راز های موفقیت - صفحه 5 از 11 - پرشین طب

فروش فایل فروشگاه شاپ می نو
امار سایت
  • افراد آنلاین : 17
  • ورودی گوگل : 186
  • تعداد کل مطالب : 3851
  • بازدید امروز : 4266
  • بازدید دیروز : 27377
  • بازدید این هفته : 55243
  • بازدید این ماه : 512362
  • بازدید کل : 1943469
ازدواجی شاد

۶ گام علمی ثابت شده برای ازدواجی شاد

پرشین طب – دانستنیهای قبل ازدواج | به گزارش پرشین طب؛ محققان میگویند که رمز و راز زندگی مشترک بسیار پیچیده است ولی ما به ۶ گام علمی که صد در صد ثابت شده است رسیده ایم.

۱٫ منصفانه خرج کنید

اگر شما به فشن و مد علاقه دارید و همیشه ۴-۵ جفت جین و پیراهن نو را خریداری میکنید و در کمد لباسی نگه میدارید ، این خودش یکی از عوامل مخل زندگی شاد است. یک مطالعه اخیر نشان می دهد افراد به شریک زندگی که تمام فکر ذکرش خرید لباس های روز دنیاست و خرج کردن پولی که به زحمت بدست آورده اند کمتر علاقه نشان میدهند و کم کم علاقه بین آنها از بین میرود.

۲٫ از شریک خود برای رابطه خوب تشکر کنید

سپاسگزاری از همسر باعث ایجاد پیوند های محکم تر و رابطه ای صمیمی تر میشود .محققان همچنین پیشنهاد کرده اند که سعی کنید در مکالمات بین خود و همسر از واژه – ما – بیشتر استفاده کنید که محبت بین شما بیشتر خواهدشد و رفتارهای منفی کمتری مانند خشم از او خواهید دید و  سطح استرس های فیزیولوژیکی پایین تری را در طول اختلافات خواهید داشت .استفاده از کلمات -من- شما- باعث اختلاف و جدایی میشود.

۳٫ در رختخواب فعال باشید

خیلی از بدخلفی های همسر شما ممکن است به خاطر رابطه جنسی باشد . به خاطر نبود رابطه جنسی یا رابطه جنسی نامطلوب. رابطه جنسی مکرر می تواند یک راه حل باشد، حتی اگر رابطه جنسی مثل اوایل ازدواج راضیتان نمیکنم ولی این کار را بکنید چون زندگی بدون رابطه جنسی مشکلات فراوان برای زوجین دارد.

۴٫ مثبت سازی

اگر همسر تان ایرادات شما را بگیرید قطعا آینده تاریکی منتظرشماست. زوجها باید با دیدن یکدیگر به یاد نکات مثبت هم بیفتند نه اینکه از روی تنفر تا یکدیگر را دیدند تمامی صفات طرف مقابل به  ذهنشان بیاید. محققان از ۸۰۰ نفر در مورد نکات منفی در مورد همسر،فرزند و دوستانشان سوال کرده اند. کسانی که نکات منفی را بیشتر در ذهن خود نگه میدارند کمتر زندگی شادی را داشته اند ، سعی کنید هیچ چیز منفی را درذهن خود نگه ندارید.

ازدواجی شاد

ازدواجی شاد

۵٫ قوی بمانید

اگر همسرشما مثل دیوانه ها رانندگی میکند نگران نباشید زیرا برخی تحقیقات نشان داده است که زندگی بعضی از زوجهابا همین رفتارهای منفی و نامعقول بهتر میشود . برای زوج های با مشکلات جدی، بهترین راه برای پرورش یک ازدواج شادتر به جای اینکه همدیگر را سرزنش کنند این است که قوی باشند! در واقع، یک مطالعه نشان داده است که اگر زوج ناراضی تمرین افکار مثبت همان رفتارها مثبت کند ممکن است رابطه آنها بدتر هم شود. شواهد نشان داده که گاهی سرزنش و رفتار های منفی میتواند خود انگیزه برای تغییر زندگی باشد .

۶٫ سخت کار کنید

در یک تحقیقات از چند نفر، از جمله زوجهایی که تازه ازدواج کرده بودندو ازدواج هایی که حداقل ۲۰ سال به طول انجامیده بود، تعداد زیادی از آنها حتی بعد از این همه سال زندگی عشق بینشان وجود داشت و عشق در زندگی آنها حکومت میکرد.

کلید زنده نگه داشتن عشق این است: کار سخت است. تحقیقات نشان داده است که این زوجها زمان بیشتری را برای درک یکدیگر، برای عشق ورزی و محبت و نوازش یکدیگر در طول سالهای زندگی گذاشته اند.  برای تازه ماندن عشق و زندگی رمانتیک همیشه باید سخت کار کنید.

منبع : indiatimes

321
منتشر شده در471 روز پیش
تکنولوژی

۱۶ کاری که تکنولوژی برای خراب کردن زندگی ما کرده است!

پرشین طب – زناشویی | به گزارش پرشین طب؛ ساعت ها با گوشی هوشمند خود حاضریم با افرادی که اصلا آنها را نمیشناسیم درد ِ دل کنیم ولی حتی حاضر نیستیم برای چند دقیقه با نزدیکترین افراد خانواده خود صحبت کنیم . ساعتها با تبلت خود اینستاگرام را زیر و رو میکنیم و عکسهای چرت و پرت بازیگران بی هویت را می بینیم اما حاضر نیستیم ۱۰ دقیقه در روز کتاب بخوانیم.

اگر نیت دارید این اخلاق های زشت را بکنار بگذارید ، این خودش یک قدم بزرگ است. ژان ژولین ، تصویرساز فرانسوی چند عکس به ظاهر خنده دار ولی بسیار متاثر کننده را به تصویر کشیده است که ما در ادامه مطلب این تصاویر را برای شما آماده کرده ایم.

 ۱٫ او تلفن همراه ندارد !! قطعا او مریض است.

without a phone

۲٫ بیشتر از لذت بردن از تجربیات، در پی انتشار آن هستیم.

record more memories

۳٫ قدیما هنگام صبحانه خوردن مطالعه میکردیم!

breakfast

۴٫ و سلفی های لعنتی !! همه فقط میخواهند از خود عکس بگیرند.

selfie

۵٫ ما یک بار دیگر برده شده ایم.

slaves

۶٫ به جای لذت بردن از منظره همه میخوان صحنه ای رو ضبط کنند که شاید هیچ وقت دوباره آن را نبینند.

record

۷٫ گفتگو های خانوادگی سر سفره؟ شاید برای وقتی دیگر …

conversations

۸٫ قهوه ای مایل به زرد!

kind of tan

۹٫ همیشه بیدار!

watching

۱۰٫ قبل از اینستاگرام؟

Instagram

۱۱٫ اندازه تکنولوژی کوچک میشود و همچنین مغز ما کوچکتر.

technology

۱۲٫ انگار هر کس یک سیب دارد!

Apple

۱۳٫ همه برای ثبت لحظات و اشتراک گذاری آماده اند اما برای کمک نه.

born

۱۴٫عشق رفته که شیرو خط بازی کنه.

toss

۱۵٫ چیزی میل نداریم رمز وای فای چیه؟

spoilt

۱۶٫ اینم عاقبت مجسمه آزادی

mojasme azadi

منبع : indiatimes

361
منتشر شده در474 روز پیش
رگ خواب مردان

رگ خواب مردان را در دست بگیرید

پرشین طب – زناشویی | به گزارش پرشین طب در مقایسه بین زن و مرد و توجه به نیاز آن ها نشان می دهد که نیازها یکی است اما زبان آدم ها متفاوت است ، در مردان و زنان تفاوت بین نیاز زیاد نیست اما طرز بیان آن متفاوت می باشد ، خیلی وقت ها می تواند با ترفندهای مختلف رگ خواب مردان را به دست بگیرید ، مردان را باید شناخت و به نیازهای آنان اهمیت داد ، در این نوشته می خواهیم در مورد رگ خواب مردان صبحت کنیم.

شما زنانه می‌بینید و او مردانه!

بپذیرید شما و همسرتان دو جنسیت متفاوت دارید و بسیاری از ویژگی‌های رفتاری افراد، مرتبط با جنس‌شان است، جنس زنانه و جنس مردانه. به همین دلیل نوع نگاه افراد در قالب جنسیت بسیار متفاوت از یکدیگر است و مساله‌ای که برای یک خانم بسیار جذاب است ممکن است برای همسرش جذاب نباشد یا ماجرایی که برای یک آقا جالب است، لزوما مورد پسند همسرش نیست! پس باید دقت کنیم که جنسیت در نوع نگاه، بیان و ابراز احساسات‌مان متفاوت است. اما همه اینها آموختنی است و تمام این رفتارها از بروز عواطف و احساسات، نحوه صحبت کردن، ابراز وجود، درک کردن دیگران و همچنین نحوه مذاکره همه مهارت‌های آموختنی هستند، بنابراین مسائل ژنتیکی نقشی در آنها ندارند و غیرقابل‌حل نیستند.

