مشاوره خانواده - صفحه 12 از 14 - پرشین طب

فروش فایل فروشگاه شاپ می نو
امار سایت
  • افراد آنلاین : 5
  • ورودی گوگل : 15
  • تعداد کل مطالب : 4533
  • بازدید امروز : 6308
  • بازدید دیروز : 34175
  • بازدید این هفته : 118137
  • بازدید این ماه : 377381
  • بازدید کل : 5711459

چگونه تحت تاثیر زندگی های نکرده دیگران قرار می گیریم؟

زمانی که بزرگ می شویم یا می خواهیم که بزرگ شویم و دیگر آن بچه نق نقوی سابق خانواده نباشیم که در کوچک ترین نیازهای خود محتاج پدر و مادر خود است با مسئله مهمی رو به رو می شویم؛ ممکن است پدر و مادر ما راحت به این موضوع تن ندهند و اجازه استقلال کامل عاطفی را از ما به صورت تمام عیار سلب کنند. در این زمان است که با موضوع دشواری روبه رو خواهیم بود و این موضوع مربوط است به زندگی کردن زندگی های نکرده والدین مان.

گابریل گارسیا مارکز که همین چند وقت پیش دارفانی را ودا گفت، مطلب ارزنده ای دارد. او می گوید: « حسرت واقعی را آن روزی می خوری که می بینی، به اندازه سن و سالت، زندگی نکرده ای.» به واقع این طور است. فرد حسرت واقعی را زمانی خواهد خورد که به اندازه کافی نتوانسته است به زندگی خود برسد و زمانی را که باید زندگی می کرده، به مسائل دیگری پرداخته است.کارل گوستاو یونگ، روان پزشک سوئیسی می گوید: بزرگ ترین باری که کودک باید به دوش بکشد، زندگی نزیسته والدین است. منظور او این بود که هر جا و هرگونه که والدین در زمینه رشدشان در زندگی گیر کرده بودند، به عاملی درونی برای ما تبدیل می شود و ما نیز در همانجا گیر می کنیم.

ما اغلب خودمان را در حال دست و پنجه نرم کردن با مسائل حل نشده والدین مان می بینیم. گاهی ممکن است الگوهای نیاکان مان را تکرار کنیم یا شاید شورش کنیم و سعی کنیم کاری خلاف آنها انجام دهیم. ضدیت با تاثیر والدین همان قدر محدودکننده است که سازش با آن. در هر حال، پیشینه ها محدودمان می کنند. شاید تعبیری که در کتاب مقدس مسیحیان آمده هم بر پایه همین واقعیت استوار است، آنجا که می گوید گناهان فرد را «فرزندان فرزندانش» تا نسل سوم و چهارم به دوش می کشند. همه ما با پدیده مادر جاه طلبی که رویای بازیگر شدنش را این طور برآورده می کند که دختربچه زیبایش را در سن پنج سالگس به زور به مسابقات زیبایی می کشاند آشنا هستمی، یا پدر فوتبال دوستی که رویاهای خودش را حتی اگر به ضرر رشد فرزندانش باشد، باز هم از طریق او دنبال می کند. اینها مثال های ساده زندگی نزیسته ای هستند که به طور ناخودآگاه به نسل بعد منتقل شده اند. مادامی که ما ناآگاهانه به جاه طلبی ها یا برنامه ها یا محدودیت های والدین مان خدمت می کنیم، اسیر گذشته هستیم. در واقع این ما هستیم که ناخواسته اسیر تمایلات خانواده خود هستیم.

این خانواده شامل پدر، مادر و اطرافین خواهد بود. اینکه آنها دوست دارند که در آینده ما دکتر یا خلبان شویم. این موضوضع موجب می شود که ما نتوانیم در بستر اصلی خود رشد کنیم و به بلوغ و بالندگی برسیم. رابرت الکسی جانسون در کتاب «زندگی نزیسته ات را زیست کن» به این نکته اشاره می کند که ما باید به تمامی ابعاد وجودی خود اشراف داشته باشیم و سعی کنیم که از همه آنها بهره مند شویم. جانسون می گوید: هر چه را که شما در خودتان انکار کنید یا به ان کم بها بدهید، در دیگران انتقاد می کنید و مورد شماتت قرار می دهید. چیزی که در درون خودتان از آن می ترسید، همان چیزی است که در وجود دیگران با آن می جنگید یا از آن فرار می کنید.

هر چه در خودتان ندارید همان چیزی است که به خاطرش به دیگران وابسته می شوید تا برای تان فراهم کنند. در واقع جانسون به این موضوع اشاره می کند که هر آن چیزی را که ما در وجود خود نداریم، به مورد بیرونی انتقال می دهیم. در واقع ما توقع داریم که دیگران نقش بالفعل ما را در برخورد با موضوعات ایفا کنند و این از ما چیزی جز یک زندگی نکرده حرفه ای نمی سازد. ما تبدیل به انسانی می شویم که به هیچ یک از ابعاد روان خود دسترسی ندارد و اهتمامی هم برای زندگی کردن آنها از خود به خرج نمی دهد. در ادامه جانسون می گوید: زندگی نزیسته تا آنجا به دیگران فرافکنی می شود که دیگر قابل تشخیص نیست. غیرقابل تشخیص بودن زندگی ای که شما قرار بوده آن را زیست کنید، موجب می شود که شما تبدیل به یک فرد بی هویت شوید. این کار را با تمام قدرت آن فرافکنی ای انجام می دهد که شما درگیر آن هستید. این فرافکنی قابل ارتقا به تمامی ابعاد زندگی شماست. به حدی که کل زندگی شما دستخوش فرمانروایی دیگران می شود و این امر بسی دردآور است. امیلی دیکنسون می گوید: «بیهوده نزیسته ام؛ اگر بتوانم یک دل را از شکستن باز دارم.بیهوده نزیسته ام، اگر بتوانم رنج و محنت یک زندگی را تسکین دهم. بیهوده نزیسته ام؛ اگر بتوانم درد جان سوزی را سرد و سلامت کنم یا پرنده ای از پا افتاده را یاری کنم که به آشیانش بازگردد.»

