مشاوره خانواده - صفحه 12 از 13 - پرشین طب

فروش فایل فروشگاه شاپ می نو
امار سایت
  • افراد آنلاین : 37
  • ورودی گوگل : 299
  • تعداد کل مطالب : 4032
  • بازدید امروز : 17783
  • بازدید دیروز : 23579
  • بازدید این هفته : 17783
  • بازدید این ماه : 460830
  • بازدید کل : 2952145

افراد دزد زده را دریابید!

ممکن است یک حادثه ای مثل دزد زدگی برای فردی پیش بیاید. واکنش های مختلفی می توان از این فرد دید. گاهی واکنش ها اینقدر عمیق و شدید است که منجر به یک شوک خطرناک می شود و طرف از حال می رود. علائم مختلفی در افراد حادثه دیده دیده می شود که از مهمترین آنها می توان به گرفتگی عضلات، کم آوردن نقس و استرس شدید و تپش قلب اشاره کرد. با دکتر نجاتی صفا، روانپزشک همراه باشید تا بدانید نحوه برخورد با چنین افرادی چگونه است.

هر روز در صفحه حوادث روزنامه‌ها، گزارش‌هايي از انواع دزدي‌هاي خياباني چاپ مي‌شود که اين گزارش‌ها بيشتر در مورد نحوه رخ‌دادن حادثه است و کمتر به قربانيان اين حوادث توجه مي‌شود.

اين‌گونه حوادث براي بسياري از افراد حالت غيرمنتظره دارد و صرف‌نظر از ضرر مالي‌اي که ايجاد مي‌کند، مي‌تواند يک ضربه رواني محسوب شود. اگر دزدي با خشونت همراه باشد، احتمال آسيب‌هاي روان‌شناختي افزايش مي‌يابد. برخي از افراد ممکن است نسبت به اين‌گونه حوادث آسيب‌پذيرتر باشند و برخي افراد بيشتر تاب مي‌آورند. افرادي که در خطر بيشتري براي بروز چنين واکنش‌هايي هستند عبارتند از: کودکان و نوجوانان و سالمندان، خانم‌ها، افرادي که عوامل استرس‌زاي ديگري در زندگي دارند، افرادي که از نظر سرشتي زودتر دچار استرس مي‌شوند و افرادي که در گذشته سابقه مشکلات مشابه را داشته‌اند.

افراد واکنش‌هاي مختلفي را به دنبال اين حوادث نشان مي‌دهند. گاهي واکنش آنقدر شديد است که فرد دچار شوک مي‌شود و از حال مي‌رود اما علائمي که بيشتر ديده مي‌شوند عبارتند از: احساس اضطراب و هراس شديد، تپش قلب، لرزش، گرفتگي عضلات و احساس کم آوردن نفس. گاهي اين علائم تا چند ساعت پس از حادثه ادامه مي‌يابد و بعد ديگر مشکل خاصي وجود ندارد، غير از اينکه تا مدتي نگراني و احتياط فرد در مورد دزدي‌هاي خياباني بيشتر مي‌شود. اين حد از واکنش‌ها طبيعي است و در اين مواقع نيازي به مراجعه به روان‌پزشک يا روان‌شناس باليني وجود ندارد.

وقتي به کمک متخصص نياز است
البته ممکن است افراد واکنش‌هاي طولاني‌تر ديگري هم داشته باشند. در اين حالت‌هاي طولاني‌تر معمولا در طول روز، صحنه سرقت براي فرد تداعي مي‌شود و دوباره همان واکنش‌هاي جسماني ديده خواهد شد. گاهي هم فرد کابوس‌هايي از حادثه در زمان خواب دارد که موجب بي‌خوابي مي‌شود. همچنين يک حالت برانگيختگي يا گوش بزنگي ايجاد مي‌شود و فرد به سروصدا حساس مي‌شود. ممکن است حالت‌هاي اجتنابي هم در فرد به ‌وجود آيد. مثلا از منزل بيرون نرود يا اگر سارق موتورسوار بوده از موتور بسيار بترسد يا از هر چيزي که يادآور حادثه باشد از جمله برنامه‌هاي تلويزيون يا فيلم‌هايي با موضوع سرقت، پرهيز کند. اگر علائم شديد باشد، فرد ممکن است فعاليت‌هاي روزانه خود را هم تعطيل کند. مثلا سرکار نرود و ارتباطش را با دوستانش قطع کند. اگر اين علائم وجود داشته باشد بايد با يک متخصص مشورت کرد.

بسياري از اين افراد با درمان‌هاي غير‌دارويي (روان‌درماني) بهبود مي‌يابند اما در عده‌اي اضطراب آنقدر شديد و آزار‌دهنده است که حتما و حداقل ابتداي درمان بايد از دارو هم استفاده کرد.

اين نکات را فراموش نکنيد!
غير از درمان‌هاي اختصاصي، خود اين افراد هم مي‌توانند کارهايي انجام دهند که احتمال آسيب را کاهش دهد. نخستين اقدام حين حمله سارق است. در اين مرحله بهتر است فرد از هر‌گونه مقاومت خود‌داري کند چون احتمال خشونت سارق و آسيب بيشتر را افزايش مي‌دهد.

پس از وقوع حادثه بر‌خلاف توصيه عامه مردم که مي‌گويند «اصلا به حادثه فکر نکن و سعي کن آن را فراموش کني»، فرد آسيب‌ديده بايد سعي کند بيشتر به اتفاقي که براي او افتاده فکر کند و به‌ صورت ارادي صحنه‌هاي حادثه را به ذهن خود بياورد و ماجرا را براي افراد خانواده يا دوستانش مکررا بازگو کند. اگر با روش‌هاي آرام‌سازي (ريلکس کردن) آشناست، آنها را براي کاهش اضطراب خود به کار گيرد يا از هر روش بي‌ضرري که از آن طريق مي‌تواند آرامش پيدا مي‌کند، استفاده کند. همچنين اين افراد بايد روند عادي زندگي خود را به هيچ‌وجه تغيير ندهند و نقش‌هاي معمول خود را در خانواده و اجتماع ايفا کنند.

خانواده‌ها نيز بهتر است با موضوع عادي برخورد کنند و با رفتارهاي خود موجب تشديد ترس و نگراني فرد صدمه‌ديده نشوند. مثلا اگر فرد مورد‌نظر دانش‌آموز است، خانواده به او نگويند مثلا يک هفته نبايد مدرسه برود يا اقدامات مراقبتي شديد براي او در نظر نگيرند و سعي کنند حادثه را يک حادثه عادي که براي هر فردي ممکن است اتفاق بيفتد، در‌نظر بگيرند و از دانش‌آموز بخواهند از فردا که مدرسه مي‌رود بيشتر مراقب خود باشد.

در برخي کشورها گروه‌هاي خودياري در سطح محلات شهر وجود دارند. اين گروه‌ها از افراد حادثه‌ديده تشکيل مي‌شوند و در جلساتي که چند‌بار در هفته دارند در مورد حادثه و نحوه کنارآمدن با آن با هم صحبت مي‌کنند و با اين روش افراد حادثه‌ديده جديد مورد حمايت قرار مي‌گيرند.

منبع : salamatnews

530
منتشر شده در889 روز پیش

در مقابل تحقیر‌های دیگران چه کنیم؟!

به نظر شما در مقابل کسانی که شما را تحقیر کرده اند و ارزش های شما را زیر سوال برده اند چه رفتار و واکنشی باید نشان داد؟ گاهی ممکن است از طرف این افراد زخم هایی به شما وارد شود که تا آخر عمر این زخم ها را به یاد داشته باشید. در این مبحث به موضوع تحقیر شدن و واکنش های آن می پردازیم. واکنش هایی را به شما می آموزیم که ممکن است در زمان تحقیر شدن و مورد هجوم قرار گرفتن توسط فردی مورد استفاده واقع شود.

مقاومت در برابر تحقیر

باید توجه داشته باشید که افرادی که شما را تحقیر می کنند و قصد آسیب رساندن به شما را دارند، در درجه اول باید خودشان را بیازارند تا بتوانند شما را آزرده کنند.

باید بدانید که یک انسان کامروا، موفق، و با اعتماد به نفس هیچ نیازی به تحقیر دیگران ندارد. شاید این افراد از دیگران انتقادهای سازنده ای کنند، اما هیچ گاه آنها را تحقیر نمی کنند.

برخی از افراد به طور کلی نظر منفی نسبت به دیگران دارند چون:

– به دلیل کمبودهایی که احساس می کنند دوست دارند خودشان را قدرتمند تر از سایرین جلوه بدهند تا به این طریق بر تزلزل شخصیتی خود غلبه کنند.

– قبلاً کسی آنها را آزرده ساخته و چون توانایی مقابله با آن را نداشتند، با تحقیر دیگران سعی می کنند از موقعیت فعلی خود دفاع کند.

