مشاوره خانواده - صفحه 10 از 14 - پرشین طب

فروش فایل فروشگاه شاپ می نو
امار سایت
  • افراد آنلاین : 14
  • ورودی گوگل : 73
  • تعداد کل مطالب : 4191
  • بازدید امروز : 1120
  • بازدید دیروز : 8312
  • بازدید این هفته : 50935
  • بازدید این ماه : 312505
  • بازدید کل : 3820410
رابطه اصولی با فرزند

داشتن رابطه اصولی با فرزند با رعایت این اصل ها

برای اینکه فرزندان خود را بتوانید به صورت کاملا سالم و اصولی رشد دهید و از آنها فرزندان مناسبی برای آینده خود و جامعه بسازید بهتر است با فرزندان خود دوست و رفیق باشید تا بتوانید اصول اولیه برقراری یک رابطه درست را فراهم کنید. در این نوشته قصد داریم تا به نکاتی اشاره کنیم که می توانید تضمین کننده یک رابطه سالم و دوستانه بین والدین و فرزندان باشد ، ازین رو والدین بهتر است قبل از هر کاری و هر عملی این نکات را مطالعه کنند.

اصل دانایی
هیچ پدر و مادری خود به خود نمی‌تواند پدر و مادر موفق و توانایی بشود و فرزندش را آن طور که هست بشناسد و او را درک کند، مگر این که دانایی‌های ضروری را کسب کند چرا که توانایی در دانایی است. باید پذیرفت که یک مادر یا یک پدر آگاه و مسئول بودن مشکل است و احتیاج به مطالعه و کسب دانش‌های لازم دارد. بنابر این توصیه می‌شود با مطالعه کتاب‌های روان‌شناسی و تعلیم و تربیت نسبت به شناخت رفتار فرزندتان دانا و آگاه شوید زیرا لازمه کار با فرزندان آگاهی داشتن از احوال آنان است.

اصل اعتدال
با فرزندان باید براساس اصل اعتدال رفتار کرد ضمن آن که اصول انضباطی و مقررات و انتظارات خود را به فرزندتان یاد می‌دهید و از او می‌خواهید در عمل آنها را رعایت کند، اعتدال را نیزدر نظر داشته باشید. از این اصل می‌توان تحت عنوان اصل پرهیز از افراط و تفریط نیز یاد کرد. برای مثال افراط در محبت کردن بیش از حد به فرزند به وابستگی شدید و تفریط در محبت کردن به وی به ناامنی روانی او منجر می‌شود. پس باید در تعلیم و تربیت کودک و نوجوان از افراط و تفریط پرهیز کرده و براساس اصل اعتدال با او رفتار کنید.

اصل آشناسازی با واقعیت‌ها
برای این که فرزندمان با واقعیت‌ها آشنا شود باید در دنیای واقعی و در محیط طبیعی آموزش ببیند و تربیت شود. در ارتباط با این اصل جمله معروفی است که می‌گوید «گل‌هایی که در گلخانه پرورش می‌یابند زود پرپر می‌شوند» منظور این است که تعلیم و تربیت باید در دنیای واقعی و طبیعی صورت گیرد نه در دنیای قرنطینه و غیرواقعی. زمانی که فرزندتان را در یک محیط قرنطینه تربیت کنید و به اصطلاح او را لای زرورق بزرگ کنید، او را از واقعیت‌ها دور می‌سازید.

اصل الگوپذیری و تقلید
آگاه باشید که فرزندان همیشه مراقب رفتار و گفتار بزرگسالان هستند و از طریق تقلید کردن و الگو قرار دادن رفتار و گفتار آنان یاد می‌گیرند و رفتار می‌کنند. بیایید هر چه را که انتظار داریم نوجوانمان انجام دهد یا ندهد، خودمان آن رفتار یا عمل را انجام دهیم یا ندهیم. اگر می‌خواهیم به فرزندمان «سلام کردن»، «خواهش کردن»، «تشکر کردن»، «مودب بودن» را یاد بدهیم خودمان باید این رفتارها را در عمل نشان دهیم و پیش قدم باشیم.

اصل ایجاد امنیت روانی
از نظر روان‌شناسی، نخستین شرط تامین سلامت روانی کودک یا نوجوان، احساس امنیت روانی است. تربیت فرزندان باید در یک محیط امن صورت پذیرد؛ مثلا هیچ‌گاه نباید به فرزندتان بگویید «دوستت ندارم‌ یا «تو دیگر پسر یا دختر من نیستی» این‌گونه برخوردها و بیان این‌گونه جملات نه‌تنها هیچ کمکی به اصلاح رفتار کودک نمی‌کند بلکه موجب سرخوردگی او شده و امنیت روانی او را مختل می‌کند.

اصل برخورد مثبت
هنگامی که با فرزندتان روبه‌رو می‌شوید، سعی کنید با او برخورد مثبت داشته باشید و به دنبال نقاط مثبت او باشید، نه عیب‌جویی و ایراد گرفتن از او. اگر از وی رفتار نا مطلوبی سر می‌زند دلیل آن را جویا شوید و مثلا از او بپرسید «پسرم می‌توانی بگویی چرا آن کار را کردی» یا «چطور شد که آن رفتار را انجام دادی؟». سعی کنید از خجالت دادن، سرزنش کردن و توهین کردن به او بپرهیزید تا دیدار شما برای فرزندتان «آرامش‌بخش» باشد.

اصل برقراری ارتباط عاطفی و کلامی
تحقیقات نشان داده است که هر چه بین اعضای خانواده ارتباط کلامی و پیوند عاطفی بیشتر باشد، روابط اعضا سالم‌تر و مستحکم‌تر است تلاش کنید فضایی ایجاد کنید که فرزندتان به شما اعتماد کند و بتواند از علاقه‌ها، نگرانی‌ها، خواسته‌ها، احساسات و مشکلاتش با شما صحبت کند. گاهی اوقات فرزندتان را در آغوش بگیرید و به خودتان بچسبانید تا گرمای بدن شما را احساس کند، یا این‌که قبل از خواب در کنار او در بسترش دراز بکشید یا دست او را در دست خود نگهدارید. مجموعه این رفتارها موجب می‌شود فرزندتان احساس آرامش و امنیت روانی کند.

اصل توجه به نیازهای همه‌جانبه
نسبت به خواست‌ها، نیازها و علاقه‌مندی‌های فرزندتان حساس باشید و واکنش درست نشان دهید. به‌عنوان مثال از او بپرسید «امروز کلاس‌ها چه طور بود؟» یا «موفق شدی با معلمت صحبت کنی؟». معمولا مادرانی که مدت کوتاهی در کنار فرزندشان هستند در واقع به نیازهای فرزندشان توجه نمی‌کنند و با دست خود هسته‌های مقاومت منفی و اضطراب را در او ایجاد می‌کنند.

