رواشناسی - صفحه 12 از 14 - پرشین طب

فروش فایل فروشگاه شاپ می نو
امار سایت
  • افراد آنلاین : 12
  • ورودی گوگل : 107
  • تعداد کل مطالب : 4191
  • بازدید امروز : 4129
  • بازدید دیروز : 8312
  • بازدید این هفته : 53944
  • بازدید این ماه : 315514
  • بازدید کل : 3823419

به بیماران افسرده این موارد را اصلا نگویید!

افراد افسرده با توجه به بیماری که دارند معمولا به چیزهایی که در اطراف خود می بینند و می شنوند حساس تر هستند. همچنین این افراد در مواجه با شنیدن چنین صحبت هایی آسیب پذیری بالاتری از خود نشان می دهند. صحبت کردن با افراد بیماران افسرده قلق خاص خود را دارد. در صورتی که در دوستان و یا اعضای خانواده خود همچین شخصی را دارید و می شناسید که به این اختلال دچار پس باید بدانید جملات زیر را به وی نباید بگویید.

۱/ همه چیز زاییده ذهن توست و باید مثبت فکر کنی.
هرچند مثبت اندیشی در بهبود عملکرد ذهن موثر است اما افرادی که افسردگی یا اضطراب‌های شدید دارند با این توصیه‌ها دچار تنش بیشتری می‌شوند و در نهایت نه تنها با این نصیحت‌ها مثبت اندیش نمی‌شوند بلکه این فشار عصبی، آنها را بیشتر آزار می‌دهد.

۲/ باید از خودت بیرون بیایی و به اجتماع برگردی.
این گونه عبارات موجب می‌شوند که شرایط بدتر شود چرا که در کنار اضطراب و افسردگی، احساس گناه را نیز به مشکلات بیمار افسرده اضافه می‌کنند.

۳/ چرا هیچ تحرک و فعالیتی نداری؟
ورزش کردن برای سلامت جسم و روان مفید است و معجزه می‌کند و البته خاصیت ضدافسردگی نیز دارد اما وقتی مستقیم آن را به یک بیمار افسرده توصیه می‌کنید که حتی انرژی و انگیزه کافی برای انجام کارهای ساده و عادی روزمره‌اش ندارد، درست مثل این است که نقطه ضعف او را به یادش می‌آورید و او را می‌رنجانید. در این مورد هرازگاهی یک اشاره کوتاه و گذرا کافی است.

۴/ رژیم غذایی‌ات را تغییر بده.
هرچند نوع رژیم غذایی در احوالات و خلق و خوی افراد موثر است اما برای افرادی که افسردگی بالینی دارند قطعا معجزه نخواهد کرد و چه بسا که دنبال کردن رژیم غذایی سالم برای چنین فردی امکان پذیر نباشد.

۵/ مراقبه و یوگا راه نجات شما است.
اگرچه بیماری افسردگی با این دو ورزش بهتر می‌شود اما در بهبود موارد شدید این بیماری تاثیرگذار نیست به طوری که حتی برخی متخصصان معتقدند تفکرات خودکشی با یوگا تشدید می‌شود.

۶/ شغل جدید پیدا کن.
به افراد افسرده پیشنهاد تصمیمات جدی ندهید چرا که در برخی مواقع، کار می‌تواند موجب تشدید استرس در افراد شود.

۷/ آیا از رابطه با همسرت راضی هستی؟
مشکلات روابط زوجین در هنگام افسردگی تشدید می‌شود و یادآوری این نکته آنها را بیشتر به این فکر می‌اندازد.

۸/ تو همه شرایط را برای بهتر شدن داری.
حتی در صورت واکنش مثبت به داروهای شیمیایی نیز احتمال بهتر شدن وضعیت روحی افراد صد در صد نیست پس گفتن این عبارات فایده‌ای ندارد و نمک روی زخم می‌پاشد.

۹/ آیا احساس بهبودی می‌کنی؟
این عبارت موجب احساس شکست فرد در زندگی علاوه بر احساس افسردگی می‌شود.

۱۰/ همه مردم مشکل دارند.
این عبارت احساس ضعف و منفی بودن را در بیمار افسرده تشدید می‌کند و به هیچ عنوان از درد و رنج او نمی‌کاهد.

منبع : isna.ir

720
منتشر شده در928 روز پیش

کاهش استرس امتحانات!

در فصل امتحانات بسر می بریم، خانواده و همچنین دانش آموزان و دانشجویان در این فصل با استرس هایی همراه هستند. می توان با روش های مدیریتی و روش هایی که گفته می شود استرس امتحانات را کاهش داد. در صورتی که خانواده ها نسبت به نمرات دانش آموزان و دانشجویان حساسیت بیشتری به خرج دهند از این رو طبیعتا استرس خود و دانش آموز را بیشتر خواهند کرد. در این مبحث به مطالبی می پردازیم که در کنترل استرس والدین و دانش آموز موثر است.

۱/ آمادگی قبل از امتحان: هیچ احساسی در سر جلسه امتحان بهتر از آماده بودن از قبل برای پاسخ دادن به سوالات آزمون نیست. پس مطمئن شوید که فرزندتان مطالعه منظمی داشته و در این کار با او همکاری کنید.

۲/ پرهیز از افراط در یادگیری: ۲۰ دقیقه مطالعه‌ منقطع بسیار بهتر و موثرتر از ساعت‌ها مطالعه‌ پشت‌سرهم است. در برنامه مطالعه‌ فرزندتان برای او حتما زمان تفریح و استراحت نیز لحاظ کنید.

۳/ ورزش و تحرک بدنی: ورزش و هوای آزاد به باز شدن ذهن و بهبود عملکرد آن و نیز حفظ سلامتی کمک می‌کند. پس فرزندتان را تشویق به این فعالیت‌ها در زمان‌های تفریح و اضافی کنید.

۴/ تفکیک مطالب: بهترین راه برای درک مطالب، تقسیم‌بندی آنها است. به فرزندتان بیاموزید بخشی از مطالب را روی کارت‌هایی بنویسند تا بتوانند آنها را همراه داشته باشند و مرور کنند. این روش از دو جهت دارای اهمیت است:
– تکمیل کردن روند سه مرحله‌ای خواندن و درک و خلاصه کردن مطالب
– سهولت در مرور مطالب و دریافت اطلاعات کلیدی

۵/ خواب کافی: از خواب شبانه کافیِ فرزندتان مطمئن شوید. خستگی در واقع عامل افزایش استرس و عملکرد نامناسب ذهن است. پس بازی‌های وقت‌گیر کامپیوتری را پیش از خواب رها کرده و زمان مناسبی را برای استراحت آنها قبل از رفتن به رختخواب فراهم کنید.

۶/ ایجاد ارتباط خوب با فرزندان: از احساس فرزندتان در درباره امتحانات و نگرانی‌هایشان در این دوره مطلع باشید و آنها را تشویق به بیان احساساتشان کنید. این کار می‌تواند شما را از فشارهای روانی آنان آگاه کرده و در نتیجه مساعدت شما را برای فروکش کردن استرس در آن‌ها به همراه داشته باشد.

۷/ تغذیه مناسب برای مغز: از تغذیه سالم کودکتان در زمان امتحانات مطمئن شوید و از تدارک دیدن غذاهای با قند بالا برای آنها بپرهیزید چرا که عملکرد ذهنی را با مشکل روبرو می‌کند.

۸/ کمک گرفتن از برادر و خواهر بزرگتر: خواهر و برادر بزرگتر در نقش راهنما می‌توانند به فرزند کوچکتر کمک کنند. در واقع این کمک به دلیل تجارب مشترک مفیدتر خواهد بود.

