آسیب های اجتماعی طلاق

فروش فایل فروشگاه شاپ می نو
امار سایت
  • افراد آنلاین : 16
  • ورودی گوگل : 35
  • تعداد کل مطالب : 4458
  • بازدید امروز : 6798
  • بازدید دیروز : 15542
  • بازدید این هفته : 69306
  • بازدید این ماه : 290931
  • بازدید کل : 5155851
مسئله طلاق

مسئله طلاق و بلایی که بر سر کودکان می آید

پرشین طب – مشاوره خانواده | به گزارش پرشین طب؛ می خواهیم در این نوشته در مورد مسئله طلاق و بلایی که بر سر کودکان می آید صحبت کنیم ، آسیب شناسی طلاق باید انجام شود. مسئله طلاق مسئله بزرگی می باشد که در این دوران رخ می دهد. عدم پایبندی زوجین در مواجه با مشکلات زندگی هستیم. در صورت تمایل با پرشین طب همراه باشید.

مسئله طلاق و بلایی که بر سر کودکان می آید

جوامع امروزی از معضل طلاق رنج می برند و راهکارهای جلوگیری از این آسیب اجتماعی را دغدغه خود می دانند.پدیده جدایی با توجه به روند روبه رشد خود نیازمند توجه ویژه ای است.
روزی روزگاری در جامعه ما کمتر خانواده ای را می دیدیم که دچار فروپاشی شوند.مسئله طلاق آنقدر هولناک به نظر می رسد که بسیاری از خانواده ها حتی به دختران خود سفارش می کردند که رفتن به خانه بخت با لباس سفید صورت می گیرد و باید اینقدر با همسر خود زندگی کنی که موهایت هم مثل دندانهایت سفید شود و برگشتی در کار نیست.اما حالا شرایط اندکی فرق کرده و متأسفانه با نگاهی کوتاه به آمار طلاق به این وضعیت پی می بریم. بر اساس آخرین آمارها تقریبأ نیمی از ازدواج هایی که در شهرهای کشور صورت می گیرد بعد از مدتی به جدایی کشیده می شود و آسیب بزرگی را بر دوش جامعه می گذارد. برای مسئله طلاق به عنوان یک آسیب اجماعی ضروری است تا ابتدا تعریفی از آن ارائه دهیم. به طور کلی از نظر کارشناسان حوزه اجتماعی طلاق درواقع ایجاد اختلال در روابط زناشویی که در نهایت به انحلال رابطه همسری منجر می شود ، گفته می شود. علم حقوق هم تعریفی از جدایی دارد این علم از زندگی زناشویی به عنوان یک قرارداد یاد می کند که اگر این قرارداد بعد از مدتی بین زوجین فسخ شود طلاق صورت می گیرد.از آنجایی که حفظ جریان زندگی زوجین از دغدغه های امروزی محسوب می شود لذا در این مقاله سعی داریم تا به بررسی این معضل اجتماعی بپردازیم و راهکارهایی را برای جلوگیری از آن ارائه دهیم که شاید کارگشا باشد.

اما چرا طلاق؟ / از رابطه احساسی تا جدایی

معظلات امروز زندگی ما در برخی از موارد آنقدر زیاد می شود که دیگر راهی برای ادامه نیست و اینجاست که مسئله طلاق با پذیرش تمامی ابعاد آن برای زوجین پیش می آید. این امر به عنوان حلال ترین مکروه دین اسلام همواره از صدر آن تاکنون جاری بوده و ادامه دارد لذا در ابتدا هرچه راهکار برای آن ارائه شود در برخی موارد اگر جدایی صورت نگیرد امکان ادامه هم وجود ندارد و ممکن است به روند بدتری تبدیل شود. دین اسلام اگرچه با طلاق مخالف است با بررسی احادیث و روایت ها همواره در پی ارائه راهکارهایی بود تا از آن جلوگیری نماید اما به عنوان آخرین راه از طلاق زوجین یاد می کند و حتی در برخی از موارد آن را چاره جویی می داند. با نگاه اجمالی به این مسئله می فهمید چرایی آن، کار چندان دشواری نیست. کارشناسان این حوزه بیش از ۳۰ مورد از دلایل طلاق را مطرح کرده اند که در اینجا به مهمترین آنها اشاره می کنیم.

