رواشناسی - صفحه 10 از 13 - پرشین طب

فروش فایل فروشگاه شاپ می نو
امار سایت
  • افراد آنلاین : 13
  • ورودی گوگل : 111
  • تعداد کل مطالب : 4029
  • بازدید امروز : 3269
  • بازدید دیروز : 23579
  • بازدید این هفته : 3269
  • بازدید این ماه : 446316
  • بازدید کل : 2937631
خوش اخلاق تر

به نظر شما متولدین کدام فصل ها خوش اخلاق تر هستند؟

تست های روانشناسی همیشه دارای طرفداران زیادی بوده است.همچنین مطالبی که به نوعی به شناخت شخصیت یک گروه یا یک فصل از آدم ها می شود ، در این نوشته همانطور که از عنوان پیداست می خواهیم بررسی کنیم که متولدین کدام فصل ها خوش اخلاق تر می باشند ، البته این بررسی از لحاظ پزشکی انجام می شود ، شاید شما هم دوست داشته باشید پاسخ این سوال را بدانید ، پس بهتر است تا انتها با ما همراه شوید.

«شما متولد چه ماهی هستید؟» این پرسشی است که شاید بیش از هر چیز ما را به یاد آنهایی بیندازد که به طالع‌بینی باور دارند؛‌ این‌که خلق و خوی خود یا دوست‌شان که در فلان ماه خاص به دنیا آمده چگونه است و با کدام یک همخوانی بیشتری دارد؟

اما فقط همین‌ها نیست. همه ما به نوعی شاهد بحث و جدل آتشین طرفداران طالع‌بینی و منکران آن بوده‌ایم؛ طرفدارانی که همه جنبه‌های زندگی را از ریز و درشت در ید قدر قدرت ماه تولد و تاثیرات سیارات و ستارگان می‌دانند و باور دارند سرنوشت محتوم هر فردی به آن گره خورده است و منکرانی که عمدتا می‌گویند این باورها «خرافه‌ای» بیش نیست و علم به‌هیچ‌وجه آنها را تائید نمی‌کند. البته در این میان طرفداران پروپا قرص طالع‌بینی چندان هم «وصله خرافی و غیرعلمی بودن» را نمی‌پذیرند و می‌کوشند برای ادعاهایشان توجیهات علمی بیاورند. حال اگر ناگهان یک پژوهش علمی در قرن بیست و یکم از راه برسد و بگوید موسم تولد بر خلق و خوی افراد موثر است، تکلیف چه خواهد بود؟

اخیرا بر اساس یکی از فرضیات پرسابقه در زمینه خلق و خوی افراد ، پژوهشی صورت گرفته که نشان می‌دهد احوال آدمی ممکن است تحت تاثیر موسم تولد او باشد. در واقع مدت مدیدی بود که بخشی از پژوهشگران حوزه خلق و خو فرض می‌کردند که زمان تولد شاید بر میزان انتقال دهنده‌های عصبی، مانند دوپامین و سروتونین، در بدن انسان تاثیر بگذارد؛ انتقال‌دهنده‌هایی که نقش مهمی در احوال ما بازی می‌کنند. پژوهش فوق در صدد بررسی همین فرض انجام شده است.

در این مطالعه که در مجارستان صورت گرفته وضع خلق و خوی بیش از ۳۰۰ دانشجو با در نظر گرفتن زمان تولدشان مورد مقایسه دقیق قرار گرفته است. آنچه در پایان به دست آمده تا حد زیادی فرضیه دانشمندان را تائید می‌کند. به عبارت ساده‌تر، دانشجویانی که در یکی از ماه‌های تابستانی به دنیا آمده بودند بیشتر از متولدان فصل‌های پاییز یا زمستان خلق و خوی بی‌ثبات داشته‌اند یا به بیان دیگر تندمزاج‌تر بوده‌اند. از سوی دیگر،‌ آنها که در بهار یا تابستان به دنیا آمده بودند بیشتر از متولدان پاییز و زمستان خوشبین و سرزنده بوده‌اند.

از سوی دیگر، یافته‌های همین مطالعه نشان می‌دهد دانشجویانی که متولد یکی از ماه‌های فصل زمستان‌اند، بیشتر از متولدان ماه‌های فصل پاییز در معرض ابتلا به افسردگی قرار داشته‌اند. تا اینجای کار ممکن است متولدان زمستان را حسابی نگران کرده باشد. اما این مطالعه برای بچه‌های زمستان هم خبرهای خوش داشته است: در واقع دانشجویان متولد زمستان در این مطالعه کمتر از متولدان سایر ماه‌های سال تندخو و تندمزاج بوده‌اند.

همان‌طور که می‌بینید این مطالعه پژوهشی است که کاملا بر پایه روش‌های علمی صورت پذیرفته و هیچ نقش و نشانی از شیوه‌ها یا ادعاهای طالع‌بینی در آن به چشم نمی‌خورد. دکتر هوارد ال. فورمن، روانپزشک کالج پزشکی آلبرت اینشتین در نیویورک، که حوزه اصلی فعالیتش طب ذهن و بدن است، در این باره تاکید می‌کند که نباید نتایج این پژوهش را بر آنچه در طالع‌بینی‌های گوناگون می‌خوانید منطبق بدانید. اول این که این یافته‌ها هرگز از سنخ مدعیات طالع بینی نیستند و دوم توجه داشته باشید که آنها صرفا نوعی ارتباط میان موسم تولد و خلق و خو را نشان می‌دهند، و به‌هیچ‌وجه نباید آنها را از جنس اثبات علمی در زمینه تاثیر سال و ماه بر وضع روانی افراد به شمار آورد. دکتر فورمن می‌گوید: «چنین نیست که ماه تولد شما تقدیر و سرنوشت شما را رقم بزند؛‌ بلکه تا اینجای کار فقط می‌تواند نشان دهد که احتمال برخورداری شما از کدام نوع خلقیات بیشتر است.»

تا اینجا علم به ما نشان می‌دهد ممکن است برخی ویژگی‌های شخصیتی ما پررنگ‌تر از ویژگی‌های دیگرمان باشد، اما اول این که هیچ قطعیتی در کار نیست و دوم هیچ نشانی از تقدیر و سرنوشت در این یافته‌ها به چشم نمی‌خورد. به عبارت دیگر، دکتر فورمن توضیح می‌دهد بسیاری از مردم تصور می‌کنند جنبه‌های گوناگون زندگی و شخصیت‌شان محتوم و به‌کلی خارج از اراده و خواست آنهاست. این نگاه جبرگرایانه به زندگی طبعا به نوعی بی‌عملی و تسلیم می‌انجامد و فرد را از تلاش برای به دست گرفتن سکان زندگی و بهبود آن ناتوان می‌کند. این همان چیزی است که طالع‌بینی، خواسته یا ناخواسته، در پی خواهد داشت. در عوض، به نظر دکتر فورمن یافته‌های علمی این امکان را به ما خواهند داد تا فعالانه وارد کارزار زندگی شویم و به درستی در برابر مشکلات واکنش نشان دهیم. همین طور نباید از یاد ببریم که این فقط یک پژوهش علمی است که با بررسی رفتاری ۳۰۰ نفر به دست آمده است و ممکن است در مطالعات پژوهشی آینده با جمعیت مورد بررسی بیشتر، این فرضیات تکمیل یا حتی مورد تردید قرار گیرد.

