انواع گیرنده ها و محرک های درد

فروش فایل فروشگاه شاپ می نو
امار سایت
  • افراد آنلاین : 10
  • ورودی گوگل : 391
  • تعداد کل مطالب : 3531
  • بازدید امروز : 5280
  • بازدید دیروز : 23758
  • بازدید این هفته : 53490
  • بازدید این ماه : 124994
  • بازدید کل : 6886911

انواع گیرنده ها و محرک های درد

ممکن است در طول روز بر اثر فعالیت هایی که انجام می دهیم و یا تحریک مجرک های عصبی ما دچار درد در ناحیه های مختلف بدن شویم . هر موجود زنده ای ممکن است درد را تجربه کرده باشد . درد ها معمولا احساس ناخوشایندی به افراد می دهد که این امری کاملا طبیعی است . اما هیچگاه کسی به علت هایی درونی ای که می تواند یه نوع درد را ایجاد کند نمی اندیشد. ما امروز میخواهیم در این مقالبه در خصوص انواع گیرنده ها و محرک های درد توضیح دهیم.

پایانه های عصبی آزاد (Free nerve endings)

پایانه های عصبی آزاد، گیرنده های فاقد کپسول و میلین هستند که تقریبا در اکثر نواحی بدن یافت می شوند. این گیرنده ها به تحریکات مکانیکی، دما (گرما یا سرما) و مواد شیمیایی مضر پاسخ می دهند. فیبر عصبی آنها درد را به سیستم عصبی مرکزی انتقال می دهد تا از آسیب بیشتر بافتی جلوگیری گردد. بنابراین انتهاهای عصبی آزاد، گیرنده های درد هستند که نوسیسپتور (Nociceptor) نامیده می شوند.

برخی از نواحی بدن که دارای انتهاهای عصبی آزاد هستند:

*پوست

*عضلات

*تاندون ها

*پریوست

*رباط ها

*کپسول مفصلی

*جدار شریان ها

*غشاء های مخاطی و سروزی

*احشاء (مانند قلب، معده، روده باریک، روده بزرگ، مجاری صفراوی و رحم)

*مننژ (پرده های مغز و نخاع)

*پریوست

*داس و چادرینه جمجمه

علل درد (Causes of pain)

بعضی از عوامل مهم تحریک گیرنده های درد یا فیبرهای درد عبارتنداز:

*اسپاسم های عضلانی

*اسپاسم های عروقی

*ضایعه بافت به هر علتی که ممکن است درارتباط با موارد زیر باشد:

**ایسکمی (کاهش خونرسانی بافت)

**فعالیت های شدید بدنی

**تغییرات دمای شدید

**ضایعه مستقیم بافت

**تومورها

**خونریزی

**به علت یک بیماری خاص

**عفونت

**اسکار بافتی و چسبندگی ها

**سوختگی ها

*التهاب

*گیرافتادن اعصاب محیطی

انواع گیرنده ها و محرک های درد

برخی از گیرنده های حساس به درد (نوسیسپتورها) که دارای انتهاهای عصبی آزاد هستند شامل:

*گیرنده های درد مکانیکی (Mechanical nociceptor) که به آسیب مکانیکی بافت یا فشار مکانیکی شدید پاسخ می دهند.

*گیرنده های درد دما (Thermal nociceptor) به تغییرات بسیار شدید دما حساس هستند که خود به دو دسته تقسیم می شوند:

**گیرنده های درد گرما (Heat nociceptor)

**گیرنده های درد سرما (Cold nociceptor)

*گیرنده های درد شیمیایی (Chemical nociceptor) به مواد شیمیایی مختلف واکنش نشان می دهند. برخی از این مواد ممکن است هیستامین، پروستاگلاندین ها،سروتونین، آنزیم های پروتئولیتیک، برادی کنین و یون های پتاسم باشد.

نکته ای که باید توجه داشت این است که بیشتر گیرنده های درد به بیش از یک نوع محرک درد حساس هستند.

تحریک پایانه عصبی آزاد توسط عوامل مختلف در شکل زیر (نورون دوم جهت صعود به مغز در نخاع به طرف مقابل می رود):

بعضی از مواد شیمیایی همانند آنزیم های پروتئولیتیک به طور مستقیم به انتهاهای عصبی آزاد صدمه می زنند، درحالی که موادی چون برادی کنین و برخی از پروستاگلاندین ها بدون اینکه ضایعه ای در گیرنده ها ایجاد کنند، فقط موجب تحریک بسیار شدید آنها می گردند.

انواع درد (Types of pain)

درد را می توان به دو نوع اصلی تقسیم کرد:

*درد حاد (Acute pain) یا درد سریع (Fast pain)

*درد مزمن (Chronic pain) یا درد آهسته (Slow pain)

درد حاد (Acute pain): این نوع از درد به نام های دیگری چون درد سوزنی، تیز و الکتریکی نیز شناخته می گردد. مدت زمان ایجاد درد حاد پس از اثر یک محرک درد، یک دهم ثانیه است. فیبرهای A-دلتا در هدایت درد سریع یا حاد نقش دارند. بریدگی پوست، فرو رفتن یک شئ تیز در آن و شوک الکتریکی در ناحیه پوست مثال هایی از عوامل ایجاد درد حاد هستند. معمولا در بافت های عمقی این نوع از درد احساس نمی شود.

درد مزمن (Chronic pain): نام های دیگری که برای این نوع از درد به کار می رود شامل درد آهسته، سوزشی، تهوع آور و مبهم است. شروع درد آهسته پس از اثر محرک درد، بعد از یک ثانیه یا بیشتر است. از ویژگی های دیگر درد آهسته این است که با گذشت زمان، شدت آن افزایش می یابد. فیبرهای C در انتقال درد آهسته نقش دارند. درد آهسته ممکن است تقریبا در هر نوع از بافتی همانند پوست، عضلات، مفاصل، احشاء (معده، قلب، روده، کلیه ها و …) ایجاد شود.