مسئله طلاق

مسئله طلاق

فرزندان طلاق کمتر موفق به تحصیل و کسب مدارج بالا می شوند و برخی از موارد به علت آنکه همواره باید در خصوص علت جدایی پدر و مادر توضیح دهند یادآوری دعواها برای آنها سنگین است و اگر در سنین پایین باشند دچار افسردگی می شوند

بسیاری از زوجین در حین ازدواج صرفأ با توجه به احساسات خود و ابراز عشق و علاقه به یکدیگر زندگی را آغاز می نمایند و می گویند مسئله مالی که مهم نیست اما زمانی در مسیر ادامه حیات دو نفره خود گام بر می دارند ، فشار اقتصادی بر زندگی آنها غالب می شود  و اینجاست که دعواها آغاز و در نهایت دیگر ادامه برایشان سخت است و دم از طلاق می زنند. برخی ها معتقدند که بیشتر طلاق ها، عدم شناخت زوجین از مسائل عاطفی و حتی جنسی است که به نحوی آنها را روز به روز از هم دورتر می کند. اعتیاد همسر نیز یکی دیگر از دلایل اصلی خواهد بود و درصورت اعتیاد هریک طرف مقابل دیگرآینده روشنی را برای خود تصور نمی کند در نتیجه پایان زندگی را بهتر می داند. ازدواج در سن پائین نیز با توجه به شرایط اجتماعی فعلی و با گسترش فعالیت شبکه های اجتماعی مجازی و ایجاد حس تنوع طلبی در جوانان می تواند خطر آفرین باشد، یعنی جوان به علت اقتضای سنی و حس کنجکاوی به این شبکه ها رجوع می کند و با افرادی آشنا می شود که شاید از نظر تیپ و ظاهر با همسرش متفاوت باشد لذا از همسر خود فاصله می گیرد و زندگی به سمت زوال حرکت می نماید. البته در چرایی طلاق ها می توان به عدم انتخاب صحیح بدون شناخت کافی از فرد مورد نظر ، یعنی صرفأ بر اساس ظاهر اشاره داشت که در الویت های بعدی عامل طلاق قرار دارد و از این به عنوان طلاق عاطفی یاد می شود.

چه کسی بیشتر در طلاق آسیب می بینند؟

بسیاری بر این باور هستند که فرزندان طلاق در این معضل اجتماعی از پدر و مادر خود آسیب پذیری بیشتری دارند، شاید این دیدگاه به نوعی درست به نظر برسد اما در طلاق های امروزی هم کاملأ صادق است.شرایط اجتماعی در حال حاضر به سمتی رفته که زوجین بعد از گذشت چند سال زندگی مشترک اقدام به آوردن فرزند می نمایند پس بحث ما به سمتی می رود که زندگی های زود گذر را مورد بررسی قرار دهیم در زندگی هایی که کمتر از یکسال دوام دارد تکلیف چیست؟ مرد بیشتر آسیب می بیند یا زن؟

شاید اندکی باور این مسئله برایمان سخت باشد که مردان از زنان در بحث جدایی آسیب پذیری بیشتری دارند چرا که تصور این است که مرد روحیه قوی دارد و حس فراموشی بیشتر نسبت به زن، البته این مسئله را به نوعی هم باید درست تلقی کرد اما مشکل اینجاست که طلاق موجب می شود تا حس اعتمادگری مرد نسبت به زن بیشتر از دست خواهد رفت و به طور طبیعی دارای تمایل بیشتر نسبت به مسائل جنسی هست که همین مسئله وی را از ازدواج مجدد دور می کند و به سمت رفع نیاز خود از راه های موقتی کشیده می شود. فساد اخلاقی وی افزایش می یابد که این امر می تواند برای او آسیب پذیری بیشتری را به همراه داشته باشد. باطن مردان برخلاف ظاهر وی که نشان دهنده عدم اهمیت جدا شدن  از همسر است دچار اختلال روانی شدید و کمبود های عاطفی می شود و در برخی از موارد روی به اعتیاد برای فراموشی موقت  خلاءهای زندگی خود می آورد. البته در مسئله طلاق زنان هم آسیب های کمی نمی بینند چراکه آنها پشتیبانی مالی کمتری نسبت به مردان دارند و این امر شاید ضربات جبران ناپذیری را بر روح آنها وارد کند. زن مطلقه به نوعی انزوا را برای خود بر می انگیزد و از نظر عاطفی دچار افسردگی می شود و حتی در برخی از موارد از خانواده خود هم دوری می نماید چراکه از حس کنترل و خرج کردن غیرت بیش از حد خانواده برایش دل زده می گردد. نگاه اجتماعی نسبت به وی اندکی تغییر می کند و ممکن است مورد سوء استفاده هایی از جانب برخی مردان قرار بگیرد.