منبع : iran.pezeshk.us

616
منتشر شده در806 روز پیش
دهن بینی

چگونه دهن بین نباشیم؟ / طبقه‌بندی افراد از نظر دهن بینی!

خیلی از افراد هستند که دهن بین بوده و با تبلیغات فرد خیلی از بزرگ نمایی ها را می خورند ، به عنوان مثال دوستی دارم که بدون توجه کردن به نیازهای اولیه خود و با توجه به وضع مالی خود ، به تبلیغات توجه کرده و فورا آن را خریداری می کند ، می خواهیم در این نوشته در مورد دهن بین بودن صحبت کنیم و در ادامه افراد دهن بین را به چند دسته مختلف تقسیم می کنیم و در نهایت راهکارهایی را به شما پیشنهاد می کنیم که دهن بین نباشید.

اثر جادویی تبلیغات
اینک این سوال پیش می‌آید که چرا تبلیغات روی برخی از ما، اثر بیشتر و ماندگار‌تری دارد؟ از تبلیغات که بگذریم این سوال پیش می‌آید که چرا اصولا برخی از ما هر چیزی را که می‌‌شنویم باور می‌‌کنیم‌؟

راستش باید بگویم بیشتر از آن که موضوع مربوط به خود تبلیغات و زرق و برق آن باشد، پذیرفتن  تبلیغ‌ ‌یا هر حرفی که می‌‌شنویم، به خصوصیتی بر‌می‌‌گردد که به خود  شنونده‌‌ حرف (یا گیرنده‌‌ تبلیغ)  مربوط می‌شود. خصوصیتی که باعث می‌شود افراد در هر سمت و رده‌ای که باشند، بدون تفکر، بدون تأمل کافی و بدون تحلیل و بررسی، حرفی را که می‌شنوند دربست بپذیرند و باور کنند و حتی آن را به حافظه سپرده و سپس در اولین فرصتی که به دست می‌آید برای شخص دیگری بازگو نمایند (که در این صورت تبدیل به شایعه ساز هم می‌‌شوند!) و البته همین ویژگی است که افراد را ساده‌لوح معرفی کرده‌‌ یا قابلیت اعتماد‌پذیری آنها را خصوصاً در سمت و مسئولیت‌هایی که دارند، تحت تأثیر قرار می‌دهد! به نظر شما این خصوصیت‌‌یا ویژگی چیست و چه نام دارد؟ بعضی‌ها می‌گویند این ویژگی، همان تلقین‌پذیری است! وقتی سخن از تلقین و تلقین‌پذیری به میان می‌آید، به‌‌یاد آزمایش‌های قرن ۱۹ می‌افتیم؛‌‌یعنی زمانی که برای درمان بیماری‌ها از روش تلقین و هیپنوتیزم استفاده می‌شد.

اولین بار در سال ۱۸۴۲، «جیمز برید» از این روش استفاده کرد و متوجه شد که اگر فردی به‌طور مداوم و ثابت به نقطه‌ای نورانی و شفاف خیره شود، به علت تمرکز حواس و خستگی عضوی، پس از مدتی به خواب می‌رود اما بعداً متوجه شد که این تصور صحیح نیست و عامل اصلی این خواب، تأثیرات ناشی از تلقین است. ‌‌یعنی ناشی از تکرار‌‌ یک کلمه در حالت هیپنوز. بعدها هم «شارکو»، که هیپنوتیزم را از جنبة مادی و فیزیولوژیکی بررسی کرد، معتقد شد که استعداد تلقین‌پذیری در همه افراد‌‌یکسان نیست و عوامل دیگری‌ مانند خواست فرد، درجه تلقین‌پذیری و… مؤثر هستند. با این توضیحات می‌توانیم نتیجه بگیریم که تلقین‌پذیری حالتی است که در خواب مصنوعی (در حالت هیپنوتیزم) کاربرد ویژه خود را دارد. در حالی که آنچه مورد نظر ماست در بیداری انجام می‌شود، نه در خواب! حال این سؤال پیش می‌آید که آیا تلقین در بیداری هم داریم‌‌یا نه؟ در جواب باید به نوع دیگری از تلقین اشاره کنم که «تلقین به نفس هوشیارانه» نامیده می‌شود و مبدع آن ، آن را زمانی ابداع کرده که متوجه شده سوژه‌های تلقین، در مقابل تلقینات هیپنوتیزمی‌ مقاومت می‌کنند و به تدریج به این نتیجه رسید که «تلقین»‌‌یعنی تحمیل‌‌یک‌ اندیشه به مغز انسان، و این عملاً محقق نمی‌شود مگر در شرایطی که مفهوم تلقین، قبلاً مورد قبول سوژه قرار گرفته باشد، که البته، این هم دیگر تلقین نیست، بلکه «خود تلقینی» است و در این حالت، سوژه‌‌یا آن را قبول می‌کند و‌‌یا حداقل به آن فکر می‌کند، پس تلقین در خواب مصنوعی را تبدیل به تلقین در بیداری کرد و اسمش را گذاشت: «تلقین به نفس هوشیارانه». البته با این روش به عنوان‌‌یک روش درمانی، انتقاداتی وارد است که در حوصله بحث ما نیست، منتها متوجه می‌شویم که حتی در تلقین در بیداری هم، نوعی فکر و بررسی و تأمل وجود دارد و از آن مهم‌تر «تکرار» نقش اساسی در آن ایفا می‌کند. در حالی که خصوصیت مورد نظر ما، اغلب حتی بدون تکرار هم کار خود را انجام می‌دهد. بنابراین احتمالاً این خصوصیت ارتباطی به تلقین (اقلاً در شکل مرسوم آن) ندارد و شاید به همین دلیل است که بعضی‌ها به آن می‌گویند «دهن‌بینی».

دهن بینی
منظور از دهن‌بینی حالتی است که فرد، چشم بسته و بدون تعقل، به دهان طرف مقابل چشم دوخته  و بدون فکر و‌ اندیشه هر چه را می‌شنود باور می‌کند و می‌پذیرد. این دهن‌بینی‌‌یا هر اسم دیگری که بر آن بگذاریم، مختص دسته خاصی از افراد نیست و تقریباً در هر قشر و رده که بگردید، چندتایی از این افراد پیدا می‌کنید. اینک ببینیم چه کسانی هر چیزی را که می‌شنوند قبول کرده و می‌پذیرند؟