۹/ جایزه دادن: به فرزندتان در رابطه با موفقیت در آزمون‌ها که وابسته به میزان تلاش و نمره آن‌هاست، خبرهای خوب بدهید. این شیوه در واقع پیامی را برای آن‌ها می‌فرستد که در صورت کسب بهترین عملکرد، بهترین پاداش را خواهند گرفت.

۱۰/ داشتن توقعات معقول: انتظار یک نتیجه خوب مهم است اما توقعات بیش از حد از فرزندان استرس بیشتری را به آنها تحمیل می‌کند و با توجه به ترس‌های بوجود آمده، عملکرد نامطلوب‌تری را همراه خواهد داشت. از فرزندتان انتظار موفقیت داشته باشید اما به او بگویید که در صورت عدم دستیابی به نتایج متناسب با توقعاتش، دنیا به پایان نخواهد رسید و می‌تواند بازهم تلاش کند.

منبع : isna.ir

806
منتشر شده در935 روز پیش

چگونه پرانرژی و با روحیه باشیم؟!

روش های مختلف و زیادی وجود دارد که می توان روحیه خود را تقویت کنیم. از جمله این روش های ساده می توان به پیدا کردن روش اشتباه زندگی، پشتکار و تفکر منطقی اشاره کرد. باید در زندگی خود استرس و اضطراب را تا حد زیادی کاهش دهیم تا بتوانیم زندگی آرام تری را دنبال کنیم. در این مبحث می خواهیم به شما چندین راهکار مهم و اساسی را یادآوری کنیم تا شاید تلنگری برای زندگی شما شود که بتواند پرانرژی تر و با روحیه تر باشید.

مسئولیت کارهایتان را خودتان به عهده بگیرید
افرادی که به لحاظ روانی قدرتمند هستند، مسئولیت های خود را به خوبی می شناسند و مسئولیت تمام رفتارها، تفکرات و احساسات شان را به عهده می گیرند. آنها با آگاهی از اینکه برخی شرایط و موقعیت ها از کنترل شان خارج است معتقدند که تنها خودشان مسئول رفتارهایشان نسبت به این شرایط هستند. این افراد هیچ گاه به دلیل مشکلات، آشفتگی ها و عصبانیت ها و حال بد خود، انگشت اتهام شان را به سوی دیگران نمی گیرند و فقط خودشان مسئولیت پیامد کارهایشان را به عهده می گیرند چون معتقدند آنچه رخ می دهد پیامد تصمیم گیری خودشان است، نه فرد دیگری.

پیش بینی نکنید
افراد قدرتمند به لحاظ روحی یک مطلب را به خوبی می دانند و آن اینکه نمی توان آینده را پیش بینی کرد. آنها هیچ گاه زمان خود را صرف فکر کردن به آینده، پیش بینی و پیشگویی آن نمی کنند چرا که معتقدند باید به فکر حال باشند و آینده هنوز از راه نرسیده است و فکر کردن و درگیر شدن در افکار آینده، آنها را از تمرکز بر فعالیت های کنونی شان باز می دارد و آنها را به اشتباه می اندازد.

به توهمات و تخیلات راه ندهید
در حالی که همه افراد به رویا و تخیل علاقه دارند ولی افراد قدرتمند معتقدند که رویاها واقعیت نداردند و با فکر کردن به موضوعات غیرواقعی، واقعیت را زیر سوال نمی برند.

در گذشته نمانید
برای بسیاری از افراد، رها کردن رویدادهای گذشته دشوار است در حالی که افراد قدرتمند می دانند فکر کردن به گذشته و آرزوی رخ دادن یا ندادن رویدادها، تنها یک آرزو است و واقعیت نیست.

آنها به گذشته به همان اندازه ای که ارزش دارد فکر می کنند و معتقدند راهی برای بازگشت به گذشته وجود ندارد؛ بنابراین این دست افراد آنچه را از دست داده اند می پذیرند و به جای فکر کردن به آنچه می توانستند در گذشته انجام دهند، به آنچه می توانند در حال حاضر انجام دهند فکر می کنند چرا که اشتباهات گذشته فرصت خوبی را برای جبران در آینده پیش روی هر کس قرار می دهد.

منبع : isna

708
منتشر شده در942 روز پیش

راز موفقیت افراد شاد چیست؟

انسان ها را می توان از نظر سلامت روح و روان تقسیم بندی کرد. برخی افراد شاد هستند و برخی ها غمگین. شما جزو کدام دسته از این افراد هستید؟ از زندگی خود راضی هستید و از تک تک لحظات زندگی خود لذت می برید یا آرزو می کنید که ای کاش جای دیگران بودید. اگر جزو آدم های گروه دوم هستید بهتر است قبل از هرکاری این مطلب را بخوانید. ما در این مطلب سعی کرده این تا راز موفقیت افراد شاد را به شما بگوییم.

زندگینامه افراد موفق را بخوانید
وقتی یاد بگیرید كه چگونه رفتارهای خود را كنترل كنید، در مواقع و لحظات مختلف چه باید بگویید و چه كار كنید، در این صورت ارتباط‌های موفق‌تر و تاثیرگذارتری خواهید داشت و در نتیجه اطرافیان شما را شخصیت مثبت‌اندیشی می‌دانند. سعی كنید زندگینامه افراد موفق را بخوانید و ببینید چقدر افرادی معمولی مثل من و شما توانسته‌اند با امیدواری و مثبت‌نگری به ناممكن‌ها دست پیدا كنند.

مقایسه كردن ممنوع
نخستین نكته برای اینكه بتوانید یك فرد مثبت‌اندیش باشید این است كه هیچ‌وقت خود را با فرد دیگری مقایسه نكنید. وقتی شما خود را با كسی مقایسه نكنید نسبت به كارها و اعمال خود احساس بهتری خواهید داشت و بیشتر از داشته‌های‌تان راضی خواهید بود. وقتی عادت كنید مدام دیگران را بهتر از خودتان بدانید و به این فكر نكنید كه شاید خودتان شایستگی بیشتری داشته باشید، به‌طور حتم روزبه‌روز عیب‌جوتر و تلخ‌تر خواهید شد.

تنها نكات مثبت دیگران را ببینید
شاید این جمله به نظرتان خیلی ساده و ابتدایی باشد، اما واقعا به شما توصیه می‌كنیم كه سعی كنید در هر فردی حداقل یك نكته مثبت پیدا كنید، این امر به شما كمك می‌كند با دیگران رفتار بهتر و مثبت‌تری داشته باشید.

قرار نیست همه مثل هم باشند
با كمی دقت در افراد منفی‌نگر اطراف‌تان متوجه می‌شوید كه این افراد مدام فكر می‌كنند وضعیت‌شان در دنیا عادلانه نیست و همیشه سرنوشت علیه آنها بوده است. باید این را بدانید كه در دنیا هیچ‌گاه همه‌چیز عادلانه نبوده و هرگز هم نخواهد بود.

مهم نیست كه تقصیركار كیست
بهتر است سعی كنید دنیا را سفید و سیاه نبینید، وقتی همیشه برای مشكلات‌تان دنبال مقصر باشید، نمی‌توانید مثبت فكر كنید؛ فقط مسئولیت كارهای خود را قبول كنید نه بیشتر از آن و نه كمتر. هیچ‌وقت دیگران را سرزنش نكنید اما دلیلی هم ندارد كه بار مشكلات آنها را به دوش بكشید.

به جای مشكلات روی آنچه می‌خواهید تمركز كنید
اگر جزو افرادی هستید كه نمی‌توانید برای مشكلات‌تان درست تصمیم بگیرید و احساس می‌كنید در حل مشكلات‌تان گیج شده‌اید اول از همه باید با خود روراست باشید و از خود بپرسید «برای بیرون آمدن از این وضعیت برای خود چه كرده‌اید؟» بسیاری از افراد در این وضعیت نمی‌توانند خواسته‌های خود را روشن كنند و به‌دنبال كسی هستند كه برای آنها تصمیم‌گیری كند.