غرورش را نشکنید

در مقایسه‌های بین مردها، مسائلی به خصوص مثل جربزه، عرضه داشتن و لیاقت داشتن را نباید دستکاری کرد. فرض کنید خانمی بعد از یک مهمانی، به همسرش می‌گوید: «ما و فلانی، هر دو همزمان ازدواج کردیم؛ اما ببین وضع زندگی آنها چطور است و زندگی ما چطور!» نباید فراموش کنیم که توانمندی، هوش و امکانات آدم‌ها با هم متفاوت است و همین تفاوت‌هاست که باعث ایجاد فاصله‌های اجتماعی، اقتصادی و طبقاتی می‌شود. اگر همیشه قرار باشد یک خانم همسرش را سرزنش کند، این حرف‌ها نه‌تنها کمکی به رشد همسرش نمی‌کند، که اعتماد به‌نفس او را کاهش داده، از توانایی‌هایی که هم که دارد کم می‌کند و به شدت احساس خشم و کینه نسبت به فردی که با او مقایسه شده از خود نشان می‌دهد و این رفتار را در قالب بی‌احترامی، پرخاشگری و… نسبت به کسی که با او مقایسه شده، بروز می‌دهد. در ضمن، وقتی آقایی ببیند که مدام با دیگران مقایسه می‌شود، اول از همه از همسرش منزجر می‌شود چون فکر می‌کند خانم برایش ارزش قائل نیست و داشته‌هایش- مهربانی و… – را نادیده می‌گیرد و فقط امکانات مادی زندگی دیگران را به رخش می‌کشد.

راه رسیدن به هدفتان اینجاست!

اگر خواسته‌ای از همسرتان دارید و مثلا می‌خواهید داشته‌هایتان را رشد دهید، اول به نقاط قوت، قدرت و مثبت او، چه به لحاظ رابطه عاطفی و چه از نظر موقعیت اجتماعی و خانوادگی اشاره کرده، پررنگشان کنید و در موردش صحبت کنید.

همه باید یاد بگیرند

همه آدم‌ها، چه کسانی که تازه تصمیم به ازدواج گرفته‌اند و چه زوج‌هایی که ۲۰-۱۰ سال از زندگی مشترک‌شان می‌گذرد، نیازمند آموزش مهارت‌های زندگی هستند. همه اشکال در روابط بین زوج‌ها به خاطر عدم آگاهی افراد و نبود ابزار و امکانات آموزشی است. به کلاس‌ها و کارگاه‌ها و سمینارها ی مرتبط با مهارت های ارتباطی، فردی و خانوادگی بروید و مهارت‌های خود را تقویت کنید و سطح کیفیت روابط فردی و زناشویی خود را ارتقا دهید.

حرف کشیدن از کسی که حرف نمیزند

به نظر خیلی از زن‌ها، مردها درست زمانی خود را کنار می کشند که آنها می‌خواهند صحبت کنند و صمیمی شوند؛ اما اینطور نیست چرا که از روی بدشانسی زن درست همان موقعی می‌خواهد حرف بزند که مرد در دوران عقب‌نشینی خود است.یادتان باشد زمانی که مرد خود را عقب می‌کشد موقعیت خوبی برای هم‌صحبتی و صمیمیت با او نیست.اگر بتوانید این روحیه عقب‌نشینی مردان را قبول کنید دیگر از همدردی نکردن مرد آزرده خاطر نخواهید شد؛ یادتان باشد اگر بخواهید او را به حرف بیاورید باید خودتان او را به سخن بیاورید چرا که مردها برای حرف زدن دلیل می‌خواهند؛ آنها صرفا برای همدردی صحبت نمی‌کننداما بعد از مدتی که زن شروع به صحبت می‌کند مرد انبساط خاطر پیدا کرده و خود را در گفته‌های همسرش شریک می‌کند.

خشم یعنی شکست

اگرهمسرتان به راحتی عصبانی می‌شود چاره کار برای کنترل او، مقابله به مثل نیست بلکه باید سعی کنید عصبانیت او را درک کنید تا زنجیر طولانی درگیری‌ها پاره شود؛با بالا بردن صدای‌تان بلافاصله موجب برانگیخته شدن بیشتر او شده و در نتیجه نه‌تنها نخواهید توانست او را کنترل کنید بلکه ممکن است شرایط کاملا از دست‌تان خارج شود و باعث تصمیم‌گیری‌های غیر‌منطقی و غیر‌عاقلانه از سوی شما یا شوهرتان شود و اوضاع را وخیم‌تر کند. در مقابل، سکوت شما زمینه تداوم یا تکرار بد اخلاقی‌های شوهرتان را از بین می‌برد. شما باید با صداقت خود، اعتماد و صمیمیت طرف مقابل را جلب کنید. اگر یک نفر بتواند جوابگوی مشکل شود و مسئولیت رفتارهای مخرب یا نادرست خود را بپذیرد، موجب می شود که طرف مقابل نیز همین رفتار را داشته باشد. مواظب باشید هنگام عصبانیت و بد اخلاقی او، حرف ناپسندی بر زبان نرانید.

با همسر ولخرج چه کنیم؟

اگر همسرتان مدام به دوستانش پول قرض می‌دهد یا بدون هیچ فکری بی‌محابا پول خرج می‌‌کند و چیزی برای پس‌انداز باقی نمی‌گذارد باید سعی کنید کمی مدیریت مالی خانه را در دست بگیرید تا شوهرتان را هم بهتر کنترل کنید؛ برای اصلاح همسرتان با انتقادهای پیاپی از او یا دست گذاشتن روی اشتباهات و قصورات او شروع نکنید. چه همسر شما مستحق این سرزنش باشد چه نباشد. این نحوه برخورد تنها اختلاف و فاصله بین شما را افزایش می‌دهد و راه گفت‌وگو را سخت‌تر می‌کند. به جای این کار، سعی کنید با شیوه دوستانه و عاشقانه با این موضوع مواجه شوید. مثلا به او توضیح دهید که می‌خواهید هزینه‌های خودتان و همسرتان را تحت‌کنترل قرار دهید و بحث را از آنجا شروع کنید. تاکتیک دیگر، حرف زدن در مورد راه‌های پس‌انداز پول برای چیزی مهم مانند یک سفر خوب، خرید خانه یا حتی دوران بازنشستگی است. طوری رفتار کنید که شما و همسرتان در راه اهداف اقتصادی خانواده یک تیم باشید. در غیر این صورت همسر شما ممکن است در مورد هزینه‌هایی که انجام می‌دهد به شما دروغ بگوید.

رگ خواب همسر!

اگر همسرتان به مادرش وابستگی زیادی دارد برای کنترل بیشتر او راهش این نیست که با مادر و خانواده‌ او دربیفتید؛بلکه بهتر است ارتباط خوب و نزدیکی با مادرشوهرتان برقرار کنید. ممکن است گاهی نیاز داشته باشید که از طریق او روی همسرتان تاثیر بگذارید. از طرف دیگر زمانی که همسرتان ببیند با گارد بسته با مادرش برخورد نمی‌کنید، با آرامش بیشتری به سمت شما کشیده می‌شود و از اینکه شما هم مادرش را دوست دارید، احساس رضایت می‌کند. یادتان باشد مادرشوهر و خواهرشوهر را اولویت تاثیرگذار در زندگی‌تان ندانید. آنها می‌توانند خوب یا بد باشند، ممکن است شما را ناراحت کنند، ممکن است احساس کنید آنها قصد دخالت در زندگی تان را دارند. صرف‌نظر از اینکه آنها چه می‌کنند، خوب هستند یا نه نباید همسرتان را به دلیل رفتار خانواده‌اش تحت فشار قرار بدهید. او را مجبور نکنید پاسخگوی رفتار خانواده‌اش باشد. این کار غیرضروری است و تنها نتیجه‌اش این است که او سعی می‌کند در این تنش از شما فاصله بگیرد یا احساس حقارت کند.

چه کنیم که دروغ نگوید؟

گاهی عده‌ای از مردها آنقدر دروغ می‌گویند و پنهان‌کاری‌‌ می‌کنند که نه تنها شناخت‌شان بلکه پیش‌بینی و کنترل آنها نیز بسیار مشکل می‌شود؛ برای مواجهه با این مورد، اول باید سعی کنید ریشه  دروغ‌ها و پنهان‌کاری‌های او را بشناسید. گاهی افراد برای اینکه خود را مطابق میل اطرافیان نشان دهند دروغ می‌گویند. دلیل ترس از تنبیه و اجتناب از آن است. البته دروغگویی می‌تواند از علائم بعضی اختلالات روانشناختی نیز باشد. بعد توجه کنید که آیا این رفتار در موقعیت‌های دیگر و در ارتباط با افراد دیگر هم اتفاق می افتد؟ آیا این رفتار از ابتدای آشنایی همسران بوده یا مدتی بعد شکل گرفته است؟

از آنجا که مهم‌ترین دلیل دروغگویی احساس ناامنی و پذیرفته نشدن از سوی اطرافیان است، با ایجاد یک فضای امن به دور از سرزنش و توبیخ در رابطه‌تان می‌توانید به تدریج این مشکل را برطرف کنید. ضمن اینکه درباره پیامدهای پنهان‌کاری و دروغگویی مانند از بین رفتن اعتماد میان طرفین و به وجود آمدن فاصله عاطفی و کاهش علاقه با همسرتان نیز صحبت کنید. در مواردی هم که تلاش‌های‌تان نتیجه‌ای دربر نداشت استفاده از کمک‌های یک مشاور و یادگیری مهارت‌های ارتباطی گزینه مناسبی است.

معجزه هم رنگی!