طبقه‌بندی افراد از نظر دهن بینی
دسته اول افرادی هستند که «عادت کرده‌اند» هر چه را که بشنوند بپذیرند! در واقع این افراد در طول عمرشان آموزش خاصی در جهت فکر کردن در مورد آنچه که می‌شنوند دریافت نکرده و تمرینی ندارند. شاید هم هنوز از این ناحیه آسیب نخورده‌‌اند تا حواس‌شان را جمع‌تر کنند! به هر حال این‌ها همیشه همین طور بوده‌اند، الآن هم، همان الگوهای قبلی‌شان را تکرار می‌کنند اما جای آموزش و ‌‌یادگیری دارند و می‌توانند با فراگیری روش‌های تجزیه و تحلیل و جایگزین کردن «عادت جدید»، «عادت قبلی» را کنار بگذارند. دسته دوم کسانی هستند که به طور واضحی می‌دانند نباید هر حرفی را باور کنند، اما نحوه برخورد با موضوعات جدید و تحلیل و بررسی شنیده‌ها را نمی‌دانند. این‌ها نیز نمی‌دانند با آنچه که می‌شنوند چگونه برخورد کنند، آنها را از چه فیلترهایی بگذرانند، در چه کوره‌هایی قرار دهند ‌‌یا از چه آنزیم‌هایی برای هضم آن استفاده نمایند و متأسفانه تنها وقتی از این ناحیه ضربه خوردند برایشان ‌‌یادآوری می‌شود که باید زودتر خود را مجهز به سپر بررسی و تحلیل می‌کردند. خوشبختانه این دسته هم با آموزش می‌توانند به سطح قابل قبول و درک و تجزیه و تحلیل برسند. دسته سوم هم کسانی هستند که انگار‌‌یک محفظه تو خالی، بین گوش و مغزشان کار گذاشته شده، به طوری که هیچ‌‌یک از شنیده‌های آنها، این قدرت را ندارد که از آن محفظه خارج شده و به مغزشان برسد، بنابراین بعید است آموزش بتواند تأثیری بر این دسته بگذارد. اما دسته‌های اول و دوم می‌توانند تحت آموزش‌هایی از راه مقدماتی‌‌یا پیشرفته قرار بگیرند و زودباوری و دهن‌بینی خود را کنار بگذارند.

شش گام برای این که دهن بین نباشیم
در این جا‌‌یکی از ساده‌ترین روش‌ها، برای تجزیه و تحلیل و بررسی آنچه که می‌شنویم ارائه می‌شود، روشی که به سادگی می‌توان آن را به کار بست و نتایج آن را دید و شش گام دارد:

اول این که آنچه را می‌شنویم با خود تکرار کرده (یا اگر در تصمیم‌گیری ما اهمیت دارد‌‌یادداشت کرده) و درباره آن فکر کنیم.
در گام دوم، در مورد آنچه شنیده‌ایم سؤالاتی می‌سازیم و با استفاده از منابعی که در دسترس داریم به آنها پاسخ می‌دهیم.
در مرحله سوم، سعی می‌کنیم معانی مختلف آن را درک و حتی کشف کنیم و با عقل سلیم و منطق مقایسه نماییم.
در گام چهارم به گوینده، اهداف و ویژگی‌های او هم توجه کرده و آنها را در نتیجه‌گیری‌مان لحاظ می‌کنیم.
در مرحله پنجم اگر نیاز باشد پیش نیازهای لازم را برای درک بیشتر، تهیه و مطالعه می‌کنیم.
و بالاخره در گام ششم اگر قابل باور و درست بود آن را باور کرده و به عنوان‌‌ یک داده اطلاعاتی جدید وارد زندگی خود می‌کنیم.

مثالی برای گام‌های شش گانه
استفاده از این گام‌ها، بسته به اهمیت موضوع می‌تواند از نظر کمی ‌و کیفی، تغییراتی هم داشته باشد که به تشخیص شنونده اعمال می‌شوند و می‌توان مثلاً در گام پنجم، مشاوره با افراد ذی‌صلاح را بدان افزود. برای مثال شایعه‌ای درباره یک  شرکت تولیدکننده مایع سفیدکننده  توسط یکی از رقبای آن منتشر شد. شایعه‌ این بود که به دلیل ترکیبات نامناسب، شستن لباس با این مایع باعث پوسیدگی ناگهانی و زودرس لباس خواهد شد. اگر شما خریدار این مایع سفید کننده  بودید و مثلاً ‌ده عدد  از آن در انبار منزلتان موجود بود با شنیدن این شایعه چه می‌کردید؟

در گام اول شایعه را با خود تکرار و درباره آن فکر کنید. بدیهی است که این شایعه در تصمیم شما برای استفاده از مایع  تأثیر خواهد داشت، پس نمی‌توانید بی‌تفاوت از کنار آن عبور کنید.

در گام دوم سؤالاتی در ارتباط با موضوع بسازید و از خود بپرسید: آیا تا کنون استفاده از این مایع سفیدکننده  باعث پوسیدگی لباس‌هایم شده است؟ اگر خیر، آیا ممکن است‌ ترکیبات مواد تشکیل‌دهنده آن ناگهان تغییر کرده باشد، به طوری که باعث پوسیدگی شود؟ آیا تغییر ‌ترکیبات روی قوطی‌‌ یا شیشه‌ آن، قید شده است؟ آیا ممکن است یک تغییر سهوی و اتفاقی در کارخانه روی داده باشد؟ منبع اعلام کننده‌ این خبر چیست؟ آیا خود کارخانه این خبر را اعلام کرده یا منبع نامعلوم است؟ آیا ممکن است منبع اعلام‌کننده، غرض خاصی داشته باشد و سؤالاتی از این قبیل. سعی کنید برای این سؤالات پاسخ‌هایی بیابید.

در مرحله سوم کوشش کنید این شایعه را بهتر درک کرده تا با عقل سلیم بسنجید، ‌مثلاً اگر در این چند وقت که از مایع سفید کننده استفاده کرده‌اید مشکلی برای لباس‌ها ایجاد شده، این شایعه می‌تواند از نظر منطقی درست باشد و یا عقل سلیم حکم می‌کند اگر تغییری ناخواسته در ترکیبات مایع   ایجاد شده باشد، خود کارخانه تولید کننده برای جلوگیری از خراب شدن اعتبار خود این موضوع را اعلام کرده و یا حتی مایعات سفید کننده‌‌ مشکل‌دار را از مغازه‌ها جمع‌آوری ‌کند و یا حداقل به‌طور رسمی اعلام ‌نماید که مایع های  مذکور، برای مصارف خاصی (مثلاً‌ لباس‌های روغنی) مورد استفاده دارد.

در گام چهارم به گوینده و اهداف او توجه کنید. اگر گوینده نامعلوم است و اسم و رسم خود را اعلام نکرده، چه بسا غرض داشته و تنها قصدش تخریب شرکت رقیب بوده باشد. معمولاً‌ اخبار موثق را مسئولین دولتی امور بهداشتی یا خود کارخانه یا سایر افراد مسئول اعلام عمومی می‌کنند، نه یک منبع خبری ناشناس و مجهول.

در گام پنجم اگر موضوع برایمان خیلی مهم باشد می‌توانیم با متخصصان و صاحب‌نظران مشورت کرده یا در این زمینه مطالعه و بررسی و تجربه بیشتری داشته باشیم. مثلاً می‌‌توان یک قطعه لباس یا پارچه را چند بار پشت سرهم به طور آزمایشی با این مایع سفید کننده شست و نتیجه را دید و بالاخره با تمام این اطلاعات در گام ششم تکلیف نهایی را روشن می‌کنید که در این مثال به دلیل عدم اثبات (بعد از تجربه) و ناموثق بودن منابع خبر، بهتر است استفاده از مایع سفید کننده را ادامه دهید.