مهم‌ترین نكته این است كه از خود بپرسید: «دقیقا چه می‌خواهید؟» وقتی شما بدانید كه در زندگی به‌دنبال چه هستید خیلی راحت‌تر می‌توانید بر مشكلات‌تان پیروز شوید.

سعی كنید روابط اجتماعی بهتری داشته باشید.
می‌توان گفت بعضی افراد به این دلیل همیشه عصبی، تلخ و منفی‌نگرند كه فكر می‌كنند ارتباط‌شان با دنیا قطع است و نمی‌توانند به‌خوبی با اطرافیان ارتباط برقرار كنند. این افراد معمولا به‌راحتی به دیگران اعتماد نمی‌كنند و در عین حال نمی‌توانند بفهمند كه چرا دیگران آنها را دوست ندارند.

منبع : beytoote

736
منتشر شده در943 روز پیش

افراد دزد زده را دریابید!

ممکن است یک حادثه ای مثل دزد زدگی برای فردی پیش بیاید. واکنش های مختلفی می توان از این فرد دید. گاهی واکنش ها اینقدر عمیق و شدید است که منجر به یک شوک خطرناک می شود و طرف از حال می رود. علائم مختلفی در افراد حادثه دیده دیده می شود که از مهمترین آنها می توان به گرفتگی عضلات، کم آوردن نقس و استرس شدید و تپش قلب اشاره کرد. با دکتر نجاتی صفا، روانپزشک همراه باشید تا بدانید نحوه برخورد با چنین افرادی چگونه است.

هر روز در صفحه حوادث روزنامه‌ها، گزارش‌هايي از انواع دزدي‌هاي خياباني چاپ مي‌شود که اين گزارش‌ها بيشتر در مورد نحوه رخ‌دادن حادثه است و کمتر به قربانيان اين حوادث توجه مي‌شود.

اين‌گونه حوادث براي بسياري از افراد حالت غيرمنتظره دارد و صرف‌نظر از ضرر مالي‌اي که ايجاد مي‌کند، مي‌تواند يک ضربه رواني محسوب شود. اگر دزدي با خشونت همراه باشد، احتمال آسيب‌هاي روان‌شناختي افزايش مي‌يابد. برخي از افراد ممکن است نسبت به اين‌گونه حوادث آسيب‌پذيرتر باشند و برخي افراد بيشتر تاب مي‌آورند. افرادي که در خطر بيشتري براي بروز چنين واکنش‌هايي هستند عبارتند از: کودکان و نوجوانان و سالمندان، خانم‌ها، افرادي که عوامل استرس‌زاي ديگري در زندگي دارند، افرادي که از نظر سرشتي زودتر دچار استرس مي‌شوند و افرادي که در گذشته سابقه مشکلات مشابه را داشته‌اند.

افراد واکنش‌هاي مختلفي را به دنبال اين حوادث نشان مي‌دهند. گاهي واکنش آنقدر شديد است که فرد دچار شوک مي‌شود و از حال مي‌رود اما علائمي که بيشتر ديده مي‌شوند عبارتند از: احساس اضطراب و هراس شديد، تپش قلب، لرزش، گرفتگي عضلات و احساس کم آوردن نفس. گاهي اين علائم تا چند ساعت پس از حادثه ادامه مي‌يابد و بعد ديگر مشکل خاصي وجود ندارد، غير از اينکه تا مدتي نگراني و احتياط فرد در مورد دزدي‌هاي خياباني بيشتر مي‌شود. اين حد از واکنش‌ها طبيعي است و در اين مواقع نيازي به مراجعه به روان‌پزشک يا روان‌شناس باليني وجود ندارد.

وقتي به کمک متخصص نياز است
البته ممکن است افراد واکنش‌هاي طولاني‌تر ديگري هم داشته باشند. در اين حالت‌هاي طولاني‌تر معمولا در طول روز، صحنه سرقت براي فرد تداعي مي‌شود و دوباره همان واکنش‌هاي جسماني ديده خواهد شد. گاهي هم فرد کابوس‌هايي از حادثه در زمان خواب دارد که موجب بي‌خوابي مي‌شود. همچنين يک حالت برانگيختگي يا گوش بزنگي ايجاد مي‌شود و فرد به سروصدا حساس مي‌شود. ممکن است حالت‌هاي اجتنابي هم در فرد به ‌وجود آيد. مثلا از منزل بيرون نرود يا اگر سارق موتورسوار بوده از موتور بسيار بترسد يا از هر چيزي که يادآور حادثه باشد از جمله برنامه‌هاي تلويزيون يا فيلم‌هايي با موضوع سرقت، پرهيز کند. اگر علائم شديد باشد، فرد ممکن است فعاليت‌هاي روزانه خود را هم تعطيل کند. مثلا سرکار نرود و ارتباطش را با دوستانش قطع کند. اگر اين علائم وجود داشته باشد بايد با يک متخصص مشورت کرد.

بسياري از اين افراد با درمان‌هاي غير‌دارويي (روان‌درماني) بهبود مي‌يابند اما در عده‌اي اضطراب آنقدر شديد و آزار‌دهنده است که حتما و حداقل ابتداي درمان بايد از دارو هم استفاده کرد.

اين نکات را فراموش نکنيد!
غير از درمان‌هاي اختصاصي، خود اين افراد هم مي‌توانند کارهايي انجام دهند که احتمال آسيب را کاهش دهد. نخستين اقدام حين حمله سارق است. در اين مرحله بهتر است فرد از هر‌گونه مقاومت خود‌داري کند چون احتمال خشونت سارق و آسيب بيشتر را افزايش مي‌دهد.

پس از وقوع حادثه بر‌خلاف توصيه عامه مردم که مي‌گويند «اصلا به حادثه فکر نکن و سعي کن آن را فراموش کني»، فرد آسيب‌ديده بايد سعي کند بيشتر به اتفاقي که براي او افتاده فکر کند و به‌ صورت ارادي صحنه‌هاي حادثه را به ذهن خود بياورد و ماجرا را براي افراد خانواده يا دوستانش مکررا بازگو کند. اگر با روش‌هاي آرام‌سازي (ريلکس کردن) آشناست، آنها را براي کاهش اضطراب خود به کار گيرد يا از هر روش بي‌ضرري که از آن طريق مي‌تواند آرامش پيدا مي‌کند، استفاده کند. همچنين اين افراد بايد روند عادي زندگي خود را به هيچ‌وجه تغيير ندهند و نقش‌هاي معمول خود را در خانواده و اجتماع ايفا کنند.

خانواده‌ها نيز بهتر است با موضوع عادي برخورد کنند و با رفتارهاي خود موجب تشديد ترس و نگراني فرد صدمه‌ديده نشوند. مثلا اگر فرد مورد‌نظر دانش‌آموز است، خانواده به او نگويند مثلا يک هفته نبايد مدرسه برود يا اقدامات مراقبتي شديد براي او در نظر نگيرند و سعي کنند حادثه را يک حادثه عادي که براي هر فردي ممکن است اتفاق بيفتد، در‌نظر بگيرند و از دانش‌آموز بخواهند از فردا که مدرسه مي‌رود بيشتر مراقب خود باشد.

در برخي کشورها گروه‌هاي خودياري در سطح محلات شهر وجود دارند. اين گروه‌ها از افراد حادثه‌ديده تشکيل مي‌شوند و در جلساتي که چند‌بار در هفته دارند در مورد حادثه و نحوه کنارآمدن با آن با هم صحبت مي‌کنند و با اين روش افراد حادثه‌ديده جديد مورد حمايت قرار مي‌گيرند.