اصل ثبات عاطفی
لازمه برقراری یک رابطه انسانی با کودک و نوجوان این است که والدین همواره عواطف و احساسات خود را کنترل کنند و به قول معروف «حالی به حالی نباشند». برای مثال اگر فرزندتان در یک زمان رفتاری را از خود نشان داد به او لبخند بزنید و در زمان دیگر اگر همان رفتار را انجام داد عصبانی شوید و سر او داد بکشید. در این وضع او دچار سردرگمی می‌شود و نمی‌داند آیا رفتارش درست است یا نادرست؟

اصل قاطع وجدی بودن
در کنار تمام اصول برقراری رابطه انسانی با کودک و نوجوان اصل قاطع بودن و در عین حال جدی بودن بسیار مهم است. شما باید به‌عنوان والد هم مهربان باشید و در عین حال هم قاطع و جدی. هرگز قاطع بودن را با خشونت و سختگیری اشتباه نگیرید. در ارتباط با فرزندتان اصول خود را مشخص کنید، قاطع باشید و با جدیت به فرزندتان بفهمانید که چه انتظارهایی از او دارید.

اصل مستقل‌سازی‌
یکی از اهداف مهم تعلیم و تربیت، مستقل بار آوردن فرزندان است و هدف از آن آماده‌سازی فرزندان برای زندگی در دنیای واقعی است. بر این اساس مثلا زمانی که کودک می‌تواند راه برود مادر نباید او را بغل بگیرد یا در سنی که کودک باید خودش غذا بخورد مادر غذا را در دهانش بگذارد. باید اجازه دهیم فرزندمان رشد کرده و پرواز کند و بال و پرش را نبندیم.

منبع : seemorgh.com

488
منتشر شده در850 روز پیش
عصبانی

اگر می خواهید بفهمید که چرا عصبانی می شوید، بخوانید!

عصبانیت یکی از واکنش هایی است که هر فردی در طول زندگی خود بارها تجربه کرده است ، به صورت علمی تر می توان عصبانیت را به صورت یک خشم و غصب تمام و کمال تعریف کرد. عصبانیت نشان دهنده یک احساس طبیعی و سالم در بدن است. می خواهیم در این نوشته عصبانیت را تعریف کنیم و در ادامه راه کارهای مفیدی را برای کنترل عصبانیت به شما بازدیدکنندگان محترم خواهیم گفت. در صورتی که زیاد عصبانی می شود این نوشته را دنبال کنید.

عصبانیت چیست؟

طبق نظر دکتر چارلز اسپیلبرگر، روانشناسی که مطالعه عصبانیت را به صورت تخصصی انجام می دهد، عصبانیت یک حالت احساسی است که شدت آن از ناراحتی جزیی تا خشم بسیار شدید و جنون متغیر است. مثل سایر احساسات، با تغییرات روانی و بیولوژیکی همراه است. وقتی عصبانی می شوید، ضربان قلب و فشارخون و همین طور سطح هورمون های انرژی، آدرنالین و نورآدرنالین، بالا می رود.

عصبانیت می تواند سبب بروز مشکلات خارجی و داخلی در بدن شود. ممکن است شما از فرد خاصی (مثلاً یک همکار یا سرپرست) یا یک اتفاق (ترافیک سنگین، پرواز لغوشده) عصبانی شوید. ممکن است عصبانیت شما به علت نگرانی یا فکر و خیال در باره مشکلات شخصی تان ایجاد گردد و خاطره حوادث و اتفاقات تکان دهنده یا ناراحت کننده می تواند احساس عصبانیت را در شما به وجود آورد.

دلیل عصبانیت زیاد شما چیست؟ آیا مشکلی درونی شما را اینگونه زود عصبی می کند یا اینکه به دلیل مشکل روحی و روانی عصبانیت شما ظاهر می شود؟

در ادامه خواهید خواند که دلیل عصبانیت شما کدام است. 

به طور کلی عصبانیت مى‏تواند عوامل گوناگونى داشته باشد از جمله: ۱- حسادت، ۲- کم‏ حوصلگى و کم‏ ظرفیتى، ۳- ضعف و ناتوانى مزاج، ۴- عدم اعتماد به نفس و خودکم‏بینى، ۵- حساسیت‏هاى افراطى، ۶- منفى‏بافى و سوء ظن به دیگران، ۷- همانندسازى و تقلید از والدین، همسالان و همکلاسان و… .

مهارتهای كنترل عصبانیت را بیاموزید تا استرس را در خود كاهش دهید. یكی از بزرگترین موانع در راه تحقق موفقیت شخصی و شغلی عصبانیت می‌باشد…

چگونه عصبانیت خود را کنترل کنیم؟

۱- فکر کردن
یک نفس عمیق بکشید و تا شماره ۱۰ بشمارید. اندیشیدن و تفکر به شما اجازه می دهد نفس بکشید، آرام بگیرید و سپس به موقعیت برگردید و به جای تصمیم حساب نشده، منطقی رفتار کنید. حتی ممکن است باز تصمیم به فریاد کشیدن بگیرید، ولی این کار را با اطمینان انجام خواهید داد.

۲- گذشت و بخشش
عصبانیت معمولا باعث تنفر می شود. تنفری که می تواند با بخشش کاملا از بین برود. شما مجبور نیستید در لحظه فردی را که به صورت رو در رو با او در بحث و مشاجره هستید بخشیده و سکوت کنید. بلکه بخشیدن به هر طریق و در هر زمان حتی هنگام عصبانیت نیز از درون شما را آرام می کند.

۳- کنترل خشم
اگر شما فردی عصبانی هستید که خشم و غضب در تمام لحظات همراه شماست و این ویژگی بر زندگی خصوصی شما تاثیر سوء گذاشته است، آگاه باشید که شما بیشتر از هر شخص، به مشاوره با روانشناس نیازمندید.

۴- درمان
گاهی وقت ها عصبانیت و خشم ما آنقدر ممتد و ریشه ای است که حتی خودمان باور نمی کنیم که این رفتار ما غلط و غیر عادی می باشد. در این زمان مشاوره، تنها راه تشخیص علت خشم و ارائه راه هایی برای کنترل آن است.

۵- خلاقیت
برای رها شدن از خشم خلاق باشید. جیغ بزنید و یا یک بالش را پرتاب کنید، نرمش کششی انجام دهید، روزنامه های قدیمی را پاره کنید، یک توپ را با دست فشار دهید و یا آن را به سمت دیوار پرتاب کنید و یا به آن لگد بزنید. شاید به نظر شما این کارها مسخره باشد. ولی همین کارهای ساده می تواند از اتفاقات بسیار بزرگ و وحشتناک جلوگیری کند.

منبع : tebyan

606
منتشر شده در852 روز پیش
تقویت اراده

روش های عملی برای تقویت اراده 

خیلی از افراد تصور می کنند که دارای مشکلات زیادی در انجام درست کارها دارند اما زمانی که پای صحبت های آن ها می شنید و صحبت های وی را می شنوید می بینید که خیلی از کارهایی که به عنوان مثال آن شخص می گوید از نداشتن یک اراده قوی می باشد. روش های مختلفی برای تقویت اراده وجود دارد که می خواهیم در این نوشته روش های عملی برای تقویت اراده را به شما بگوییم که با تمرین های مختلفی که گفته می شود تحقق می یابد.