منبع : zibasho.com

521
منتشر شده در809 روز پیش
رفتار بچگانه مردها

علت رفتار بچگانه مردها هنگام بیماری چیست؟

هر یک از ما در زمان کودکی، رفتار های کودکانه زیادی داشتیم، از گریه های وقت و بی وقت تا لوس کردن های بیجا و بی موقع برای پدر و مادر. اما گاهی اوقات به دلایل مختلفی این قبیل کارها در بزرگسالی ادامه پیدا می کند. در این پست می خواهیم به رفتار بعضی از مردها در بزرگسالی بپردازیم، خصوصا زمانی که به بیماری ای مبتلا می شوند. بعضی از مردها هستند که که عادت گریه کردن در کودکیشان را در زمان بیماری ادامه می دهند. حال بررسی می کنیم که این رفتار چه دلایلی دارد!

۱) “این هرگز اتفاق نمی‌افتد!”

برخی از مردان عاشق این هستند تا در مورد این که هرگز مریض نمی‌شوند پوز بدهند. این یک راه برای ابراز سلطه‌ی فیزیکیست بی آنکه نیاز به ارائه مدرک واقعی باشد. درست مانند وقتی که به مردم می‌گویید ماهیچه‌ی شکمتان ۱۲ تکه‌ است و عضلات بازوی‌های شما بر‌آمده است و آن‌ها مجبورند تنها به حرف شما اکتفا کنند. این از هرچیزی بهتر است.
البته غیر ممکن است. هیچکس نسبت به همه چیز ایمن نیست، و هیچکس دوست ندارد که اشتباهاتش اثبات شود، حتی اگر در کاسه‌ی سوپ خودش عطسه ‌کند.

۲) بدن او یک غار مردانه است

مرد‌ها عاشق بدن خود هستند. در قسمت آشکار طیف، او با بدن خود مانند یک ماشین که خوب روغن‌کاری شده است رفتار می‌کند. در قسمت کمتر آشکار طیف, آدم احمقی هست که با بدنش مثل یک رستوران با مدیریت خوب، رفتار می‌کند که همیشه پر از سیب زمینی سرخ کرده و گوشت کبابی می‌باشد. هر دو مرد به این که چه چیزی وارد بدن‌شان می‌شود خیلی اهمیت می‌دهند و همین‌طور به چیزهایی که می‌توانند از آن خارج کنند. مریض شدن می‌تواند یک آچار نا ‌امید‌کننده داخل این ماشین مردانه بیاندازد.

حالا او چگونه با آدم بد‌ها مبارزه کند؟

در هر لحظه، در هر سناریو, هر مردی حداقل یک بخش از مغز خود را به این فکر اختصاص می‌دهد: “اگر کماندوهای دشمن همین حالا حمله کنند، چگونه از مهارت و ابزار‌هایم استفاده‌کنم تا عزیزانم را به جایی امن ببرم و خودم که به تنهایی یک ارتش کامل هستم‌ آدم بد‌ها را نابود کنم؟” این یک کلی‌گویی نیست.

تنها راه برای تبدیل شدن از یک قهرمان اکشن به قهرمان عطسه، یک تب واقعیست. از شما عذر خواهی می‌کنم، اما اکنون که داستان واقعی و وضع اسفناک این مرد فینی را می‌دانید، می‌خواهید چه کار کنید؟ گذشته از این حس رضایتمندی از اینکه متوجه شده‌اید همسرتان همان قدر که فکر می‌کردید بچه است، چه فایده ی دیگری برایتان دارد؟ برای شروع، شما می‌توانید به یاد داشته باشید که هیچ منطقی در ورای حساسیت بالای آن‌ها وجود ندارد و بحث‌کردن با یک بیمار بد‌اخلاق شما را به جایی نمی‌رساند. اما اگر نمی‌خواهید در هذیان گفتن‌هایش افراط کند ( شما را سرزنش نمی‌کنیم ) کاری را انجام دهید که پدر و مادرش وقتی نمی‌خواستند با او کاری داشته باشند انجام می‌دادند؛ او را تلپی جلوی تلویزیون با یکی از فیلم‌های مورد علاقه‌اش بنشانید. ما فیلم‌های بازیگرانی مانند نوریس نیسون و سیگال (Norris, Neeson, & Seagal) را پیشنهاد می‌کنیم.

منبع : ibanoo.ir

470
منتشر شده در823 روز پیش
خواهر

دعوای خواهر و برادری و علت های آن!

یکی از موضوعاتی که اجتناب پذیر می باشد ، دعوای بین خواهر و برادر است. شاید شما هم خواهر یا برادری داشته باشید که با وی در طول دوران زندگی خود بحث و جدل کرده باشید. ریشه این دعواها کجاست و چرا بین خواهر و برادر رقابتی ایجاد می شود؟ در این نوشته سعی داریم در مورد مسائل خواهر و برادر صحبت کنیم. در صورتی که مشتاق شنیدن این موضوع جالب هستید و می خواهید اطلاعات خود را در این زمینه بالا ببرید با ما همراه باشید.

زمانیکه بچه ها وارد سنین ابتدایی می شوند، ممکن است وارد مرحله جدیدی به نام رقابت شوند. همانطور که خصوصیات شخصیتی و تمایلات آنها بیشتر رشد می کند و بدن آنها قوی تر می شود، ممکن است درگیریهای جدید و شدیدی را با یکدیگر آغاز کنند.

والدینی که طلاق گرفته اند و مجدد ازدواج کرده اند اغلب با قرار دادن بچه هایشان  در کنار یکدیگر، با مسائل پیچیده ای مواجه می شوند. هل دادن، ضربه زدن،استدلال، اذیت کردن و سخن چینی کردن بیشتر اوقات آنها را پر می کند و در نهایت ممکن است منجر به عصبانیت پدر و مادر شود.

حقیقت این است که بعضی از خواهر و برادرها  کل زندگی خود را با یکدیگر سروکله می زنند. این درگیریها و سرو صداها اجتناب ناپذیر است. از طرفی دیگر، زمان خوبی است تا به فرزندان خود اهمیت حل و فصل محترمانه مشکلات بین یکدیگر را آموزش دهید و با کنترل و درک بیشتر می توان سردردها را کاهش داد و فضای مناسب در خانه را حکم فرما ساخت.

درمورد رقابت خواهر و برادران چکار می توان انجام داد
زمانیکه بچه ها در سنین ابتدایی با یکدیگر بحث و بگو مگو می کنند، بهترین روش این است که دخالت نکنید. به جای آن می توانید آنها را تشویق کنید تا خودشان این مسئله را حل و فصل کنند. به آنها توضیح دهید که این مسئله از دید شما چگونه است. به صحبتهای هر دو طرف گوش دهید و به فرزندان خود بگویید که چه شنیده اید.