افرادی که به شدت شما را تحقیر می کنند با این کار فقط ناراحتی، عدم موفقیت، و بی هدفی خود را در زندگی به نمایش می گذارند و این مشکل آنهاست نه شما. دانستن این مطلب به شما کمک می کند که راحت تر بتوانید در کنار آنها به زندگی عادی خود ادامه دهید و حرف هایشان را نشنیده بگیرید. اگر بدانید که مشکل از طرف مقابل است نه شما، می توانید منطقی با مسائل برخورد کنید و از حرف ها و کنایه های آنها شما را آزرده نخواهد کرد. شاید فردی که دارای چنین خصوصیاتی است یکی از نزدیکان شما باشد و برایتان سخت باشد که بخواهید از نظر عاطفی خودتان را از او جدا کنید. هیچ نیازی به این کار نیست، فقط سعی کنید در بحث هایی که او راه می اندازد، شرکت نکرده و خودتان را کنار بکشید. قصد او این است که کاری کند تا شما احساس بدی نسبت به خودتان پیدا کنید. این وظیفه شماست که به آنها اجازه انجام چنین کاری را ندهید.

زمانیکه اینگونه افراد به شما حرفی می زنند، در پاسخ به آنها، جواب های بی شماری به ذهن شما خطور می کند. اگر چنین کاری را انجام دهید، در واقع خودتان را با آن فرد هم شان ساخته اید و این دقیقاً همان چیزی است که آنها انتظارش را می کشند. آنها می خواهند شما را عصبانی کنند تا برخورد شدیدی از خود نشان دهید، آنها میخواهند شما احساس بدی نسبت به خودتان پیدا کنید و قصدشان تنها آزار دادن و آسیب رساندن است. شما با جواب دادن به آنها در حقیقت وارد بازی ساختگی شان میشوید، و در نهایت خودتان را آزار داده اید. ممکن است بعداً به خاطر حرف هایی که در عصبانیت از دهانتان خارج شده پشیمان شوید. دیگران تا زمانیکه شما به آنها اجازه ندهید، نمی توانند شما را بیازارند. در برخی مواقع بهتر است نگاهی به طرز برخورد خود با طرف مقابل داشته باشید و ببینید شما چه کاری انجام داده اید که او به خودش اجازه داده تا یک چنین پیشنهاداتی نسبت به شما ارائه دهد. آیا توانایی تغییر شرایط را دارید؟ آیا به واقع عقاید او صحت دارند؟

خوب در زمان بروز چنین حالتی چه کاری می توان انجام داد؟ بهتر است یکی از موارد زیر را امتحان کنید:

زمانیکه احساس می کنید فردی با حالت تهاجمی با شما برخورد می کند می توانید بگویید: “ازت ممنونم اما فکر می کنم بهتر است توصیه هایت را برای خودت نگه داری” و یا: “خیلی سخاوتمندی ولی من نیازی به توصیه های تو ندارم”

همه این مسائل به دلیل خشم و نفرتی که در آنها وجود دارد، درست می شود و شما هم مجبور نیستید که بار مسئولیت زندگی آنها را به دوش بکشید. شاید آنها بخواهند که از خشم و نفرت خود به شما سهمی بدهند، اما این “هدیه” ای است که شما واقعاً نیازی به آن ندارید.

اگر به توصیه های آنها گوش کنید و هدیه های مسمومشان را قبول کنید، با این کار خشم و عصبانیت آنها را  به درون خود راه داده اید. به خودتان اجازه انجام چنین کاری را ندهید. شما هیچ نیازی به این هدایا ندارید، از کنار آنها عبور کنید.

از پیشنهادت ممنونم : یکی دیگر از واکنش های مناسبی که در مقابل این افراد می توانید از خود بروز دهید این است که به آنها بگویید: “از پیشنهادت ممنونم” و بعد هم به ادامه کار خود بپردازید. با بیان این عبارت شما در حقیقت به بحث پایان می دهید. آنها منتظر هستند که شما از خود عکس العمل نشان دهید و زمانیکه این کار را انجام نمی دهید، دیگر چیزی برای گفتن نخواهند داشت.

ممنونم، شاید حق با تو باشه : “بایرن کیتی” در کتاب خود با عنوان: “عشقت را می خواهم – آیا حقیقت دارد؟” معتقد است که بهترین واکنش در مقابل این افراد: “ممنون، شاید حق با تو باشه” است. او اظهار می دارد زمانیکه نظرات دیگران سبب آزرده ساختن شما می شود، باید نگاهی عمقی به درون خود داشته باشید و ببنید دلیل اصلی این رنجش خاطرها چیست. با این کار هم عکس العمل شدید نشان نداده اید، هم بر روی خود دقیق تر شده اید.

دیگران تا زمانیکه شما به آنها اجازه ندهید، نمی توانند شما را بیازارند. در برخی مواقع بهتر است نگاهی به طرز برخورد خود با طرف مقابل داشته باشید و ببینید شما چه کاری انجام داده اید که او به خودش اجازه داده تا یک چنین پیشنهاداتی نسبت به شما ارائه دهد. آیا توانایی تغییر شرایط را دارید؟ آیا به واقع عقاید او صحت دارند؟

باید ببینید که چرا این اظهار نظر خاص باعث رنجش شما می شود. عکس العمل های شما، حرف های زیادی در مورد شخصیتتان می زند. در اینجا همه چیز مربوط به شماست و نه شخص مقابل.

اجازه دهید بداند که چه احساسی دارید : اگر به فکر تلافی کردن باشید، خودتان را بی ارزش می کنید. باید خیلی رو راست به او بگویید که نظرش شما را آزرده ساخته. البته باید این کار را در نهایت آرامش انجام دهید، به عنوان مثال: “زمانیکه به نظریات من بی توجهی می کنی و آنها را نمی پذیری، واقعاً ناراحت می شوم.” فقط به آرامی بیان کنید و منتظر واکنش آنها بشوید. بهتر است این کار را زمانی انجام دهید که تک به تک با فرد مقابل تنها می شوید، این امکان وجود دارد که آنها خودشان هم متوجه نباشند که در حال آزار و اذیت شما هستند.

اگر چنین بحثی در محیط کار پیش آمد، می توانید ادامه بحث را به زمان دیگری موکول کنید، به عنوان مثال اگر یکی از همکارانتان به شما گفت: “من احساس می کنم تو نسبت به مسائل مختلف بیش از اندازه حساس هستی” به او بگویید: “ترجیح می دهم روی مسائل کاری تمرکز کنیم” و یا “الآن مسائل مهمتری برای انجام دادن وجود دارد، بهتر است به مسائل کاری توجه کنیم و موارد شخصی را بگذاریم برای بعد” با این کار، آنها را متوجه می کنید که هم از نظرشان خوشتان نیامده و هم کاملاً حرفه ای با آنها برخورد کرده اید.

سایر نکاتی که در این زمینه باید به خاطر داشته باشید، عبارتند از:

شما نیاز به تایید دیگران ندارید : گاهی اوقات نظر دیگران به این دلیل شما را آزرده می سازد چرا که از آنها انتظار تایید ۱۰۰% داشته اید، اما نظر آنها بر خلاف انتظار شما از آب در می آید. شاید پیشنهاد آنها زیاد هم بد نباشد، اما در نظر شما بد جلوه کند، به عنوان مثال اگر سرپرست بخش به شما بگوید: “کارت واقعاً عالی بود، اما آیا میتوانی پاراگراف آخر را اصلاح کنی تا کارت قوی تر شود؟” ممکن است ناراحت شوید، و به این دلیل که توقع شنیدن چنین اظهار نظری را نداشتید، قسمت اول آنرا هم نمی شنوید، و فقط متوجه بخش انتقادی آن می شوید.

آیا آنها از داستانهای ذهنی شما با خبر هستند؟ : در برخی شرایط، ممکن است نظریات دیگران در ذهن شما به منزله نوعی اهانت به شمار آید، درصورتیکه طرف مقابل به هیچ وجه قصد انجام چنین کاری را ندارد. این امر به دلیل تفکرات ذهنی شما و یا به دلیل داستان های ذهنی که برای خودتان ساخته اید، بوجود می آید، به همین دلیل چیزی را می بینید که وجود خارجی ندارد و تنها زاییده خیال و اوهام ذهنیتان است.

در اینجا برایتان مثالی می آوریم؛ فرض کنید شخصی برای شما هدیه ای آورده. اگر شما اعتقاد داشته باشید که او قصد آسیب رساندن به شما را داشته، ممکن است با خودتان فکر کنید:”او می خواهد از راههای مسالمت آمیز وارد شده و از خلق خوش من سوء استفاده کند.” اما حقیقت چیز دیگری است و او تنها قصد دارد که به شما نشان دهد تا چه حد برایش ارزش و اهمیت دارید. در یک چنین شرایطی باید از خودتان سۆال کنید که آیا واقعاً همه چیز را آنطور که هست می بینید و یا می شنوید؟ (هیچ چیز معنای خاصی ندارد تا زمانیکه شما به آن معنا ببخشید) و یا اینکه داستان ذهنی خودتان را وارد کار می کنید.