یادت باشد قدرت اراده و انضباط می تواند زندگی ات را متحول کرده و قدرت درونی ات را که برای موفقیت و رشد معنوی مهم است، فعال کند. داشتن یا نداشتن این مهارت ها عامل عمده ای است که تو را به سوی موفقیت یا ناکامی می برد. این قضیه برای تمام امور خواه پیش پاافتاده یا اساسی نیز بسیار مهم است.خواستن و همّت و اراده آن قدر مهم است که گفته شده، خواستن، توانستن است، یعنی این که اگر کسی علاقمند به انجام کاری باشد در مقابل سختی ها و مشقت های آن مقاومت می کند، پس گویا که از همین الان به مقصد و مقصودش رسیده است، یا در اشعار می خوانیم:

همّت بلند دار که مردان روزگار         از همّت بلند به جائی رسیده اند
همّت اگر سلسله جنبان شود        مور تواند که سلیمان شود

راهکارهای تقویت اراده

برای این که بتوانید اراده قوی داشته باشید و برنامه هائی را که مد نظر دارید به اجرا در آورید، برنامه ای که در ذیل معرفی می شود اجرا نمایید:

شناخت توانایی
تواناییهای بالفعل و بالقوة خود را بشناسید؛ موقعیت خانوادگی، اجتماعی، شغلی، وضعیت جسمانی و حالات روانی و به طور کلی شرایط زندگی و شخصیت خویش را به دقت مورد ارزیابی و مطالعه قرار دهید.

تعیین هدف
از خود بپرسیدمی خواهم چه نوع زندگی داشته باشم؟ دوست دارید زندگی شما در ده سال آینده چگونه باشد؟ زندگی خانوادگی، اجتماعی، هدف های شغلی و علاقه مندی های خود را مورد توجه قرار دهید. اهداف باید شفاف، قابل اجرا، مطابق توان و استعداد و واقع بینانه باشد. اگر هدف جنبه بلندپروازی داشته و یا خارج از توانایی های شخصی باشد، با مشکلاتی مواجه می شوید که نتیجه آن، ناامیدی و دلسردی خواهد بود و  از ادامه کار باز می می مانید.

تصمیم گیری
پس یکی از گام های اساسی در داشتن اراده قوی و موقعیت در زندگی این است که انسان در ابتدای هر کار تفکر و تأمل کند، اهداف خویش را معین کند، توانایی هایش را با دید واقع بینانه شناسایی نماید و آن گاه بدون تردید و وسواس بیش از حدّ، تصمیم گیری کند؛در هر کاری که تصمیم می گیرید پایدار باشید.

برنامه ریزی
باید برایت تمام امور خودت برنامه ای منظم داشته باشی؛ پس هر روز که از خواب بیدار می شوی، برنامه های خودت را طبق اولویت یادداشت کن و خودت را موظف کن که تک تک آن ها را انجام دهی، در صورت تخلف در هر ک دام خودت را تنبیه و در صورت موفقیت در اجرای هرکدام خودت را تشویق کن و به خودت پاداش بده.

تلقین
هر کلامی که از دهانت بیرون می آید، باور تو را می سازد. وقتی می گویی: «من آدم زرنگی نیستم»، در حقیقت حکم محکومیت خود را صادر کرده و به کائنات فرمان داده ای که تمام موارد منفی را به سویت سرازیر کند؛ سعی کن زمانی که گفتگوی ذهنی با خودت داری، کلام تو از موضع قدرت باشد؛ چون هر آنچه را که به خودت می گویی، چندبرابرش به خودت بر می گردد. اول ذهنت را بررسی کن و ببین بیشتر اوقات خودگویی هایت مثبت است یا منفی؛ چون زیربنای هستی، تفکر است. اگر می خواهی مواردی عالی و مثبت در زندگی برایت پیش بیاید. نگرش و ذهنیت خود را تغییر بده و یادت باشد که نود درصد تغییرات خوب و بد زندگی ات به نوع نگرش تو نسبت به رویدادهای زندگی بستگی دارد و ده درصد آن به وقایع بیرونی وابسته است.

مبارزه با عادات ناپسند
یکى از عوامل مهم تقویت اراده، مبارزه با عادت‏هاى بد و ناپسند است؛ از این رو باید سعى شود با هواهاى نفسانى (که انسان را به اعمال ناپسند مى‏ کشاند) مبارزه شده و از عادات ناپسند جلوگیرى گردد.

اصل مقاومت
معناى مقاومت آن است که انسان در برابر شکست‏ها و ناکامى ‏ها ایستادگی کند؛ زیرا برخى از شکست‏ ها زمینه پیروزى‏ هاى بزرگ را فراهم مى‏کند. هرگاه برایتان مسئله ‏اى پیش ‏آید که به نظر بسیار مشکل، نا امید کننده و غیر قابل حل مى‏ رسد، آنچه شما را تا حصول پیروزى یارى خواهد کرد، اصل “تسلیم ناپذیرى” است.

امید داشتن
انسان باید در زندگى با امید زندگى نماید. یأس و نا امیدى انسان را از رسیدن به هدف باز داشته و روند زندگى را دچار مشکل مى‏ کند. آن دسته از بزرگان که قله‏ هاى موفقیت را کسب نمودند، امید به زندگى داشتند. از سوى دیگر برخى که در زندگى موفق نبودند، معمولاً نا امید بوده و یأس در زندگى آن‏ها بوده است.

استفاده از قرارداد مشروط با خود
برای تقویت اراده می توان از قرارداد مشروط مثل نذر، عهد و پیمان، استفاده کنید. مثلاً با کسی که برای شما خیلی محترم است، مطرح کنید که من باید این کار را انجام دهم و شما چون میدانید که نمی توانید از سخن خودتان نزد او برگردید، مجبور به انجام آن کار می شوید یا نذر کنید که اگر من فلان کار را انجام ندادم، باید این قدر پول به فلان فقیر یا مکان مقدس بدهم و یا مبغلی پول نزد کسی بگذارید. (پول یا چیزی که برای شما با ارزش است) بگوئید اگر این کار را نکردم این چیز برای شما.

تمرینات تقویت اراده

تمرین شماره یک
اگر در اتوبوس یا مترو نشسته ای و می بینی فرد مسنی وارد می شود، بلندشو و جای خود را به او بده. این تمرینی است برای غلبه کردن بر مقاومت ذهنی و روحی خودت.

تمرین شماره دو
اگر کلی ظرف کثیف در سینک آشپزخانه است که باید شسته شوند و تو به خاطر تنبلی، شستن آن ها را عقب می اندازی، به سرعت بلند شو و آن ها را بشور و اجازه نده تنبلی تو را کنترل کند. وقتی این گونه عمل کنی، قدرت اراده ات تقویت خواهدشد.

تمرین شماره سه
به خانه می آیی و مستقیم سراغ تلویزیون می روی؛ چون احساس تنبلی می کنی، نمی خواهی دوش بگیری، پس بر این حال و هوا غلبه کن و اول سراغ دوش گرفتن برو.

تمرین شماره چهار
اگر دوست داری همیشه قهوه یا چای را با شکر بنوشی، یک هفته تمرین کن و چای یا قهوه ات را بدون شکر بنوش و اگر عادت به مصرف زیاد چای در روز داری، سعی کن در مدت ده روز آن را به دو فنجان در روز برسانی؛ چون در این صورت می توانی عادت هایت را کنترل کنی یا آن ها را تغییر دهی.

تمرین شماره پنج
اگر برای بالارفتن می توانی از آسانسور یا پله استفاده کنی، پله را انتخاب کن؛ البته اگر تعداد طبقات خیلی زیاد نباشند. درواقع با تقویت قدرت اراده، قدرت درونی خود را آشکار می کنی که باعث می شود بر عادت های مضر خود غلبه کنی، راحت تر تصمیم بگیری و جرئت پیدا کنی که تمام موانع را از سر راه خود برداری و موفق شوی.