در پس این کلمات به ظاهر ساده، دریای عظیمی از معرفت نهفته است. زندگی کردن زندگی های نزیسته به شما قدرت زیستن آگاهانه را می دهد. اینکه من درک کنم که کجای زندگی خود قرار دارم و برای چه چیزی خداوند مرا خلق کرده و از من چه انتظاری دارد. زندگی کردن زندگی های نزیسته این توان را به انسان می دهد تا بداند و بتواند معنای زندگی را درک کند و به سمت تعالی در حرکت باشد.

====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ======

بمنظور دسترسی سریع تر به مطالب دلخواه خود، پرشین طب را از طریق لینک زیر در اینستاگرام دنبال کنید:

Instagram

676
منتشر شده در1027 روز پیش

تله های زندگی که ممکن است زندگی شما را نابود کند!

همه ما در زندگی خود شده است که تله های زندگی را تجربه کرده باشیم، حالا می گویید منظور از تله های زندگی چیست؟ شما احساس ناامیدی ، پوچی می کنید، هیچ موضوعی در زندگی تان به درستی پیش نمی رود ، هیچ وقت آدم کاملی نبوده اید و دوست دارید دیگران دوستتان داشته باشند و … این جملات برای همه تکرار شده است ، این تله های زندگی باعث ناامیدی می شوند. گاهی اوقات این تله ها اونقدر عمیق هستند که باعث می شوند تا فرد از خود بی خود می شود و دست به کارهایی می زند که خطرناک است.

مهمترین چیزی که باید درمورد این اشتباهات شناختی بدانید این است که آنها روش‌هایی نادرست برای کنار آمدن با دنیا و خودتان هستند. زندگی کردن در دنیای تله‌های ذهنی مثل زندگی کردن با یک دروغ است. درک شما آلوده منفی‌گرایی مالیخولیایی شده است که افکاری پوچ، غیرواقعی و نادرست به ذهنتان می‌آورند.

اما برای غلبه بر این، نیاز به توجه آگاهانه و مداوم دارید. برای انجام این کار اول باید بدانیم این تله‌ها چه هستند.

در زیر این ۶ تله ذهنی را معرفی می‌کنیم:

۱/ تصورات
تصورات درواقع فرضیات هستند. براساس چیزی که فکر می‌کنید درست است، تصور می‌کنید که چیزی درست است. بدون هیچ سند و مدرکی. تصورات می‌تواند درمورد خودتان و دیگران باشد. بعنوان مثال، «او اینطور با من رفتار می‌کند چون ــــ»، یا «آنها تصور می‌کنند که من اینطور هستم چون … »، «من همیشه اینکار را می‌کنم چون … ».

چرا زندگی‌تان را نابود می‌کند: شما دردهای احساسی و فکری بی‌موردی را برای خودتان درست می‌کنید. مخصوصاً اگر همیشه بدترین‌ها را تصور کنید. تصورات باعث می شوند قضاوت‌های نادرستی درمورد بقیه پیدا کنید. این می‌تواند به روابط شما صدمه زده یا آنها را نابود کند.

۲/ اعتقادات
منظور از اعتقاد داشتن به چیزی این است که به طور متعصبانه‌ای باور داشته باشید که چیزی درست است؛ حتی بااینکه ممکن است واقعیت این نباشد. باورهای ذهنی در ذات خود بسیار افراطی هستند. مجموعه الفاظ و کلمات ذهن درست مثل اعتقادات بسیار قوی هستند. بعنوان مثال، جملاتی مثل «دیگر هیچوقت نمی‌توانم درست حرف بزنم»، «آنها همیشه خیلی عجیب به من نگاه می‌کنند» و … اعتقادات هم درست مثل همه تله‌های ذهنی به طور ناخودآگاه در شما وجود دارند. ممکن است ریشه بسیار عمیقی در ذهنتان داشته باشند، طوریکه به ذهن هوشیارتان حمله خواهد کرد. مثال، «آدم‌های دیگر می‌خواهند به من صدمه بزنند.» یا «من واقعاً زشتم.»

چرا زندگی‌تان را نابود می‌کند: اعتقادات ذاتی کورکننده دارند. اگر این اعتقادات اشتباه باشند، می‌توانند تاثیر منفی شدیدی بر شما داشته باشند. این اعتقادات به طرز زننده‌ای ترس در دلتان خواهند انداخت. درنتیجه زندگی شما بسیار محدود شده و ناراحت و افسرده خواهید شد.

۳/ مقایسه‌ها
این می‌تواند بین شما و دیگران باشد، مثلاً «او خیلی باهوش‌تر از من است». همچنین مقایسه می‌تواند بین شما و ایدآل‌هایتان باشد، مثلاً «من باید درست مثل فلان موقع، فلان طور شوم». نارضایتی چیزی است که موجب مقایسه کردن شما می‌شود. ما همیشه می‌خواهیم بهتر، کامل‌تر و بالاتر از دیگران باشیم. مقایسه همچنین موجب رقابت می‌شود. ما از آدم‌های دیگر و ایدآل‌هایمان بعنوان مقیاس و معیاری برای موفقیت استفاده می‌کنیم.

چرا زندگی‌تان را نابود می‌کند: مقایسه کردن موجب حسادت و دشمنی می‌شود. همچنین موجب عصبانیت، درد و کلافگی می‌گردد. این بر روابط شما با دیگران فشار وارد کرده و معمولاً موجب نابود کردن دوستی‌هایتان می‌شود.