در کنار فرزندان بایکدیگر مجادله نکنید

دین اسلام اگرچه با طلاق مخالف است با بررسی احادیث و روایت ها همواره در پی ارائه راهکارهایی بود تا از آن جلوگیری نماید اما به عنوان آخرین راه از طلاق زوجین یاد می کند و حتی در برخی از موارد آن را چاره جویی می داند

شناخت کافی از طرفین این قرارداد اجتماعی با یک جلسه و حتی دوستی های چند ساله حاصل نمی شود و زندگی زیر یک سقف است که ماهیت اصلی زوجین را نمایان می کند. اگر ناسازگاری در اینجا وجود دارد بهتر است که از آوردن فرزند تا رفع کامل این ناسازگاری خودداری شود، درست است که فرزند زندگی را شیرین می کند اما اگر ناسازگاری بین زن و مرد برطرف نشود تکلیف چیست؟  آیا ادامه حیات صرفأ به خاطر داشتن فرزند کار درستی است و تبعات بعدی ندارد؟ به نظر می رسد زوجین اگر اندکی به تبعات طلاق و آسیب پذیری های آن برای فرزندان و خودشان بیشتر فکر کنند فکر جدایی را از سر خود بیرون می نمایند.

منبع : hidoctor

115
منتشر شده در95 روز پیش
رفتار با فرزندان

رفتار با فرزندان بعد از طلاق

پرشین طب – روانشناسی  کودکان | به گزارش پرشین طب؛ می دانیم زمانی که زوجین از هم جدا می شوند بیشترین لطمه به فرزندان وارد می شود. رفتار با فرزندان بعد از طلاق چگونه باید باشد؟ در این نوشته می خواهیم در مورد رفتار با فرزندان بعد از طلاق نکات طلایی را به شما بگوییم. شما می دانید که زندگی مشترک و جدایی باعث می شود تا به فرزندان آسیب برسید. با پرشین طب به همراه موضوع رفتار با فرزندان بعد از طلاق باشید.

رفتار با فرزندان بعد از طلاق

نقش خانواده را در الگوگیری فرزندان و پذیرفتن نقش‌های مختلف چگونه ارزیابی می‌کنید؟

خانواده مهم‌ترین نقش و تاثیر را در آموزش،‌تربیت و سلامت روحی ـ روانی و جسمانی و شکل گیری شخصیت فرزندان دارد به شرط آن که خانواده واجد شاخص‌هایی باشد. یعنی میان اعضای خانواده تعامل، گفت‌وگو، صمیمیت، صفا و محبت وجود داشته باشد. یعنی خانواده باید کانونی باشد تا همه در آن احساس امنیت کنند و آرامش داشته باشند. نیازهای والدین و فرزندان در آن شکل بگیرد و پاسخ داده شود. در خانواده مطلوب اضطراب، تشویش و تنش جایی ندارد. نکته مهم‌تر این که اگر در خانواده‌ای میان پدر و مادر رابطه صمیمانه وجود داشته باشد، در این خانواده نیازهای عاطفی، روانی و حتی جسمی فرزندان تامین می‌شود. در غیر این صورت، نیازهای روحی ـ روانی فرزندان تامین نخواهد شد. دلیلش هم مشخص است. در ضمن وقتی مادر با پدر رابطه صمیمانه‌ای ندارد، الگوگیری مناسب از سوی دختر خانواده صورت نمی‌پذیرد و طبیعی است این دختر در شکل گیری نقش‌های جنسیتی با مشکل مواجه خواهد شد، درباره پسران نیز چنین است.