منبع : tebyan.net

717
منتشر شده در854 روز پیش
والدین موفقی شوید

با این چند نکته والدین موفقی شوید!

خیلی از والدین دوست دارند تا اهمیت بیشتری به زندگی و فرزندان خود بدهند اما به دلیل اعتماد به نفس پایین و مشکلات دیگر نمی توانند ، ما در این نوشته سعی کرده ایم نکاتی را به شما بگوییم که با این چند نکته والدین موفقی می شوید.

کم خوابی هم مثل بیماری های و عاطفی به سراغ شما می آید

در صورتی که کم خوابی دارید و نمی تواند وظیفه مادری تان را انجام دهید ، با کودک تان چرت بزنید و کارهایی مانند شستن لباس ها و ظرف ها را به بعدا موکول کنید. چرا که اگر نتوانید وظایف خود را به درستی انجام دهید، شستن لبا ظرف ها و لباس ها مهم نخواهند بود. به این فکر نکنید که شما مادر خوبی نیستید و مشکلی دارید، تنها کمی استراحت کرده و دوباره انرژی کسب کنید.

زمان هایی که در خودرو تنها هستید یک جور استراحت کنید!

همین که سوار خودروی تان بشوید و به تنهایی به سوپر مارکت بروید ، حس می کنید آدم تازه ای هستید! برای اینکه دوباره سرحال شوید، در حالی که منتظرید فرزندتان را از مدرسه به خانه ببرید، با خودتان در مورد مهم ترین مسائل زندگی فکر کنید.

کودک تان را با سایر کودکان مقایسه کنید و می دانید که کودک تان بهترین است

صرف نظر از اینکه دیگران چه می گویند ، همه چیز طبیعی است ؛ شما فرزندتان را بهترین می دانید و کاملا درست می گویید. به این سمت بروید که بهترین کودک را داشته باشید.

همیشه موقع ارتباط با کودک تمام توجه تان را به او بدهید

این کار به اعتماد به نفس کودک تان کمک خواهد کرد. تلاش کنید که با او در حالی که پیامک تان را می خوانید یا نیم نگاهی به روزنامه دارید، صحبت نکنید و اگر به هر دلیلی نمی توانید توجه کامل خود را به فرزندتان بدهید، به وی بفهمانید که این کار غیر عامدانه است.

می توانید از چنین عبارتی استفاده کنید: «من واقعا مشتاقم حرف های الان تو را بشنوم، ممکن است چند لحظه به من فرصت بدهی تا کارم را تمام کنم و بعد به تو گوش کنم؟» اگر فرزندتان با این روش تربیت شود، او هم در قبال دیگران همین احترام و توجه را در رفتارش حفظ می کند.

یک نشانه بین خودتان داشته باشید

داشتن نشانه ای بین خود و فرزندتان مانند نوعی دست دادن، کلمات رمزی و … حس عمیقی ایجاد می کند. اهمیتی ندارد که این کار چقدر احمقانه به نظر می رسد یا چند سال باقی می ماند، مهم این است که یک چیز خاص تنها بین شما و فرزندتان به صورت اختصاصی وجود داشته باشد.

منبع : مجله تندرستی

====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ======

بمنظور دسترسی سریع تر به مطالب دلخواه خود، پرشین طب را از طریق لینک زیر در اینستاگرام دنبال کنید:

Instagram

570
منتشر شده در858 روز پیش
خوش اخلاق تر

به نظر شما متولدین کدام فصل ها خوش اخلاق تر هستند؟

تست های روانشناسی همیشه دارای طرفداران زیادی بوده است.همچنین مطالبی که به نوعی به شناخت شخصیت یک گروه یا یک فصل از آدم ها می شود ، در این نوشته همانطور که از عنوان پیداست می خواهیم بررسی کنیم که متولدین کدام فصل ها خوش اخلاق تر می باشند ، البته این بررسی از لحاظ پزشکی انجام می شود ، شاید شما هم دوست داشته باشید پاسخ این سوال را بدانید ، پس بهتر است تا انتها با ما همراه شوید.

«شما متولد چه ماهی هستید؟» این پرسشی است که شاید بیش از هر چیز ما را به یاد آنهایی بیندازد که به طالع‌بینی باور دارند؛‌ این‌که خلق و خوی خود یا دوست‌شان که در فلان ماه خاص به دنیا آمده چگونه است و با کدام یک همخوانی بیشتری دارد؟

اما فقط همین‌ها نیست. همه ما به نوعی شاهد بحث و جدل آتشین طرفداران طالع‌بینی و منکران آن بوده‌ایم؛ طرفدارانی که همه جنبه‌های زندگی را از ریز و درشت در ید قدر قدرت ماه تولد و تاثیرات سیارات و ستارگان می‌دانند و باور دارند سرنوشت محتوم هر فردی به آن گره خورده است و منکرانی که عمدتا می‌گویند این باورها «خرافه‌ای» بیش نیست و علم به‌هیچ‌وجه آنها را تائید نمی‌کند. البته در این میان طرفداران پروپا قرص طالع‌بینی چندان هم «وصله خرافی و غیرعلمی بودن» را نمی‌پذیرند و می‌کوشند برای ادعاهایشان توجیهات علمی بیاورند. حال اگر ناگهان یک پژوهش علمی در قرن بیست و یکم از راه برسد و بگوید موسم تولد بر خلق و خوی افراد موثر است، تکلیف چه خواهد بود؟

اخیرا بر اساس یکی از فرضیات پرسابقه در زمینه خلق و خوی افراد ، پژوهشی صورت گرفته که نشان می‌دهد احوال آدمی ممکن است تحت تاثیر موسم تولد او باشد. در واقع مدت مدیدی بود که بخشی از پژوهشگران حوزه خلق و خو فرض می‌کردند که زمان تولد شاید بر میزان انتقال دهنده‌های عصبی، مانند دوپامین و سروتونین، در بدن انسان تاثیر بگذارد؛ انتقال‌دهنده‌هایی که نقش مهمی در احوال ما بازی می‌کنند. پژوهش فوق در صدد بررسی همین فرض انجام شده است.

در این مطالعه که در مجارستان صورت گرفته وضع خلق و خوی بیش از ۳۰۰ دانشجو با در نظر گرفتن زمان تولدشان مورد مقایسه دقیق قرار گرفته است. آنچه در پایان به دست آمده تا حد زیادی فرضیه دانشمندان را تائید می‌کند. به عبارت ساده‌تر، دانشجویانی که در یکی از ماه‌های تابستانی به دنیا آمده بودند بیشتر از متولدان فصل‌های پاییز یا زمستان خلق و خوی بی‌ثبات داشته‌اند یا به بیان دیگر تندمزاج‌تر بوده‌اند. از سوی دیگر،‌ آنها که در بهار یا تابستان به دنیا آمده بودند بیشتر از متولدان پاییز و زمستان خوشبین و سرزنده بوده‌اند.