شاید به نظرتان عجیب باشد که همسرتان به دلیل اینکه او را در علائق شخصی‌اش همراهی نمی‌کنید از شما دلسرد و مایوس شود. چه فکر کرده‌اید؟ او به همین سادگی راهش را از شما جدا می‌کند. او فوتبال دوست دارد؟ عاشق بازی‌های رایانه‌ای است؟ عاشق روزنامه و وب‌گردی است؟ دوست دارد هرشب فیلم ببیند؟ چرا همراهی‌اش نمی‌کنید؟ کار بسیار ساده‌ای است اما برای همسرتان بسیار معنادار است. شماهم که بدتان نمی‌آید او همه چیز را باشما شریک شود در این صورت شما هم وارد تیم او می‌شوید و می‌توانید با هم تصمیم بگیرید چه زمان‌هایی را به این تفریحات اختصاص دهید تا هم لذت ببرید و هم بتوانید گاهی هم او را وارد تفریحات مورد علاقه خود کنید.

با خرج خانه چه کنیم؟

ممکن است دوست داشته‌ باشید که خرج خانه را دردست بگیرید اما شوهرتان موافق این امر نباشد نباید به یکباره با او در بیفتید بلکه باید خیلی منطقی با او صحبت کنید.  با دقت زیاد به كارهای او و حرف‌هایش توجه كنید چون در این صورت متوجه می‌شوید دلایل مخالفت او کجاست . بهتر است با دقتی كه از خود نشان می‌دهید به او این اطمینان را بدهید كه همه چیز در زندگی روزانه شما حساب و كتاب دارد و بدون این حساب و كتاب‌ها خرج نمی‌كنید و خودتان مواظب همه چیز هستید. سعی کنید با او همراه شوید تا زندگی بهتری را برای خود  و همسرتان فراهم كنید. فراموش نكنید  به او یادآوری کنید که شما با كمی اقتصادی فكر كردن می‌توانید هم كمك خرج خانه باشید و هم پس‌انداز خوبی را برای زندگی مشترك‌تان فراهم كنید.

راهی برای کنترل نگاه شوهرتان

مرد چشم‌چران برای هر زنی آزاردهنده است اما توصیه می‌کنیم زود قضاوت نکنید اگر تنها یك‌بار احساس كردید كه همسرتان با نگاهی كه از نظر شما ناپسند است به فرد دیگری چشم دوخته ناراحت نشوید. اگر دچار تردید شدید هر نگاه و رفتار همسرتان را زیر ذره‌بین قرار ندهید و نسبت به او حساس نشوید. باید بدانید این حساسیت‌ها به رفع مشكل كمك نخواهد كرد بلكه باعث اضطراب بیشتر و گاهی بیماری وسواس و بدبینی می‌شود. اگر واقعا یقین پیدا كردید كه همسرتان به شكلی متفاوت به زنان دیگر نگاه می‌كند، زیاده‌روی نكنید و این رفتار او را به دیگر جنبه‌های زندگی‌تان تعمیم ندهید و نگذارید این رفتار همسرتان دیگر حوزه‌های زندگی‌تان را هم به‌خود درگیر كند.

اگر می‌خواهید همسرتان با شما همراه شود و بیشتر برای دوام زندگی مشترك‌تان تلاش كند، انتظارات‌تان را در محدوده شرع و عرف با او در میان بگذارید و اگر بعد از آن رفتارش را انكار كرد، ابتدا این انكار را بپذیرید. حالا شما هم با او هم‌كلام شده‌اید، وقت آن است كه مجددا با كمك او چارچوب جدیدی را برای حدود روابط‌تان تعیین كنید و در مورد‌شان با او به توافق برسید. از او بخواهید در آینده به این تفاهمنامه پایبند باشد تا اگر این اصول مشترك را بار دیگر نادیده گرفت، بتوانید برخورد جدی‌تری را درنظر بگیرید.

منبع : tanzimekhanevadeh

====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ======

بمنظور دسترسی سریع تر به مطالب دلخواه خود، پرشین طب را از طریق لینک زیر در اینستاگرام دنبال کنید:

Instagram

633
منتشر شده در626 روز پیش
رابطه های عاشقانه

بررسی خیانت در رابطه های عاشقانه

پرشین طب – رازهای موفقیت | به گزارش پرشین طب در این روزها اکثر رابطه های عاشقانه و رابطه های عاطفی سرانجام خوبی ندارد ، دلایل زیادی می تواند در این امر دخیل باشد ، می خواهیم در این نوشته به بررسی خیانت در رابطه های عاشقانه بپردازیم ، خیلی از افراد از رابطه های عاشقی ضربه های روحی و جسمی زیادی خورده اند ، به نظر شما چه عاملی باعث ایجاد خیانت در یک رابطه ی دوستانه و عاطفی می شود؟ ما را همراهی کنید.

رابطه عاطفی تمایلی قوی برای رابطه جنسی
‏ رابطه عاطفی شدید با دیگری معمولا خیلی ساده شروع می‌شود. ابتدا همه چیز بر پایه حال و احوال و تبادل نظر است. هر چقدر آشنایی بیشتر می‌شود دریافت اطلاعات نیز شخصی‌تر می‌شود. ماهیت ارتباط ایجاد صمیمیت است. حرف زدن و گفتگو هیچ وقت در محدوده «سلام، حال شما چطوره؟ من هم خوبم.» باقی نمی‌ماند. کنجکاوی باعث می‌شود دو نفر بیشتر و بیشتر با هم معاشرت کنند، صمیمی شوند و وابستگی ایجاد کنند. این رابطه عاطفی می‌تواند به همان اندازه رابطه جنسی وابستگی و علاقه ایجاد کند و ناقض تعهد زناشویی باشد. ‏ صمیمیت زیاد می‌تواند تمایل رابطه جنسی هم ایجاد کند. خیلی طبیعی است که بخواهید با کسی که با او صمیمی شده‌اید، دوستش دارید و دائما در ارتباط عاطفی هستید رابطه جنسی داشته باشید. رابطه عاطفی با دیگری نه همیشه اما می‌تواند دلیلی برای رابطه جنسی، اختلافات زناشویی و جدایی باشد. ‏

ناسپاسی عاطفی یعنی…
خیانت عاطفی هر نوع ناسپاسی و شکستن تعهد در اندیشه و احساس است. با پیشرفت‌های روزانه فناوری‌ها، خیانت معنای گسترده‌ای یافته است. درگیری فکری و عاطفی با یک فرد جدید نیز یک نوع ناسپاسی و نقض تعهد است. صمیمیت و رابطه بسیار نزدیک حتی از طریق گوشی‌های همراه، برقراری هر نوع رابطه صمیمی خارج از رابطه با همسردر حالی که شریک زندگی از آن باخبر نیست همگی انواعی از ناسپاسی است. ‏ مهم‌ترین تفاوت خیانت جنسی با ناسپاسی عاطفی در ارتباط فعال و صمیمی جنسی است. در خیانت جنسی، رابطه دو نفر علاوه بر رابطه عاطفی پایه‌ای جنسی نیز دارد. در حالی که رابطه عاطفی خارج از ازدواج لزوما بر پایه صمیمیت و ارتباط جنسی بنا نمی‌شود. این رابطه می‌تواند در محدوده ارتباط اینترنتی یا تلفنی باقی بماند. خیلی از افرادی که وارد رابطه عاطفی با نفر دوم و یا سومی می‌شوند اصلا این ارتباط را خیانت یا ناسپاسی تعریف نمی‌کنند چون این ارتباط اصولا بر مبنایی غیر از رابطه جنسی بنا شده است. آنها فکر می‌کنند خیانت فقط در دایره رابطه جنسی تعریف می‌شود. ‏ نتیجه بسیاری از این ارتباط‌های عاطفی، توجه عاطفی بیشتر به فرد جدید رابطه است و ایجاد فاصله با شریک زندگی کاملا طبیعی خواهد بود. اگر فردی آنقدر به رابطه عاطفی جدیدش وابستگی پیدا کند به احتمال زیاد تعهدات رابطه زناشویی‌اش را خواهد شکست. ‏

آسیب رابطه عاطفی
داشتن رابطه و دوستی خارج از رابطه زناشویی کاملا طبیعی و سازگار با روحیه انسان‌ها است. اما برقراری یک رابطه عمیق عاطفی با فرد دیگر به احتمال زیاد تهدیدی برای پیوندهای زناشویی است. دوستی‌ها بر مبنای جذابیت‌ها و ظرفیت‌هایی است که ما در دیگران می‌بینیم. دوستی‌های معمول با ظرفیت‌های متناسب تهدید رابطه زناشویی نیستند. اما علاقمندی‌های شدید و افراطی می‌توانند به خیانت منتهی شوند و برای همه افراد درگیر این رابطه، تهدید کننده هستند. شما، همسرتان، فرزندانتان و نفر سوم بیشترین آسیب را از این رابطه بیش از اندازه صمیمی خواهید دید.