برخی زوج‌های ناسازگار می‌گویند فقط به خاطر فرزندان‌شان با هم زندگی می‌کنند. این زوج‌ها می‌توانند نیازهای کودک در خانواده را تامین کنند؟

برخی خانواده‌ها با هم زندگی می‌کنند، اما اولا در خانواده تنش، اضطراب و استرس وجود دارد. ثانیا، بر فرزندان خود منت می‌گذارند که اگر شما وجود نداشتید ما از هم جدا شده بودیم. فرزندان چنین خانواده‌هایی با احساس گناه بزرگی می‌شوند و دائم احساس بدی نسبت به خود دارند و فکر می‌کنند وجودشان عامل بدبختی والدینشان شده است. بنابراین، زوج‌هایی که به دلیل داشتن فرزند از هم جدا نمی‌شوند به شرط آن که رابطه خوبی با همسرشان داشته باشند می‌توانند نیازهای عاطفی و روانی آنها را تامین و فرزندانی سالم‌تربیت کنند.

چه معیارهایی برای طلاق در نظر می‌گیرید؟

ما برای جدایی زوجین سه خط قرمز داریم که در این سه مورد طلاق را توصیه می‌کنیم در بقیه موارد معتقدیم با مشاوره، گفت‌وگو و روان‌درمانی قابل حل و فصل است. نخست آن که یکی از زوجین بخصوص مرد معتاد باشد و از درمانش هم ناامید شده و خود فرد هم انگیزه‌ای برای‌ ترک نداشته باشد. یعنی بگوید «نمی‌خواهم‌ ترک کنم» و این فرد بارها قبلا‌ترک اعتیاد را امتحان کرده و شکست خورده باشد.

دوم این که، زن و بخصوص مرد روابط فرازناشویی داشته و قبح مسأله برایش ریخته شده باشد، یعنی متاسفانه زشتی و گناه مساله خیانت در نظر فرد از بین رفته باشد و او به قباحت خیانت عادت کرده باشد. در چنین موردی هم به شرط آن که فرد قابل اصلاح نباشد طلاق توصیه می‌شود. سوم آن که، زن یا مرد اختلال شخصیت شدید داشته و جان طرف مقابل در خطر باشد؛ برای مثال دست بزن داشته و سازگاری با او امکان‌پذیر نباشد.

پس از طلاق والدین چه ملاحظاتی را بهتر است در نظر بگیرند؟

به والدینی که به هر حال با وجود همه توصیه‌های ما برای ادامه زندگی مشترک از یکدیگر جدا می‌شوند بشدت توصیه می‌کنیم چهره فرد غایب را خراب نکنند. حتی در مواردی باید از یکدیگر تعریف و تمجید کنند. برای مثال پدر بگوید مادرت انسان خوبی بود، اما ما مناسب هم نبودیم و مواردی از این نوع، ولی متاسفانه اغلب، این را نمی‌بینیم. بعد از آن که طلاق اتفاق افتاد هر یک از زوجین سعی می‌کنند تصویری سیاه، تاریک و کدر از دیگری به فرزند معرفی کنند. این مسأله نه به نفع والدین خواهد بود و نه به نفع فرزندان.

رفتار با فرزندان

رفتار با فرزندان

علاوه بر این، در رابطه با طلاق بخصوص به خانم‌هایی که صاحب فرزندی هستند توصیه می‌کنیم اگر استقلال مالی و اقتصادی دارید طلاق بگیرید. به عبارتی، طلاق زمانی کمترین عوارض را دارد که فردی که متصدی نگهداری فرزند می‌شود از لحاظ مالی وضعیت مطلوب و منبع درآمدی داشته باشد. اما اگر مشکلات اقتصادی وجود داشته باشد بعلاوه، فردی که می‌خواهد طلاق بگیرد هیچ برنامه و نقشه راهی برای پساطلاق نداشته باشد، طبیعی است با مشکلات بیشتری مواجه خواهد شد.