از سوی دیگر، یافته‌های همین مطالعه نشان می‌دهد دانشجویانی که متولد یکی از ماه‌های فصل زمستان‌اند، بیشتر از متولدان ماه‌های فصل پاییز در معرض ابتلا به افسردگی قرار داشته‌اند. تا اینجای کار ممکن است متولدان زمستان را حسابی نگران کرده باشد. اما این مطالعه برای بچه‌های زمستان هم خبرهای خوش داشته است: در واقع دانشجویان متولد زمستان در این مطالعه کمتر از متولدان سایر ماه‌های سال تندخو و تندمزاج بوده‌اند.

همان‌طور که می‌بینید این مطالعه پژوهشی است که کاملا بر پایه روش‌های علمی صورت پذیرفته و هیچ نقش و نشانی از شیوه‌ها یا ادعاهای طالع‌بینی در آن به چشم نمی‌خورد. دکتر هوارد ال. فورمن، روانپزشک کالج پزشکی آلبرت اینشتین در نیویورک، که حوزه اصلی فعالیتش طب ذهن و بدن است، در این باره تاکید می‌کند که نباید نتایج این پژوهش را بر آنچه در طالع‌بینی‌های گوناگون می‌خوانید منطبق بدانید. اول این که این یافته‌ها هرگز از سنخ مدعیات طالع بینی نیستند و دوم توجه داشته باشید که آنها صرفا نوعی ارتباط میان موسم تولد و خلق و خو را نشان می‌دهند، و به‌هیچ‌وجه نباید آنها را از جنس اثبات علمی در زمینه تاثیر سال و ماه بر وضع روانی افراد به شمار آورد. دکتر فورمن می‌گوید: «چنین نیست که ماه تولد شما تقدیر و سرنوشت شما را رقم بزند؛‌ بلکه تا اینجای کار فقط می‌تواند نشان دهد که احتمال برخورداری شما از کدام نوع خلقیات بیشتر است.»

تا اینجا علم به ما نشان می‌دهد ممکن است برخی ویژگی‌های شخصیتی ما پررنگ‌تر از ویژگی‌های دیگرمان باشد، اما اول این که هیچ قطعیتی در کار نیست و دوم هیچ نشانی از تقدیر و سرنوشت در این یافته‌ها به چشم نمی‌خورد. به عبارت دیگر، دکتر فورمن توضیح می‌دهد بسیاری از مردم تصور می‌کنند جنبه‌های گوناگون زندگی و شخصیت‌شان محتوم و به‌کلی خارج از اراده و خواست آنهاست. این نگاه جبرگرایانه به زندگی طبعا به نوعی بی‌عملی و تسلیم می‌انجامد و فرد را از تلاش برای به دست گرفتن سکان زندگی و بهبود آن ناتوان می‌کند. این همان چیزی است که طالع‌بینی، خواسته یا ناخواسته، در پی خواهد داشت. در عوض، به نظر دکتر فورمن یافته‌های علمی این امکان را به ما خواهند داد تا فعالانه وارد کارزار زندگی شویم و به درستی در برابر مشکلات واکنش نشان دهیم. همین طور نباید از یاد ببریم که این فقط یک پژوهش علمی است که با بررسی رفتاری ۳۰۰ نفر به دست آمده است و ممکن است در مطالعات پژوهشی آینده با جمعیت مورد بررسی بیشتر، این فرضیات تکمیل یا حتی مورد تردید قرار گیرد.

منبع : iran.pezeshk.us

651
منتشر شده در861 روز پیش
دهن بینی

چگونه دهن بین نباشیم؟ / طبقه‌بندی افراد از نظر دهن بینی!

خیلی از افراد هستند که دهن بین بوده و با تبلیغات فرد خیلی از بزرگ نمایی ها را می خورند ، به عنوان مثال دوستی دارم که بدون توجه کردن به نیازهای اولیه خود و با توجه به وضع مالی خود ، به تبلیغات توجه کرده و فورا آن را خریداری می کند ، می خواهیم در این نوشته در مورد دهن بین بودن صحبت کنیم و در ادامه افراد دهن بین را به چند دسته مختلف تقسیم می کنیم و در نهایت راهکارهایی را به شما پیشنهاد می کنیم که دهن بین نباشید.

اثر جادویی تبلیغات
اینک این سوال پیش می‌آید که چرا تبلیغات روی برخی از ما، اثر بیشتر و ماندگار‌تری دارد؟ از تبلیغات که بگذریم این سوال پیش می‌آید که چرا اصولا برخی از ما هر چیزی را که می‌‌شنویم باور می‌‌کنیم‌؟

راستش باید بگویم بیشتر از آن که موضوع مربوط به خود تبلیغات و زرق و برق آن باشد، پذیرفتن  تبلیغ‌ ‌یا هر حرفی که می‌‌شنویم، به خصوصیتی بر‌می‌‌گردد که به خود  شنونده‌‌ حرف (یا گیرنده‌‌ تبلیغ)  مربوط می‌شود. خصوصیتی که باعث می‌شود افراد در هر سمت و رده‌ای که باشند، بدون تفکر، بدون تأمل کافی و بدون تحلیل و بررسی، حرفی را که می‌شنوند دربست بپذیرند و باور کنند و حتی آن را به حافظه سپرده و سپس در اولین فرصتی که به دست می‌آید برای شخص دیگری بازگو نمایند (که در این صورت تبدیل به شایعه ساز هم می‌‌شوند!) و البته همین ویژگی است که افراد را ساده‌لوح معرفی کرده‌‌ یا قابلیت اعتماد‌پذیری آنها را خصوصاً در سمت و مسئولیت‌هایی که دارند، تحت تأثیر قرار می‌دهد! به نظر شما این خصوصیت‌‌یا ویژگی چیست و چه نام دارد؟ بعضی‌ها می‌گویند این ویژگی، همان تلقین‌پذیری است! وقتی سخن از تلقین و تلقین‌پذیری به میان می‌آید، به‌‌یاد آزمایش‌های قرن ۱۹ می‌افتیم؛‌‌یعنی زمانی که برای درمان بیماری‌ها از روش تلقین و هیپنوتیزم استفاده می‌شد.