باید توجه داشته باشید که اگر خودتان احساس می کنید که فرد دوست داشتنی نیستید، آنوقت این حس به دیگران هم منتقل شده و آنها نیز تصور می کنند که نمی توانند شما را دوست داشته باشند. اگر تصور کنید که فقط استحقاق اهانت و تحقیر را دارید، آنگاه چیزی جز این هم عایدتان نخواهد شد. اگر یک چنین تصوری دارید شاید نوبت به آن رسیده باشد که نگاه عمیق تری به درون خود انداخته و اعتقادات خود را زیر سۆال ببرید.

نسبت به تحقیرهای زیرکانه هشیار باشید : زمانیکه صبر می کنید و به پیغام هایی که به طور روزانه دریافت می کنید می اندیشید، به این نتیجه می رسید که خیلی بیشتر از آن چیزی که تصور می کرده اید در معرض انتقاد و اهانت قرار گرفته اید. دلیلش هم این است که دنیا پر است از انسان هایی که قصد تحقیر دیگران را دارند. هر جایی که می روید، به هر کجا که نگاه می کنید، هر چیزی که در روزنامه می خوانید و یا در تلویزیون تماشا می کنید، و حتی تبلیغاتی که مشاهده می کنید، همه و همه قصد دارند به شما بگویند که تا زمانیکه از محصولات آنها استفاده نکنید، طرز خاصی لباس نپوشید، مطالعات خاصی نداشته باشید، طرز خاصی راه نروید، به اندازه کافی خوب نیستید. آنها به طور ماهرانه ای عزت نفس و ارزش شخصی شما را زیر سۆال می برند.

هیچ کس دوست ندارد مورد انتقاد قرار بگیرد؛ به همین دلیل اگر می خواهید سالم زندگی کنید و از عزت نفس برخوردار باشید، باید این پیغام های منفی که از سایرین در مورد شخصیتتان می شنوید را نادیده بگیرید.

زمانیکه در معاشرت با افرادی قرار می گیرید که شما را خوار می کنند، به یاد داشته باشید:

۱- با تحقیر کردن متقابل، کارشان را تلافی نکنید.

۲- طرز برخوردشان چیزهای زیادی در مورد آنها به شما می گوید، به راحتی می توانید درک کنید که دلیل همه این کارها، خشم و نفرتی است که وجودشان را فراگرفته و خودشان باید با آن کنار بیایند نه شما.

۳- آیا می توانید از میان نظریات آنها برای خود یک “هدیه” پیدا کنید؟ می توانید به یکی از نقاط ضعف و یا قوت خود در بین نظریات آنها پی ببرید؛ اگر قوت بود آنرا افزایش دهید و اگر ضعف بود در پی جبران آن برآیید.

منبع : tebyan

618
منتشر شده در901 روز پیش

با همسر رفیق باز خود به آرامی صحبت کنید

مطمئنا همه ما دوستانی داریم که در دوران مجردی با آنها رابطه داریم اما تا اینکه متاهل می شویم این روابط تا حدی کم می شود چرا که شرایط جدید زندگی اینگونه ایجاب می کند. اما هستند کسانی که پس از ازدواج کردن نه تنها این روابط را کم می کنند ، به شدت آن نیز می افزایند . در این مواقع نقش همسر بسیار کلیدی است و باید رفتاری درست با زوج خود داشته باشد .

با همسرتان صحبت کنید، ذکاوت بیشتری به خرج دهید و لذت هایی را که با دوستانش تجربه می کند شناسایی کنید.در صورتی که دوستان همسرتان افراد مطمئنی از نظر اخلاقی نیستند و شما را نگران می کنند ازمشاوران کمک بخواهید

بعضی ها به محض متاهل شدن دور همه رفقای گذشته را خط می کشند و بی خیال همه خاطرات قدیمی می شوند. برخی هم دوستان شان را تا اندازه ای به دنیای بعد از ازدواج شان راه می دهند که انگار آب از آب تکان نخورده و هیچ تغییری در زندگی شان ایجاد نشده است. درست است که رفقا پیراهنی نیستند که روز به روز عوض شان کنید اما به هر حال به قول سهراب سپهری همیشه «دوستانی بهتر از آب روان» نصیب تان نمی شود؛

به همین دلیل گاهی لازم است همراهان تان را پس از ازدواج غربال کنید و آنهایی که برای زندگی مشترک تان خطرناکند را کنار بگذارید. ما در این مطلب به ۸ گروه از دوستان خطرناکی اشاره کرده ایم که می توانند دوام زندگی مشترک تان را تهدید کنند و شما و همسرتان را به جان هم بیندازند اما شک نکنید این فهرست همیشه قابل گسترده شدن است.

دوستان اهل بازی «من از تو خوشبخت تر هستم»

می توانید حدس بزنید این دوستان چه جور آدم هایی هستند؟ آنها اصرار دارند با شما وارد رقابت بر سر دارایی های شان شوند؛ مثلا مدام از روابط عالی با همسرشان حرف بزنند و شرح بدهند شریک زندگی شان مثل یک بره مطیع است و آنقدر عاشق که جانش را کف دستش گذاشته و هر دم، آماده است آن را فدای شان کند. تصویری که آنها از زندگی شان می سازند، همیشه اغراق آمیز است. همه افتخارشان خلاصه می شود در مارک لباس ها، لوازم منزل شان، درآمد بالا، تفریحات اعیانی، خریدهای آنچنانی، سفرهای اعجاب انگیز و دوردور کردن در فروشگاه های گران قیمت.

چه خطری تهدیدتان می کند؟

مهم ترین ضرر همنشینی با این دست آدم ها، مقایسه کردن زندگی خودتان با آنها و افزایش حس نارضایتی در شماست. نتیجه این بازی هم از همان اول معلوم است؛ زندگی مشترک تان هرقدر هم که خوب باشد آنها همیشه یک برگ برنده برای رو کردن دارند تا ثابت کنند اهمیتی ندارد چقدر برای خوشبختی دست و پا بزنید، آنها همیشه از شما خوشبخت تر هستند.

این گروه از دوستان، بی آنکه نظر شما را بپرسند، شما را به یک رقابت احمقانه بر سر بیشتر به دست آوردن و بیشتر داشتن وارد می کنند و انتظارات تان از زندگی مشترک و همسرتان را تا جایی بالا می برند که هیچ وقت به آنچه دارید، راضی نمی شوید.

دوستان اهل بازی «من چقدر بدبختم!»

رفتار این گروه دقیقا برعکس گروه قبلی است. کارشان فقط نق زدن است. آنها زندگی شما را با مال خودشان مقایسه می کنند و دائما غبطه می خورند و با حسرت تمام نشدنی شان تاثیری منفی بر زندگی مشترک تان می گذارند.

مهسا که دوستی با یکی از این آدم ها را تجربه کرده است، تعریف می کند در یک مهمانی خانوادگی همان دوست حسرت خور، مدت ها حرکات شوهر او را زیر نظر گرفته بود و همین که دور هم جمع شده بودند تا گپی بزنند، خطاب به شوهر مهسا گفته بود: «شما چه همسر مهربانی هستید. شوهر من هیچ وقت در کارهای خانه کمکم نمی کند. شوهرم می گوید، مرد واقعی نباید در خانه دست به سیاه و سفید بزند.

خوش به حال زن تان. واقعا شما با این همه کار بیرون از خانه چطور به کمک کردن در خانه هم می رسید؟» حسرت خوردن این دوست اما به همین جا ختم نشده بود. او در مهمانی بعدی، حسودی کرده بود که چرا شوهر مهسا او را «عزیزم» خطاب می کند اما شوهر خودش، اسمش را صدا می کند و بعد باز موضوع کمک کردن شوهر مهسا در امور خانه را پیش کشیده بود و با خنده ای از سر لج گفته بود: «شما مثل یک کدبانو کار می کنید!»

چه خطری تهدیدتان می کند؟

خودتان را جای مهسا بگذارید. احساس می کنید با نشان دادن این واکنش ها همسرتان چه احساسی پیدا می کند؟ دوستان حسرت خور گذشته از انرژی منفی ای که با خود به هر جمعی می آورند، می توانند در شما یا شریک زندگی تان احساس برتری کاذبی ایجاد کنند و شما دو نفر را در اوج خوشبختی به جان هم بیندازند.

دوستانی که زیادی صمیمی می شوند

این گروه از دوستان، حد و مرزی برای ارتباطات شان نمی شناسند. آنها دیگران را بیش از اندازه به حریم خصوصی شان وارد می کنند و به خود هم اجازه وارد شدن به خط قرمزهای زندگی دیگران را می دهند. چنین افرادی دعوای زن و شوهری شان را خیلی راحت به خانه شما می آورند، سرزده سراغ تان می آیند و برنامه های تان را به هم می زنند و از اینکه در مناسبات زندگی خصوصی تان دخالت کنند، ابایی ندارند.