نکته دیگر آن که، والدین فرزند را بِلاتکلیف نکنند. متاسفانه دیده شده فرزندان طلاق برای مثال یک ماه نزد پدر و یک ماه نزد مادر هستند. این دوگانگی در ‌تربیت، مشکلات آنها را تشدید خواهد کرد. روال باید به این صورت باشد که یکجا اصل باشد و جای دیگر فرع. بهتر است شرایط مختلف دو محیط هم تا حد امکان یکسان باشد.

فرزندان طلاق در معرض چه آسیب‌هایی قرار می‌گیرند؟

پس از طلاق، هم والدین و هم فرزندان در معرض آسیب‌های جدی از جمله خلأ عاطفی و روانی قرار می‌گیرند و امکان گرفتن تصمیم‌های اشتباه زیاد است. برخی فکر می‌کنند، جایگزینی سریع (ازدواج مجدد) می‌تواند درمان و التیامی بر زخمشان باشد، ولی اگر فاصله زمانی کافی میان طلاق و ازدواج مجدد که توصیه می‌شود شش ماه تا یک سال باشد رعایت نشود و دقت‌های لازم صورت نگیرد با چالش‌ها و مشکلات مضاعفی مواجه خواهند شد. اگر زوجین اجازه دهند آن فاصله زمانی شش ماه تا یک سال سپری شود چه‌بسا به یکدیگر رجوع کنند و با تشخیص و اصلاح اشتباهات گذشته به زندگی مشترک برگردند.

شاخص‌های دیگر طلاق چه هستند؟

شاخص بسیار مهم دیگر در بحث طلاق، سن بچه هاست. اگر فرزندان در سنین کودکی باشند با طلاق سازگاری بیشتری نشان خواهد داد. برای ازدواج مجدد هم همین موضوع صادق است. به این معناکه اگر زن و مردی می‌خواهند دوباره ازدواج کنند در صورتی که بچه‌ها کم سن و سال باشند احتمال سازگاری بیشتر است. بدترین زمان برای ازدواج مجدد و طلاق آن است که فرزندان در سن بلوغ باشند. پس به زوج‌هایی که صاحب فرزند هستند و قصد طلاق یا ازدواج مجدد دارند در شرایطی که فرزندانشان در سن بلوغ هستند توصیه می‌شود از این کار تا مدت معینی اجتناب کنند تا فرد دوران پر استرس نوجوانی را طی کند تا بعدها امکان سازگاری با موضوع و شرایط جدید بیشتر شود.

آیا تشکیل خانواده جدید به معنای ازدواج مجدد والدین، یک بحران برای فرزندان محسوب می‌شود؟

آسیب‌پذیرترین سن بچه‌ها، ‌دوره بلوغ است. به دلیل آن که مسائل عاطفی، روانی، فیزیولوژیک و بلوغ جنسی را تجربه می‌کنند و بعضا واکنش‌های خطرناکی نسبت به خود و پدر و مادرهایی که ازدواج مجدد کرده، نشان می‌دهند. در واقع میزان سازگاری در این سن در حداقل مقدار ممکن است. در سن کودکی این سازگاری بیشتر است. البته در این موارد حکم کلی نمی‌شود داد و باید مورد به مورد بررسی کرد. از طرفی اگر نامادری یا ناپدری بتواند با فرزندان طلاق رفتاری محبت آمیز داشته باشد و متقابلا فرزندان طلاق هم بتوانند با آنها سازگار شوند حتی ممکن است زندگی‌ای به مراتب بهتر از قبل داشته باشند و با آرامش بیشتری زندگی کنند. ولی من معتقدم در صورت امکان، ازدواج مجدد صورت نگیرد تا فرزندان بلوغ فکری و احساسی را پشت سر بگذارند و آماده ورود به صحنه فعالیت‌های اجتماعی باشند. چراکه سازگاری در سن نوجوانی فوق‌العاده سخت و دشوار است.

منبع : tanzimekhanevadeh

484
منتشر شده در394 روز پیش