اولین بار در سال ۱۸۴۲، «جیمز برید» از این روش استفاده کرد و متوجه شد که اگر فردی به‌طور مداوم و ثابت به نقطه‌ای نورانی و شفاف خیره شود، به علت تمرکز حواس و خستگی عضوی، پس از مدتی به خواب می‌رود اما بعداً متوجه شد که این تصور صحیح نیست و عامل اصلی این خواب، تأثیرات ناشی از تلقین است. ‌‌یعنی ناشی از تکرار‌‌ یک کلمه در حالت هیپنوز. بعدها هم «شارکو»، که هیپنوتیزم را از جنبة مادی و فیزیولوژیکی بررسی کرد، معتقد شد که استعداد تلقین‌پذیری در همه افراد‌‌یکسان نیست و عوامل دیگری‌ مانند خواست فرد، درجه تلقین‌پذیری و… مؤثر هستند. با این توضیحات می‌توانیم نتیجه بگیریم که تلقین‌پذیری حالتی است که در خواب مصنوعی (در حالت هیپنوتیزم) کاربرد ویژه خود را دارد. در حالی که آنچه مورد نظر ماست در بیداری انجام می‌شود، نه در خواب! حال این سؤال پیش می‌آید که آیا تلقین در بیداری هم داریم‌‌یا نه؟ در جواب باید به نوع دیگری از تلقین اشاره کنم که «تلقین به نفس هوشیارانه» نامیده می‌شود و مبدع آن ، آن را زمانی ابداع کرده که متوجه شده سوژه‌های تلقین، در مقابل تلقینات هیپنوتیزمی‌ مقاومت می‌کنند و به تدریج به این نتیجه رسید که «تلقین»‌‌یعنی تحمیل‌‌یک‌ اندیشه به مغز انسان، و این عملاً محقق نمی‌شود مگر در شرایطی که مفهوم تلقین، قبلاً مورد قبول سوژه قرار گرفته باشد، که البته، این هم دیگر تلقین نیست، بلکه «خود تلقینی» است و در این حالت، سوژه‌‌یا آن را قبول می‌کند و‌‌یا حداقل به آن فکر می‌کند، پس تلقین در خواب مصنوعی را تبدیل به تلقین در بیداری کرد و اسمش را گذاشت: «تلقین به نفس هوشیارانه». البته با این روش به عنوان‌‌یک روش درمانی، انتقاداتی وارد است که در حوصله بحث ما نیست، منتها متوجه می‌شویم که حتی در تلقین در بیداری هم، نوعی فکر و بررسی و تأمل وجود دارد و از آن مهم‌تر «تکرار» نقش اساسی در آن ایفا می‌کند. در حالی که خصوصیت مورد نظر ما، اغلب حتی بدون تکرار هم کار خود را انجام می‌دهد. بنابراین احتمالاً این خصوصیت ارتباطی به تلقین (اقلاً در شکل مرسوم آن) ندارد و شاید به همین دلیل است که بعضی‌ها به آن می‌گویند «دهن‌بینی».

دهن بینی
منظور از دهن‌بینی حالتی است که فرد، چشم بسته و بدون تعقل، به دهان طرف مقابل چشم دوخته  و بدون فکر و‌ اندیشه هر چه را می‌شنود باور می‌کند و می‌پذیرد. این دهن‌بینی‌‌یا هر اسم دیگری که بر آن بگذاریم، مختص دسته خاصی از افراد نیست و تقریباً در هر قشر و رده که بگردید، چندتایی از این افراد پیدا می‌کنید. اینک ببینیم چه کسانی هر چیزی را که می‌شنوند قبول کرده و می‌پذیرند؟

طبقه‌بندی افراد از نظر دهن بینی
دسته اول افرادی هستند که «عادت کرده‌اند» هر چه را که بشنوند بپذیرند! در واقع این افراد در طول عمرشان آموزش خاصی در جهت فکر کردن در مورد آنچه که می‌شنوند دریافت نکرده و تمرینی ندارند. شاید هم هنوز از این ناحیه آسیب نخورده‌‌اند تا حواس‌شان را جمع‌تر کنند! به هر حال این‌ها همیشه همین طور بوده‌اند، الآن هم، همان الگوهای قبلی‌شان را تکرار می‌کنند اما جای آموزش و ‌‌یادگیری دارند و می‌توانند با فراگیری روش‌های تجزیه و تحلیل و جایگزین کردن «عادت جدید»، «عادت قبلی» را کنار بگذارند. دسته دوم کسانی هستند که به طور واضحی می‌دانند نباید هر حرفی را باور کنند، اما نحوه برخورد با موضوعات جدید و تحلیل و بررسی شنیده‌ها را نمی‌دانند. این‌ها نیز نمی‌دانند با آنچه که می‌شنوند چگونه برخورد کنند، آنها را از چه فیلترهایی بگذرانند، در چه کوره‌هایی قرار دهند ‌‌یا از چه آنزیم‌هایی برای هضم آن استفاده نمایند و متأسفانه تنها وقتی از این ناحیه ضربه خوردند برایشان ‌‌یادآوری می‌شود که باید زودتر خود را مجهز به سپر بررسی و تحلیل می‌کردند. خوشبختانه این دسته هم با آموزش می‌توانند به سطح قابل قبول و درک و تجزیه و تحلیل برسند. دسته سوم هم کسانی هستند که انگار‌‌یک محفظه تو خالی، بین گوش و مغزشان کار گذاشته شده، به طوری که هیچ‌‌یک از شنیده‌های آنها، این قدرت را ندارد که از آن محفظه خارج شده و به مغزشان برسد، بنابراین بعید است آموزش بتواند تأثیری بر این دسته بگذارد. اما دسته‌های اول و دوم می‌توانند تحت آموزش‌هایی از راه مقدماتی‌‌یا پیشرفته قرار بگیرند و زودباوری و دهن‌بینی خود را کنار بگذارند.

شش گام برای این که دهن بین نباشیم
در این جا‌‌یکی از ساده‌ترین روش‌ها، برای تجزیه و تحلیل و بررسی آنچه که می‌شنویم ارائه می‌شود، روشی که به سادگی می‌توان آن را به کار بست و نتایج آن را دید و شش گام دارد:

اول این که آنچه را می‌شنویم با خود تکرار کرده (یا اگر در تصمیم‌گیری ما اهمیت دارد‌‌یادداشت کرده) و درباره آن فکر کنیم.
در گام دوم، در مورد آنچه شنیده‌ایم سؤالاتی می‌سازیم و با استفاده از منابعی که در دسترس داریم به آنها پاسخ می‌دهیم.
در مرحله سوم، سعی می‌کنیم معانی مختلف آن را درک و حتی کشف کنیم و با عقل سلیم و منطق مقایسه نماییم.
در گام چهارم به گوینده، اهداف و ویژگی‌های او هم توجه کرده و آنها را در نتیجه‌گیری‌مان لحاظ می‌کنیم.
در مرحله پنجم اگر نیاز باشد پیش نیازهای لازم را برای درک بیشتر، تهیه و مطالعه می‌کنیم.
و بالاخره در گام ششم اگر قابل باور و درست بود آن را باور کرده و به عنوان‌‌ یک داده اطلاعاتی جدید وارد زندگی خود می‌کنیم.

مثالی برای گام‌های شش گانه
استفاده از این گام‌ها، بسته به اهمیت موضوع می‌تواند از نظر کمی ‌و کیفی، تغییراتی هم داشته باشد که به تشخیص شنونده اعمال می‌شوند و می‌توان مثلاً در گام پنجم، مشاوره با افراد ذی‌صلاح را بدان افزود. برای مثال شایعه‌ای درباره یک  شرکت تولیدکننده مایع سفیدکننده  توسط یکی از رقبای آن منتشر شد. شایعه‌ این بود که به دلیل ترکیبات نامناسب، شستن لباس با این مایع باعث پوسیدگی ناگهانی و زودرس لباس خواهد شد. اگر شما خریدار این مایع سفید کننده  بودید و مثلاً ‌ده عدد  از آن در انبار منزلتان موجود بود با شنیدن این شایعه چه می‌کردید؟

در گام اول شایعه را با خود تکرار و درباره آن فکر کنید. بدیهی است که این شایعه در تصمیم شما برای استفاده از مایع  تأثیر خواهد داشت، پس نمی‌توانید بی‌تفاوت از کنار آن عبور کنید.