آنها با همسرتان هم به اندازه شما صمیمی می شوند و مثل یک دوست قدیمی بی نیاز به حضور شما با او وارد ارتباط شده و حتی درددل می کنند و گاهی حتی دایه عزیز تر از مادر می شوند و همسر شما را به عنوان دوست صمیمی و قدیمی شان معرفی می کنند.

چه خطری تهدیدتان می کند؟

بی تعارف و خیلی سریع، نام آن دوستانی را که در روابط با همسرتان حد و مرز نمی شناسند، از فهرست رفقای صمیمی تان حذف کنید.هر ارتباطی تعریفی دارد. رابطه همسر شما و دوستان تان هم از این قاعده مستثنا نیست. فراموش نکنید همیشه پس از ازدواج این امکان وجود دارد که برخی دوستان عمدی یا غیر عمدی تلاش کنند بیش از حد با همسرتان صمیمی شوند.

ممکن است تصور کنید شما جوان و برازنده هستید و همسرتان شما را برای زندگی مشترک انتخاب کرده است پس این بیش از حد صمیمی شدن ها، تاثیری در نظر همسرتان نسبت به شما ندارد اما در اشتباهید. به هرحال روابط تعریف نشده و خارج از عرف یک دوست، همیشه وسوسه ای دائم برای شریک زندگی شماست که راه لغزش را برایش هموار می کند. گاهی شنیدن درد دل های دیگران و همدردی با آنها می تواند ما را بیش از اندازه به آنها نزدیک کند.

به این سوال پاسخ دهید

در روابط انسانی باید مدام هدف ها را بسنجیم و از خود بپرسیم منظور اصلی مان از ارتباط با دیگری چیست. دوستانی که بلد نیستند به درستی به این سؤال جواب بدهند در ارتباط با آدم های دیگر از جمله همسر شما با چالش مواجه می شوند و چه بسا حتی دچار سوء برداشت شوند.

دوستان خیانتکار

این افراد یا از زندگی با شریکی که انتخاب کرده اند ناراضی اند و به همین دلیل در جای دیگری به دنبال خوشبختی می گردند یا اینکه خود را اهل تنوع یا قربانی یک عشق ناگهانی معرفی می کنند و رابطه ای موازی با زندگی مشترک شان را شکل می دهند. ممکن است این افراد از سر شرم یا به هر دلیل دیگری این رابطه را از شما و دیگران پنهان کنند یا اینکه برعکس شما را محرم رازهای مگوی شان تلقی کنند و خاطرات و اتفاق هایی که در این رابطه تجربه می کنند را با شما تقسیم کنند.

دوستانی که به همسرشان خیانت می کنند، عهدشکنی های شان را با آب و تاب برای تان تعریف می کنند، دست به دامن توجیه های مسخره می شوند، دلیل های عجیب و غریب می تراشند تا شما را قانع کنند که حق داشته اند عهدشان را در زندگی مشترک شان بشکنند و راه بیفتند پی هوس شان.

چه خطری تهدیدتان می کند؟

رفت و آمد با آنها دو اشکال بزرگ دارد؛ اولا آهسته آهسته، زشتی عهدشکنی پس از ازدواج برای تان کمرنگ می شود و امکان دارد تغییر باورهای تان بی آنکه متوجه باشید به تغییر رفتار منجر شود. پژوهشگران می گویند بسیاری از رفتارهای ناخوشایند و واکنش های نادرست از طرف دیگران به ما منتقل می شوند. آنها می گویند رفتارهای مخرب به نوعی واگیردار هستند و بی آنکه بدانید می توانند زندگی شما را به تسخیر خود در بیاورند.

از طرف دیگر همسر شما هم خواسته یا ناخواسته بخاطر این معاشرت ها در معرض ویروس واگیردار خیانت قرار می گیرد.

ثانیا زندگی مشترک تان همیشه در خطر است چون کسی که به عهدش با نزدیک ترین شریکش یعنی همسرش وفا نکرده است می تواند در رفاقتش با شما هم بی وفا باشد و زندگی مشترک تان را به خطر بیندازد.

خطر دیگری هم در کمین تان است

شما محرم رازهایی می شوید که نه از عهده فاش کردن شان برمی آیید و نه توان نگه داشتن شان را دارید. هر زمان که همسر دوست خیانتکارتان را می بینید، احساس می کنید وظیفه نجات دادن زندگی اش را با گفتن چنین رازی دارید و از سوی دیگر در قبال حرفی که مجوز به زبان آوردنش را ندارید هم مسئولید و هم ممکن است با مطرح کردن این موضوع فاجعه ای را به بار بیاورید که توان تحمل عواقبش را ندارید.

دوستانی که ازدواج تان توی کت شان نمی رود

این گروه ارزشی برای وقت شما در زندگی مشترک قائل نیستند. آنها درک نمی کنند که پس از ازدواج بخشی از وقت و قلب شما متعلق به همسرتان است و شما را تمام و کمال می خواهند. اگر به این افراد بگویید نمی توانید همه روزتان را همراه شان در پاساژها دوردور کنید یا در کافی شاپ ها بنشینید و قهوه دوبل بخورید یا به درددل آنها گوش کنید، شما را به جوگیر بودن یا عوض شدن متهم می کنند و برای همیشه روی تان خط می کشند.

چه خطری تهدیدتان می کند؟

اگر بخواهید این افراد را در کنار خود حفظ کنید، باید برخی مناسبات زندگی مشترک را زیر پا بگذارید. برای چنین دوستانی محدودیت های شما در مجردی سفر رفتن قابل درک نیست. آنها نمی پذیرند شما گذشته از همسرتان با خانواده او هم وصلت کرده اید و باید وقتی را برای بودن در کنار دوستان دیگر و فامیل ها هم در نظر بگیرید. برای این افراد پذیرفتنی نیست که شما مسئولیت رسیدگی به امور خانه را دارید و نمی توانید ۸ شب خسته و بی رمق به خانه بازگردید و قبل از آمدن به تنهایی شام تان را بخورید.

اگر بخواهید چنین دوستانی را حفظ کنید، احتمالا از سوی همسرتان انگ بی مسئولیتی می خورید و اگر هم بخواهید از زندگی مشترک تان محافظت کنید، احتمالا مدام باید طعنه ها و گلایه های آنها را تحمل کنید اما یادتان نرود دوستان واقعی باید به این شراکت جدید در زندگی تان احترام بگذارند و در غیر این صورت همراه های مناسبی برای ادامه مسیر دوستی نیستند.

دوستانی که عادت های بد دارند

دوستان وراج که ارزشی برای زمان قائل نیستند، دوستان اهل دود و دم، دوستان قانون شکن، دوستان فحاش و بددهن و خلاصه دوستانی که می دانید عادت های ناپسندشان در حدی خطرناک است که امکان دارد همنشینی با آنها به زندگی مشترک تان آسیب بزند، نباید در فهرست دوستان پس از ازدواج تان باقی بمانند.

چه خطری تهدیدتان می کند؟

در نظر داشته باشید که هر رفیقی نقاط ضعفی هم دارد اما گاهی برخی صفات ناپسند یک به اصطلاح دوست، بلای جان تان می شود. یادتان نرود بسیاری از صفات ناپسند واگیر دارند و زودتر از خصوصیات پسندیده اطرافیان تان به شما منتقل می شوند. شاید در آغاز فحاشی های یک دوست برای تان آزاردهنده شود اما به مرور گروه واژگان شما شبیه به هم می شود و حتی لحن و حالت حرف زدن تان هم به یکدیگر شباهت پیدا می کند حتی اگر احساس کنید توان ایستادگی در برابر این هجوم را دارید، نمی توانید از توانایی همسرتان در این مورد هم مطمئن باشید.

دوستانی که آتش بیار معرکه اند

همه می دانند آسمان هیچ زندگی مشترکی همیشه آفتابی نیست و گاهی وقت ها هم ابری می شود. این جور وقت ها دوستان واقعی تلاش می کنند به شما و همسرتان برای بازسازی زندگی تان کمک کنند اما دوستانی هم وجود دارند که به جای بازسازی روابط تان، آتش بیار معرکه می شوند و در لباس مشاوری امین، مدام تحریک تان می کنند که مبادا از خطای همسرتان بگذرید یا با جرات در حضور همسرتان به اشتباه های تان اعتراف و طلب بخشایش کنید.

حتی اگر قهرتان با وجود کارشکنی های شان، سرانجام به آشتی برسد آنها آرام نمی گیرند طوری که انگار دلخوری شان از مشکلات زندگی شما از خودتان هم بیشتر است به همین علت است که اگر همسرتان در جمع حضور نداشته باشد یا درباره اش بد می گویند یا آنقدر به ضعف های زندگی تان اشاره می کنند و از آنها می پرسند که دست آخر سردرددل شما هم باز شود.