به آنها بگویید که متوجه وضعیت موجود هستید و اینکه مطمئن هستید که آنها می توانند راه حلی برای آن پیدا کنند. در دراز مدت، حل و فصل کردن مشکلات توسط خودشان به یک مهارت برای آنها تبدیل می شود که آن را می آموزند و همچنین باعث کاهش تنشهای عصبی در خانه می شود

البته بعضی از مسائل وجود دارد که به تنهایی و توسط خود آنها قابل حل کردن نیست. بنابراین می توانید یک جلسه مشورتی خانوادگی تشکیل دهید. صحبت بچه ها را برای خودشان بازگو کنید و نکات اصلی صحبت آنها را بنویسید. سپس هر وضعیت را برای آنها بخوانید و از آنها بخواهید تا راه حلی برای آن پیدا کنند. در خصوص نظرات و راه حلها با یکدیگر بحث کنید. اگر مشکل برطرف نشد و بچه ها همچنان ناراحت هستند، نیم ساعت به آنها وقت استراحت بدهید سپس مجدد امتحان کنید.

جلسات مشورت را ادامه دهید تا ببینید که چگونه راه حلها جواب می دهد. در نهایت این احتمال وجود دارد که آنها از برگزاری جلسات مشورت خسته شوند و برای جلوگیری از آن، خودشان راه حل مناسبی پیدا کنند. توهین و اذیت کردن در دعواهای بین خواهر و برادرها مسئله ای شایع و اجنتاب ناپذیر است. توهین و نیش زدن می تواند رقابت را تشدید کرده و اثر منفی روی آنها بگذارد. زمانیکه متوجه می شوید یکی از فرزندان شما به برادر یا خواهرش در حین بحث و گفتگو توهین می کند، در حضور او چیزی نگویید. اجازه دهید تا تنها شود سپس به او بگویید که کار درستی نکرده است که این توهین را به برادر یا خواهر خود کرده است. اگر جلوی خواهر یا برادرش سعی کنید که او را متوجه اشتباهش کنید ممکن است که به خاطر این تحقیر، حس انتقام جویی در او شکل بگیرد.

اگر مشکل جدی و شدید باشد با مشورت تمام اعضای خانواده تنبیهی برای او در نظر گرفته شود. مثلا از مدت زمان تماشای تلویزیون یا مقدار پول توجیبی او در ازای هر دشنام یا کار خطایی که از او سر می زند، کاسته شود. به این شکل او یاد می گیرد که چگونه جلوی دهان خودش را بگیرد.

با خواهر و برادر ناتنی مدارا کنید
معمولا رقابت بین خواهر و برادرهای ناتنی زیاد دیده می شود و این امکان وجود دارد تا رقابت و جنگ بین بچه های طلاق منجر به اضطراب، سردرگمی و پوچی می شود.

گام نخست این است که در ابتدا، انتظار زیادی از او نداشته باشید. ممکن است سالها زمان ببرد تا خواهر و برادرهای ناتنی به یکدیگر عادت کنند. بنابراین در ابتدا سعی کنید با آنها صحبت کنید و اجازه دهید که با نقطه نظرات یکدیگر آشنا شوند. هرگونه تغییر یا تغییرات مسئولیتی را برای آنها توضیح دهید و قانون و اساس روال خانوادگی را برای آنها شرح دهید.

سپس تلاش کنید تا جائیکه امکان دارد، از آنها بخواهید مشکلاتشان را خودشان برطرف کنند. اگر مشکل جدی است بهتر است تا شما هم در جلسات آنها شرکت کنید یا از آنها بخواهید برای پیدا کردن راه حل جلسه تشکیل دهند. از آنجائیکه ممکن است در سالهای اولیه مشکلاتی بین خود زن و مردی که مجدد با یکدیگر ازدواج کرده اند وجود داشته باشد بنابراین سعی کنید تا از مقایسه کردن فرزندان با یکدیگر و قضاوت کردن آنها خودداری کنید.

اگر امکان سفر برای خانواده وجود دارد پس بهترین موقعیت است تا در طول سفر پروژه های مشارکتی بین فرزندان گذاشته شود تا بیشتر با یکدیگر تعامل و همکاری داشته باشند. به طور مثال تمیز کردن پارکینگ یا حیاط آنها را مجبور می کند تا همکاری و توافقاتی بین آنها بوجود بیاید اما هرگز به زور باعث پیوند میان آنها نشوید اجازه دهید که آنها به فضاها و مرزهای مابین خود ادامه بدهند.

اگر آنها مجبور هستند که از یک اتاق مشترک استفاده کنند، فضا را برای آنها تقسیم کنید و برای هریک قانونهای مشخصی بگذارید. اداره خانواده ای که بچه های ناتنی دارد ممکن است دشوار به نظر برسد اما با انعطاف پذیری، صبر، عشق و درک می توان به راحتی این دشواریها را از میان برداشت.

منبع : ninisite.com

485
منتشر شده در824 روز پیش
خسته

چرا برخی افراد زود خسته می شوند!

برخی افراد هستند که خیلی زود در طول روز خسته می شوند ، دلیل این موضوع چه می تواند باشد؟ تحقیقاتی که محققان انجام داده نشان می دهد که افراد زمانی که در طول روز به هر دلیلی احساس خستگی کنند با خود فکر می کنند که دیشب به چه اندازه استراحت کرده اند ، آیا استراحت آنها کافی بوده است یا نه. می خواهیم در این نوشته در مورد خستگی و افرادی که زودتر از معمول خسته می شوند مطالبی را عنوان کنیم.

۱- وقتی خسته هستیم کمتر نرمش می کنیم و فکر می کنیم با کم کردن فعالیت فیزیکی، ته مانده انرژی خود را ذخیره کرده ایم! براساس تحقیقی که در دانشگاه جورجیا انجام شده است، نرمش هفتگی فقط در حد سه روز در هفته و هر روز بیست دقیقه می تواند پس از یک ماه و نیم، احساس خستگی را کمتر کرده و احساس انرژی داشتن را در هر یک از ما ایجاد کند. نرمش منظم با رساندن اکسیژن و مواد غذایی به بافت ها، زمینه کاهش خستگی را فراهم می کند.

۲- ما به اندازه کافی آب نمی نوشیم. از دست دادن بخشی از آب بدن، می تواند تاثیر محسوس روی سطح خستگی ما داشته باشد (تحقیقی آمی گودسن). براساس گزارش گودسن، کاهش آب بدن موجب کاهش حجم خون و افزایش غلظت آن می شود که به تبع آن، کارآیی قلب در پمپاژ خون کاهش می یابد.

طبیعی است که در این حالت اکسیژن و مواد غذایی به اندازه قبل به اندام ها و بافت ها نمی رسند. گودسن در تحقیقات خود پیشنهاد می کند هر کس به ازای هر کیلوگرم وزن خود در طول روز مناسب است ۳۰ سی سی آب بنوشد. به عبارتی فرذدی با وزن ۵۰ کیلوگرم، باید یک و نیم لیتر آب در روز بنوشد.