در گام دوم سؤالاتی در ارتباط با موضوع بسازید و از خود بپرسید: آیا تا کنون استفاده از این مایع سفیدکننده  باعث پوسیدگی لباس‌هایم شده است؟ اگر خیر، آیا ممکن است‌ ترکیبات مواد تشکیل‌دهنده آن ناگهان تغییر کرده باشد، به طوری که باعث پوسیدگی شود؟ آیا تغییر ‌ترکیبات روی قوطی‌‌ یا شیشه‌ آن، قید شده است؟ آیا ممکن است یک تغییر سهوی و اتفاقی در کارخانه روی داده باشد؟ منبع اعلام کننده‌ این خبر چیست؟ آیا خود کارخانه این خبر را اعلام کرده یا منبع نامعلوم است؟ آیا ممکن است منبع اعلام‌کننده، غرض خاصی داشته باشد و سؤالاتی از این قبیل. سعی کنید برای این سؤالات پاسخ‌هایی بیابید.

در مرحله سوم کوشش کنید این شایعه را بهتر درک کرده تا با عقل سلیم بسنجید، ‌مثلاً اگر در این چند وقت که از مایع سفید کننده استفاده کرده‌اید مشکلی برای لباس‌ها ایجاد شده، این شایعه می‌تواند از نظر منطقی درست باشد و یا عقل سلیم حکم می‌کند اگر تغییری ناخواسته در ترکیبات مایع   ایجاد شده باشد، خود کارخانه تولید کننده برای جلوگیری از خراب شدن اعتبار خود این موضوع را اعلام کرده و یا حتی مایعات سفید کننده‌‌ مشکل‌دار را از مغازه‌ها جمع‌آوری ‌کند و یا حداقل به‌طور رسمی اعلام ‌نماید که مایع های  مذکور، برای مصارف خاصی (مثلاً‌ لباس‌های روغنی) مورد استفاده دارد.

در گام چهارم به گوینده و اهداف او توجه کنید. اگر گوینده نامعلوم است و اسم و رسم خود را اعلام نکرده، چه بسا غرض داشته و تنها قصدش تخریب شرکت رقیب بوده باشد. معمولاً‌ اخبار موثق را مسئولین دولتی امور بهداشتی یا خود کارخانه یا سایر افراد مسئول اعلام عمومی می‌کنند، نه یک منبع خبری ناشناس و مجهول.

در گام پنجم اگر موضوع برایمان خیلی مهم باشد می‌توانیم با متخصصان و صاحب‌نظران مشورت کرده یا در این زمینه مطالعه و بررسی و تجربه بیشتری داشته باشیم. مثلاً می‌‌توان یک قطعه لباس یا پارچه را چند بار پشت سرهم به طور آزمایشی با این مایع سفید کننده شست و نتیجه را دید و بالاخره با تمام این اطلاعات در گام ششم تکلیف نهایی را روشن می‌کنید که در این مثال به دلیل عدم اثبات (بعد از تجربه) و ناموثق بودن منابع خبر، بهتر است استفاده از مایع سفید کننده را ادامه دهید.

منبع : zibasho.com

569
منتشر شده در863 روز پیش
رفتار بچگانه مردها

علت رفتار بچگانه مردها هنگام بیماری چیست؟

هر یک از ما در زمان کودکی، رفتار های کودکانه زیادی داشتیم، از گریه های وقت و بی وقت تا لوس کردن های بیجا و بی موقع برای پدر و مادر. اما گاهی اوقات به دلایل مختلفی این قبیل کارها در بزرگسالی ادامه پیدا می کند. در این پست می خواهیم به رفتار بعضی از مردها در بزرگسالی بپردازیم، خصوصا زمانی که به بیماری ای مبتلا می شوند. بعضی از مردها هستند که که عادت گریه کردن در کودکیشان را در زمان بیماری ادامه می دهند. حال بررسی می کنیم که این رفتار چه دلایلی دارد!

۱) “این هرگز اتفاق نمی‌افتد!”

برخی از مردان عاشق این هستند تا در مورد این که هرگز مریض نمی‌شوند پوز بدهند. این یک راه برای ابراز سلطه‌ی فیزیکیست بی آنکه نیاز به ارائه مدرک واقعی باشد. درست مانند وقتی که به مردم می‌گویید ماهیچه‌ی شکمتان ۱۲ تکه‌ است و عضلات بازوی‌های شما بر‌آمده است و آن‌ها مجبورند تنها به حرف شما اکتفا کنند. این از هرچیزی بهتر است.
البته غیر ممکن است. هیچکس نسبت به همه چیز ایمن نیست، و هیچکس دوست ندارد که اشتباهاتش اثبات شود، حتی اگر در کاسه‌ی سوپ خودش عطسه ‌کند.

۲) بدن او یک غار مردانه است

مرد‌ها عاشق بدن خود هستند. در قسمت آشکار طیف، او با بدن خود مانند یک ماشین که خوب روغن‌کاری شده است رفتار می‌کند. در قسمت کمتر آشکار طیف, آدم احمقی هست که با بدنش مثل یک رستوران با مدیریت خوب، رفتار می‌کند که همیشه پر از سیب زمینی سرخ کرده و گوشت کبابی می‌باشد. هر دو مرد به این که چه چیزی وارد بدن‌شان می‌شود خیلی اهمیت می‌دهند و همین‌طور به چیزهایی که می‌توانند از آن خارج کنند. مریض شدن می‌تواند یک آچار نا ‌امید‌کننده داخل این ماشین مردانه بیاندازد.

حالا او چگونه با آدم بد‌ها مبارزه کند؟

در هر لحظه، در هر سناریو, هر مردی حداقل یک بخش از مغز خود را به این فکر اختصاص می‌دهد: “اگر کماندوهای دشمن همین حالا حمله کنند، چگونه از مهارت و ابزار‌هایم استفاده‌کنم تا عزیزانم را به جایی امن ببرم و خودم که به تنهایی یک ارتش کامل هستم‌ آدم بد‌ها را نابود کنم؟” این یک کلی‌گویی نیست.

تنها راه برای تبدیل شدن از یک قهرمان اکشن به قهرمان عطسه، یک تب واقعیست. از شما عذر خواهی می‌کنم، اما اکنون که داستان واقعی و وضع اسفناک این مرد فینی را می‌دانید، می‌خواهید چه کار کنید؟ گذشته از این حس رضایتمندی از اینکه متوجه شده‌اید همسرتان همان قدر که فکر می‌کردید بچه است، چه فایده ی دیگری برایتان دارد؟ برای شروع، شما می‌توانید به یاد داشته باشید که هیچ منطقی در ورای حساسیت بالای آن‌ها وجود ندارد و بحث‌کردن با یک بیمار بد‌اخلاق شما را به جایی نمی‌رساند. اما اگر نمی‌خواهید در هذیان گفتن‌هایش افراط کند ( شما را سرزنش نمی‌کنیم ) کاری را انجام دهید که پدر و مادرش وقتی نمی‌خواستند با او کاری داشته باشند انجام می‌دادند؛ او را تلپی جلوی تلویزیون با یکی از فیلم‌های مورد علاقه‌اش بنشانید. ما فیلم‌های بازیگرانی مانند نوریس نیسون و سیگال (Norris, Neeson, & Seagal) را پیشنهاد می‌کنیم.

منبع : ibanoo.ir

494
منتشر شده در878 روز پیش
خواهر

دعوای خواهر و برادری و علت های آن!