بعد یک گوش خوب برای غیبت شنیدن می شوند و همه نکات منفی را به خاطر می سپرند و در گفت وگوهای بعدی با همان الفاظ و صفت ها درباره همسرتان حرف می زنند اما شما دیگر نمی توانید بابت توهین های شان به آنها گلایه کنید چون بخش عمده حرف های شان با استناد به گفته های شما در زمان آن درددل های دوستانه است!

چه خطری تهدیدتان می کند؟

چرا آنها نمی توانند زندگی آرام شما را تحمل کنند؟ جالب است بدانید گاهی رفتارهای جسورانه ای که این نوع دوستان برای برخورد با همسرتان به شما توصیه می کنند، آرزوهایی است که برای زندگی مشترک خودشان دارند؛ آرزوهایی که سرکوب شده است و نتوانسته اند عملی شان کنند چون می دانسته اند که این رفتارها زندگی مشترک شان را خراب می کند.

برای مثال مردی که در زندگی مشترکش همیشه از ترس رفتار پرخاشگرانه همسرش، ساکت و سر به زیر بوده است در اداره وقتی ماجرای مشاجره دوستش را با همسرش می شنود به او پیشنهاد می کند گاهی زنش را کتک بزند؛ رفتاری که او پیشنهاد می کند در واقع گرایش سرکوب شده ای در خودش است که نتوانسته در زندگی مشترک خودش اجرایی اش کند چون می داند که همسرش با پرخاشگری اش برخورد خواهد کرد.

گروه دیگری از دوستان «آتش بیار معرکه»، توصیه های بدی برای شما دارند چون خودشان، تجربه های بدی در زندگی مشترک داشته اند و بیشتر از آنچه به شما پیشنهاد می کنند از زندگی یاد نگرفته اند. برخی از آدم های این گروه زندگی هایی از هم پاشیده دارند و طبیعتا تجربه های شان از همان زندگی را به شما هم منتقل می کنند.

برای نمونه امکان دارد دوستی که زندگی اش به علت خیانت همسرش به طلاق رسیده است به محض اینکه درددل شما را درباره کم توجهی و حواس پرتی همسرتان بشنود به شما هشدار دهد که احتمالا شریک زندگی شما هم در حال خیانت کردن است.

در حقیقت این گروه تجربه های ناخوشایند خودشان را به زندگی دیگران «تعمیم» می دهند. «تعمیم دهی» یک «خطای شناختی» است و معمولا وقتی اتفاق می افتد که مهارت لازم برای تحلیل چالش ها را نداشته باشم.

آنها با تعمیم دهی های نابجا، محیطی تاریک، ترسناک و پر از گزند و بی اعتمادی را در زندگی مشترک برای تان توصیف می کنند در حالی که اگر بخواهید واقع گرایانه به زندگی نگاه کنید، می فهمید آنقدرها هم که این دوستان توصیف می کنند تلخ نیست مگر آنکه خودتان فقط دنبال ناخوشی هایش بگردید.

اما این دوستان گروه سومی هم دارند؛ کسانی که درکی از مشکل شما ندارند و توصیه هایی کلیشه ای و انتزاعی را برای تان سرهم می کنند. اگر شما با دوست مجردتان در مورد بدخلقی امروز همسرتان درددل کنید، احتمال اینکه فکر کند دعوا نمک زندگی شماست، بسیار کم خواهد بود.

او با شنیدن توصیف های شما، رفتار همسرتان را به موقعیت های دیگر تعمیم می دهد و از اینکه شما آنقدر ساده اید که حاضر به جدا شدن از چنین مردی نیستید، عذاب می کشد و البته این عذاب را به شما هم منتقل می کند. چنین دوستی نمی تواند بپذیرد زندگی زیر یک سقف با چالش هایی هم همراه است که گذر زمان و شناخت بیشتر شما و همسرتان از یکدیگر به کم شدن شان کمک می کند.

دوستانی از جنس مخالف

شاید بپرسید که تا کجا می توان با جنس مخالف دوستی کرد. ما می گوییم هر زمان، روابط دوستانه شما با چنین دوستی به حدی رسید که در حضور همسرتان مجبور شدید سطح ارتباط تان با او را پنهان کنید یا حس کردید حریم های تان در حال فراموشی است یا اگر شک کردید که شاید بخشی از وظایف همسرتان را روی دوش او انداخته اید؛ مثلا سنگ صبور یا مشاورتان شده است، باید نگران شوید و سطح ارتباط تان را با او اصلاح کنید. اگر دیر بجنبید، زندگی مشترک تان به خطر می افتد.

منبع : hidoctor

845
منتشر شده در909 روز پیش

دلایلی برای اثبات اینکه برادرها بهترین دوستان هستند – بخش دوم

داشتن برادر تجربه ای منحصر به فرد است. گرچه احتمالا برادرها گاهی هم اذیت می کنند. اما آنها در برابر دیگران از شما دفاع می کنند و پشتیبان تان هستند. از زمانی که برادران شما محافظ شما شده و عمیقا به شما عشق می ورزند، این انسان هایی دوست داشتنی، زندگی را لذت بخش تر می کنند. آماده باشید تا دستگاه را روشن کنید و خودتان را برای بازی با پلی استیشن گرم کنید. دلایلی اینجا وجود دارد که با خواندن آنها از زوایه جدیدی سپاسگزار وجود برادرتان خواهید شد.

در راستای دلایلی برای اثبات اینکه برادرها بهترین دوستان هستند – بخش اول به بخش دوم اثبات این موضوع می پردازیم.

او محافظ شماست

نه تنها برادران شما بدون اینکه شما را قضاوت یا نصیحت بیش از حد کنند به مشکلات تان گوش می دهند، بلکه اگر در زندگی اشتباهیی نیز انجام دهید از شما دفاع می کنند. در برخورد با یک مزاحم در خیابان یا در یک مشکل اجتماعی با دیگران، برادرتان اجازه نمی دهد دیگران به شما صدمه ای وارد کنند.

رک و راست به خودتان می گوید

برادرها واقعا فوق العاده هستند چون اگر مشکلی داشته باشید، مستقیما آن را به خودتان می گویند. پسرها حرف شان را تلخ تر و رک تر می زنند و همین باعث می شود که وقتی به پاسخ هایی رک و راست احتیاج دارید، برادران تان گزینه های خوبی باشند.

پر از ایده برای شوخی و خنده هستند

شاید بخواهید شوخی فردی را تلافی کنید یا برای تفریح در جمعی صمیمانه به چند شوخی جدید نیاز دارید. برادرها مملو از این ایده ها هستند. البته فراموش نکنید که ممکن است برخی اوقات این شوخی ها با خود شما انجام شود!

می تواند ورزش های جدیدی به شما بیاموزد

ممکن است برادران شما در رشته های ورزشی جزو برترین نفرها نباشند اما حداقل می توانند کمی از آن ورزش را به شما بیاموزند. این نکته برای کسانی که در کلاس های ورزشی شرکت می کنند فوق العاده ارزشمند است، چرا که برادران می توانند راه درست ورزش کردن را به شما بیاموزند.

با شما هله هوله می خورد

برادران شما بهترین گزینه ها برای پرخوری هستند درحالی که خواهران تان حواس شان به آنچه می خورند هست. برادران تان احتمالا فقط به فکر لذت بردن از خوراکی خوردن هستند. اگر پسر هستید و می خواهید خوش باشید یا دختر هستید و به نادیده گرفتن چند ساعته انتظارات اجتماعی مشتاقید، برادرها چه در روز های تعطیل و چه روزهای غیر تعطیل با هله هوله خوردن موافق هستند.

همیشه به خوردن باقی مانده غذای شما علاقه دارد

نه تنها برادر شما همیشه آماده غذا خوردن با شماست، بلکه هنگامی که سن تان کم است نیز می تواند کمک بسیاری به شما کند. وقتی کوچک هستید، والدین تان انتظار دارند که تمام غذای خود را بخورید و اینجاست که برادرتان می تواند شما را نجات دهد. احتمالا برادر شما از اینکه چند گاز به غذای شما بزند، خوشحال می شود.

فیلم های جدید و خوب را به شما معرفی می کند

برادرها اطلاعات زیادی در مورد سرگرمی ها و فیلم ها دارند. احتمالا برادران تان سلائق متفاوتی با شما دارند و شاید فیلم های مورد علاقه او را تاکنون ندیده اید. مخصوصا هنگامی که برادرتان درباره فیلم های کونگ فو، اکشن و کمدی صحبت می کند، احتمالا فیلم های جذابی را می تواند به شما معرفی کند.

رقیب شماست

برادرها تمایل دارند که با هم رقابت کنند و این مسئله واقعا خوب است. تا زمانی که شما قصد این را داشته باشید که بهترین عملکرد خود را نمایش دهید، این رقابت برادرانه به شما کمک خواهد کرد تا این امر را تحقق بخشید.

روراست و صادق است

حتی زمانی که از کسی راهنمایی نمی خواهید، مانند هر کس دیگری نیاز به فردی دارید که مانند برادران تان شما را راهنمایی کند.