۴/ آرزوها
آرزو داشتن یعنی خواستن چیزی که ندارید. علت آن این است که ناراضی هستیم و احساس کمبود می‌کنیم. هیچ‌وقت هیچ‌چیز برایمان کافی نیست. خودمان هم کافی نیستیم. مثلاً، «می‌خواهم اینطور باشم ــــــ اما نمی‌توانم.»، «دلم می‌خواهد او این ویژگی را داشته باشد اما اینطور نیست.» و از این قبیل. آرزوها رابطه نزدیکی با مقایسه‌ها دارند. ما خودمان را مقایسه می‌کنیم و نتیجه آن تمایل به داشتن چیزی بزرگتر و بهتر است.

چرا زندگی‌تان را نابود می‌کند: یک اصل اولیه این است که آرزو مساوی با درد است. گاهی‌اوقات، آرزو منجر به حرص و طمع می‌شود و طمع موجب بت‌سازی و عقده‌های روحی است. نتیجه آن معمولاً درد است. به جنایاتی که در دنیا اتفاق می‌افتد فکر کنید — دزدی‌، قتل‌‌، تجاوز، خیانت، … همه اینها بخاطر تمایلات و آرزوهای بشر است. وقتی چیزی را آرزو می‌کنیم که نداریم، نتیجه آن درد خواهد بود.

۵/ انتظارات
انتظار داشتن یعنی داشتن این فکر که چیزی باید اتفاق بیفتد یا اتفاق خواهد افتاد. انتظارات معمولاً توسط ذهنی خشک و سخت ساخته می‌شوند که وقتی به چالش کشیده شود، دچار آشفتگی و پریشانی خواهد شد. مثلاً ناخودآگاه فکر می‌کنید، «با من مودبانه برخورد خواهد کرد» اما این اتفاق نمی‌افتد و شما بلافاصله بخاطر انتظاری که داشته‌اید ناامید می‌شوید. انتظارات درنتیجه قطعیت‌های نادرست ساخته می‌شوند و اینها نشانه‌ رفتارهایی است که به دنبال حفظ امنیت هستند. همچنین ممکن است این انتظارات در قبال خودتان باشد، مثلاً به طور ناخودآگاه تصور می‌کنید «صورتم سرخ شده و به تته پته خواهم افتاد» و بلافاصله این اتفاق خواهد افتاد.

چرا زندگی‌تان را نابود می‌کند: انتظار رفتارهایی خاص از دیگران داشتن معمولاً منجر به ناامیدی، سردرگمی، کلافگی و عصبانیت خواهد شد. توقعات فشار زیادی بر روابط شما وارد خواهند کرد. از طرف دیگر، انتظار داشتن از خودتان هم مسائل زیادی برایتان ایجاد خواهد کرد. توقعات شما با از پیش تعیین کردن اینکه نتیجه چیزی خوب خواهد شد یا بد، بر نتیجه کار اثر می‌گذارد. مثلاً اگر توقع دارید خسته شوید، در ۹۹٫۹ درصد از موارد خسته خواهید شد. این تاثیر شدیداً منفی بر زندگی‌تان خواهد داشت.

۶/ ایدآل‌ها
این بهترین نتیجه، موقعیت، آدم یا هر چیز ممکن است که توسط ذهنتان ساخته می‌شود. بعنوان مثال، «من باید اینطور شوم»، «برای اینکه آدم باهوشی باشم باید نتیجه تست IQ من ۱۶۵ شود». ایدآل‌ها نشانه ایدآل‌گرایی هستند. علاوه‌براین، این ایدآل‌ها معمولاً به شکل اهدافی غیرواقعی در ذهن ایجاد می‌شوند که رسیدن به آنها معمولاً غیرممکن است.

چرا زندگی‌تان را نابود می‌کند: چون دست یافتن به ایدآل‌ها بسیار دشوار است و بخاطر آن دچار خستگی ذهنی و احساسی خواهید شد. ایدآل‌ها باعث می‌شوند تحت فشار شدید زندگی کنید و اضطراب بسیار زیادی برایتان تولید خواهد کرد. وقتی متوجه تفاوت بین ایدآل و واقعیت شوید، نتیجه آن نارضایتی و درد خواهد بود. راضی کردن فرد ایدآل‌گرا معمولاً بسیار دشوار است و زندگی کردن با چنین فردی نیز بسیار سخت خواهد بود. به همین دلیل ایدآل‌ها تاثیری منفی بر روابط شما خواهند داشت.

تصورات، اعتقادات، مقایسه‌ها، تمایلات، انتظارات و ایدآل‌ها اگر به چالش کشیده نشده و کنترل نشوند، می‌توانند موجب نابودی زندگیتان شوند. تازمانیکه شروع به کنترل یک‌به‌یک آنها با یک انقلاب درونی نکنید، زندگی خوبی را تجربه نخواهید کرد.

منبع : mardoman.net

697
منتشر شده در1031 روز پیش

ویژگی های مثبت و منفی افراد مهربان!

شاید در اطراف خود شخصی را دیده باشید که مدام نگران دوستان و آشنایان و اطرافیان خود می باشد ، ولی به خود و نیازهای خود توجهی چندانی ندارد، در علم روانشناسی به این فرد یاری رسان یا مهرورز می گویند. این افراد تفکری خاص دارند و زمانی خود را ارزشمند می دانند که بدانند برای دیگران مفید هستند. می خواهیم شما را در علم روانشناسی با اینگونه افراد آشنا کنیم و ویژگی های مثبت و منفی آن ها را ذکر کنیم.

محبت و عشق ورزیدن به دیگران بالاترین ایده‌آل‌شان است و بسیار بخشنده و مهربان هستند. معمولا برونگرا هستند و در اجتماع حضور فعالی دارند. هرگز تاریخ تولد عزیزان و دوستان و حتی همکارهای خود را فراموش نمی‌کنند. بیشتر مواقع آنها را می‌بینید که به خاطر کمک به کسی، حتی غریبه‌ها، ساعت‌ها وقت باارزش خود را صرف می‌کنند و خم به ابرو نمی‌آورند.