منبع : salamatnews

570
منتشر شده در944 روز پیش

در مقابل تحقیر‌های دیگران چه کنیم؟!

به نظر شما در مقابل کسانی که شما را تحقیر کرده اند و ارزش های شما را زیر سوال برده اند چه رفتار و واکنشی باید نشان داد؟ گاهی ممکن است از طرف این افراد زخم هایی به شما وارد شود که تا آخر عمر این زخم ها را به یاد داشته باشید. در این مبحث به موضوع تحقیر شدن و واکنش های آن می پردازیم. واکنش هایی را به شما می آموزیم که ممکن است در زمان تحقیر شدن و مورد هجوم قرار گرفتن توسط فردی مورد استفاده واقع شود.

مقاومت در برابر تحقیر

باید توجه داشته باشید که افرادی که شما را تحقیر می کنند و قصد آسیب رساندن به شما را دارند، در درجه اول باید خودشان را بیازارند تا بتوانند شما را آزرده کنند.

باید بدانید که یک انسان کامروا، موفق، و با اعتماد به نفس هیچ نیازی به تحقیر دیگران ندارد. شاید این افراد از دیگران انتقادهای سازنده ای کنند، اما هیچ گاه آنها را تحقیر نمی کنند.

برخی از افراد به طور کلی نظر منفی نسبت به دیگران دارند چون:

– به دلیل کمبودهایی که احساس می کنند دوست دارند خودشان را قدرتمند تر از سایرین جلوه بدهند تا به این طریق بر تزلزل شخصیتی خود غلبه کنند.

– قبلاً کسی آنها را آزرده ساخته و چون توانایی مقابله با آن را نداشتند، با تحقیر دیگران سعی می کنند از موقعیت فعلی خود دفاع کند.

افرادی که به شدت شما را تحقیر می کنند با این کار فقط ناراحتی، عدم موفقیت، و بی هدفی خود را در زندگی به نمایش می گذارند و این مشکل آنهاست نه شما. دانستن این مطلب به شما کمک می کند که راحت تر بتوانید در کنار آنها به زندگی عادی خود ادامه دهید و حرف هایشان را نشنیده بگیرید. اگر بدانید که مشکل از طرف مقابل است نه شما، می توانید منطقی با مسائل برخورد کنید و از حرف ها و کنایه های آنها شما را آزرده نخواهد کرد. شاید فردی که دارای چنین خصوصیاتی است یکی از نزدیکان شما باشد و برایتان سخت باشد که بخواهید از نظر عاطفی خودتان را از او جدا کنید. هیچ نیازی به این کار نیست، فقط سعی کنید در بحث هایی که او راه می اندازد، شرکت نکرده و خودتان را کنار بکشید. قصد او این است که کاری کند تا شما احساس بدی نسبت به خودتان پیدا کنید. این وظیفه شماست که به آنها اجازه انجام چنین کاری را ندهید.

زمانیکه اینگونه افراد به شما حرفی می زنند، در پاسخ به آنها، جواب های بی شماری به ذهن شما خطور می کند. اگر چنین کاری را انجام دهید، در واقع خودتان را با آن فرد هم شان ساخته اید و این دقیقاً همان چیزی است که آنها انتظارش را می کشند. آنها می خواهند شما را عصبانی کنند تا برخورد شدیدی از خود نشان دهید، آنها میخواهند شما احساس بدی نسبت به خودتان پیدا کنید و قصدشان تنها آزار دادن و آسیب رساندن است. شما با جواب دادن به آنها در حقیقت وارد بازی ساختگی شان میشوید، و در نهایت خودتان را آزار داده اید. ممکن است بعداً به خاطر حرف هایی که در عصبانیت از دهانتان خارج شده پشیمان شوید. دیگران تا زمانیکه شما به آنها اجازه ندهید، نمی توانند شما را بیازارند. در برخی مواقع بهتر است نگاهی به طرز برخورد خود با طرف مقابل داشته باشید و ببینید شما چه کاری انجام داده اید که او به خودش اجازه داده تا یک چنین پیشنهاداتی نسبت به شما ارائه دهد. آیا توانایی تغییر شرایط را دارید؟ آیا به واقع عقاید او صحت دارند؟

خوب در زمان بروز چنین حالتی چه کاری می توان انجام داد؟ بهتر است یکی از موارد زیر را امتحان کنید:

زمانیکه احساس می کنید فردی با حالت تهاجمی با شما برخورد می کند می توانید بگویید: “ازت ممنونم اما فکر می کنم بهتر است توصیه هایت را برای خودت نگه داری” و یا: “خیلی سخاوتمندی ولی من نیازی به توصیه های تو ندارم”

همه این مسائل به دلیل خشم و نفرتی که در آنها وجود دارد، درست می شود و شما هم مجبور نیستید که بار مسئولیت زندگی آنها را به دوش بکشید. شاید آنها بخواهند که از خشم و نفرت خود به شما سهمی بدهند، اما این “هدیه” ای است که شما واقعاً نیازی به آن ندارید.

اگر به توصیه های آنها گوش کنید و هدیه های مسمومشان را قبول کنید، با این کار خشم و عصبانیت آنها را  به درون خود راه داده اید. به خودتان اجازه انجام چنین کاری را ندهید. شما هیچ نیازی به این هدایا ندارید، از کنار آنها عبور کنید.

از پیشنهادت ممنونم : یکی دیگر از واکنش های مناسبی که در مقابل این افراد می توانید از خود بروز دهید این است که به آنها بگویید: “از پیشنهادت ممنونم” و بعد هم به ادامه کار خود بپردازید. با بیان این عبارت شما در حقیقت به بحث پایان می دهید. آنها منتظر هستند که شما از خود عکس العمل نشان دهید و زمانیکه این کار را انجام نمی دهید، دیگر چیزی برای گفتن نخواهند داشت.

ممنونم، شاید حق با تو باشه : “بایرن کیتی” در کتاب خود با عنوان: “عشقت را می خواهم – آیا حقیقت دارد؟” معتقد است که بهترین واکنش در مقابل این افراد: “ممنون، شاید حق با تو باشه” است. او اظهار می دارد زمانیکه نظرات دیگران سبب آزرده ساختن شما می شود، باید نگاهی عمقی به درون خود داشته باشید و ببنید دلیل اصلی این رنجش خاطرها چیست. با این کار هم عکس العمل شدید نشان نداده اید، هم بر روی خود دقیق تر شده اید.

دیگران تا زمانیکه شما به آنها اجازه ندهید، نمی توانند شما را بیازارند. در برخی مواقع بهتر است نگاهی به طرز برخورد خود با طرف مقابل داشته باشید و ببینید شما چه کاری انجام داده اید که او به خودش اجازه داده تا یک چنین پیشنهاداتی نسبت به شما ارائه دهد. آیا توانایی تغییر شرایط را دارید؟ آیا به واقع عقاید او صحت دارند؟

باید ببینید که چرا این اظهار نظر خاص باعث رنجش شما می شود. عکس العمل های شما، حرف های زیادی در مورد شخصیتتان می زند. در اینجا همه چیز مربوط به شماست و نه شخص مقابل.

اجازه دهید بداند که چه احساسی دارید : اگر به فکر تلافی کردن باشید، خودتان را بی ارزش می کنید. باید خیلی رو راست به او بگویید که نظرش شما را آزرده ساخته. البته باید این کار را در نهایت آرامش انجام دهید، به عنوان مثال: “زمانیکه به نظریات من بی توجهی می کنی و آنها را نمی پذیری، واقعاً ناراحت می شوم.” فقط به آرامی بیان کنید و منتظر واکنش آنها بشوید. بهتر است این کار را زمانی انجام دهید که تک به تک با فرد مقابل تنها می شوید، این امکان وجود دارد که آنها خودشان هم متوجه نباشند که در حال آزار و اذیت شما هستند.