‏ چیزهایی که باید بدانید
رابطه عاطفی ابتدا بر اساس یک دوستی ساده شکل می‌گیرد. این رابطه صمیمی پیوندهای رابطه زناشویی را تهدید می‌کند. خیلی‌ها به این رابطه عاطفی فارغ از رابطه جنسی خیانت نمی‌گویند اما آن را خطرناک می‌دانند. مشاورها و مددکاران حوزه روابط زناشویی بدون هیچ تعارفی این نوع روابط را در دسته خیانت‌های زناشویی قرار می‌دهند. یک مددکار خانواده می‌گوید بیش از نیمی از روابط عاطفی خارج از تعهد وارد روابط جنسی می‌شود. ‏ شاید با همه این توضیح‌ها هنوز هم از نظر شما رابطه عاطفی به بدی رابطه جنسی نباشد اما معمولا هر کسی که در چنین موقعیتی قرار می‌گیرد احساسی مثل خیانت، بی‌اخلاقی، بی‌تعهدی و دروغ را تجربه می‌کند. ‏ کسی که وارد یک رابطه عاطفی عمیق تازه می‌شود نه فقط همه احساس و انرژی‌اش را صرف این رابطه می‌کند بلکه حمایت‌های عاطفی و همدلی‌ها را نیز از این ارتباط دریافت می‌کند. ‏ اگر وارد رابطه‌ای شده‌اید که همه انرژی و فکر و احساس‌تان را برایش خرج می‌کنید، رابطه عاطفی با همسرتان کم شده است و هر روز تمایل بیشتری برای نزدیکی به این آدم جدید دارید باید حواستان را جمع کنید. این دوستی احتمالا به زندگی زناشویی‌تان آسیب خواهد زد. ‏

عشق افلاطونی؟
عشق‌های افلاطونی می‌توانند به خیانت تبدیل شوند اگر شما در صمیمیت و دوستی‌تان مرزها و حدود تعیین شده رابطه زناشویی‌تان را نقض کنید، این دوستی‌ها فرصتی برای نزدیک شدن و رابطه عاطفی شدید هستند. ‏ ‏ دوستی‌های افلاطونی با روابط عاطفی یک فرق مهم دارند. در روابط عاطفی معمولا این ارتباط پنهان باقی می‌ماند همچنین تمایل جنسی در آن به وجود می‌‌آید اما در دوستی و صمیمیت‌های افلاطونی اینطور نیست. ‏

برای ناسپاسی چندین نشانه وجود دارد:‏

ـ شما از همسرتان ناامید می‌شوید. ‏ ـ بیش از اندازه به دوست جدیدتان فکر می‌کنید و دائما در حال رویاپردازی با او هستید. ‏ ـ تمایل شما برای رابطه عاطفی و رابطه جنسی با همسرتان کم می‌شود. ‏ ـ میزان رابطه شما و همسرتان هر روز کمتر می‌شود. ‏ ـ وقتی دیگران شما را متهم به خیانت می‌کنند هر کاری می‌کنید تا این دوستی را یک رابطه معمولی نشان بدهید. ‏ ـ تنها بودن و معاشرت با این دوست جدید برایتان مهم‌تر از هرچیز دیگری است. ‏ ـ همه احساسات و فکرها، مشکلات و ناراحتی‌ها، شادی‌ها و رویاهایتان را به دوستتان می‌گویید و همسرتان از هیچ چیز خبر ندارد. ‏ ـ همیشه به دنبال بهانه‌ای برای خریدن هدیه‌هایی ویژه برای دوستتان هستید. ‏ ـ به نظر می‌آید دوستتان بهتر از هر کسی شما را می‌فهمد. ‏ ـ این دوستی یک راز است و آن را از همه به ویژه همسرتان پنهان می‌کنید. ‏

آیا شما ناسپاس هستید؟

اگر به بیش از سه پرسش زیر جواب بله بدهید باید حواستان را بیشتر جمع کنید و جدی‌تر به روابط‌‌تان توجه کنید. ‏ ـ آیا شما در رابطه زناشویی‌تان مشکلات حل نشده و درگیری‌های متعدد دارید؟ ـ آیا احساس می‌کنید از نظر عاطفی از همسرتان دور هستید؟ ـ آیا حرف زدن با شریک زندگی‌تان برایتان مشکل است؟ ـ آیا ترجیح می‌دهید حرف‌هایتان را با دیگران بزنید و یک نفر هست که شما را بهتر درک می‌کند؟ ـ آیا دوست جدید فهیم و مهربان و خوش قلب شما از نظر جنسی خیلی جذاب است و شما به او فکر می‌کنید؟ ـ آیا جمله «ما فقط دو تا دوست معمولی هستیم» عقلانی‌ترین توصیف شما از این رابطه خیلی صمیمی است؟ ـ آیا همسرتان از این دوستی چیزی می‌داند؟ ـ ترجیح می‌دهید روزها وقت‌تان را با همسرتان بگذرانید یا با دوست جدیدتان؟

‏ یک تصمیم مهم؛ نه!‏

رابطه‌هایتان را محدود کنید. این بهترین راه برای مراقبت از رابطه زناشویی‌تان است. البته همه چیز به همین یک توصیه ختم نمی‌شود. به احتمال زیاد دلایل زیادی برای برقراری این رابطه عاطفی جدید وجود داشته است. صرف نظر از وسوسه که همه ما درگیر آن هستیم مشکلات، اختلافات، کج فهمی‌ها، سوءتفاهم‌ها و فقدان یک ارتباط همدلانه افراد را به سوی رابطه‌هایی دیگر می‌کشاند. همه ما دلمان می‌خواهد که وارد یک رابطه شاد، پرهیجان، خاص و پرکشش شویم. اغلب بخاطر ناامیدی از کشتی به گل نشسته زن وشوهری است که سراغ دوستان جدید می‌رویم. اما خب قبل از اینکه جواب وسوسه را در یک ایمیل، پیامک و تماس تلفنی بدهید کمی به رابطه‌تان فکر کنید. مشکل کجاست؟ آیا هیچ راهی برای حل آن وجود دارد؟

منبع : tanzimekhanevadeh

====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ======

بمنظور دسترسی سریع تر به مطالب دلخواه خود، پرشین طب را از طریق لینک زیر در اینستاگرام دنبال کنید:

Instagram

455
منتشر شده در633 روز پیش
علت قهر کردن همسر

همسرم زود قهر می کند چه باید کرد؟

پرشین طب – زناشویی | به گزارش پرشین طب زندگی زناشویی پر از فراز و نشیب می باشد ، ممکن است در بین زوجین همسرانی باشند که زود قهر می کنند ، در برابر همچنین افرادی چه باید کرد ، چه موضعی باید گرفت و چگونه کار را درست کرد ، در این نوشته سعی داریم از این جوانب به موضوع نگاه کنیم تا راه حل جامع و کاربردی برسیم ، در صورتی که شما هم می خواهید این موضوع را بدانید ما را همراهی کنید.

برای این‌که قهرهای کوچک مابه کینه‌های عمیق و طولانی تبدیل نشود، باید مهارت آشتی کردن را مانند دیگر مهارت‌های زندگی بیاموزیم. اما ابتدا بدانیم قهر چیست و چرا ما در زندگی خود به این رفتار متوسل می‌شویم؟

قهر رفتاری است که ریشه در هیجان منفی توام با خشم و عصبانیت دارد و بسته به شدت و ضعف آن از چند ساعت تا سالیان سال ممکن است طول بکشد. قهر وضعی است که در آن فرد ارتباط عادی خود را با شخص یا افرادی خاص قطع می‌کند‌ یا کاهش می‌دهد که معمولا نیز هنگام برآورده نشدن توقعات و انتظارات به‌وجود می‌آید و هر چه این توقعات بیشتر باشد، میزان حساسیت و زودرنجی هم بیشتر شده و در نتیجه احتمال قهر هم افزایش می‌یابد.

خوب و بد قهر کردن

این رفتار می‌تواند مثبت و منفی باشد، مثبت است اگر جانشین انتخاب‌های عجولانه و غیرمنطقی شود‌ یا عاملی برای تادیب و مانع تسلیم شدن در برابر اوامر زورگویانه دیگری باشد؛ اما منفی و آسیب‌زاست اگر از روی انتقام، لجبازی و عدم گذشت و بخشش اتفاق بیفتد. قهر کردن معمولا با لجبازی تکمیل می‌شود و در اغلب موارد هدف از لجبازی این است که فردی که قهر کرده قصد دارد با این عمل خود، پیامی را به دیگری انتقال دهد که او را به اهدافش برساند؛ چنانچه اوضاع بر وفق مراد و انتظارات پیش نرود، لجبازی ادامه می‌یابد‌ و بیشتر می‌شود. برخی افراد وقتی با کسی قهرمی کنند، تمام رفتار و حرکات منفی وی را با بزرگ نمایی کردن بد جلوه می‌دهند و به موضوع بحث دامن می‌زنند که نتیجه این رفتارهای ناپخته و کودکانه باعث بروز قهرهای طولانی مدت می‌شود.

قهر برای هر دو طرف سخت، تلخ، بسیار استرس‌زا و ‌مایوس‌کننده است حتی اگر شخص با وارونه کردن احساسات خود قصد خوب و عادی جلوه دادن شرایط را داشته باشد، نباید فریب او را خورد، بی‌تردید او در شرایط خوبی قرار ندارد و انرژی روانی زیادی را از دست می‌دهد، پس دوست دارد سریع‌تر از فضای قهر بیرون بیاید، اما چون راه دیگری بلد نیست، مجبور می‌شود با فریب موقت خویش، در آن موقعیت باقی بماند. ادامه قهر و لجبازی آزاردهنده است، به‌گونه‌ای که گاه به آسیب‌های متعددی در زندگی فرد منجر می‌شود که بزرگ‌ترین آن از هم پاشیده شدن بنیان خانواده است، قهر همسران موجب ایجاد فاصله عاطفی بین آنها شده و به مرور زمان با طولانی شدن آن دلسردی بین آنها را افزایش می‌دهد، حتی فضای عشق‌ورزی را به فضای همزیستی تبدیل می‌کند تا جایی که به جای مراوده‌های عاطفی و روانی، زوجین فقط خود را متعهد به انجام وظایف روزمره می‌دانند.