فیبرهای درد (Pain fibers)

دو نوع فیبر عصبی جهت انتقال پیام ها از گیرنده های حسی مربوط به انتهاهای عصبی آزاد وجود دارد:

*فیبرهای A-دلتا که دارای میلین ظریف هستند

*فیبرهای C که بدون میلین اند

سرعت انتقال پیام توسط فیبرهای A-دلتا به سیستم عصبی مرکزی حدود ۱۵ الی ۳۰ متر در ثانیه است. فیبرهای C به علت نداشتن میلین، سرعتی در حدود نیم الی دو متر در ثانیه دارند. درد حاد (Acute pain) که درد سریع، سوزنی و تیز نیز خوانده می شود ازطریق A-دلتا منتقل می گردد. درد آهسته که به عنوان درد مزمن (Chronic pain)، درد مبهم و سوزشی نیز نامیده می شود توسط فیبرهای C انتقال می یابد.

اگر یک تحریک دردناک ناگهانی به پوست اعمال شود، دو نوع درد ایجاد می کند:

*در ابتدا یک درد سوزنی حاد به وجود می آید که توسط فیبرهای A-دلتا به نخاع منتقل می شود. به علت سرعت زیاد این فیبرها، عکس العمل سریع در فرد ایجاد می شود تا خود را از محرک دردناک دور کند.

*پس از یک الی چند ثانیه، درد سوزشی آهسته به وجود می آید که انتقال آن به طناب نخاعی توسط فیبرهای نوع C صورت می گیرد.

دردهای سوزشی آهسته با گذشت زمان شدیدتر می گردند (مثلا درد ناشی از احشاء یا اندام های داخلی). این دردها در بسیاری از موارد غیر قابل تحمل هستند.

مسیر فیبرهای درد از طناب نخاعی به سیستم عصبی مرکزی (CNS)

دو نوع فیبر درد A-دلتا و C، پیام های درد را از اندام های فوقانی، تحتانی، تنه و احشاء یا اندام های داخلی (به غیر از فیبرهای دردی که ازطریق اعصاب مغزی منتقل می شوند) به گانگلیون های ریشه خلفی نخاع ارسال می کنند. این فیبرها در نخاع به طرف بالا یا پایین می روند (یک الی سه سگمان نخاعی و در راه خلفی جانبی لیسوئر). فیبرهای درد درنهایت در شاخ خلفی (Posterior horn) نخاع پایان می یابند.

مسیر فیبرهای A-دلتا در سیستم عصبی مرکزی (CNS)

فیبرهای A-دلتا در لامیناهای I و V شاخ خلفی پایان می یابند. لامینای Iهمان تیغه حاشیه ای (مارژینال) است. لامیناهای I و V درارتباط با سیگنال های درد سریع (حاد) هستند. مسیر فیبرهای A-دلتا به دیگر بخش های دستگاه عصبی مرکزی ازطریق راه اسپاینوتالامیک (دستگاه قدامی-جانبی) صورت می گیرد. بنابراین، این فیبرها جهت صعود، ابتدا در نخاع تقاطع می کنند (به عنوان دومین نورون). مسیر اکثر فیبرهای درد A-دلتا پس از تقاطع در نخاع به تشکیلات مشبک (Reticular formation) تنه مغزی است. برخی از فیبرها به طور مستقیم به تالاموس و سپس به قشر مغز می روند.

فیبرهای A-دلتا از تشکیلات مشبک به نواحی زیر می روند:

*تالاموس

*هیپوتالاموس

*نواحی دیگر دیانسفالون که درارتباط با عناصر اطراف بطن میانی (بطن سوم) است

*مخ

مسیر فیبرهای C در سیستم عصبی مرکزی (CNS)

این فیبرها بیشتر به لامیناهای II و III شاخ خلفی نخاع می روند که مربوط به سیگنال های درد آهسته است. لامینای II همان ماده ژلاتینی (Substantia gelatinosa) است. سپس بیشتر سیگنال ها ازطریق یک یا چند نورون که دارای فیبرهای کوتاه هستند به میزان بیشتری در لامینایV ختم می گردند. از لامینای V با نورون های بعدی که دارای آکسون های بلند هستند سیناپس داده، که این آکسون ها ابتدا در نخاع به طرف مقابل رفته و در راه اسپاینوتالامیک (سیستم قدامی-جانبی) سیر می کنند که اکثر آنها در تشکیلات مشبک (RF) تنه مغزی پایان می یابند. البته اندکی از فیبرها بدون اینکه به طرف مقابل نخاع روند از همان طرف نخاع به سمت مغز صعود می کنند.

تعداد زیادی از فیبرهایی که به تشکیلات مشبک می روند به تالاموس ارسال می گردند که سپس از این قسمت به قشر مغز و نواحی دیگر مغزی می روند.

درک درد

مناطقی از سیستم عصبی مرکزی که بیشتر در درک درد نقش دارند عبارتنداز:

*دستگاه مشبک (RF)

*تالاموس

*برخی از مراکز دیگر در پایین قشر مغز

*قشر مغز

حتی درصورت انهدام کامل قشر مغز، توانایی فرد جهت درک خودآگاه درد ازبین نمی رود. البته برخی بر این عقیده اند که قشر مغز نقش مهمی در تغییر کیفیت درد دارد.

منبع : cns-pns.persianblog

861
منتشر شده در787 روز پیش