از خودگذشتگی را وظیفه خودشان می‌دانند. آنها بسیار گرم، صمیمی و با احساس هستند و برای روابط شخصی‌شان ارزش زیادی قائل می‌شوند. اگر کسی کاری را بخواهد بیاموزد و آنها آن مهارت را داشته باشند، بدون هیچ ناراحتی تجربه‌های خود را در اختیار او قرار می‌دهند و از هیچ کمکی در این زمینه دریغ نمی‌کنند. اهل عمل هستند و در کمک به دیگران لحظه‌ای را از دست نمی‌دهند. درواقع این افراد با یاری رساندن به دیگران در تلاش هستند احساس مهم بودن کنند. به خود توجه نمی‌کنند تا حس کنند بسیار بااخلاق هستند و اگر کسی بااخلاق بودن آنها را مورد تردید قرار دهد، بسیار می‌رنجند و از تحملشان خارج است.

این افراد به از خود گذشته بودن متقاعد شده‌اند و اگرچه صادقانه به دیگران کمک می‌کنند، اما توجه دیگران را نیز می‌خواهند و هر چقدر به دیگران کمک می‌کنند، همان‌قدر هم نیاز دارند دیگران به آنها توجه نشان دهند و عمدتا این توجه را از راه قدردانی طلب می‌کنند. به قوانین وضع شده در جامعه خود بسیار احترام می‌گذارند و معتقدند که دیگران هم باید همین رویه را در نظر بگیرند. در کارهای خود بسیار منظم و از هر نوع آشفتگی گریزان هستند. بسیار جدی و پرانرژی هستند و احساس مسئولیت بالایی دارند و به جزئیات محیط اطراف خود بسیار توجه دارند.

ویژگی‌های مثبت افراد مهرورز

هرگز در این افراد خودخواهی نمی‌بینید. آنها هیچ‌گاه به دنبال منافع شخصی نیستند و برای رسیدن به منفعتی زیر پای کسی را خالی نمی‌کنند. فروتنی یکی از ویژگی‌های ذاتی‌شان است و بسیار نوع دوست هستند. همیشه آسایش دیگران را به رفاه خود ترجیح می‌دهند. دلسوز و غمخوار اطرافیان خود بوده و نگران وضع آنها هستند. اگر کسی قصد انجام کاری را داشته باشد، بلافاصله در مقام حمایت ظاهر می‌شوند و او را بسیار تشویق می‌کنند. می‌توانند توانایی‌ها و ویژگی‌های خوب دیگران را ببینند و اگر کوچک‌ترین محبتی به آنها شود بسیار حق‌شناس و سپاسگزار هستند.

ویژگی‌های منفی

افراد مهربان و مهرورز نیاز دارند دیگران به آنها نیاز داشته باشند. اگرچه به دیگران عشق می‌ورزند، اما کاملا هم بدون انگیزه بعدی نیست. در حقیقت می‌خواهند دیگران آنها را به خاطر محبت‌هایشان دوست بدارند و از آنها سپاسگزار باشند.

فرد مهرورز تصور می‌کند همیشه حق با اوست، بویژه وقتی در جمع نزدیکان خود باشد، چراکه معتقد است او رفاه خود را برای دیگران و به خاطر آنها فدا می‌کند و نیازهای دیگران را به نیازهای خود ارجح می‌داند، بنابراین آنها به او مدیون هستند و باید هرچه او می‌گوید، بپذیرند. این افراد بیشتر مواقع در برابر دیگران رفتار ارباب‌منشی دارند و می‌خواهند همه چیز را کنترل کنند.

آنها معتقدند از آنجا که قصد بدی ندارند و نمی‌خواهند به کسی صدمه بزنند پس حق دارند کنترل امور را به دست بگیرند. بزرگ‌ترین ترسشان، پذیرفته نشدن از سوی دیگران است. می‌خواهند در نظر دیگران محبوب باشند و به هر ترتیبی شده توجه دیگران را به خود جلب می‌کنند. اگر خلاف این ثابت شود بشدت به هم می‌ریزند و دقیقا به همین دلیل بیشتر مواقع تملق دیگران را می‌گویند و سعی می‌کنند آنها را راضی و خشنود نگه دارند. از طرفی اگر کسی کمکشان را نخواهد بشدت ناراحت می‌شوند و حتی ممکن است تا حد یک فرد مداخله‌گر پیش روند و به‌ زور خود را درگیر مشکل او کنند. می‌خواهند دیگران به آنها محتاج باشند و با کمک کردن به آنها احساس تعلق و وابستگی شدید خود به دیگران را آرام کنند. حتی اگر مشکل خاصی نباشد ممکن است برنامه‌ای ترتیب دهند که آن افراد محتاج یاری‌شان شوند. گاهی اوقات هم دچار غرور می‌شوند، زیرا تصور می‌کنند وجود دیگران به وجود آنها بستگی دارد.

افراد یاری‌رسان و مهرورز با گفتن این‌که چقدر به فکر دیگران هستند، مدام اطرافیان خود را دچار عذاب وجدان می‌کنند و با این رفتارشان باعث ناراحتی آنها می‌شوند. حتی ممکن است مثلا با غذا نخوردن، دلسوزی و شفقت دیگران را به خود جلب کنند و زمانی که به نتیجه دلخواه نمی‌رسند، لب به شکایت و توهین به دیگران می‌گشایند. سپس تا جایی که بتوانند آنها را تحقیر کرده و خودخواه معرفی می‌کنند.

مهربانی و مهرورزی یک خصوصیت خوب انسانی است اما اگر قرار باشد بیش از حد بوده و به زندگی خود فرد لطمه وارد کند ، باید به حالت اعتدال برگردد ، چیزی که برای زندگی خوب نیازمند آن هستیم ، حرکت روی خط تعادل است.