چه کسانی بیشتر قهر می‌کنند؟

قهر و لجبازی، دو رفتار مختلف است که در یک خصوصیات اخلاقی واحدی ریشه دارد، این دو، محصول خشم افراد درونگرا، کم جرات، ضعیف، کم‌رو و خجالتی، کم حرف، تودار و مرموز، پرتوقع و ناتوان در ابراز احساسات و عواطف است. البته قهر به‌عنوان سلاحی برای بیان اعتراض و دلخوری می‌تواند از سوی هر کسی اتفاق بیفتد، اما از جانب کسانی که دارای ویژگی‌های گفته شده هستند، بیشتر سر می‌زند، زیرا این افراد معمولا اهل احتیاط بوده و نمی‌توانند هیجانات خود را کنترل و بیان کنند، ترس و نگرانی‌های مخفی بسیاری دارند، توان ابراز وجود ندارند و نمی‌توانند قاطعانه خواسته هایشان را بیان کرده و از نظر، ایده و عقیده خود دفاع کنند، اینها رفتاری خشونت آمیز، آشکار و قابل استنادی انجام نمی‌دهند که کسی بتواند محکوم و متهم‌شان کند، به همین دلایل قهر را انتخاب می‌کنند تا بی‌سرو صدا و بدون پرداخت هزینه‌ای طرف مقابل‌شان را به ستوه آورند.

زن‌ها بیشتر قهر می‌کنند یا مردها؟

نمی‌توان دقیق گفت مردها بیشتر قهر می‌کنند یا زنان، ولی بین زنان و مردان در علت توسل به این رفتار تفاوت وجود دارد. قهر واکنش تنبیهی برای نشان دادن نارضایتی است که زنان از قهر برای نمایش نارضایتی خود استفاده می‌کنند. زنان مشتاق نشان دادن عواطف و احساسات‌شان به محیط اطراف هستند، بنابراین با تصمیم به قهر سریعا می‌خواهند ثابت کنند که از مساله‌ای ناراحت هستند، در واقع یک زن با هدف جلب توجه طرف مقابل قهر می‌کند؛ از سوی دیگر زن برای بیان احساسات و عواطف خود از کلمات استفاده کرده و تصور می‌کند‌ بدترین جریمه برای دیگران، محروم کردن آنها از حرف زدن است، اما این هرگز به معنی قطع کل رابطه نیست و آشتی کردن حتمی است، اما مردان از قانون همه یا هیچ استفاده می‌کنند یک رابطه یا از نظرشان کلا مختومه است یا ادامه دار، هیچ نقطه میانی در یک رابطه برای خودشان قائل نیستند و چون نسبت به زنان در ارتباط کلامی ضعف دارند، به همین دلیل نمی‌توانند از قهر به‌عنوان ابراز ناراحتی استفاده کنند، چون مانند آنها از گفت‌وگو نکردن ناراحت و اذیت نمی‌شوند، شاید به همین دلیل است که برخی از مردان اگر قهر کنند و در دور باطل لجبازی گرفتار شوند، دیگر کمتر حاضر به آشتی می‌شوند، حتی اگر به ضررشان‌ تمام شود.

دلایل قهر کردن

افرادی که زیاد قهر می‌کنند،عموما انتقاد ناپذیر و زودرنج هستند و اعتماد به نفس کمی دارند و از عزت نفس بالایی برخوردار نیستند. آنها هنگام رویارویی با مشکلات یا اختلاف عقیده با دیگران، احساس ترس و حقارت می‌کنند و به ناچار برای دفاع از خود و اجتناب از استرس و اضطراب، راهی جز قهر نمی‌یابند، در حقیقت فرد با قهر و محل نگذاشتن به دیگری به نوعی از مساله فرار می‌کند که این خود نشانه ترس و ضعف شخصیتی فرد است.

ناتوانی در بیان مشکلات

دو بردار، بر سر این مساله که چرا در مهمانی بزرگ خانوادگی، برادر کوچک‌تر حفظ رعایت ادب و حرمت او را نکرده و بدون خداحافظی از برادر بزرگ‌تر مجلس را ترک کرده از هم دلخور شده اند و حالا بیش از پنج سال است که با هم حرف نمی‌زنند! برادر بزرگ‌تر می‌گوید: از این رفتار برادرم خجالت زده شدم و از اقوام همسرم حرف‌هایی ‌شنیدم که بیا و ببین! اما برادر کوچک‌تر توضیح می‌دهد که من به خاطر تلفن‌های مکرر همسرم عجله داشتم و با اکتفا کردن به یک خداحافظی همگانی، مجبور به ترک مهمانی شدم، حالا برادرم با مقصر دانستن من می‌خواهد رفتارهای بد خانواده همسرش را توجیه کند. بسیاری از ما نه‌تنها قدرت رویارویی برای بیان مشکلات را نداریم، بلکه مهارت لازم برای بیان ناراحتی‌هایمان را هم نداریم، این یعنی خیلی از ما نمی‌خواهیم، نمی‌توانیم ‌یا یاد نگرفته‌ایم وقتی با کسی به مشکلی برمی‌خوریم، بنشینیم و به شیوه‌ای کاملا صریح و رودررو، بدون هیچ قضاوت منفی و غیرمنصفانه، ناراحتی و احساساتمان را ابراز کنیم و علت را توضیح بدهیم‌ یا با دل و جان به حرف‌های طرف مقابلمان گوش بسپاریم و دقیقا به همین دلیل به مسائلی پیله می‌کنیم که شاید هیچ ربطی به اصل قضیه و مشکل فعلی‌مان ندارد. اگر این دو برادر به جای انتخاب موضع خصمانه و تدافعی، آن‌قدر شجاعت و توانایی داشتند که بدون قهر و شکایت‌های ناموجه، مثل دو انسان بالغ رودرروی هم می‌نشستند و درباره علت دلخوری‌شان با هم صحبت می‌کردند، بی‌تردید هرگز روابطشان سرد نمی‌شد، کینه یکدیگر را به دل نمی‌گرفتند و آن را به خشم و تنفر چند ساله تبدیل نمی‌کردند.

نبود شناخت از یکدیگر

زن به بهانه این که همسرش به او توجهی ندارد و هر وقت به خانه می‌رسد فقط به فکر استراحت و تماشای برنامه دلخواه تلویزیونی‌اش است، با شوهرش بگومگو می‌کند و ترجیح می‌دهد قهر کند تا شاید همسرش رفتار اشتباه خود را اصلاح کند. در این مثال هدف زن نزدیک شدن به همسر و در کانون توجه او قرار گرفتن است، اما قهر کردن، مرد را متوجه چیز دیگری می‌کند (عادت همیشگی‌اش است، دلش از جایی دیگر پر است، امروز غرغرو شده است و…) که دقیقا برعکس نیاز و خواسته قلبی زن است.

بسیاری از ما هدف‌هایمان را گم کرده‌ایم و از همدیگر شناختی نداریم، خودمحوریم و کلام و رفتارمان را بدون توجه به خواسته‌ها، نیازها و انتظارات طرف مقابل مطرح می‌کنیم و نمی‌دانیم دقیقا از یکدیگر چه می‌خواهیم، طرف مقابلمان چطور فکر می‌کند و دوست دارد ما چگونه با او رفتار کنیم. در نتیجه تفاوت نگاه و نگرش نه‌تنها مشکل‌ساز می‌شود، بلکه با احساس ناامیدی و یاس نیز همراه می‌شود. اگر به این مطلب آگاه شویم قطعا بسیاری از زمینه‌های اختلافات و سوءتفاهم‌ها و در نتیجه قهرهای کوتاه‌مدت و گاه بلندمدت از زندگی‌هایمان حذف خواهد شد.

در این مثال اگر زن به اندازه کافی شوهرش را بشناسد و بداند که مرد با نگاه کردن به تلویزیون و گوش کردن به اخبار، آرام آرام در فضای منزل قرار می‌گیرد و بعد از تجدید قوا، قطعا به او توجه خواهد کرد، هیچ‌گاه برای جلب توجه و محبت همسرش متوسل به قهر نمی‌شود.

خودخواهی و خودبینی

کار همیشگی‌اش است، او هیچ وقت رفتارش را ترک نمی‌کند، من برای چه خودم را کوچک کنم و مدام منت او را بکشم، اگر پذیرای رفتار غلط او باشم نه‌تنها غرورم را شکسته‌ام بلکه نشان داده‌ام که حق با اوست و من مقصرم… گاهی قهرهای کوچک به قهرهای بزرگ و طولانی تبدیل می‌شود، فقط به این دلیل که هیچ‌یک از دو طرف حاضر نیستند‌ یا جرات نمی‌کنند ‌ برای فیصله دادن به مساله پا پیش بگذارند و عذرخواهی‌ یا حتی دست‌کم سر صحبت را با فرد مقابل باز کنند، چون تصور می‌کنند شخصیت‌شان زیر سوال می‌رود‌ یا این‌که تاب‌ تندی را ندارند و نمی‌خواهند حرف‌های از سر دلخوری دیگری را که شاید بحق هم باشد بشنوند، پس فرار را بر قرار ترجیح داده و قهر می‌کنند.

فرار از مسئولیت و تعهد

طوری حرف می‌زند و شرایط را جوری پیش می‌برد که کارمان به بحث و دعوا بکشد و بعد از آن قهر کردن؛ چون می‌داند از این طریق می‌تواند چند روزی از دست من خلاص شود و از انجام کارهایش طفره برود…

برای گروهی، قهرکردن راهی برای فرار از زیر بار مسئولیت است. قهر کردن معمولا برای افراد مسئولیت‌ناپذیر و بی‌تعهد، نوعی جایزه محسوب می‌شود، چون توانسته‌اند با توسل به این روش نه تنها خود را از انجام وظایف محوله رها کنند، بلکه دیگران را نیزدرمانده از نیازهایی‌کنند که برآورده شدن آنها منوط به انجام کارهایی از جانب آنان است. البته این افراد نیز چون سایرین از قهر کردن لذت نمی‌برند اما برای حل مشکلات‌شان مجبورند از آن استفاده کنند. آنها با قهر احساس امنیت و آرامش بیشتری می‌کنند، چون برای مدتی هم که شده، مجبور نیستند پاسخگوی بی‌مسئولیتی هایشان باشند اگر چه همین رفتار نیز از ضعف و ناتوانی آنها نشأت می‌گیرد.