۳- گاهی به اندازه کافی، آهن به بدن ما نمی رسد. کمبود آهن می تواند احساس لختی و خستگی، ضعف و عدم تمرکز را ایجاد کند. همچنین کسانی که کمبود آهن دارند، زودتر ممکن است عصبانی شوند. دلیل این امر هم، مانند بسیاری از موارد دیگر، به دلیل کاهش اکسیژنی است که به ماهیچه ها و سلول ها می رسد. طبیعی است که کمبود آهن ممکن است به خاطر رژیم غذایی نامناسب یا به خاطر بیماری های مختلف باشد که در حالت دوم، بررسی و نظر پزشک لازم خواهد بود.

۴- کمالگرایی می تواند دلیلی برای احساس خستگی دائمی باشد. کسانی که کمالگرا بوده و تلاش می کنند هر کاری را به بهترین شیوه قابل تصور انجام دهند (که معمولا هم امکانپذیر نیست) انرژی و وقت بیشتری را صرف کار می کنند و این می تواند برای آنها خستگی دائمی به همراه داشته باشد.

دانشمندان ضمن تاکید بر اهمیت انتخاب هدف های چالش برانگیز، توصیه می کنند که اهداف غیرقابل دسترس نداشته باشیم. یکی از راه های مناسب، تعیین محدودیت زمانی برای هر کار یا پروژه است.

اگر شما روی جزییات گزارشی که می نویسید حساس هستید و بارها آن را مرور می کنید، شاید راه مناسب این باشد که با خود بگویید من تحت هر شرایطی، بیشتر از ۲ ساعت برای این گزارش وقت نخواهم گذاشت.

۵- نگرانی های بیهوده می تواند عامل مهمی برای خستگی باشد. اگر هر فریاد مدیرتان، برای شما خطر اخراج را تداعی می کند، اگر هر شب منتظر هستید که داعش به ایران حمله می کند یا نه، اگر هر روز صبح خیابان را نگاه می کنید تا ببینید بالاخره ماشین تان را دزدیدند یا این کار را قرار است در روزهای آتی انجام دهند، اگر هر روز نگران تصادف فرزند خود در مسیر خانه به مدرسه هستید، قطعا این اضطراب دائمی شما را خسته و فرسوده خواهد کرد.

بیرون رفتن از خانه، کمی نرمش کردن، اجتناب از خواندن اخبار حوادث و سوانح (که برخلاف تصور برخی که آنها را آگاهی بخش می دانند، کارکردهای منفی آنها خیلی بیشتر است) و مطرح کردن دغدغه ها با سایر دوستان، می تواند در کاهش این نگرانی ها موثر باشد.

۶- ارزیابی بازار نخوردن صبحانه می تواند باعث خستگی شود. بعضی از ما احساس می کنیم شامی که شب خورده ایم، ذخیره شده تا انرژی صبح ما را تامین کند در حالی که غذای شب، انرژی کار کردن قلب و خون رسانی به بدن در طول مدت خواب را تامین کرده و صبح هنگام، نیازمند انرژی و سوخت تازه ای برای بدن خود هستیم.

طبیعی است که هر یک از ما، براساس ذائقه خود، نوع متفاوتی از صبحانه را انتخاب می کنیم اما به هر حال، شیر کم چرب، میوه جات و سایر غذاهای سالم، می توانند گزینه های خوبی برای راه انداختن جدی تر سیستم متابولیسم باشند.

۷- عادت های کاری نادرست هم می توانند منشاء جدی خستگی باشند. دفتر کار شلوغ، قدرت تمرکز و همینطور پردازش اطلاعاتت را از مغز ما می گیرد. کار کردن در روزهای تعطیل، چک کردن ایمیل ها در کافی شاپ و زمانی که قرار بوده صرف استراحت شود، پاسخ دادن به تلفن در تمام ساعات شبانه روز، نمونه دیگری از عادات نادرستی هستندکه فرصت استراحت را از بدن و مغز می گیرند.

تغییر ساعت خواب در روزهای تعطیل هم می تواند موجب بروز خستگی شود. دیر خوابیدن ها و دیر بیدار شدن، عادت زمانی بدن را به هم می ریزد و یکی دو روز زمان لازم خواهد بود تا بدن دوباره به ساعات کار هفته عادت کند. قطعا روزهای تعطیل نیازمند خواب و استراحت هستیم اما شب بیداری های طولانی می تواند تاثیر واقعا نامطلوبی داشته باشد.

۸- وابستگی بسیار زیاد به کافئین هم می تواند تبعات نامطلوبی داشته باشد. استفاده متعادل از کافئین بد نیست، روزانه سه فنجان قهوه، مشکل خاصی در روند زندگی ایجاد نمی کند اما اگر در تمام مدت روز از کافئین برای حفظ هوشیاری خود استفاده می کنید، مجبور خواهید بود هزینه های متعددی را به صورت خستگی و بی خوابی بپردازید.

کافئین مانع کارکرد درست آدنوزین می شود، ماده ای که با انباشته شدنش، ما خواب آلوده می شویم. نیمه عمر قهوه بالاست. حتی قهوه ای که شش ساعت قبل از خواب خورده می شود، روی کیفیت خواب تاثیر می گذارد. مصرف قهوه را در بعدازظهر هر روز متوقف کنید و اثرات شگفت انگیز آن را ببینید.

۹- موبایل و تبلت و لپ تاپ، وسایل خوبی برای همبستری نیستند! ملاتونین هورمونی است که سیکل خواب و بیداری ما را تنظیم می کند. خیره شدن به صفحه موبایل و لپ تاپ و تبلت و خواندن آخرین ایمیل ها و آخرین عکس های اینستاگرام و خبرهای روزانه و … روی وسطح ملاتونین تاثیر می گذارد.

البته تحقیقات نشان می دهد که حساسیت انسان ها به نور صفحات نمایش ابزارهای دیجیتال از فردی به فرد دیگر متفاوت است اما ایده بدی نیست که از بردن این وسایل به تختخواب اجتناب کنید. اگر ترک این عادت خود موجب «بیماری» می شود، لااقل صفحه نمایش این وسایل را با فاصله ای بیش از ۳۰ سانتیمتر نسبت به چشم خود نگه دارید.

منبع : bartarinha.ir

711
منتشر شده در827 روز پیش
اتفاقات بد

اتفاقات بد روزمره را در ذهن خود مرور نکنید!

برای هر شخصی در طول زندگی ممکن است بارها و بارها اتفاقات ناگواری رخ دهد ، یا روزانه ممکن است به دلیل شرایط سخت زندگی فشارهای زیادی به ما وارد شود ، روانشناسان تاکید دارند که اتفاقات بد که در طول روز ممکن است برای شما بیفتد را در انتهای روز در ذهن خود بازسازی نکنید ، چرا که این کار باعث می شود تا آرامش از شما سلب شود و فکرتان مشغول شود ، بهتر است در برخورد با اینگونه اتفاقات بد کمی آرامش خود را حفظ کنید و سعی کنید دیگر در انتهای روز به آن اتفاقات بد فکر نکنید.