همیشه تلاش می کند که شما را شاد کند

چه برادران تان را دوست داشته باشید و چه از آنها متنفر باشید، واقعا دوست داشتنی هستند. تا حدی که وقتی ناراحتی شما را ببینند اولین کاری که سریع و ناخوداگاه انجام می دهند تلاش برای شادی شماست. اوقاتی که ناراحت هستید، داشتن کسانی که تلاش می کنند شادی را به شما بازگردانند، فوق العاده مفید است.

767
منتشر شده در910 روز پیش

دلایلی برای اثبات اینکه برادرها بهترین دوستان هستند – بخش اول

داشتن برادر تجربه ای منحصر به فرد است. گرچه احتمالا برادرها گاهی هم اذیت می کنند. اما آنها در برابر دیگران از شما دفاع می کنند و پشتیبان تان هستند. از زمانی که برادران شما محافظ شما شده و عمیقا به شما عشق می ورزند، این انسان هایی دوست داشتنی، زندگی را لذت بخش تر می کنند. آماده باشید تا دستگاه را روشن کنید و خودتان را برای بازی با پلی استیشن گرم کنید. دلایلی اینجا وجود دارد که با خواندن آنها از زوایه جدیدی سپاسگزار وجود برادرتان خواهید شد.

هر زمانی که به راهنمایی نیاز دارید در کنارتان حضور دارد

اگر شما به راهنمایی نیاز داشته باشید، برادران شما شنونده هایی خوب و راهنماهایی همیشه حاضر هستند، چرا که آنها مشتاق به حل مشکلات تان هستند و همین امر، شما را به دانستن نظر آنها مشتاق می کند. برادران شما هنگامی که از غم و اندوه خود سخن می گویید بدون اینکه وضع را بدتر از آنچه هست نشان دهند، به حرف های شما گوش می دهند. هنگامی که شما برای مشورت نزد برادرتان بروید احتمالا آنها واکنش ها و عصبانیت های خود را تا آنجا که می توانند کاهش می دهند.

روش مکالمه برادران، اغلب راه را برای مشورت شفاف و روراست باز می کند. این بدان معنی است که شما می توانید سرخوردگی ها و ناامیدی های خود را مطرح کنید، بدون آنکه برادر شما در صحبت های خود اغراقی کند و مشکلات را بزرگ نشان دهد.

می توانید در کنار او آسوده خاطر استراحت کنید

اکثر برادرها سکوت را ترجیح می دهند. با مرد شدن آنها، تماشای ورزش مورد علاقه شان را به حرف زدن ترجیح می دهند، با استفاده از همین خصوصیت می توانید زمانی که نیاز به استراحت، فراغت و دوری از اجتماع دارید کنار برادر خود باشید.

پشتیبان شماست

برادرها با شما شوخی می کنند، عصبانی تان می کنند و شما را دست می اندازند اما وقتی دیگری بخواهد این کار را با شما انجام دهد، آنها پشتیبان شما هستند. حتی اگر برادر شما قوی ترین فرد روی زمین نباشد، آن قدر نقش فردی قدرتمند را بازی می کند تا مزاحم های شما دور شوند.

می تواند در اظهار علاقه به افراد مهم زندگی تان کمک کند

چه برادرتان بزرگ تر از شما باشد و چه کوچک تر، ذهنش پر از نکات مفیدی است که با استفاده از آن می توانید خودتان را جذاب تر نشان دهید. مخصوصا هنگامی که می خواهید فرد دیگری را با مهربانی خود تحت تاثیر قرار دهید. برادرتان خیلی خوب می تواند به کمک شما بیاید. برادران تان از نکته های جزئی زندگی تا ایده های خلاقانه را به شما می آموزند و پرستیژ شما را بالا می برند.

همیشه نکته ای دارد که به آن بخندید

کسانی که برادر دارند در کنار آنان، اوقات مفرحی را تجربه می کنند، ویدئو گم بازی می کنند و شادمانه تر از آن می خندند که بخواهند در مشکلات اجتماعی غرق شوند. هر وقت روزگار خسته تان کرده باشد، برادرتان احتمالا با ایده ای جدید خنده بر لبان شما خواهد آورد.

می توان مهارت های خود در فناوری و کارهای اولیه خانه را به شما آموزش دهد

اکثر برادران توانایی های متفاوت با شما دارند و حتی اگر بخواهند به طور مدام آنها را به رخ شما بکشند، از اینکه این مهارت ها را به شما آموزش بدهند، خوشخال خواهند شد. حتی اگر برادران شما در ورزش های مردانه و ماشین سواری مهارت نداشته باشند در اموری مثل فناوری و کارهای اولیه منزل مهارت دارند. نه تنها یادگیری مهارت ها به کمک افراد دیگر آسان تر است بلکه برادرتان وقت بیشتری نسبت به دیگران برای شما صرف می کند.

معمولا بازی های جدید و مهیجی فراهم می کند

وقتی حرف از فناوری به میان می آید برادرها معمولا از همه ویدئو گیم های جدید خبر دارند، با برادرهای تان می توانید نادانسته های خود در این زمینه را جبران کنید و با یادگیری چیزهای جدید، به روز باشید.

به شایعات توجهی ندارد

ممکن است برخی از دوستان شما به شایعات پیرامون شما علاقه داشته باشند، اما برادران تان آنها را نادیده می گیرند. هر گاه مشکلی در زندگی شما رخ داد، بهترین زمان برای خلوت کردن با برادرتان است. همه ما به افرادی نیاز داریم که ترجیح بدهند با ما گفت و گو کنند و در لحظات آشفتگی، با راهکارهای نجات بخش، زندگی نویی به ما ببخشند.

او اینجاست!

مهم نیست که مشکلات شما چقدر مسخره است! برادران شما هم مانند آن کارها را انجام داده اند و شبیه آن مشکلات را داشته اند. اگر این مشکلات را برای برادران تان بازگو کنید، در اکثر موارد اشتباهی شبیه به آن را انجام داده اند و با بازگو کردن داستانی مشابه از اشتباهات خودشان، حال شما را بهتر خواهند کرد.

ادامه دارد …

661
منتشر شده در913 روز پیش

چند ترفند فرزند پروری برای زندگی آسان تر

والدین دوست دارند برای فرزندان شان دوران کودکی لذت بخشی را رقم بزنند طوری که کودکان شان با نگاه به آن دوران در بزرگسالی خاطرات خوبی به یاد آورند. نقش والدین بسیار مهم و در عین حال خسته کننده است؛ گاهی والدین باید از چند تردستی به طور همزمان استفاده کنند. در این مطلب چند نکته علمی درباره چگونگی آسان تر کردن نقش والدین و به صورت همزمان ایجاد تفریح و سرگرمی برای کودکان ارائه شده است.

چند ترفند فرزند پروری برای زندگی آسان تر

۱/ اگر چند کودک دارید، از روش نقطه گذاری برای تشخیص لباس های آنها استفاده کنید. وقتی تعداد کودکانی که باید از آنها مراقبت کنید، زیاد است از این روش استفاده کنید. این روش بسیار کارآمد است و از ایده ای ساده نشات می گیرد. برای کودک دوم، دو نقطه، برای کودک سوم، سه نقطه قرار دهید و به همین ترتیب ادامه دهید. همین نکته به تنهایی هنگام دسته بندی لباس های کثیف، به میزان زیادی باعث صرفه جویی در زمان شما می شود.

۲/ استخر بادی می تواند زمین بازی مناسبی برای کودکان تان باشد. به جای صرف هزینه های زیاد برای خرید یک زمین بازی برای کودک تان که تنها چندین ماه می تواند در آن بازی کند، چرا از استخرهای بادی خانواده استفاده نمی کنید.

۳/ سبدهای آویز حمام، محلی مناسب برای ذخیره مواد غذایی و خوراکی های بچه ها در ماشین است. همه می دانیم که کودکان تا چه حد می توانند به هم ریختگی در خانه و ماشین ایجاد کنند بدون آنکه خود متوجه آن شوند؛ بنابراین سعی کنید با استفاده از یک سبد آویز حمام همه مواد غذایی و نوشیدنی ها را مرتب نگه دارید. این کار به صرفه جویی در زمان تمیز کردن و جارو کردن ماشین شما کمک می کند.

۴/ این لباس زیبای گردگیری به کودک اجازه می دهد تا همزمان در اطراف خانه سینه خیر حرکت کند و زمین را تمیز کند. این لباس گردگیری بسیار زیبا بوده و زمانی معنا می باید که شما به این فکر کنید که کودک شما مدت زمان قابل توجهی را روی زمین سینه خیز حرکت می کند. این لباس در زمان صرف شده برای تمیز کردن کف زمین صرفه جویی می کند زیرا شما در دوران حرکت سینه خیز کودک تان دوست دارید که کف زمین تمیز باشد.