اگر چنین بحثی در محیط کار پیش آمد، می توانید ادامه بحث را به زمان دیگری موکول کنید، به عنوان مثال اگر یکی از همکارانتان به شما گفت: “من احساس می کنم تو نسبت به مسائل مختلف بیش از اندازه حساس هستی” به او بگویید: “ترجیح می دهم روی مسائل کاری تمرکز کنیم” و یا “الآن مسائل مهمتری برای انجام دادن وجود دارد، بهتر است به مسائل کاری توجه کنیم و موارد شخصی را بگذاریم برای بعد” با این کار، آنها را متوجه می کنید که هم از نظرشان خوشتان نیامده و هم کاملاً حرفه ای با آنها برخورد کرده اید.

سایر نکاتی که در این زمینه باید به خاطر داشته باشید، عبارتند از:

شما نیاز به تایید دیگران ندارید : گاهی اوقات نظر دیگران به این دلیل شما را آزرده می سازد چرا که از آنها انتظار تایید ۱۰۰% داشته اید، اما نظر آنها بر خلاف انتظار شما از آب در می آید. شاید پیشنهاد آنها زیاد هم بد نباشد، اما در نظر شما بد جلوه کند، به عنوان مثال اگر سرپرست بخش به شما بگوید: “کارت واقعاً عالی بود، اما آیا میتوانی پاراگراف آخر را اصلاح کنی تا کارت قوی تر شود؟” ممکن است ناراحت شوید، و به این دلیل که توقع شنیدن چنین اظهار نظری را نداشتید، قسمت اول آنرا هم نمی شنوید، و فقط متوجه بخش انتقادی آن می شوید.

آیا آنها از داستانهای ذهنی شما با خبر هستند؟ : در برخی شرایط، ممکن است نظریات دیگران در ذهن شما به منزله نوعی اهانت به شمار آید، درصورتیکه طرف مقابل به هیچ وجه قصد انجام چنین کاری را ندارد. این امر به دلیل تفکرات ذهنی شما و یا به دلیل داستان های ذهنی که برای خودتان ساخته اید، بوجود می آید، به همین دلیل چیزی را می بینید که وجود خارجی ندارد و تنها زاییده خیال و اوهام ذهنیتان است.

در اینجا برایتان مثالی می آوریم؛ فرض کنید شخصی برای شما هدیه ای آورده. اگر شما اعتقاد داشته باشید که او قصد آسیب رساندن به شما را داشته، ممکن است با خودتان فکر کنید:”او می خواهد از راههای مسالمت آمیز وارد شده و از خلق خوش من سوء استفاده کند.” اما حقیقت چیز دیگری است و او تنها قصد دارد که به شما نشان دهد تا چه حد برایش ارزش و اهمیت دارید. در یک چنین شرایطی باید از خودتان سۆال کنید که آیا واقعاً همه چیز را آنطور که هست می بینید و یا می شنوید؟ (هیچ چیز معنای خاصی ندارد تا زمانیکه شما به آن معنا ببخشید) و یا اینکه داستان ذهنی خودتان را وارد کار می کنید.

باید توجه داشته باشید که اگر خودتان احساس می کنید که فرد دوست داشتنی نیستید، آنوقت این حس به دیگران هم منتقل شده و آنها نیز تصور می کنند که نمی توانند شما را دوست داشته باشند. اگر تصور کنید که فقط استحقاق اهانت و تحقیر را دارید، آنگاه چیزی جز این هم عایدتان نخواهد شد. اگر یک چنین تصوری دارید شاید نوبت به آن رسیده باشد که نگاه عمیق تری به درون خود انداخته و اعتقادات خود را زیر سۆال ببرید.

نسبت به تحقیرهای زیرکانه هشیار باشید : زمانیکه صبر می کنید و به پیغام هایی که به طور روزانه دریافت می کنید می اندیشید، به این نتیجه می رسید که خیلی بیشتر از آن چیزی که تصور می کرده اید در معرض انتقاد و اهانت قرار گرفته اید. دلیلش هم این است که دنیا پر است از انسان هایی که قصد تحقیر دیگران را دارند. هر جایی که می روید، به هر کجا که نگاه می کنید، هر چیزی که در روزنامه می خوانید و یا در تلویزیون تماشا می کنید، و حتی تبلیغاتی که مشاهده می کنید، همه و همه قصد دارند به شما بگویند که تا زمانیکه از محصولات آنها استفاده نکنید، طرز خاصی لباس نپوشید، مطالعات خاصی نداشته باشید، طرز خاصی راه نروید، به اندازه کافی خوب نیستید. آنها به طور ماهرانه ای عزت نفس و ارزش شخصی شما را زیر سۆال می برند.

هیچ کس دوست ندارد مورد انتقاد قرار بگیرد؛ به همین دلیل اگر می خواهید سالم زندگی کنید و از عزت نفس برخوردار باشید، باید این پیغام های منفی که از سایرین در مورد شخصیتتان می شنوید را نادیده بگیرید.

زمانیکه در معاشرت با افرادی قرار می گیرید که شما را خوار می کنند، به یاد داشته باشید:

۱- با تحقیر کردن متقابل، کارشان را تلافی نکنید.

۲- طرز برخوردشان چیزهای زیادی در مورد آنها به شما می گوید، به راحتی می توانید درک کنید که دلیل همه این کارها، خشم و نفرتی است که وجودشان را فراگرفته و خودشان باید با آن کنار بیایند نه شما.

۳- آیا می توانید از میان نظریات آنها برای خود یک “هدیه” پیدا کنید؟ می توانید به یکی از نقاط ضعف و یا قوت خود در بین نظریات آنها پی ببرید؛ اگر قوت بود آنرا افزایش دهید و اگر ضعف بود در پی جبران آن برآیید.

منبع : tebyan

661
منتشر شده در956 روز پیش

با همسر رفیق باز خود به آرامی صحبت کنید

مطمئنا همه ما دوستانی داریم که در دوران مجردی با آنها رابطه داریم اما تا اینکه متاهل می شویم این روابط تا حدی کم می شود چرا که شرایط جدید زندگی اینگونه ایجاب می کند. اما هستند کسانی که پس از ازدواج کردن نه تنها این روابط را کم می کنند ، به شدت آن نیز می افزایند . در این مواقع نقش همسر بسیار کلیدی است و باید رفتاری درست با زوج خود داشته باشد .

با همسرتان صحبت کنید، ذکاوت بیشتری به خرج دهید و لذت هایی را که با دوستانش تجربه می کند شناسایی کنید.در صورتی که دوستان همسرتان افراد مطمئنی از نظر اخلاقی نیستند و شما را نگران می کنند ازمشاوران کمک بخواهید

بعضی ها به محض متاهل شدن دور همه رفقای گذشته را خط می کشند و بی خیال همه خاطرات قدیمی می شوند. برخی هم دوستان شان را تا اندازه ای به دنیای بعد از ازدواج شان راه می دهند که انگار آب از آب تکان نخورده و هیچ تغییری در زندگی شان ایجاد نشده است. درست است که رفقا پیراهنی نیستند که روز به روز عوض شان کنید اما به هر حال به قول سهراب سپهری همیشه «دوستانی بهتر از آب روان» نصیب تان نمی شود؛

به همین دلیل گاهی لازم است همراهان تان را پس از ازدواج غربال کنید و آنهایی که برای زندگی مشترک تان خطرناکند را کنار بگذارید. ما در این مطلب به ۸ گروه از دوستان خطرناکی اشاره کرده ایم که می توانند دوام زندگی مشترک تان را تهدید کنند و شما و همسرتان را به جان هم بیندازند اما شک نکنید این فهرست همیشه قابل گسترده شدن است.