منبع : sara.jamejamonline.ir

2,131
منتشر شده در1034 روز پیش

راز پرورش فرزندان که در کتاب ها پیدا نمی کنید!

بیشتر والدین، مادر یا پدر بودن را یکی از شگفت انگیزترین و مهم ترین تجربه های زندگی می دانند. اما آیا می دانید چه چیزی این تجربه را برای شما لذت بخش تر می کند؟ در این نوشتار قصد داریم بعضی از رموز فرزندپروری را با شما در میان بگذاریم؛ نکاتی که پیش از این هرگز در جای دیگری آنها را نشنیده اید. بنابراین از همراهی با این بخش احساس ضرر نخواهید کرد. گام به گام پیش می رویم.

اینکه گاهی اوقات گریه کنید، چیز بدی نیست

پدر یا مادر بودن یک کار احساس، روحی، فیزیکی و البته طاقت فرساست. برخی اوقات احساس می کنید خود را خیلی مقید کرده اید و در بند هستید. مشکلی از سمت شما وجود ندارد چرا که فشار درونی زیادی به شما وارد شده و راه خلاصی از آن گریه کردن و تخلیه روحی است. این کار نشانه ضعف شما نیست، بلکه گریه به شما این فرصت را می دهد که استرس های تان را کاهش داده و کنترل کنید و همین امر به شما کمک خواهد کرد که بعد از یک گریه سالم، احساس بهتری داشته و آرام تر شوید.

اگر از همه لحظات بودن در کنار فرزندان تان لذت نمی برید، والدین بدی نیستید

اگر هنگام صبحانه با یک اسباب بازی بزرگ روی میز رو به رو شوید، سعی کنید عصبانی نشوید، چرا که گاهی اوقات بهترین لحظات زندگی، دور هم بودن هایی است که  در ظاهر دلپذیر نیستند ولی در باطن جزو شیرین ترین و زیباترین لحظات زندگی انسان هستند. یادتان باشد که هر پدر و مادری روزهای سختی را در پیش داشته و دارد، حتی کسانی که در ظاهر هرگز روزهای سختی نداشته اند. بنابراین سعی کنید زندگی را به خودتان سخت نگیرید. زندگی مثل رفتن به قفس حیوانات برای بزرگ و رام کردن آنها نیست، شما اینطور فکر نمی کنید؟!

نه گفتن به کودکان، ضربه روحی به انها وارد نمی کند

آموزش قوانین و حریم و حدود دیگران به کودکان امری ضروری برای رشد احساسی و روحی آنهاست، البته ممکن است که اخم و گریه کنند و اینکه اوقات شما را برای مدتی تلخ کنند ولی با یک تکه کیک شکلاتی قبل از خواب این حالت از یادشان خواهد رفت. مکررا «بله گفتن» به گودکان، به لوس باآمدن آنها منجر ممی شود و حتی زمانی که بالغ شوند نیز این خصلت را به همراه خواهند داشت. از سوی دیگر اینکه پای «نه» خود بمانید، درس بزرگی برای آموزش احترام گذاشتن به کودکان است که منجر به احترام گذاشتن آنها به حدود دیگران می شود.

برخی اوقات کودک تان را تنها بگذارید و این به معنای رها کردن آنها نیست

در حقیقت، تنها گذاشتن فرزندان تان گاهی اوقات نکته ای مهم برای کمک به استقلال آنهاست. اوقات تنهایی به کودکان کمک می کند از خلاقیت خود برای داشتن لحظاتی لذت بخش استفاده کرد و آنها را به استقلال داشتن و خود کفا بودن تشویق می کند. کودکانی که این مهارت را یاد بگیرند، به راحتی قادر خواهند بود زمان های تنهایی شان را بدون هیچ احساس غم و اندوه یا وحشت پشت سر گذارند. کودکان با سن کمتر را زمان هایی تنها بگذارید که بتوانند بدون کمک والدین یا پرستار کودک که در اتاقی دیگر حضور دارند، خود را سرگرم کنند.

گاهی به خودتان استراحت بدهید

برخی اوقات که کودکان تان در حال کتاب خواندن، نقاشی یا بازی هستند لحظاتی را برای آرامش جسم و روح تان مثلا با مشاهده یک برنامه تلویزیونی اختصاص دهید چرا که بعد از یک استراحت کوتاه، احساس بسیار بهتری خواهید داشت. این کار شما به کودک تان هم یاد خواهد داد در زمانی که تحت فشار روحی هستند، استراحتی کوتاه و دوباره انرژی گرفتن، سالم ترین و کارآمدترین راه برای آرام شدن است.

به کودکان اجازه ندهید که با تلفن همراه تان بدون محدودیت بازی کنند

اگر می خواهید پیام های بی معنا برای همه مخاطبان تان ارسال نشود یا اینکه عکس های تان سر جایش باقی بماند، قبل از اینکه تلفن همراه تان را به کودکان بدهید، برایش قفل بگذارید در غیر این صورت باید منتظر عواقب بدی باشید.

زمان چرت زدن کودکان تان فرصت مناسبی برای انجام کارهای دیگر است

بسیاری به شما پیشنهاد می کنند وقتی کودک تان خواب هستند، شما هم بخوابید. بله، این توصیه در صورتی صحیح است که شما نخواهید کار دیگری در زندگی تان انجام دهید! ماشین لباسشویی را پر کنید، دوش بگیرید، با دوستان تان حرف بزنید و البته گاهی اوقات برای بازسازی ذهن و جسم و روح تان به همراه فرزند تان چرت بزنید.