عادت به باجگیری

«اگر چند روزی محلش ندهم، به خودش می‌آید و به خواسته من رضایت می‌دهد»، «با هر زبانی بگویم قبول نمی‌کند اما فقط کافی است چند روزی سگرمه‌هایم را درهم کنم، دیگر همه چیز بر وفق مرادم می‌شود»، «مادرم هم هر وقت نمی‌توانست پدرم را متقاعد به انجام کاری کند، چند روزی قهر می‌کرد و بعد پدرم گوش به فرمانش می‌شد» و…

بسیاری از افراد با توسل آگاهانه به قهر سعی می‌کنند به اهداف کوچک و بزرگ‌شان دست یابند. معمولا این افراد در کودکی یاد گرفته‌اند که اگر بهانه‌گیری کنند‌ یا روی نقطه ضعف دیگران انگشت بگذارند، خیلی سریع و راحت‌تر می‌توانند با مستاصل کردن دیگران، رضایت آنان را برای رسیدن به اهدافشان جلب کنند، گرچه قهر کردن گاهی نیز مولود شرایط خاص زندگی فرد است. زندگی با افراد مستبد و زورگو و سرکوب نیازها و امیال طبیعی ممکن است باعث پرورش رفتارهایی چون قهر و لجبازی در فرد شود. بنابراین «باج‌گیری عاطفی» از دیگران، خواه ارثیه فرد از والدینش باشد، خواه الگوبرداری از روی رفتار دیگران، از دوران کودکی در شخصیت فرد نهادینه و باعث می‌شود فرد در بزرگسالی هم، هر جا که به مشکلی برخورد، با توسل به ترفند قهر کردن، کارش را پیش ببرد.

قهرهای زن و شوهر

«همسرم با کوچک‌ترین حرف یا رفتاری که مطابق میلش نباشد، بسرعت ناراحت می‌شود و قهر می‌کند، اگر خودش هم مقصر باشد، هرگز حاضر نمی‌شود کوتاه بیاید و اشتباهش را بپذیرد و عذرخواهی کند، همیشه من باید کوتاه بیایم و برای آشتی پیشقدم شوم و گرنه ممکن است مدت‌ها با هم قهر باشیم. الان هم که قهریم، هر دو دلمان می‌خواهد آشتی کنیم، او منتظر من است که منتش را بکشم من هم با آن‌که خیلی دلتنگش هستم و دوست دارم با او حرف بزنم، اما حاضر نیستم غرورم را بشکنم…»

شاید شما هم جزو آن دسته از افرادی باشید که با همسرتان برسر هر مساله کوچکی قهر می‌کنید و گاهی تا چند روز رابطه‌تان شکرآب است و جز سکوت، اخم کردن، نگاه‌های غضبناک و گاهی نیزغرولندهای زیرلب هیچ چیز دیگری بین شما وجود ندارد.

قهر در بین بیشتر همسران اتفاق می‌افتد اما در بیان برخی بسیار بیشتر و جدی‌تر است و به‌صورت یک عادت غلط رفتاری برای مواجهه با مشکلات ترجیح داده می‌شود. قهر همسران رفتاری است که غالبا به‌عنوان حربه‌ای برای دفاع از خود یا آزار دیگری به‌کار گرفته می‌شود، فقط به این امید که شاید منجر به تغییراتی شود، در حالی که قهر یکی از مهلک‌ترین آسیب‌های رابطه زن و شوهری محسوب می‌شود و لازم است از این سم مهلک دوری کرد. کسانی که همسران قهرقهرو دارند، حتما به یقین متوجه شده‌اند که قهر تا چه اندازه موجب عذاب و فرسودگی اعصاب و خانمانسوز است. معمولا این افراد ترجیح می‌دهند مورد ضرب و شتم، فحش و دشنام همسرشان قرار بگیرند، اما هرگز با قهر او مواجه نشوند. گرچه قهر کردن با همسر اصلا شایسته یک فرد عاقل و بالغ نیست، اما گاهی قهر کردن به معنای «سرسنگین بودن» خالی از لطف هم نیست؛ در برخی شرایط البته نه همیشه و نه برای مدت زمان طولانی؛ در مواردی که خطای همسر کاملا عمدی است و به دفعات بسیار تکرار می‌شود و راه‌حل‌های ساده احتمالی موثر نمی‌افتد، متوسل شدن به قهر به‌عنوان راهی یا نشانه‌ای برای آگاه کردن همسر از رفتار اشتباهش تا حدی مجاز است. گاهی هم درست و منطقی است با همسرمان قهر کنیم تا مقابل خواسته‌های اشتباه و غلط او تسلیم نشویم.

هنگام قهر، برخی از همسران به تقلید از رفتار دیگری درصدد تلافی برمی‌آیند و به قهر ادامه می‌دهند، در حالی که در محیط خانواده که محل آرامش و محبت است، پاسخ قهر با قهر کار شایسته‌ای نیست. هر یک از زوجین نقطه‌ضعف‌هایی دارد که دیگری آن را تحمل می‌کند، پس هیچ اشکالی ندارد که همسران برای جلب نظر یکدیگر منت‌کشی کنند و برای آشتی پیشقدم شوند.

مردان می‌توانند با محبت به همسرشان او را راضی به آشتی کنند، چون زنان براساس روحیات فطری‌شان دوست دارند هنگام ناراحتی و افسردگی، مورد توجه و مهرورزی همسرشان قرار گیرند؛ اما زنان نباید اصرار نابهنگام برای آشتی کنند، چون مردها وقتی دلخور و عصبی‌اند ترجیح می‌دهند مدتی تنها باشند و در لاک خودشان فرو روند؛ در این حالت، اصرار و پافشاری زن آنان را آزرده‌تر خواهد کرد، لذا در برخورد با قهر شوهر، بهترین رفتار این است که اگر زن خود را مقصر می‌داند، عذرخواهی کند و اگر مقصر نیست، خیلی کوتاه و مختصر ابراز ناراحتی و تاسف کند و اصرار به آشتی را به جای حرف زدن، در رفتارش نشان دهد، مثلا غذای دلخواه همسرش را آماده کند، لباس دلخواه او را بپوشد و… تا بتواند با برطرف کردن رنجیدگی مرد و با ایجاد حس دلسوزی و ترحم در او، آشتی را به خود، فرزندان و همسرش هدیه دهد.

امان از قهرهای فامیلی

نیم‌نگاهی به اطراف خود بیندازید، ارتباطات خانوادگی و دوستانه خود و اطرافیانتان را زیر ذره‌بین بگذارید، هر روز بیش از دیروز فاصله‌ها زیاد و زیادتر می‌شود، کمتر اتفاق می‌افتد افراد فامیل به بهانه تجدید دیدار کنار هم جمع شوند؛ یک جا جمع شدن افراد فامیل منوط به یک مراسم عروسی و عزا شده است که در این مواقع نیز آن‌قدر غرق مسائل حاشیه‌ای می‌شویم که اصل کار یعنی دیدار یکدیگر فراموش شده و حتی به بروز پاره‌ای از مشکلات نیز منجر می‌شود. در این شرایط به‌خاطر سوءتفاهمات پیش آمده، ارتباط فامیلی قطع شده و کینه‌های شتری مهمان قلب‌ها می‌شود و افراد ‌ سال‌ها از دیدار هم محروم می‌مانند. این گونه می‌شود که گاه می‌بینیم خواهر و برادر، مادر و فرزند، عروس و مادرشوهر، داماد و مادرزن سال‌ها با هم قهر و از حال هم بی‌خبرند. حال تصور کنید هر روز و هر ساعت در مجاورت فامیلی قرار می‌گیرید که با او قهر کرده‌اید، یا مطلبی را از او می‌شنوید که باعث مرور احساس خشم و تنفرتان می‌شود، خاطرات بد او را یادآوری می‌کنید و حالتان بد می‌شود. نیروی دافعه‌ای که تحملش می‌کنید مدام به شما آسیب می‌زند و کینه دیرین مانده به دلتان را سنگین‌تر می‌کند، کینه هم چون کیسه پرسنگی است که به دوش گرفته‌اید و اجازه نمی‌دهد براحتی مسیر آشتی و خوشبختی را طی کنید.

از سوی دیگر، قهرهای فامیلی دور و نزدیک وقتی زیاد تکرار شود، به مرور زمان به قطع ارتباطات منجر می‌شود و کسی که مسبب اصلی قهرها بوده از نظر دیگران به‌عنوان فردی زودرنج و آتش‌بیار معرکه شناخته خواهد شد که قهر کردن عادت همیشگی‌اش و دو به هم زنی خصلتش است و ممکن است به همین دلیل هیچ‌کس برای آشتی با او پا پیش نگذارد و عاقبت او تنهایی خواهد بود.