دوستان اهل بازی «من از تو خوشبخت تر هستم»

می توانید حدس بزنید این دوستان چه جور آدم هایی هستند؟ آنها اصرار دارند با شما وارد رقابت بر سر دارایی های شان شوند؛ مثلا مدام از روابط عالی با همسرشان حرف بزنند و شرح بدهند شریک زندگی شان مثل یک بره مطیع است و آنقدر عاشق که جانش را کف دستش گذاشته و هر دم، آماده است آن را فدای شان کند. تصویری که آنها از زندگی شان می سازند، همیشه اغراق آمیز است. همه افتخارشان خلاصه می شود در مارک لباس ها، لوازم منزل شان، درآمد بالا، تفریحات اعیانی، خریدهای آنچنانی، سفرهای اعجاب انگیز و دوردور کردن در فروشگاه های گران قیمت.

چه خطری تهدیدتان می کند؟

مهم ترین ضرر همنشینی با این دست آدم ها، مقایسه کردن زندگی خودتان با آنها و افزایش حس نارضایتی در شماست. نتیجه این بازی هم از همان اول معلوم است؛ زندگی مشترک تان هرقدر هم که خوب باشد آنها همیشه یک برگ برنده برای رو کردن دارند تا ثابت کنند اهمیتی ندارد چقدر برای خوشبختی دست و پا بزنید، آنها همیشه از شما خوشبخت تر هستند.

این گروه از دوستان، بی آنکه نظر شما را بپرسند، شما را به یک رقابت احمقانه بر سر بیشتر به دست آوردن و بیشتر داشتن وارد می کنند و انتظارات تان از زندگی مشترک و همسرتان را تا جایی بالا می برند که هیچ وقت به آنچه دارید، راضی نمی شوید.

دوستان اهل بازی «من چقدر بدبختم!»

رفتار این گروه دقیقا برعکس گروه قبلی است. کارشان فقط نق زدن است. آنها زندگی شما را با مال خودشان مقایسه می کنند و دائما غبطه می خورند و با حسرت تمام نشدنی شان تاثیری منفی بر زندگی مشترک تان می گذارند.

مهسا که دوستی با یکی از این آدم ها را تجربه کرده است، تعریف می کند در یک مهمانی خانوادگی همان دوست حسرت خور، مدت ها حرکات شوهر او را زیر نظر گرفته بود و همین که دور هم جمع شده بودند تا گپی بزنند، خطاب به شوهر مهسا گفته بود: «شما چه همسر مهربانی هستید. شوهر من هیچ وقت در کارهای خانه کمکم نمی کند. شوهرم می گوید، مرد واقعی نباید در خانه دست به سیاه و سفید بزند.

خوش به حال زن تان. واقعا شما با این همه کار بیرون از خانه چطور به کمک کردن در خانه هم می رسید؟» حسرت خوردن این دوست اما به همین جا ختم نشده بود. او در مهمانی بعدی، حسودی کرده بود که چرا شوهر مهسا او را «عزیزم» خطاب می کند اما شوهر خودش، اسمش را صدا می کند و بعد باز موضوع کمک کردن شوهر مهسا در امور خانه را پیش کشیده بود و با خنده ای از سر لج گفته بود: «شما مثل یک کدبانو کار می کنید!»

چه خطری تهدیدتان می کند؟

خودتان را جای مهسا بگذارید. احساس می کنید با نشان دادن این واکنش ها همسرتان چه احساسی پیدا می کند؟ دوستان حسرت خور گذشته از انرژی منفی ای که با خود به هر جمعی می آورند، می توانند در شما یا شریک زندگی تان احساس برتری کاذبی ایجاد کنند و شما دو نفر را در اوج خوشبختی به جان هم بیندازند.

دوستانی که زیادی صمیمی می شوند

این گروه از دوستان، حد و مرزی برای ارتباطات شان نمی شناسند. آنها دیگران را بیش از اندازه به حریم خصوصی شان وارد می کنند و به خود هم اجازه وارد شدن به خط قرمزهای زندگی دیگران را می دهند. چنین افرادی دعوای زن و شوهری شان را خیلی راحت به خانه شما می آورند، سرزده سراغ تان می آیند و برنامه های تان را به هم می زنند و از اینکه در مناسبات زندگی خصوصی تان دخالت کنند، ابایی ندارند.

آنها با همسرتان هم به اندازه شما صمیمی می شوند و مثل یک دوست قدیمی بی نیاز به حضور شما با او وارد ارتباط شده و حتی درددل می کنند و گاهی حتی دایه عزیز تر از مادر می شوند و همسر شما را به عنوان دوست صمیمی و قدیمی شان معرفی می کنند.

چه خطری تهدیدتان می کند؟

بی تعارف و خیلی سریع، نام آن دوستانی را که در روابط با همسرتان حد و مرز نمی شناسند، از فهرست رفقای صمیمی تان حذف کنید.هر ارتباطی تعریفی دارد. رابطه همسر شما و دوستان تان هم از این قاعده مستثنا نیست. فراموش نکنید همیشه پس از ازدواج این امکان وجود دارد که برخی دوستان عمدی یا غیر عمدی تلاش کنند بیش از حد با همسرتان صمیمی شوند.

ممکن است تصور کنید شما جوان و برازنده هستید و همسرتان شما را برای زندگی مشترک انتخاب کرده است پس این بیش از حد صمیمی شدن ها، تاثیری در نظر همسرتان نسبت به شما ندارد اما در اشتباهید. به هرحال روابط تعریف نشده و خارج از عرف یک دوست، همیشه وسوسه ای دائم برای شریک زندگی شماست که راه لغزش را برایش هموار می کند. گاهی شنیدن درد دل های دیگران و همدردی با آنها می تواند ما را بیش از اندازه به آنها نزدیک کند.

به این سوال پاسخ دهید

در روابط انسانی باید مدام هدف ها را بسنجیم و از خود بپرسیم منظور اصلی مان از ارتباط با دیگری چیست. دوستانی که بلد نیستند به درستی به این سؤال جواب بدهند در ارتباط با آدم های دیگر از جمله همسر شما با چالش مواجه می شوند و چه بسا حتی دچار سوء برداشت شوند.

دوستان خیانتکار

این افراد یا از زندگی با شریکی که انتخاب کرده اند ناراضی اند و به همین دلیل در جای دیگری به دنبال خوشبختی می گردند یا اینکه خود را اهل تنوع یا قربانی یک عشق ناگهانی معرفی می کنند و رابطه ای موازی با زندگی مشترک شان را شکل می دهند. ممکن است این افراد از سر شرم یا به هر دلیل دیگری این رابطه را از شما و دیگران پنهان کنند یا اینکه برعکس شما را محرم رازهای مگوی شان تلقی کنند و خاطرات و اتفاق هایی که در این رابطه تجربه می کنند را با شما تقسیم کنند.

دوستانی که به همسرشان خیانت می کنند، عهدشکنی های شان را با آب و تاب برای تان تعریف می کنند، دست به دامن توجیه های مسخره می شوند، دلیل های عجیب و غریب می تراشند تا شما را قانع کنند که حق داشته اند عهدشان را در زندگی مشترک شان بشکنند و راه بیفتند پی هوس شان.