وقتی فرزند تان چیزی را نمی خورد از خاصیتش برای او بگویید

اگر کودک تان چیزی را نمی خورد، کمی درنگ داشته باشید و بعد رو به او کنید و بگویی: به نظرم نباید اسفناج بخوری، چون این ماده سبز رنگ، می تواند تو را بسیار قوی کند و به تو انرژی ای فوق العاده ای بدهد برای وقتی که در پارک بازی می کنی یا در استخر مشغول شنا هستی. تو هم که اینها را نمی خواهی، درست است؟ غالبا پاسخ کودکان تان «نه، نه» خواهد بود! مطمئن باشید که این روش به خوبی جواب می دهد.

جلوی کنجکاوی های کودکانه را همیشه نمی توان گرفت

مهم نیست چقدر تلاش کرده اید چیزهایی را که باید از دسترس کودک تان دور باشد از او دور نگه دارید، چون بالاخره چیزی را پیدا خواهد کرد که شما نمی خواسته اید به آن دست بزند. فقط تلاش کنید مواد شیمیایی، وسایل برنده، مواد دارویی و چیزهایی از این قبیل را از دسترس کودک تان دور نگه دارید.

====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ======

بمنظور دسترسی سریع تر به مطالب دلخواه خود، پرشین طب را از طریق لینک زیر در اینستاگرام دنبال کنید:

Instagram

709
منتشر شده در1050 روز پیش

به بیماران افسرده این موارد را اصلا نگویید!

افراد افسرده با توجه به بیماری که دارند معمولا به چیزهایی که در اطراف خود می بینند و می شنوند حساس تر هستند. همچنین این افراد در مواجه با شنیدن چنین صحبت هایی آسیب پذیری بالاتری از خود نشان می دهند. صحبت کردن با افراد بیماران افسرده قلق خاص خود را دارد. در صورتی که در دوستان و یا اعضای خانواده خود همچین شخصی را دارید و می شناسید که به این اختلال دچار پس باید بدانید جملات زیر را به وی نباید بگویید.

۱/ همه چیز زاییده ذهن توست و باید مثبت فکر کنی.
هرچند مثبت اندیشی در بهبود عملکرد ذهن موثر است اما افرادی که افسردگی یا اضطراب‌های شدید دارند با این توصیه‌ها دچار تنش بیشتری می‌شوند و در نهایت نه تنها با این نصیحت‌ها مثبت اندیش نمی‌شوند بلکه این فشار عصبی، آنها را بیشتر آزار می‌دهد.

۲/ باید از خودت بیرون بیایی و به اجتماع برگردی.
این گونه عبارات موجب می‌شوند که شرایط بدتر شود چرا که در کنار اضطراب و افسردگی، احساس گناه را نیز به مشکلات بیمار افسرده اضافه می‌کنند.

۳/ چرا هیچ تحرک و فعالیتی نداری؟
ورزش کردن برای سلامت جسم و روان مفید است و معجزه می‌کند و البته خاصیت ضدافسردگی نیز دارد اما وقتی مستقیم آن را به یک بیمار افسرده توصیه می‌کنید که حتی انرژی و انگیزه کافی برای انجام کارهای ساده و عادی روزمره‌اش ندارد، درست مثل این است که نقطه ضعف او را به یادش می‌آورید و او را می‌رنجانید. در این مورد هرازگاهی یک اشاره کوتاه و گذرا کافی است.

۴/ رژیم غذایی‌ات را تغییر بده.
هرچند نوع رژیم غذایی در احوالات و خلق و خوی افراد موثر است اما برای افرادی که افسردگی بالینی دارند قطعا معجزه نخواهد کرد و چه بسا که دنبال کردن رژیم غذایی سالم برای چنین فردی امکان پذیر نباشد.

۵/ مراقبه و یوگا راه نجات شما است.
اگرچه بیماری افسردگی با این دو ورزش بهتر می‌شود اما در بهبود موارد شدید این بیماری تاثیرگذار نیست به طوری که حتی برخی متخصصان معتقدند تفکرات خودکشی با یوگا تشدید می‌شود.

۶/ شغل جدید پیدا کن.
به افراد افسرده پیشنهاد تصمیمات جدی ندهید چرا که در برخی مواقع، کار می‌تواند موجب تشدید استرس در افراد شود.

۷/ آیا از رابطه با همسرت راضی هستی؟
مشکلات روابط زوجین در هنگام افسردگی تشدید می‌شود و یادآوری این نکته آنها را بیشتر به این فکر می‌اندازد.

۸/ تو همه شرایط را برای بهتر شدن داری.
حتی در صورت واکنش مثبت به داروهای شیمیایی نیز احتمال بهتر شدن وضعیت روحی افراد صد در صد نیست پس گفتن این عبارات فایده‌ای ندارد و نمک روی زخم می‌پاشد.

۹/ آیا احساس بهبودی می‌کنی؟
این عبارت موجب احساس شکست فرد در زندگی علاوه بر احساس افسردگی می‌شود.

۱۰/ همه مردم مشکل دارند.
این عبارت احساس ضعف و منفی بودن را در بیمار افسرده تشدید می‌کند و به هیچ عنوان از درد و رنج او نمی‌کاهد.

منبع : isna.ir

801
منتشر شده در1053 روز پیش

کاهش استرس امتحانات!

در فصل امتحانات بسر می بریم، خانواده و همچنین دانش آموزان و دانشجویان در این فصل با استرس هایی همراه هستند. می توان با روش های مدیریتی و روش هایی که گفته می شود استرس امتحانات را کاهش داد. در صورتی که خانواده ها نسبت به نمرات دانش آموزان و دانشجویان حساسیت بیشتری به خرج دهند از این رو طبیعتا استرس خود و دانش آموز را بیشتر خواهند کرد. در این مبحث به مطالبی می پردازیم که در کنترل استرس والدین و دانش آموز موثر است.

۱/ آمادگی قبل از امتحان: هیچ احساسی در سر جلسه امتحان بهتر از آماده بودن از قبل برای پاسخ دادن به سوالات آزمون نیست. پس مطمئن شوید که فرزندتان مطالعه منظمی داشته و در این کار با او همکاری کنید.