یکی از موضوعاتی که اجتناب پذیر می باشد ، دعوای بین خواهر و برادر است. شاید شما هم خواهر یا برادری داشته باشید که با وی در طول دوران زندگی خود بحث و جدل کرده باشید. ریشه این دعواها کجاست و چرا بین خواهر و برادر رقابتی ایجاد می شود؟ در این نوشته سعی داریم در مورد مسائل خواهر و برادر صحبت کنیم. در صورتی که مشتاق شنیدن این موضوع جالب هستید و می خواهید اطلاعات خود را در این زمینه بالا ببرید با ما همراه باشید.

زمانیکه بچه ها وارد سنین ابتدایی می شوند، ممکن است وارد مرحله جدیدی به نام رقابت شوند. همانطور که خصوصیات شخصیتی و تمایلات آنها بیشتر رشد می کند و بدن آنها قوی تر می شود، ممکن است درگیریهای جدید و شدیدی را با یکدیگر آغاز کنند.

والدینی که طلاق گرفته اند و مجدد ازدواج کرده اند اغلب با قرار دادن بچه هایشان  در کنار یکدیگر، با مسائل پیچیده ای مواجه می شوند. هل دادن، ضربه زدن،استدلال، اذیت کردن و سخن چینی کردن بیشتر اوقات آنها را پر می کند و در نهایت ممکن است منجر به عصبانیت پدر و مادر شود.

حقیقت این است که بعضی از خواهر و برادرها  کل زندگی خود را با یکدیگر سروکله می زنند. این درگیریها و سرو صداها اجتناب ناپذیر است. از طرفی دیگر، زمان خوبی است تا به فرزندان خود اهمیت حل و فصل محترمانه مشکلات بین یکدیگر را آموزش دهید و با کنترل و درک بیشتر می توان سردردها را کاهش داد و فضای مناسب در خانه را حکم فرما ساخت.

درمورد رقابت خواهر و برادران چکار می توان انجام داد
زمانیکه بچه ها در سنین ابتدایی با یکدیگر بحث و بگو مگو می کنند، بهترین روش این است که دخالت نکنید. به جای آن می توانید آنها را تشویق کنید تا خودشان این مسئله را حل و فصل کنند. به آنها توضیح دهید که این مسئله از دید شما چگونه است. به صحبتهای هر دو طرف گوش دهید و به فرزندان خود بگویید که چه شنیده اید.

به آنها بگویید که متوجه وضعیت موجود هستید و اینکه مطمئن هستید که آنها می توانند راه حلی برای آن پیدا کنند. در دراز مدت، حل و فصل کردن مشکلات توسط خودشان به یک مهارت برای آنها تبدیل می شود که آن را می آموزند و همچنین باعث کاهش تنشهای عصبی در خانه می شود

البته بعضی از مسائل وجود دارد که به تنهایی و توسط خود آنها قابل حل کردن نیست. بنابراین می توانید یک جلسه مشورتی خانوادگی تشکیل دهید. صحبت بچه ها را برای خودشان بازگو کنید و نکات اصلی صحبت آنها را بنویسید. سپس هر وضعیت را برای آنها بخوانید و از آنها بخواهید تا راه حلی برای آن پیدا کنند. در خصوص نظرات و راه حلها با یکدیگر بحث کنید. اگر مشکل برطرف نشد و بچه ها همچنان ناراحت هستند، نیم ساعت به آنها وقت استراحت بدهید سپس مجدد امتحان کنید.

جلسات مشورت را ادامه دهید تا ببینید که چگونه راه حلها جواب می دهد. در نهایت این احتمال وجود دارد که آنها از برگزاری جلسات مشورت خسته شوند و برای جلوگیری از آن، خودشان راه حل مناسبی پیدا کنند. توهین و اذیت کردن در دعواهای بین خواهر و برادرها مسئله ای شایع و اجنتاب ناپذیر است. توهین و نیش زدن می تواند رقابت را تشدید کرده و اثر منفی روی آنها بگذارد. زمانیکه متوجه می شوید یکی از فرزندان شما به برادر یا خواهرش در حین بحث و گفتگو توهین می کند، در حضور او چیزی نگویید. اجازه دهید تا تنها شود سپس به او بگویید که کار درستی نکرده است که این توهین را به برادر یا خواهر خود کرده است. اگر جلوی خواهر یا برادرش سعی کنید که او را متوجه اشتباهش کنید ممکن است که به خاطر این تحقیر، حس انتقام جویی در او شکل بگیرد.

اگر مشکل جدی و شدید باشد با مشورت تمام اعضای خانواده تنبیهی برای او در نظر گرفته شود. مثلا از مدت زمان تماشای تلویزیون یا مقدار پول توجیبی او در ازای هر دشنام یا کار خطایی که از او سر می زند، کاسته شود. به این شکل او یاد می گیرد که چگونه جلوی دهان خودش را بگیرد.

با خواهر و برادر ناتنی مدارا کنید
معمولا رقابت بین خواهر و برادرهای ناتنی زیاد دیده می شود و این امکان وجود دارد تا رقابت و جنگ بین بچه های طلاق منجر به اضطراب، سردرگمی و پوچی می شود.

گام نخست این است که در ابتدا، انتظار زیادی از او نداشته باشید. ممکن است سالها زمان ببرد تا خواهر و برادرهای ناتنی به یکدیگر عادت کنند. بنابراین در ابتدا سعی کنید با آنها صحبت کنید و اجازه دهید که با نقطه نظرات یکدیگر آشنا شوند. هرگونه تغییر یا تغییرات مسئولیتی را برای آنها توضیح دهید و قانون و اساس روال خانوادگی را برای آنها شرح دهید.

سپس تلاش کنید تا جائیکه امکان دارد، از آنها بخواهید مشکلاتشان را خودشان برطرف کنند. اگر مشکل جدی است بهتر است تا شما هم در جلسات آنها شرکت کنید یا از آنها بخواهید برای پیدا کردن راه حل جلسه تشکیل دهند. از آنجائیکه ممکن است در سالهای اولیه مشکلاتی بین خود زن و مردی که مجدد با یکدیگر ازدواج کرده اند وجود داشته باشد بنابراین سعی کنید تا از مقایسه کردن فرزندان با یکدیگر و قضاوت کردن آنها خودداری کنید.

اگر امکان سفر برای خانواده وجود دارد پس بهترین موقعیت است تا در طول سفر پروژه های مشارکتی بین فرزندان گذاشته شود تا بیشتر با یکدیگر تعامل و همکاری داشته باشند. به طور مثال تمیز کردن پارکینگ یا حیاط آنها را مجبور می کند تا همکاری و توافقاتی بین آنها بوجود بیاید اما هرگز به زور باعث پیوند میان آنها نشوید اجازه دهید که آنها به فضاها و مرزهای مابین خود ادامه بدهند.

اگر آنها مجبور هستند که از یک اتاق مشترک استفاده کنند، فضا را برای آنها تقسیم کنید و برای هریک قانونهای مشخصی بگذارید. اداره خانواده ای که بچه های ناتنی دارد ممکن است دشوار به نظر برسد اما با انعطاف پذیری، صبر، عشق و درک می توان به راحتی این دشواریها را از میان برداشت.

منبع : ninisite.com

513
منتشر شده در879 روز پیش
صفحه 10 از 14« بعدی...89101112...قبلی »
تبلیغات
پرشین طب

آخرین ویدئوهای پزشکی