چه خطری تهدیدتان می کند؟

رفت و آمد با آنها دو اشکال بزرگ دارد؛ اولا آهسته آهسته، زشتی عهدشکنی پس از ازدواج برای تان کمرنگ می شود و امکان دارد تغییر باورهای تان بی آنکه متوجه باشید به تغییر رفتار منجر شود. پژوهشگران می گویند بسیاری از رفتارهای ناخوشایند و واکنش های نادرست از طرف دیگران به ما منتقل می شوند. آنها می گویند رفتارهای مخرب به نوعی واگیردار هستند و بی آنکه بدانید می توانند زندگی شما را به تسخیر خود در بیاورند.

از طرف دیگر همسر شما هم خواسته یا ناخواسته بخاطر این معاشرت ها در معرض ویروس واگیردار خیانت قرار می گیرد.

ثانیا زندگی مشترک تان همیشه در خطر است چون کسی که به عهدش با نزدیک ترین شریکش یعنی همسرش وفا نکرده است می تواند در رفاقتش با شما هم بی وفا باشد و زندگی مشترک تان را به خطر بیندازد.

خطر دیگری هم در کمین تان است

شما محرم رازهایی می شوید که نه از عهده فاش کردن شان برمی آیید و نه توان نگه داشتن شان را دارید. هر زمان که همسر دوست خیانتکارتان را می بینید، احساس می کنید وظیفه نجات دادن زندگی اش را با گفتن چنین رازی دارید و از سوی دیگر در قبال حرفی که مجوز به زبان آوردنش را ندارید هم مسئولید و هم ممکن است با مطرح کردن این موضوع فاجعه ای را به بار بیاورید که توان تحمل عواقبش را ندارید.

دوستانی که ازدواج تان توی کت شان نمی رود

این گروه ارزشی برای وقت شما در زندگی مشترک قائل نیستند. آنها درک نمی کنند که پس از ازدواج بخشی از وقت و قلب شما متعلق به همسرتان است و شما را تمام و کمال می خواهند. اگر به این افراد بگویید نمی توانید همه روزتان را همراه شان در پاساژها دوردور کنید یا در کافی شاپ ها بنشینید و قهوه دوبل بخورید یا به درددل آنها گوش کنید، شما را به جوگیر بودن یا عوض شدن متهم می کنند و برای همیشه روی تان خط می کشند.

چه خطری تهدیدتان می کند؟

اگر بخواهید این افراد را در کنار خود حفظ کنید، باید برخی مناسبات زندگی مشترک را زیر پا بگذارید. برای چنین دوستانی محدودیت های شما در مجردی سفر رفتن قابل درک نیست. آنها نمی پذیرند شما گذشته از همسرتان با خانواده او هم وصلت کرده اید و باید وقتی را برای بودن در کنار دوستان دیگر و فامیل ها هم در نظر بگیرید. برای این افراد پذیرفتنی نیست که شما مسئولیت رسیدگی به امور خانه را دارید و نمی توانید ۸ شب خسته و بی رمق به خانه بازگردید و قبل از آمدن به تنهایی شام تان را بخورید.

اگر بخواهید چنین دوستانی را حفظ کنید، احتمالا از سوی همسرتان انگ بی مسئولیتی می خورید و اگر هم بخواهید از زندگی مشترک تان محافظت کنید، احتمالا مدام باید طعنه ها و گلایه های آنها را تحمل کنید اما یادتان نرود دوستان واقعی باید به این شراکت جدید در زندگی تان احترام بگذارند و در غیر این صورت همراه های مناسبی برای ادامه مسیر دوستی نیستند.

دوستانی که عادت های بد دارند

دوستان وراج که ارزشی برای زمان قائل نیستند، دوستان اهل دود و دم، دوستان قانون شکن، دوستان فحاش و بددهن و خلاصه دوستانی که می دانید عادت های ناپسندشان در حدی خطرناک است که امکان دارد همنشینی با آنها به زندگی مشترک تان آسیب بزند، نباید در فهرست دوستان پس از ازدواج تان باقی بمانند.

چه خطری تهدیدتان می کند؟

در نظر داشته باشید که هر رفیقی نقاط ضعفی هم دارد اما گاهی برخی صفات ناپسند یک به اصطلاح دوست، بلای جان تان می شود. یادتان نرود بسیاری از صفات ناپسند واگیر دارند و زودتر از خصوصیات پسندیده اطرافیان تان به شما منتقل می شوند. شاید در آغاز فحاشی های یک دوست برای تان آزاردهنده شود اما به مرور گروه واژگان شما شبیه به هم می شود و حتی لحن و حالت حرف زدن تان هم به یکدیگر شباهت پیدا می کند حتی اگر احساس کنید توان ایستادگی در برابر این هجوم را دارید، نمی توانید از توانایی همسرتان در این مورد هم مطمئن باشید.

دوستانی که آتش بیار معرکه اند

همه می دانند آسمان هیچ زندگی مشترکی همیشه آفتابی نیست و گاهی وقت ها هم ابری می شود. این جور وقت ها دوستان واقعی تلاش می کنند به شما و همسرتان برای بازسازی زندگی تان کمک کنند اما دوستانی هم وجود دارند که به جای بازسازی روابط تان، آتش بیار معرکه می شوند و در لباس مشاوری امین، مدام تحریک تان می کنند که مبادا از خطای همسرتان بگذرید یا با جرات در حضور همسرتان به اشتباه های تان اعتراف و طلب بخشایش کنید.

حتی اگر قهرتان با وجود کارشکنی های شان، سرانجام به آشتی برسد آنها آرام نمی گیرند طوری که انگار دلخوری شان از مشکلات زندگی شما از خودتان هم بیشتر است به همین علت است که اگر همسرتان در جمع حضور نداشته باشد یا درباره اش بد می گویند یا آنقدر به ضعف های زندگی تان اشاره می کنند و از آنها می پرسند که دست آخر سردرددل شما هم باز شود.

بعد یک گوش خوب برای غیبت شنیدن می شوند و همه نکات منفی را به خاطر می سپرند و در گفت وگوهای بعدی با همان الفاظ و صفت ها درباره همسرتان حرف می زنند اما شما دیگر نمی توانید بابت توهین های شان به آنها گلایه کنید چون بخش عمده حرف های شان با استناد به گفته های شما در زمان آن درددل های دوستانه است!

چه خطری تهدیدتان می کند؟

چرا آنها نمی توانند زندگی آرام شما را تحمل کنند؟ جالب است بدانید گاهی رفتارهای جسورانه ای که این نوع دوستان برای برخورد با همسرتان به شما توصیه می کنند، آرزوهایی است که برای زندگی مشترک خودشان دارند؛ آرزوهایی که سرکوب شده است و نتوانسته اند عملی شان کنند چون می دانسته اند که این رفتارها زندگی مشترک شان را خراب می کند.

برای مثال مردی که در زندگی مشترکش همیشه از ترس رفتار پرخاشگرانه همسرش، ساکت و سر به زیر بوده است در اداره وقتی ماجرای مشاجره دوستش را با همسرش می شنود به او پیشنهاد می کند گاهی زنش را کتک بزند؛ رفتاری که او پیشنهاد می کند در واقع گرایش سرکوب شده ای در خودش است که نتوانسته در زندگی مشترک خودش اجرایی اش کند چون می داند که همسرش با پرخاشگری اش برخورد خواهد کرد.

گروه دیگری از دوستان «آتش بیار معرکه»، توصیه های بدی برای شما دارند چون خودشان، تجربه های بدی در زندگی مشترک داشته اند و بیشتر از آنچه به شما پیشنهاد می کنند از زندگی یاد نگرفته اند. برخی از آدم های این گروه زندگی هایی از هم پاشیده دارند و طبیعتا تجربه های شان از همان زندگی را به شما هم منتقل می کنند.