۲/ پرهیز از افراط در یادگیری: ۲۰ دقیقه مطالعه‌ منقطع بسیار بهتر و موثرتر از ساعت‌ها مطالعه‌ پشت‌سرهم است. در برنامه مطالعه‌ فرزندتان برای او حتما زمان تفریح و استراحت نیز لحاظ کنید.

۳/ ورزش و تحرک بدنی: ورزش و هوای آزاد به باز شدن ذهن و بهبود عملکرد آن و نیز حفظ سلامتی کمک می‌کند. پس فرزندتان را تشویق به این فعالیت‌ها در زمان‌های تفریح و اضافی کنید.

۴/ تفکیک مطالب: بهترین راه برای درک مطالب، تقسیم‌بندی آنها است. به فرزندتان بیاموزید بخشی از مطالب را روی کارت‌هایی بنویسند تا بتوانند آنها را همراه داشته باشند و مرور کنند. این روش از دو جهت دارای اهمیت است:
– تکمیل کردن روند سه مرحله‌ای خواندن و درک و خلاصه کردن مطالب
– سهولت در مرور مطالب و دریافت اطلاعات کلیدی

۵/ خواب کافی: از خواب شبانه کافیِ فرزندتان مطمئن شوید. خستگی در واقع عامل افزایش استرس و عملکرد نامناسب ذهن است. پس بازی‌های وقت‌گیر کامپیوتری را پیش از خواب رها کرده و زمان مناسبی را برای استراحت آنها قبل از رفتن به رختخواب فراهم کنید.

۶/ ایجاد ارتباط خوب با فرزندان: از احساس فرزندتان در درباره امتحانات و نگرانی‌هایشان در این دوره مطلع باشید و آنها را تشویق به بیان احساساتشان کنید. این کار می‌تواند شما را از فشارهای روانی آنان آگاه کرده و در نتیجه مساعدت شما را برای فروکش کردن استرس در آن‌ها به همراه داشته باشد.

۷/ تغذیه مناسب برای مغز: از تغذیه سالم کودکتان در زمان امتحانات مطمئن شوید و از تدارک دیدن غذاهای با قند بالا برای آنها بپرهیزید چرا که عملکرد ذهنی را با مشکل روبرو می‌کند.

۸/ کمک گرفتن از برادر و خواهر بزرگتر: خواهر و برادر بزرگتر در نقش راهنما می‌توانند به فرزند کوچکتر کمک کنند. در واقع این کمک به دلیل تجارب مشترک مفیدتر خواهد بود.

۹/ جایزه دادن: به فرزندتان در رابطه با موفقیت در آزمون‌ها که وابسته به میزان تلاش و نمره آن‌هاست، خبرهای خوب بدهید. این شیوه در واقع پیامی را برای آن‌ها می‌فرستد که در صورت کسب بهترین عملکرد، بهترین پاداش را خواهند گرفت.

۱۰/ داشتن توقعات معقول: انتظار یک نتیجه خوب مهم است اما توقعات بیش از حد از فرزندان استرس بیشتری را به آنها تحمیل می‌کند و با توجه به ترس‌های بوجود آمده، عملکرد نامطلوب‌تری را همراه خواهد داشت. از فرزندتان انتظار موفقیت داشته باشید اما به او بگویید که در صورت عدم دستیابی به نتایج متناسب با توقعاتش، دنیا به پایان نخواهد رسید و می‌تواند بازهم تلاش کند.

منبع : isna.ir

929
منتشر شده در1060 روز پیش

چگونه پرانرژی و با روحیه باشیم؟!

روش های مختلف و زیادی وجود دارد که می توان روحیه خود را تقویت کنیم. از جمله این روش های ساده می توان به پیدا کردن روش اشتباه زندگی، پشتکار و تفکر منطقی اشاره کرد. باید در زندگی خود استرس و اضطراب را تا حد زیادی کاهش دهیم تا بتوانیم زندگی آرام تری را دنبال کنیم. در این مبحث می خواهیم به شما چندین راهکار مهم و اساسی را یادآوری کنیم تا شاید تلنگری برای زندگی شما شود که بتواند پرانرژی تر و با روحیه تر باشید.

مسئولیت کارهایتان را خودتان به عهده بگیرید
افرادی که به لحاظ روانی قدرتمند هستند، مسئولیت های خود را به خوبی می شناسند و مسئولیت تمام رفتارها، تفکرات و احساسات شان را به عهده می گیرند. آنها با آگاهی از اینکه برخی شرایط و موقعیت ها از کنترل شان خارج است معتقدند که تنها خودشان مسئول رفتارهایشان نسبت به این شرایط هستند. این افراد هیچ گاه به دلیل مشکلات، آشفتگی ها و عصبانیت ها و حال بد خود، انگشت اتهام شان را به سوی دیگران نمی گیرند و فقط خودشان مسئولیت پیامد کارهایشان را به عهده می گیرند چون معتقدند آنچه رخ می دهد پیامد تصمیم گیری خودشان است، نه فرد دیگری.

پیش بینی نکنید
افراد قدرتمند به لحاظ روحی یک مطلب را به خوبی می دانند و آن اینکه نمی توان آینده را پیش بینی کرد. آنها هیچ گاه زمان خود را صرف فکر کردن به آینده، پیش بینی و پیشگویی آن نمی کنند چرا که معتقدند باید به فکر حال باشند و آینده هنوز از راه نرسیده است و فکر کردن و درگیر شدن در افکار آینده، آنها را از تمرکز بر فعالیت های کنونی شان باز می دارد و آنها را به اشتباه می اندازد.