با تاکید بر اینکه باید مسایلی که باب میل‌مان نبوده و قدرتی برای تغییر دادن آن‌ها نداریم را به حال خود رها کنیم، گفت: یکی از مواردی که آرامش ما را مختل می‌کند فکر و ذهن ما است و در واقع ما باید بتوانیم با کنترل ذهن خود در راه آرامش گام برداریم.

این روان‌شناس ادامه داد: در واقع وقتی اتفاق ناخوشایندی برای‌مان رخ می‌دهد و ما در ذهن‌مان چندین و چند بار آن را مرور می‌کنیم، با هر بار مرور تلخی آن پیشامد را یادآوری کرده و تیشه به ریشه آرامش‌مان می‌زنیم که همین امر موجب می‌شود یک پیشامد کوچک یک آشفتگی بزرگ به بار بیاورد.

وی در ادامه افزود: همچنین برای دستیابی به آرامش لازم است که در مورد خودمان و توانایی‌هایی که داریم واقع‌بین بوده و انتظاراتی که از خود داریم و برنامه‌ریزی‌هایی که بر آن اساس انجام می‌دهیم نیز با منطق سازگار باشد.

سهیلی تصریح کرد: شناخت منطقی توانایی‌ها و نقاط ضعفی که داریم موجب می‌شود از خود توقع نامعقول نداشته و زمینه را برای دستیابی به آرامش فراهم کنیم.

این روان‌شناس همچنین در خصوص دستیابی به آرامش، تاکید کرد: بهتر است عشق و علاقه خود را بی‌قید و شرط نثار دیگران کنیم. یعنی از هیچ‌کس توقع نداشته باشیم آن‌طور که باب میل ما است رفتار کنند و به همان میزان که از ما محبت دریافت می‌کنند جبران کنند، چرا که ما تنها مسوول رفتار خودمان هستیم.

وی یادآور شد: در واقع ما می‌توانیم با بازسازی افکار به باورهای غلط خود جامه جدید بپوشانیم. تصور اینکه می‌توانیم همه اطرافیان‌مان را تغییر دهیم تصور غلطی است، چرا که ما تنها می‌توانیم روی دیگران تاثیرگذار باشیم. پس بهتر است تنها در مورد افکار و نوع رفتار خود تجدید نظر کنیم، چرا که این امر موجب می‌شود اطرافیان‌مان هم خودشان را با رفتار جدید ما سازگار کنند.

منبع : beytoote.com

467
منتشر شده در837 روز پیش

نکات مهمی در مورد مثبت اندیشی!

خیلی از ما مشکلاتی را که در زندگی خود می بینیم به دلیل دید بد و منفی ما نسبت به زندگی می باشد، بهتر است دید بهتری نسبت به زندگی داشتیم باشیم ، مثبت اندیشی یکی از اصطلاحات امروزی می باشد. می توان از مثبت اندیشی به عنوان خوش بینی هم عنوان کرد. می خواهیم امروز نکات مهمی را در مورد مثبت اندیشی به شما بگوییم. مثبت اندیشی قبل از اینکه تعریف شود باید از آنچه که نیست تمییز داده شود. باید بگوییم که مثبت اندیشی با چه چیزهایی اشتباه گرفته می شود. در صورتی که می خواهید در مورد این موضوع اطلاعاتی به دست بیاورید با ما همراه باشید.
یكم :
مثبت‌اندیشی، اعتماد نامشروط نیست. آن روی سكه‌ اعتماد نامشروط ، بدبینی است. هنر آن است كه به دزدان، اعتماد نكنی و از آن سو یاران موافق را با بی‌اعتمادی نرنجانی و چراغ‌های رابطه را تاریك نكنی. یادمان باشد این روزها گاوصندوق‌ها را هم می‌دزدند و از آن طرف بهترین دوستان هم سر هیچ و پوچ از دست می‌روند.
دوم :  
مثبت‌اندیشی، زبان‌بازی و قربان ‌صدقه‌های مفت و بی‌وجه نیست.
سوم :
مثبت‌اندیشی، گریز از تعارض و پرهیز از انتقاد و اعتراض نیست. قرار نیست به قیمت‌گذار از باورهایمان، در صلح با جهان باشیم و واقعیت‌ها را نبینیم. دوستی داشتم كه از گورستان می‌گریخت و در ترحیم نزدیكانش شركت نمی‌كرد. علت را كه از او پرسیدیم گفت این كارها با مثبت‌اندیشی جور نمی‌آید.
چهارم :
مثبت‌اندیشی، عشق ورزیدن بی‌حساب و كتاب نیست. آدمی توان این را ندارد كه تاوان عاشقی‌های بی‌حسابش را پس دهد. ظرفیت آدمی برای جاگذاشته شدن پیش این و آن محدود است.
پنجم :
مثبت‌اندیشی، پناه بردن به دارو‌ها و مواد شادی‌آور نیست. شادی‌های مصنوعی، احساسات و باورهای انسان را غیر‌واقعی می‌كنند.
ششم :
مثبت‌اندیشی، هیچ‌انگاری جهان نیست. كسی كه مال دنیا را چرك دست می‌داند و سرخوش از بی‌توجهی به جهان و هر چه در اوست می‌شود، گاهی به دست روزگار بازی می‌خورد. این روزها دنیا را مدیریت بیشتری لازم است.
هفتم :
مثبت‌اندیشی، در حال زیستن و بی‌توجهی به فردا نیست. دم غنیمت شمری البته هنر بزرگی است به شرط آنكه فردا، تاوانش نباشد!
501
منتشر شده در840 روز پیش

فرزند خود را از چگونگی بلوغ آگاه کنید

یکی از مراحل زندگی بلوغ می باشد که انسان ها برای بزرگ شدن باید از آن گذر کنند، نوجوانی همراه با بلوغ می باشد ، بلوغ در دختران پیچیده تر می باشد ، باید به سلامت دختران از همان دوران نوجوانی اهمیت ویژه ای داده شود. یکی از تغییرات بلوغ در دختران، عادت ماهانه می باشد، این اتفاق ممکن است در ابتدا برای نوجوان استرس زا باشد، باید در مورد چگونگی بلوغ دختران با آنها بیشتر صحبت کرد و اطلاعات بیشتری به آنها داد تا دختران بتوانند برخورد مناسبتری نسبت به این موضوعات داشته باشند.

برای آنکه فرزند شما با فرآیند این مسئله آشنا شده و هراسش از این اتفاق از بین برود و از طرفی بتواند در این دوره زندگی و فعالیت عادی داشته باشد، باید همه مسائل مربوط به این اتفاق ماهانه و دائمی را برای او توضیح بدهید.

بلوغ دختران را به آنها تبریک بگویید
رفتارهای والدین در لحظه حساس بلوغ برای دختران خاطره‌ای ماندگار خواهد شد. پس چه بهتر است که والدین خاطرات خوشی را برای فرزندانشان رقم بزنند.

بهترین برخورد یک مادر در برخورد با دخترش که دچار اولین قاعدگی شده، این است که به او تبریک بگوید، به این جهت که او هم وارد جامعه بانوان شده و بالاخره مرز کودکی را رد کرده و می‌تواند به واسطه همین بالغ شدن روزی طعم مادری را بچشد.