برای نمونه امکان دارد دوستی که زندگی اش به علت خیانت همسرش به طلاق رسیده است به محض اینکه درددل شما را درباره کم توجهی و حواس پرتی همسرتان بشنود به شما هشدار دهد که احتمالا شریک زندگی شما هم در حال خیانت کردن است.

در حقیقت این گروه تجربه های ناخوشایند خودشان را به زندگی دیگران «تعمیم» می دهند. «تعمیم دهی» یک «خطای شناختی» است و معمولا وقتی اتفاق می افتد که مهارت لازم برای تحلیل چالش ها را نداشته باشم.

آنها با تعمیم دهی های نابجا، محیطی تاریک، ترسناک و پر از گزند و بی اعتمادی را در زندگی مشترک برای تان توصیف می کنند در حالی که اگر بخواهید واقع گرایانه به زندگی نگاه کنید، می فهمید آنقدرها هم که این دوستان توصیف می کنند تلخ نیست مگر آنکه خودتان فقط دنبال ناخوشی هایش بگردید.

اما این دوستان گروه سومی هم دارند؛ کسانی که درکی از مشکل شما ندارند و توصیه هایی کلیشه ای و انتزاعی را برای تان سرهم می کنند. اگر شما با دوست مجردتان در مورد بدخلقی امروز همسرتان درددل کنید، احتمال اینکه فکر کند دعوا نمک زندگی شماست، بسیار کم خواهد بود.

او با شنیدن توصیف های شما، رفتار همسرتان را به موقعیت های دیگر تعمیم می دهد و از اینکه شما آنقدر ساده اید که حاضر به جدا شدن از چنین مردی نیستید، عذاب می کشد و البته این عذاب را به شما هم منتقل می کند. چنین دوستی نمی تواند بپذیرد زندگی زیر یک سقف با چالش هایی هم همراه است که گذر زمان و شناخت بیشتر شما و همسرتان از یکدیگر به کم شدن شان کمک می کند.

دوستانی از جنس مخالف

شاید بپرسید که تا کجا می توان با جنس مخالف دوستی کرد. ما می گوییم هر زمان، روابط دوستانه شما با چنین دوستی به حدی رسید که در حضور همسرتان مجبور شدید سطح ارتباط تان با او را پنهان کنید یا حس کردید حریم های تان در حال فراموشی است یا اگر شک کردید که شاید بخشی از وظایف همسرتان را روی دوش او انداخته اید؛ مثلا سنگ صبور یا مشاورتان شده است، باید نگران شوید و سطح ارتباط تان را با او اصلاح کنید. اگر دیر بجنبید، زندگی مشترک تان به خطر می افتد.

منبع : hidoctor

905
منتشر شده در964 روز پیش

دلایلی برای اثبات اینکه برادرها بهترین دوستان هستند – بخش دوم

داشتن برادر تجربه ای منحصر به فرد است. گرچه احتمالا برادرها گاهی هم اذیت می کنند. اما آنها در برابر دیگران از شما دفاع می کنند و پشتیبان تان هستند. از زمانی که برادران شما محافظ شما شده و عمیقا به شما عشق می ورزند، این انسان هایی دوست داشتنی، زندگی را لذت بخش تر می کنند. آماده باشید تا دستگاه را روشن کنید و خودتان را برای بازی با پلی استیشن گرم کنید. دلایلی اینجا وجود دارد که با خواندن آنها از زوایه جدیدی سپاسگزار وجود برادرتان خواهید شد.

در راستای دلایلی برای اثبات اینکه برادرها بهترین دوستان هستند – بخش اول به بخش دوم اثبات این موضوع می پردازیم.

او محافظ شماست

نه تنها برادران شما بدون اینکه شما را قضاوت یا نصیحت بیش از حد کنند به مشکلات تان گوش می دهند، بلکه اگر در زندگی اشتباهیی نیز انجام دهید از شما دفاع می کنند. در برخورد با یک مزاحم در خیابان یا در یک مشکل اجتماعی با دیگران، برادرتان اجازه نمی دهد دیگران به شما صدمه ای وارد کنند.

رک و راست به خودتان می گوید

برادرها واقعا فوق العاده هستند چون اگر مشکلی داشته باشید، مستقیما آن را به خودتان می گویند. پسرها حرف شان را تلخ تر و رک تر می زنند و همین باعث می شود که وقتی به پاسخ هایی رک و راست احتیاج دارید، برادران تان گزینه های خوبی باشند.

پر از ایده برای شوخی و خنده هستند

شاید بخواهید شوخی فردی را تلافی کنید یا برای تفریح در جمعی صمیمانه به چند شوخی جدید نیاز دارید. برادرها مملو از این ایده ها هستند. البته فراموش نکنید که ممکن است برخی اوقات این شوخی ها با خود شما انجام شود!

می تواند ورزش های جدیدی به شما بیاموزد

ممکن است برادران شما در رشته های ورزشی جزو برترین نفرها نباشند اما حداقل می توانند کمی از آن ورزش را به شما بیاموزند. این نکته برای کسانی که در کلاس های ورزشی شرکت می کنند فوق العاده ارزشمند است، چرا که برادران می توانند راه درست ورزش کردن را به شما بیاموزند.

با شما هله هوله می خورد

برادران شما بهترین گزینه ها برای پرخوری هستند درحالی که خواهران تان حواس شان به آنچه می خورند هست. برادران تان احتمالا فقط به فکر لذت بردن از خوراکی خوردن هستند. اگر پسر هستید و می خواهید خوش باشید یا دختر هستید و به نادیده گرفتن چند ساعته انتظارات اجتماعی مشتاقید، برادرها چه در روز های تعطیل و چه روزهای غیر تعطیل با هله هوله خوردن موافق هستند.

همیشه به خوردن باقی مانده غذای شما علاقه دارد

نه تنها برادر شما همیشه آماده غذا خوردن با شماست، بلکه هنگامی که سن تان کم است نیز می تواند کمک بسیاری به شما کند. وقتی کوچک هستید، والدین تان انتظار دارند که تمام غذای خود را بخورید و اینجاست که برادرتان می تواند شما را نجات دهد. احتمالا برادر شما از اینکه چند گاز به غذای شما بزند، خوشحال می شود.

فیلم های جدید و خوب را به شما معرفی می کند

برادرها اطلاعات زیادی در مورد سرگرمی ها و فیلم ها دارند. احتمالا برادران تان سلائق متفاوتی با شما دارند و شاید فیلم های مورد علاقه او را تاکنون ندیده اید. مخصوصا هنگامی که برادرتان درباره فیلم های کونگ فو، اکشن و کمدی صحبت می کند، احتمالا فیلم های جذابی را می تواند به شما معرفی کند.

رقیب شماست

برادرها تمایل دارند که با هم رقابت کنند و این مسئله واقعا خوب است. تا زمانی که شما قصد این را داشته باشید که بهترین عملکرد خود را نمایش دهید، این رقابت برادرانه به شما کمک خواهد کرد تا این امر را تحقق بخشید.

روراست و صادق است

حتی زمانی که از کسی راهنمایی نمی خواهید، مانند هر کس دیگری نیاز به فردی دارید که مانند برادران تان شما را راهنمایی کند.

همیشه تلاش می کند که شما را شاد کند

چه برادران تان را دوست داشته باشید و چه از آنها متنفر باشید، واقعا دوست داشتنی هستند. تا حدی که وقتی ناراحتی شما را ببینند اولین کاری که سریع و ناخوداگاه انجام می دهند تلاش برای شادی شماست. اوقاتی که ناراحت هستید، داشتن کسانی که تلاش می کنند شادی را به شما بازگردانند، فوق العاده مفید است.

815
منتشر شده در965 روز پیش
صفحه 12 از 14« بعدی...1011121314
تبلیغات
پرشین طب

آخرین ویدئوهای پزشکی