به توهمات و تخیلات راه ندهید
در حالی که همه افراد به رویا و تخیل علاقه دارند ولی افراد قدرتمند معتقدند که رویاها واقعیت نداردند و با فکر کردن به موضوعات غیرواقعی، واقعیت را زیر سوال نمی برند.

در گذشته نمانید
برای بسیاری از افراد، رها کردن رویدادهای گذشته دشوار است در حالی که افراد قدرتمند می دانند فکر کردن به گذشته و آرزوی رخ دادن یا ندادن رویدادها، تنها یک آرزو است و واقعیت نیست.

آنها به گذشته به همان اندازه ای که ارزش دارد فکر می کنند و معتقدند راهی برای بازگشت به گذشته وجود ندارد؛ بنابراین این دست افراد آنچه را از دست داده اند می پذیرند و به جای فکر کردن به آنچه می توانستند در گذشته انجام دهند، به آنچه می توانند در حال حاضر انجام دهند فکر می کنند چرا که اشتباهات گذشته فرصت خوبی را برای جبران در آینده پیش روی هر کس قرار می دهد.

منبع : isna

794
منتشر شده در1067 روز پیش

راز موفقیت افراد شاد چیست؟

انسان ها را می توان از نظر سلامت روح و روان تقسیم بندی کرد. برخی افراد شاد هستند و برخی ها غمگین. شما جزو کدام دسته از این افراد هستید؟ از زندگی خود راضی هستید و از تک تک لحظات زندگی خود لذت می برید یا آرزو می کنید که ای کاش جای دیگران بودید. اگر جزو آدم های گروه دوم هستید بهتر است قبل از هرکاری این مطلب را بخوانید. ما در این مطلب سعی کرده این تا راز موفقیت افراد شاد را به شما بگوییم.

زندگینامه افراد موفق را بخوانید
وقتی یاد بگیرید كه چگونه رفتارهای خود را كنترل كنید، در مواقع و لحظات مختلف چه باید بگویید و چه كار كنید، در این صورت ارتباط‌های موفق‌تر و تاثیرگذارتری خواهید داشت و در نتیجه اطرافیان شما را شخصیت مثبت‌اندیشی می‌دانند. سعی كنید زندگینامه افراد موفق را بخوانید و ببینید چقدر افرادی معمولی مثل من و شما توانسته‌اند با امیدواری و مثبت‌نگری به ناممكن‌ها دست پیدا كنند.

مقایسه كردن ممنوع
نخستین نكته برای اینكه بتوانید یك فرد مثبت‌اندیش باشید این است كه هیچ‌وقت خود را با فرد دیگری مقایسه نكنید. وقتی شما خود را با كسی مقایسه نكنید نسبت به كارها و اعمال خود احساس بهتری خواهید داشت و بیشتر از داشته‌های‌تان راضی خواهید بود. وقتی عادت كنید مدام دیگران را بهتر از خودتان بدانید و به این فكر نكنید كه شاید خودتان شایستگی بیشتری داشته باشید، به‌طور حتم روزبه‌روز عیب‌جوتر و تلخ‌تر خواهید شد.

تنها نكات مثبت دیگران را ببینید
شاید این جمله به نظرتان خیلی ساده و ابتدایی باشد، اما واقعا به شما توصیه می‌كنیم كه سعی كنید در هر فردی حداقل یك نكته مثبت پیدا كنید، این امر به شما كمك می‌كند با دیگران رفتار بهتر و مثبت‌تری داشته باشید.

قرار نیست همه مثل هم باشند
با كمی دقت در افراد منفی‌نگر اطراف‌تان متوجه می‌شوید كه این افراد مدام فكر می‌كنند وضعیت‌شان در دنیا عادلانه نیست و همیشه سرنوشت علیه آنها بوده است. باید این را بدانید كه در دنیا هیچ‌گاه همه‌چیز عادلانه نبوده و هرگز هم نخواهد بود.

مهم نیست كه تقصیركار كیست
بهتر است سعی كنید دنیا را سفید و سیاه نبینید، وقتی همیشه برای مشكلات‌تان دنبال مقصر باشید، نمی‌توانید مثبت فكر كنید؛ فقط مسئولیت كارهای خود را قبول كنید نه بیشتر از آن و نه كمتر. هیچ‌وقت دیگران را سرزنش نكنید اما دلیلی هم ندارد كه بار مشكلات آنها را به دوش بكشید.

به جای مشكلات روی آنچه می‌خواهید تمركز كنید
اگر جزو افرادی هستید كه نمی‌توانید برای مشكلات‌تان درست تصمیم بگیرید و احساس می‌كنید در حل مشكلات‌تان گیج شده‌اید اول از همه باید با خود روراست باشید و از خود بپرسید «برای بیرون آمدن از این وضعیت برای خود چه كرده‌اید؟» بسیاری از افراد در این وضعیت نمی‌توانند خواسته‌های خود را روشن كنند و به‌دنبال كسی هستند كه برای آنها تصمیم‌گیری كند.

مهم‌ترین نكته این است كه از خود بپرسید: «دقیقا چه می‌خواهید؟» وقتی شما بدانید كه در زندگی به‌دنبال چه هستید خیلی راحت‌تر می‌توانید بر مشكلات‌تان پیروز شوید.

سعی كنید روابط اجتماعی بهتری داشته باشید.
می‌توان گفت بعضی افراد به این دلیل همیشه عصبی، تلخ و منفی‌نگرند كه فكر می‌كنند ارتباط‌شان با دنیا قطع است و نمی‌توانند به‌خوبی با اطرافیان ارتباط برقرار كنند. این افراد معمولا به‌راحتی به دیگران اعتماد نمی‌كنند و در عین حال نمی‌توانند بفهمند كه چرا دیگران آنها را دوست ندارند.

منبع : beytoote

829
منتشر شده در1068 روز پیش
صفحه 12 از 14« بعدی...1011121314
تبلیغات
پرشین طب

آخرین ویدئوهای پزشکی