ماهیگیری برخی از آب گل آلود

با محدود شدن روابط اجتماعی دو فامیل، سو استفاده کردن دیگران از مشکل هم دو ‌ چندان می‌شود و برخی با بزرگنمایی مشکل یا حتی یک کلاغ را چهل کلاغ کردن علت اصلی قهر، از آب گل‌آلود ماهی می‌گیرند. بنابراین قهرهای فامیلی را نباید ادامه داد چون در درازمدت، دو طرف را از هم دور می‌کند و به آنها می‌فهماند که می‌توانند بدون ارتباط با هم به زندگی‌شان ادامه دهند و این اصلا خوب نیست. از طرفی چگونه می‌توان با خواهر و برادری که‌ سال‌ها زندگی کرده‌ایم و همیشه در شادی و غم هم شریک بوده‌ایم، قطع مراوده کرد و بی‌خبر از احوالشان شد و راحت زندگی کرد، ممکن است زمانی به خود آییم که دیر شده باشد و روزگار فرصت آشتی کردن را از ما بگیرد و برای همیشه حسرت با هم بودن تا آخر عمر بر دلمان بماند و روزی برسد که انگشت حسرت به دهان بگزیم و بگوییم که کاش اندکی زودتر برای آشتی پیشقدم می‌شدیم.

قهرهای والد و فرزندی

گرچه قهر کردن برای حل مسائل دنیای بزرگسالان به هیچ‌وجه کارساز نیست، اما برای تربیت کودکان خردسال می‌تواند مفید باشد. این نسخه تربیتی برای والدینی مناسب است که اعتقادی به تنبیه بدنی و پرخاش کردن با کودکان ندارند، اما به طریقی قصد دارند به کودکشان بفهمانند‌ رفتارش درست نبوده و باعث ناراحتی و تکدر خاطرشان شده است. قهر کردن با کودک زمانی مفید است که:

• پیش از قهر کردن، برای کودکتان دقیقا توضیح دهید که خطایش چیست و به چه علت از دستش ناراحت شده‌اید؛ مثلا بگویید: ‌محمدجان از این که حرف بد زدی، از دستت ناراحت هستم.‌

• به کودک بفهمانید تا چه مدت قصد دارید با او صحبت نکنید؛ مثلا به او بگویید: من برای تنبیه تو قصد دارم، از همین الان تا دو ساعت دیگر با تو صحبت نکنم.

• قهرتان را طولانی نکنید، پس از مدت زمان مقرر شروع به حرف زدن کنید چون اگر بیش از حد بر این رفتارتان سماجت کنید، فرزندتان به این روش شما عادت خواهد کرد و دیگر قهر کردن را واکنش تنبیهی برای رفتار ناپسندش قلمداد نخواهد نکرد.

• ممکن است فرزندتان بعد از شنیدن تصمیم شما، بلافاصله به تکاپو بیفتد و به شما التماس کند که او را ببخشید. گرچه تماشای التماس کودک برای آشتی، برایتان سخت و عذاب‌آور است، اما توصیه می‌کنیم بر احساسات خود غلبه کنید و قهرتان را به هیچ وجه نشکنید تا مهلت قراردادی‌تان به سر آید. اگر فرزندتان بتواند با اصرار و پافشاری خواسته‌اش را به کرسی بنشاند، به مرور زمان درمی‌یابد که می‌تواند هر کاری کند و سپس والدینش را از تصمیم‌شان منصرف سازد. این حالت نه‌تنها برای شما به عنوان پدر یا مادر خوب نیست، بلکه فرزندتان نیز عادت می‌کند ‌ از التماس کردن به‌عنوان ابزاری برای فریب یا تحت‌فشار قراردادنتان استفاده کند.

• اجازه توهین و تحقیر کلامی و غیرکلامی ندارید، فقط گفت‌وگویتان را با او متوقف کنید و هرگز زیر لب غرغر یا مرتبا صفات بدش را گوشزد نکنید. یادتان باشد شما قهر کرده‌اید تا او را متوجه رفتار نامطلوبش کرده و او را اصلاح کنید.

• قهرتان را عمومی نکنید. مثلا هیچ لزومی ندارد مادرتان بفهمد که شما امروز با فرزندتان قهر کرده‌اید، چون با این کار هم قبح قهر بودن‌تان را از بین می‌برید و هم این که او را نزد دیگران تحقیر و کوچک می‌کنید.

از قهر پیشگیری کنیم

وقتی دلایل برای قهر فراهم شد، دیگر قهر نکردن کاری بس مشکل است، اما اگر عوامل و ریشه آن شناسایی شود، پیشگیری از آن سهل و ممکن خواهد بود. حداقل پس از یک سال ارتباط با یک فرد (همسر، فرزند، مادر و پدر، خواهر و برادر،…) شما خواهید دانست که او چه شخصیتی دارد و اگر قهر و لجبازی رفتار غالب اوست، می‌توانید با پیش بینی رفتارها و موقعیت‌هایی که منجر به قهر او می‌شود از افتادن در تله قهر و کم محلی او نجات پیدا کنید.

قهر زمانی اتفاق می‌افتد که فرد از شدت خشم و هیجانات منفی پر می‌شود اما چون نمی‌تواند هیج واکنشی برای تخلیه روانی خود انجام دهد و به اصطلاح کم می‌آورد قهر می‌کند؛ با تقویت ظرفیت و افزایش تجربیات اخلاقی می‌توان کاری کرد که او زود دچار رنجش نشود.

مانع هیجانات منفی شوید

هنگام مشاجره، آن‌که قوی و مسلط است به هر طریق ممکنی عصبانیت و خشونت خود را ابراز و از خود دفاع می‌کند و خیلی سریع از شر احساسات منفی رها می‌شود، اما فرد ضعیف فقط نظاره‌گر است، فریادها را می‌شنود، حرف‌ها و کنایه‌ها را ظاهرا تحمل می‌کند و چون کاری از پیش نمی‌برد به قهر متوسل می‌شود. برای پرهیز از این وضع بهتر است هنگام خشم و مشاجره، روی اعصاب و رفتارمان کنترل داشته باشیم، قلب و روح طرف مقابل مان را از هیجانات منفی پر نکنیم، بگومگوی مان را دو طرفه پیش ببریم تا ضمن دفاع خویش، او هم بتواند حرف بزند و از خودش دفاع کند و هرگز خود را مظلوم و شکست خورده نپندارد که بعد در صدد انتقام و تلافی و در نتیجه قهر برآید.

آشتی کردن سخت نیست

با چند نفر قهر هستید؟ دلتان طاقت دوری آنها را دارد؟ تا به حال شده به این فکر بیفتید که به او زنگی بزنید و صدایش را بشنوید؟ دوست دارید برای آشتی با او پیشقدم شوید اما این غرور لعنتی‌تان اجازه ندهد! خیلی آسان‌تر از آنچه گمان می‌کنید می‌توانید آشتی کنید:

با مشکل روبه‌رو شوید

قهر و لجبازی کردن مانند ریختن زباله زیر فرش خانه است؛ مشکلات با قهر کردن حل نمی‌شود، بلکه برای همیشه به قوت خود باقی می‌ماند و حتی ممکن است چون زباله متعفن شده بویش همه زندگی مان را فرا بگیرد. بپذیرید قهر و ترشرویی با دیگران راهی برای فرار از مشکل است، به جای این که صورت مساله را پاک کنید به‌دنبال راه‌حل باشید. تمرین کنید که هر وقت مشکلی با همسر، پدر و مادر، فرزندان، خویشاوندان، دوستان و همکاران پیدا کردید با مشکل روبه‌رو شوید و درباره آن به طور کاملا قاطع، صریح و روشن، بدون کلی‌گویی و اغراق و در عین حال با ملایمت و بدون خشم، گفت‌وگو کنید تا مساله حل شود.

بهتر است احساستان را درباره رفتار بدی که با شما شده، بدون دلخوری توضیح دهید و بگویید دوست داشتید چگونه با شما رفتار شود و در صورت مواجهه با رفتار مطابق میل‌تان چه نتیجه‌ای در روابط‌تان حاصل می‌شد و البته همین رفتار را در مورد طرف مقابل‌تان نیز اعمال کنید.

علت تقویت رفتار قهر را بیابید

اگر با کسی در ارتباط هستید که مدام قهر می‌کند، بهتر است بررسی کنید تا ببینید چه پاداش‌هایی برای انجام این رفتار دریافت می‌کند، اجابت سریع خواسته، دریافت توجه و محبت کافی، اعمال قدرت و… از جمله عواملی است که منجر به تکرار قهر می‌شود، با حذف پاداش‌هایی که در پاسخ به قهر داده می‌شود، می‌توان بتدریج شعله این عادت منفی را خاموش کرد.

فراموش نکنید علت ناراحتی و رنجش‌تان هر چه بوده، اتفاق افتاده ؛ به تعبیری آبی است که ریخته شده و شما چاره‌ای جز پذیرش آن ندارید. با بخشش دیگری، اول از همه خودتان را از شر انرژی‌های منفی خلاص می‌کنید، دوم آن که با بخشش و گذشت اعتماد به نفس‌تان را بالا می‌برید و با احساس مثبت و قوی بودن برای آشتی کردن پیشقدم می‌شوید.

غرور را کنار بگذارید و با این تصور اشتباه که «اگر پا پیش بگذارم، شخصیت‌ام را کوچک کردم»، مبارزه کنید؛ به جای آن، به این فکر کنید اگر با فرد مقابل‌تان رابطه داشته باشید چه ساعات خوبی را می‌توانید در کنار یکدیگر سپری کنید. توقعات و انتظارات خود را کم کنید، بر آورده نشدن توقعات و انتظارات یکی از علت‌های اصلی قهرهاست، سعی کنید زیادی آنها را کنترل کنید و به دیگران هم به خاطر رفتارهایشان حق بدهید و با درک متقابل از علت رفتار آنها برای آشتی کردن پیش بروید.