۵/ هیولاهای بد و بزرگ را با این فرمول اسرار آمیز دور کنید. برچسب تصویر هیولاهای گوناگون را به یک بطری پر از آب اضافه کنید تا یک اسپری هیولا درست کنید. هنگامی که کودک شما در شب می ترسد، می توانید توسط این اسپری از شر آنها خلاصی یابید. یک ایده ی بکر!

611
منتشر شده در916 روز پیش

معانی مختلف چشمک زدن را بدانید!

رفتاری از انسان وجود دارد که به معناهای مختلف استفاده می شود، چشمک زدن ممکن است معنای متفاوتی در شرایط خاصی داشته باشد. این حرکت جزئی از زبان بدن انسان ها محسوب می شود. در این مبحث ما انواع چشمک زدن با معنای آن را با شما عزیزان مرور خواهیم کرد. معنای چشمک زدن به این موضوع مربوط می شود که در چه فرهنگی هستید یا در کجای جهان ایستاده اید. و اینکه درک طرف مقابل از این چشمک چگونه خواهد بود.

من از شما خوشم میآید : یکی از رایج‌ترین معانی چشمک، بیان توجه به طرف مقابل است. با وجود‌ شیوع این مد‌ل چشمک د‌ر د‌نیا، ایرانی‌ها کمتر از آن برای بیان احساس‌شان استفاد‌ه می‌کنند‌ و اگر کسی آن را استفاد‌ه کند‌ گرچه متوجه گرایش خاصش می‌شوند‌ اما برد‌اشت کلی‌شان نسبت به شخصیت آن فرد‌ معمولا منفی است.

شوخی کرد‌م: گاهی منظور از چشمک‌زد‌ن یک د‌رخواست است برای اینکه طرف مقابل د‌ر شرایطی بامزه همراهی‌تان کند،‌ مثلا خیلی وقت‌ها د‌ر پخش د‌وربین مخفی، وقتی قرار است حقه اصلی را د‌ر شروع برنامه نشان د‌هند‌ یکی از بازیگرها رو به د‌وربین چشمکی برای بینند‌گان می‌زند‌ که یعنی همه این ماجرا فقط یک شوخیست.  شکلک چشمک هم که د‌ر اتاق‌های چت زیاد‌ رد‌ و بد‌ل می‌شود‌ معمولا به همین معنا به کار می‌رود‌ البته گاهی هم معنای آن «بین‌ خود‌مان بماند‌» است.

تو که غریبه نیستی جانم برایت بگوید‌ که …. : فرض کنید‌ وارد‌ شیرینی فروشی همیشگی‌تان می‌شوید‌. شاگرد‌ قناد‌ی که اراد‌تی خاص د‌اشته و سال‌هاست شما را می‌شناسد‌، به شما پیشنهاد‌ می‌کند‌ یک نوع شیرینی خاص را بخرید‌ و آن‌وقت چشمک می‌زند‌ و می‌گوید‌: « فقط اینها پخت امروزند‌. بقیه بیات شد‌ه‌اند‌.»
این مد‌ل چشمک به شما می‌فهماند‌ که طرف مقابل قصد‌ د‌ارد‌ اطلاعاتی را د‌ر اختیارتان بگذارد‌ که محرمانه است. به عبارتی د‌یگر شاگرد‌ قناد‌ی به مشتری‌های د‌یگر د‌رباره بیات بود‌ن شیرینی‌ها چیزی نمی‌گوید‌ اما آن چشمک می‌گوید‌ حساب شما جد‌است.

گفتم ولی تو باور نکن: چشمک بعضی وقت‌ها یعنی آنچه می‌گویید‌ یا انجام می‌د‌هید‌ د‌روغ است اما می‌خواهید‌ طرف مقابل‌تان از راست نبود‌ن قضیه با خبر باشد‌ یا منظورتان این است که ماجرا آنقد‌رها هم که شما نشان می‌د‌هید‌، جد‌ی نیست.

چشمک به جبر جغرافیایی ربط د‌ارد‌

اگر می‌خواهید‌ مترجم حرفه‌ای چشمک شوید‌، هرگز نباید‌ از تاثیر جبر جغرافیایی بر آن غافل بمانید‌. زمین تا آسمان فرق است میان چشمکی که د‌ر چین می‌زنید‌ و چشمکی که د‌ر آمریکای لاتین رد‌ و بد‌ل می‌کنید‌؛ این تفاوت آنقد‌ر هست که شاید‌ د‌ر اولی محکوم به اعد‌ام شوید‌ و د‌ر د‌ومی کار ارتباط‌تان به جای باریک بکشد‌. به همین خاطر می‌خواهیم معنای چشمک را د‌ر کشورهای مختلف هم برای‌تان شرح د‌هیم.

وقتی یک اروپایی به شما چشمک می‌زند‌: چشمک د‌ر زبان بد‌ن غربی‌ها ممکن است به معنای شوخی کرد‌ن باشد‌ یا اطلاع‌رسانی د‌رباره اینکه صاحب چشمک د‌روغ می‌گوید‌ مثلا اگر وقتی قیمت چیزی را می‌پرسید‌ فروشند‌ه بگوید‌: «از مشتری‌های قد‌یمی‌مان چند‌ برابر می‌گیریم» و بعد‌ چشمک بزند‌ باید‌ بفهمید‌ که او شوخی می‌کند‌ اما اگر ماد‌ری وقت خواند‌ن قصه خواب برای پسرش د‌رباره قورباغه‌های نینجا حرف بزند‌ و ببیند‌ د‌ختر کوچک‌ترش با ترس نگاهش می‌کند‌ و آن‌وقت یواشکی، چشمکی تحویلش بد‌هد‌ یعنی به زبان بی‌زبانی می‌گوید‌: «عزیزم اینها حقیقت ند‌ارد‌. همه‌‌اش قصه است.»  چشمک یک معنای د‌یگر هم برای غربی‌ها د‌ارد‌. وقتی کسی چشمک می‌زند‌ یعنی از طرف مقابل خوشش آمد‌ه است و می‌خواهد‌ با او یک رابطه صرفا احساسی برقرار کند‌.

وقتی یک آمریکای لاتینی چشمک می‌زند‌: اهالی آمریکای لاتین از چشمک‌زد‌ن معمولا نه منظور شوخی د‌ارند‌ نه می‌خواهند‌ د‌روغ مصلحتی‌شان را به طرف مقابل بفهمانند‌، بلکه وقتی آنها چشمک می‌زنند‌ یعنی منظورشان برقراری یک رابطه احساسی است.

وقتی یک آسیایی چشمک می‌زند‌: معنای چشمک د‌ر آسیا بسیار متنوع است. منظور ایرانی‌ها از چشمک‌زد‌ن تا حد‌ زیاد‌ی شبیه به غربی‌هاست و معمولا یکی از همان سه منظور را د‌نبال می‌کنند‌ اما د‌ر چین، چشمک‌زد‌ن یکجور زبان بد‌ن کنایه آمیز است و گاهی توهین به حساب می‌آید‌. منظور هند‌ی‌ها هم از چشمک‌زد‌ن شبیه ایرانی‌ها و غربی‌هاست هرچند‌ گاهی هم حال و هوای چینی‌ها می‌زند‌ به سرشان و چشمک را توهین برد‌اشت می‌کنند‌. هند‌ی‌ها البته بعضی وقت‌ها هم چشمک می‌زنند‌ تا به طرف مقابل بگویند‌ می‌خواهند‌ او را د‌ر ماجرایی خصوصی شریک کنند‌ که باید‌ بین او و خود‌شان بماند‌. برخی اوقات هم منظورشان از آن جور منظورهای اهالی آمریکای لاتین است.

وقتی یک آفریقایی چشمک می‌زند‌: د‌ر آفریقای غربی وقتی والد‌ین پیش از آمد‌ن مهمانی به کود‌ک چشمک می‌زنند‌ یعنی مایلند‌ او اتاق را ترک کند‌ چون د‌ر برخی مناطق غرب آفریقا، حضور کود‌ک زمانی که مهمانی بزرگسال د‌ر خانه حضور د‌ارد‌ د‌ر اتاقی مشترک، غیر مود‌بانه محسوب می‌شود‌ و اگر او یاد‌ نگرفته باشد‌ که بلافاصله بعد‌ از چشمک والد‌ینش برود‌ د‌نبال نخود‌ سیاه، یعنی آنها د‌ر تربیتش کوتاهی کرد‌ه‌اند‌.

