابل را قضاوت می کنند. افراد کمرو همیشه کسانی را که به راحتی در جمع صحبت می کنند قضاوت کرده و معتقدند آنها به دلیل پررویی خیلی راحت حرف می زنند و آنها را به نمایش بازی کردن و جلب توجه کردن متهم می کنند و نتیجه می گیرند که این افراد متوهم و خودبین هستند. افراد عجول همیشه قاضی آدم های صبور و با برنامه هستند. بی اعتماد به نفس ها هم مدام دنبال لغزش از طرف کسانی هستند که اعتماد به نفس بالایی دارند تا قضاوت شان را انجام دهند. برای مثال اگر کسی زیبایی های خودش را نمی بیند در مواجهه با یک فرد زیبا سریع سراغ کارهایی که کرده می رود اولین جمله ای که این افراد درباره فرد مورد نظر می گویند این است؛«این آدما رو باید صبح که از خواب بیدار میشن تماشا کرد. اون موقع است که قیافشون دیدن داره»

وقت قبلی برای فکر کردن!

برای خودتان وقت و زمان کافی بخرید. قرار نیست به قضاوت سریع شما جایزه و پاداشی بدهند. مهم ترین نکته در رعایت فرهنگ گفت وگو و بعد قضاوت کردن این است که از طرف مقابلتان وقت بخواهید؛ برای مثال اگر با او صحبت کردید و به نتیجه ای نرسیدید، همان جا و با قاطعیت لازم نیست حکم تان را صادر کنید به جمله های «من به این موضوع فکر می کنم» یا «شاید شما درست بگویید»، می توانید با فرصت و حوصله بیشتری موضع را واکاوی کنید. اگر در فرهنگ محاوره ای این جمله «شاید زود قضاوت کردم» جا بیفتر، نصف مشکلات روابط انسان ها حل می شود. اگر بچه ها این رفتار را در خانه از پدر و مادر و  در مدرسه و دانشگاه از معلم و استاد ببینند، دیگر آن طبقه های ذهنی را فراموش می کنند.

یک قدم مورچه ای

آن بازی قدیمی«مادام، یس» را یادتان می آید. همان که برای رسیده به هم باید از قدم های فیلی و مورچه ای و خرگوشی استفاده می کردیم. اگر بدون ترس قدم فیلی بر می داشتیم و مثل خرگوش می پریدیم، می باختیم و از بازی بیرون می رفتیم اما در پایان کسی برنده بود که با قدم های مورچه ای همه مسیر را طی می کرد و زودتر به خط پایان می رسید. برای قضاوت درست و  هوشمند هم باید مراقب قدم هایمان باشیم. اگر با قدم های فیلی خیلی زود به پایان ماجرا برسیم چیزی جز پشیمانی نصیب مان نمی شود. قدم های مورچه ای شاید خسته کننده و حوصله سر بر باشند اما می توانند باعث قضاوتی هوشمندانه و دریت و بی عواقب ناراحت کننده باشند. همیشه حواستان باشد برای رفتن از نقطه  الف به ب باید مسیر را با فکر و دلیل طی کنید. یک قاضی در محکمه عدالت بدون عجله و با اشراف به همه مستندات تصمیم می گیرد و با صبر جلو می رود. نتیجه گرفتن مهم نیست. حکم دادن کار سختی نیست. این مهم است که نتیجه ای گرفته می شود و چه حکمی از آن محکمه درونی ییرون نی آید.

1,484
منتشر شده در743 روز پیش