فرزند خود را از چگونگی بلوغ آگاه کنید
مادران قبل از وقوع بلوغ و شروع اولین قاعدگی از چند وقت قبل، با بیان حالت‌ها‌ و چگونگی این دوران، دخترانشان را از نظر ذهنی آماده کنند تا فرزندانشان به محض رویت قاعدگی گیج و دستپاچه نشوند.

زمان بیان شرایط بلوغ برای هر دختری متفاوت است و تشخیص زمان مناسب بر عهده مادران است. بهتر است این مباحث را در زمانی که دختران در ایام امتحانات و استرس‌ها‌ی درسی نیستند بیان کرد و خوب است با توجه به رشد جسمی دختر این مباحث پیگیری شود؛ به عنوان مثال وقتی که مادر متوجه جوانه زدن نوک پستان‌ها‌ در دخترش شد، بهترین زمان بیان این شرایط و آمادگی دادن برای دوران بلوغ است. هر چند که اولین قاعدگی به اندازه خود برای دختران استرس‌آور است، ولی مادران می‌توانند با توضیحات و آموزش‌ها‌ی لازم قبل از بلوغ، میزان این تنش و استرس را تا حد زیادی پایین آورند.

از شنیده‌های او آغاز کنید
در دوران بلوغ، اغلب بچه‌ها درباره موضوع «عادت ماهانه» جسته و گریخته نکته‌هایی را می‌شنوند و درباره آن صحبت می‌کنند؛ بنابراین فرزند شما هم ممکن است درباره این مسئله نکته‌هایی را در مدرسه شنیده باشد. اگر درباره این مسئله یا مسئله بارداری از شما سوال کرد، او را دعوا نکنید. صحبت کردن درباره این مسئله در مدرسه کاملا عادی است. به جای بازخواست او، از فرزندتان بپرسید چه حرف‌هایی درباره این موضوع شنیده است؟

صبر کنید تا کاملا مسئله را برای شما توضیح دهد، سپس در تصحیح شنیده‌های او صحبت کردن درباره عادت ماهانه را شروع کنید اما اگر چیزی نشنیده بود که بعید است چیزی نشنیده باشد، حتما با دیدن نخستین نشانه‌های بلوغ، بتدریج و کم کم خودتان صحبت کردن درباره این مسئله را آغاز کنید.

از تولد شروع کنید
توضیح این مسئله را از اینجا شروع کنید که عادت ماهانه در ادامه روند بزرگ شدن و بالغ شدن اوست؛ بنابراین زمانی بزرگ شدن او کامل می‌شود که عادت ماهانه اتفاق بیفتد. این مسئله برای این است که او بتواند مادر شود. سپس توضیح دهید که در هر بار عادت ماهانه، جسم کوچکی که قرار است در آینده دور به فرزندی تبدیل شود، در حال حاضر چون هنوز خود او (فرزندتان) کوچک است، از بدن او خارج شده و از محل خارج شدن این جسم کوچک، مانند جای زخم، خونریزی ایجاد می‌شود. در سال‌های بعد، زمانی که او بزرگتر شد، یک یا چند عدد از این اجسام کوچک تبدیل به کودک شده و او مادر خواهد شد.

اتفاقات حواشی را بگویید
برای فرزندتان توضیح دهید که عادت ماهانه هر ماه یک بار در هر بار در روز مشخصی اتفاق می‌افتد؛ برای مثال اگر او برای اولین بار در روز بیستم ماه عادت شود، ماه بعد نیز در‌‌ همان تاریخ این مسئله تکرار خواهد شد.

به او بگویید پیش از شروع عادت ماهانه، تغییراتی مانند درد زیر شکم، کمردرد، درد در سینه‌ها، سرگیجه، حالت تهوع، سردرد، تب خفیف، حالت افسردگی که گاهی با گریه، بیقراری و عصبانیت همراه است، دیده می‌شود. از طرفی ممکن است اشتهای او نیز زیاد یا کم شود؛ و البته این حالت‌ها طبیعی است.

هراس از شروع درد در مدرسه
پس از آگاهی از مسئله، یکی از دغدغه‌های دختران بروز عادت ماهانه در مدرسه است. برای رفع این نگرانی به او این طور توضیح دهید. اول اینکه اولیای مدرسه محرم راز تو هستند. اگر چنین اتفاقی بروز کرد، حتما نزد ناظم یا مربی بهداشت مدرسه برود. او می‌تواند کمک‌های اولیه لازم را به فرزند شما ارائه کند. دوم اینکه از این زمان به بعد او باید همیشه چند عدد پد بهداشتی و یک عدد لباس زیر اضافی در زیپ مخفی کیفش همراه داشته باشد تا در صورت نیاز از آن‌ها استفاده کند. سوم اینکه او می‌تواند با توضیح شرایطش به ناظم مدرسه، درخواست کند تا با مادر تماس بگیرند و مادر حتما برای کمک به او خواهد آمد.

تو، طبیعی هستی
ممکن است فرزند شما احساس کند این مسئله فقط برای او اتفاق افتاده و بنابراین با دیگران تفاوت دارد. به او توضیح بدهید که این مسئله امری عادی برای همه دختران است و اگر برای دختری این مسئله اتفاق نیفتد، او وضعیت طبیعی ندارد. بنابراین نباید نگران باشد و خودش را فردی غیرعادی بداند.

به او آموزش دهید
پیش از شروع عادت ماهانه باید نحوه صحیح استفاده از پد بهداشتی را به فرزندتان آموزش دهید. به این ترتیب هراس او درباره تجربه اولین عادت ماهانه کم خواهد شد. در ماه‌های نخست شروع عادت ماهیانه معمولا نظم دقیقی وجود ندارد؛ بنابراین آگاهی از این مسئله به فرزند شما آرامش می‌دهد چون می‌داند که می‌تواند همیشه در هر شرایطی به خودش کمک کند.

به او دارو بدهید
برای کنترل عوارض پیش از عادت ماهانه گاهی نیاز به مصرف داروهای مسکن است؛ بنابراین چند مسکن سبک مانند استامینوفن را داخل کیف فرزندتان بگذارید. علاوه بر این، با مصرف لبنیات کمک کنید تا بدن او آرامش و توان لازم را کسب کند. بهترین نوع لبنیات، شیر و دوغ است.

نظافت را رعایت کند
یکی از آموزش‌های ضروری این دوره رعایت نظافت شخصی است. به فرزندتان یاد بدهید که در این دوره باید هر روز حمام کند. هر دو ساعت یک بار، پد بهداشتی را تعویض کند و در صورت ایجاد کوچک‌ترین آلودگی روی لباس زیر یا دیگر لباس‌ها، سریعا آن را تعویض کند. خونی که باقی بماند، بوی نامطلوبی دارد؛ بنابراین باید به نظافت شخصی در این دوره به طور خاص رسیدگی شود.

منبع : tebyan.net

585
منتشر شده در842 روز پیش
صفحه 10 از 13« بعدی...89101112...قبلی »
تبلیغات
پرشین طب

آخرین ویدئوهای پزشکی