چشمک زد‌م ولی تو هیچ برد‌اشتی نکن!
همیشه قرار نیست چشمک‌ها معناد‌ار باشند‌ برای مثال برخی عاد‌ت کرد‌ه‌اند‌ وقت حرف زد‌ن ناخود‌آگاه چشمکی هم بزنند‌ که نشان می‌د‌هد‌ بر زبان بد‌ن‌شان تسلط ند‌ارند‌ یا تجربه‌های خاصی د‌اشته‌اند‌ که گرایش آنها را برای برقراری ارتباط‌های د‌و نفره و بسته زیاد‌ کرد‌ه است.  د‌ر واقع آنها ناخود‌آگاه، د‌ایما سعی می‌کنند‌ با طرف مقابل‌شان یک اتحاد‌ د‌و نفره تشکیل د‌هند‌ و د‌ر د‌نیای بسته کوچک‌شان اطلاعاتی را رد‌ و بد‌ل کنند‌ اما نکته جالب این است که فرد‌ معمولا تا وقتی تذکری د‌رباره رفتارش نشنید‌ه است حتی از انجام آن خبر ند‌ارد‌ یا جد‌ی‌اش نمی‌گیرد‌.

برخی از چشمک‌های بی‌معنا هم حاصل تیک هستند‌. تیک‌ها، انقباض‌های عضلانی ناگهانی و بسیار سریع هستند‌ که باعث حرکات غیرعاد‌ی فرد‌ مثل شانه بالا اند‌اختن یا چشمک‌زد‌ن یا حتی تولید‌ صد‌ا مثل صاف کرد‌ن گلو یا سرفه کرد‌ن شوند‌. تیک‌ها معمولا از کود‌کی یا نوجوانی آغاز می‌شوند‌ و د‌ر مرد‌ان سه برابر بیشتر از زنان گزارش شد‌ه است. این انقباض‌های ناگهان، گاهی ریشه ژنتیکی د‌ارند‌، گاهی به علت مصرف برخی مواد‌ شیمیایی مثلا مخد‌رهای صنعتی یا د‌اروهایی خاص ظاهر می‌شوند‌ و د‌ر مواقعی د‌ر مواجهه فرد‌ با هیجان‌های شد‌ید‌ و فشارهای روحی خود‌شان را نشان می‌د‌هند‌.  گرچه تیک‌ها اراد‌ی نیستند‌ اما اگر فرد‌ بزرگسال بر آنها تمرکز کند‌ می‌تواند‌ تا حد‌ زیاد‌ی مقد‌ارشان را کاهش د‌هد‌ و با این حال برای د‌رمان کامل فرد‌ حتما باید‌ به روانپزشک و روانشناس مراجعه کند‌.

تیک‌ها با اضطراب رابطه‌ای مستقیم د‌ارند‌ و هر زمان فرد‌ مبتلا به تیک، استرسی شد‌ید‌ را تحمل می‌کند‌ حرکات غیرعاد‌ی‌‌اش هم بیشتر می‌شود‌. متخصصان د‌ر طول د‌وره‌های د‌رمان تیک علاوه بر د‌ارو، معمولا به ریشه‌یابی اضطراب‌های فرد‌ نیز توجهی ویژه د‌ارند‌ چون معتقد‌ند‌ هر وقت روان نتواند‌ فریاد‌ بکشد‌، جسم فریاد‌ می‌زند‌ و یکی از انواع آن فریاد‌ها، حرکات غیر اراد‌ی مانند‌ تیک است.

چشمک نزن، سوء‌تفاهم می‌شود‌
گرچه ما برای‌تان د‌رباره انواع چشمک، از خیلی معنی‌د‌ارها تا کاملا بی‌منظورها، توضیح د‌اد‌یم اما پیشنهاد‌‌مان این است که از این رفتار غیرکلامی برای بیان منظورتان کمتر استفاد‌ه کنید‌ چون آنقد‌ر معانی آن متنوع است که گاهی برای طرف مقابل تشخیص مفهموم اصلی خواسته شما سخت می‌شود‌ و آن‌وقت د‌یگر نمی‌شود‌ پیش‌بینی کرد‌ قرار است د‌ر جواب چشمک‌تان، سیلی بخورید‌ یا یک لبخند‌ شیرین تحویل بگیرید‌.

منبع : beytoote

710
منتشر شده در919 روز پیش

واکنش نوجوان به غم از دست دادن والدین!

نوجوان دارای روحیه حساس می باشد، در صورتی که واکنش های مختلفی در حوالی زندگی وی اتفاق بیفتد وضعیت روحی و روانی وی تحت تاثیر قرار می گیرد ممکن است جوان عزیزی از والدین خود را از دست دهد، چگونه می توان به وی کمک کرد تا با این حادثه ناگوار کنار بیاید و این غم را بتواند درک کند، یا ممکن است یک دوست صمیمی را که مدت ها با هم بوده اند را بنا به هر دلیلی از دست دهد. در این مبحث در مورد راه های رهایی از این وضعیت راهکارهایی ارائه شده است.

در چنین شرایطی ممکن است حالتهای زیر در او مشاهده شود:

پاسخ هیجانی و عاطفی شدید زمانیکه صحبتی از او به میان می آید، بی اشتهایی، کابوسهای شبانه، بی قراری، فقدان تمرکز، تحریک پذیری، گریه و زاری یا کناره گیری اجتماعی، افت شدید نمرات درسی، افزایش پاسخهای خشم گونه او، احساس گناه به دلیل این باور غیرمنطقی که کاری انجام داده و باعث بروز فقدان شده است یا در پیشگیری از بروز آن کوتاهی کرده است، اجتناب از صحبت کردن در زمینه فقدان پیش آمده است.

در چنین شرایطی هدف ما کمک به نوجوان است تا بتواند شروع به سوگواری پیش آمده کند و با حمایت هیجانی اطرافیان به تخلیه هیجان ناشی از فقدان پیش آمده بپردازد. تا با فقدان فرد کنار بیاید و زندگی شادی را از سر بگیرد. مشکل فقدان را برای خود حل کند تا به ارتباط مجدد با دیگران و مشارکت در فعالیتهای متناسب با سن خود بپردازد. احساسات و حالات روحی نا مناسب او از جمله افسردگی، احساس گناه وخشم حل شود.

بهتر است والدین برای کمک به نوجوان و دستیابی به اهداف فوق فعالیتهای زیر را انجام دهند:
*با ایجاد رابطه ی قابل اعتماد و صمیمانه ، به نوجوان کمک کنند تا بتواند احساسات و افکار فقدان پیش آمده را به راحتی با آنان در میان بگذارد. از طریق گوش دادن دوستانه و گرم از نوجوانتان بخواهید تا احساسات، داستان و تجربه فقدان پیش آمده را برای شما دوباره بازگو کند. حتی نامه ای برای فرد از دست رفته بنویسد و احساسات خود را نیز بیان کند و آنرا برای شما هم بخواند. نوجوان می تواند نقاشی هایی پیرامون این تجربه بازگو کند.

*نوجوان را در گروهی که مشکلات شبیه به او دارد، شرکت دهند.
*از نوجوان بخواهند که احساس غم و اندوه خود را روزانه ثبت کند و ببیند چه عاملی موجب شدت یافتن احساسات و عواطفش می شود.
*نوجوان فهرستی از روشهای پیشنهادی خود برای اجتناب از درد و رنج سوگواری تهیه کند و تاثیرات منفی آن بر زندگی خود را مورد بررسی قرار دهد.
*درک نوجوان از فرایند سوگواری و داغدیدگی به او کمک زیادی می کند. این فرایند معمولا در چند مرحله است:

۱- ضربه روانی و ناباوری: این دوره که گاهی ممکن است چند هفته طول بکشد و فرد باور نمی کند که مرگی اتفاق افتاد در حالتی از ابهام و گیجی به سر می برد.

۲- اشتغال ذهنی با خاطره فرد از دست رفته: این دوره حدودا ۶ ماه یا بیشتر طول می کشد و بازماندگان سعی می کنند واقعیت مرگ عزیز خود را بپذیرند. گاهی احساس می کنند، صدا یا تصویر او رامی بینند که به تدریج تخفیف می باید ولی گاهی ممکن است تا ماه ها حتی سالها طول بکشد. چون تخیل در سن نوجوانی  بیشتر است ، ممکن است این دوره در نوجوان طولانی شود.

۳- حل و فصل: در این دوره افراد فعالیت روزمره خود را از سر می گیرند و کماکان خاطره فرد از دست رفته آنها را ناراحت می کند ولی از شدت هیجانهای فرد کاسته می شود. بنابراین با دانستن فرایند سوگواری می توان به فرد کمک بیشتری کرد.

*افزایش صراحت بیان والدین در زمینه فقدان پیش آمده و بیان خاطرات زیبایی که با یکدیگر داشته اند. هر کدام از اعضا خانواده، درباره احساس خود درمورد فقدان پیش آمده صحبت کنند و با یکدیگر در فعالیتهای مختلف شرکت داشته باشند.

درنهایت با آموزش دادن به نوجوان درباره مرگ و پیامدهای آن از بار اندوه او کاسته می شود. انجام تشریفات بعد از مرگ و خداحافظی کردن با فرد از دست رفته می تواند به تخلیه هیجانی او کمک کند.

منبع : beytoote

515
منتشر شده در921 روز پیش
صفحه 12 از 13« بعدی...910111213
تبلیغات
پرشین طب

آخرین ویدئوهای پزشکی