معذرت‌خواهی فراموش نشود

اگر مقصر هستید بدون چک و چانه زدن اشتباهاتتان را بپذیرید و به هر طریقی که می‌توانید احساس پشیمانی‌تان را ابراز کنید و برای جبران آن‌قدم بردارید. معذرت‌خواهی کردن، هدیه گرفتن، دعوت به یک رستوران و… باعث رفع ناراحتی‌ها می‌شود. فراموش نکنید خیلی از قهر‌های کوچک به کینه‌های بزرگ و حتی نفرت دو نفر بویژه همسران از یکدیگر می‌انجامد. به‌گونه‌ای که آنها به مرور و با قهرهای طولانی مدت از غذا خوردن کنار هم، خرید رفتن، سفر کردن و حتی همبستر شدن با یکدیگر گریزان می‌شوند و بتدریج حتی به جدایی تن می‌دهند. قهر کردن رفتاری ناصحیح در رابطه زناشویی است، قهر نکنید و اگربه هردلیلی به این رفتار متوسل شدید مهارت آشتی کردن را بیاموزید.
منبع : tanzimekhanevadeh

====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ======

بمنظور دسترسی سریع تر به مطالب دلخواه خود، پرشین طب را از طریق لینک زیر در اینستاگرام دنبال کنید:

Instagram

537
منتشر شده در638 روز پیش
عاشق شدن مردان

راز و رمز عاشق شدن مردان را بدانید

پرشین طب – زناشویی | به گزارش پرشین طب شاید تا به حال تصور کرده باشید که فقط خانم ها پیچیده هستند و دارای رمز و راز هستند ، اما باید به صراحت به شما بگوییم مردان هم دارای قلق های خاص خود هستند ، دانستن و به کارگیری راهکاری راز و رمز عاشق شدن مردان می تواند شما را در درک بهتر همسر موفق کند و همچنین به راحتی می توانید قلب همسر خود را تسخیر کنید ، در صورت تمایل ما را در این نوشته همراهی کیند.

همه آدم‌ها، چه کسانی که تازه تصمیم به ازدواج گرفته‌اند و چه زوج‌هایی که ۲۰-۱۰ سال از زندگی مشترک‌شان می‌گذرد، همه نیازمند آموزش مهارت‌های زندگی هستند و متاسفانه اطلاع‌رسانی در این زمینه در کشور ما بسیار کم و محدود است؛ بیشتر خانواده‌ها عقیده دارند که فرزندشان باید شنا، زبان، خطاطی و نقاشی یاد بگیرد اما هیچ‌کس به این فکر نمی‌کند که «زندگی کردن» را به فرزندش آموزش دهد! علی اسدی، روان‌شناس بالینی و معاون دفتر سلامت روانی- اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت نوشت: تازه ازدواج کرده‌اید یا چند سال از زندگی مشترک‌تان می‌گذرد و هنوز رگ خواب شوهرتان دستتان نیامده است؟! نمی‌دانید چطور خواسته‌تان را به همسرتان بگویید که به او بر نخورد و غرور مردانه‌اش جریحه‌دار نشود؟! خسته‌اید از بس حسرت رابطه خوب دوستتان با همسرش را خورده‌اید؟

نیازها یکی‌ است؛ زبان آدم‌ها متفاوت است

اصلی به عنوان «اصل تفاوت‌های فردی» در روانشناسی وجود دارد که بر این اساس، نیازهای انسان‌ها تفاوت چندانی با هم ندارد بلکه آدم‌ها به خاطر تفاوت در فرهنگ‌های متفاوت، به شیوه‌های مختلفی رشد می‌کنند و مثل هم نیستند، بنابراین نیازهایشان به شیوه‌های مختلفی بیان می‌شود و تفاوت آنچنانی با هم ندارد. در واقع همه آدم‌ها نیازهای زیستی، روانی- اجتماعی و عاطفی دارند اما به‌دلیل سبک متفاوت زندگی‌شان، نحوه بیان نیازهایشان هم با هم متفاوت است. وقتی آدم‌ها با خصوصیات و هیجان‌های دیگران، با شیوه و سبک زندگی که در آن بزرگ شده‌اند، آشنا نباشند، در روابط بین‌فردی خود دچار مشکل می‌شوند و این اتفاق به‌صورت پررنگ‌تری در روابط بین زن و شوهرها خود را نشان می‌دهد. برای جلوگیری از این مشکلات، باید چند نکته را به خاطر بسپاریم: در بحث‌های مختلف زندگی، مهارتی به عنوان حل مساله وجود دارد و اولین اصل حل مساله این است که بپذیریم «من و همسرم دو آدم متفاوت هستیم و دلیلی ندارد مثل هم باشیم» و این تفاوت ناشی از سبک‌های زندگی و شیوه‌های متفاوت تربیتی است.

شما زنانه می‌بینید و او مردانه!

دومین اصل حل مساله این است که بپذیریم من و همسرم دو جنسیت متفاوت داریم و بسیاری از ویژگی‌های رفتاری افراد، مرتبط با جنس‌شان است، جنس زنانه و جنس مردانه. به همین دلیل نوع نگاه افراد در قالب جنسیت بسیار متفاوت از یکدیگر است و مساله‌ای که برای یک خانم بسیار جذاب است ممکن است برای همسرش جذاب نباشد یا ماجرایی که برای یک آقا جالب است، لزوما مورد پسند همسرش نیست! پس باید دقت کنیم که جنسیت در نوع نگاه، بیان و ابراز احساسات‌مان متفاوت است. اما همه اینها آموختنی است و تمام این رفتارها از بروز عواطف و احساسات، نحوه صحبت کردن، ابراز وجود، درک کردن دیگران و همچنین نحوه مذاکره همه مهارت‌های آموختنی هستند، بنابراین مسائل ژننتیکی نقشی در آنها ندارند و غیرقابل‌حل نیستند.

اصولا مردها به‌دلیل فرهنگ تربیتی که در جامعه ما رایج است، همیشه فکر می‌کنند که باید از جنس زن حمایت کنند و مسئولش باشند به همین دلیل دوست ندارند جمله‌های دستوری و تحکمی از خانم‌ها بشنوند و با همین فرهنگ بزرگ می‌شوند، بنابراین توصیه به خانم‌های عزیز این است که وقتی وسیله جدید یا خودروی تازه‌ای خریده‌اند و می‌خواهند این موضوع را در جمع دوستان یا خانواده‌ها مطرح کنند، نگویند: «دیروز رفتم بازار و یک یخچال جدید خریدم!» چراکه بیان این جمله‌ها با فعل مفرد، باعث واکنش منفی همسرشان می‌شود و آقا تصور می‌کند که خانمش خود را برتر می‌داند و نقش او را در این میان نادیده گرفته! از آنجا که این دو نفر با هم زندگی مشترک دارند، بنابراین بهتر است خانم بگوید: «با هم رفتیم بازار، یک یخچال جدید خریدیم.» وقتی با این نگاه به مسائل بپردازیم و کارهای مشترک‌مان را با «ما» شروع کرده و با فعل «جمع» تمام کنیم، نیاز عاطفی و اجتماعی مردها را درک کرده و پاسخ داده‌ایم.

«دستکاری عاطفی» ممنوع!

این مورد فقط مخصوص آقایان نیست و در مورد خانم‌ها هم صادق است: همه ما ایرانی‌ها به شدت به خانواده‌هایمان وابسته‌ایم و به اعضای خانواده‌مان علاقه‌مندیم. بنابراین وقتی یک خانم از خواهرشوهر، برادرشوهر یا مادرشوهر گله‌مند است، نباید به محض ورود همسرش به منزل بگوید: «امروز مادرت زنگ زد و فلان حرف را به من گفت!» اصولا یکی از عواملی که باعث بروز اختلال در روابط بین‌فردی می‌شود، «گزارش‌دهی» یا همان «راپورت» است. دلیلی ندارد که یک خانم تمام اتفاقاتی که در روز برایش می‌افتد، برای همسرش بازگو کند که «خواهرت فلان گفت و خاله‌ات بهمان!» چراکه شوهرش به خاطر وابستگی عاطفی که به اعضای خانواده‌اش داشته، دچار «دستکاری عاطفی-روانی» می‌شود و در واکنش به این مساله، گارد می‌گیرد و سعی می‌کند از خانواده‌اش، دفاع و حمایت کند. این فرد ممکن است خودش از خانواده‌اش به‌دلیل رفتارهایشان بازخواست کند اما وقتی دیگری از خانواده او انتقاد می‌کند، نمی‌تواند پذیرای حرف‌هایش باشد. به همین دلیل نیاز نیست گزارش‌های این چنینی را در روابط زن و شوهری منتقل کنیم.

غرورش را نشکنید

در مقایسه‌های بین مردها، مسائلی به خصوص مثل جربزه، عرضه داشتن و لیاقت داشتن را نباید دستکاری کرد. فرض کنید خانمی بعد از یک مهمانی، به همسرش می‌گوید: «ما و فلانی، هر دو همزمان ازدواج کردیم؛ اما ببین وضع زندگی آنها چطور است و زندگی ما چطور!» نباید فراموش کنیم که توانمندی، هوش و امکانات آدم‌ها با هم متفاوت است و همین تفاوت‌هاست که باعث ایجاد فاصله‌های اجتماعی، اقتصادی و طبقاتی می‌شود. اگر همیشه قرار باشد یک خانم همسرش را سرزنش کند، این حرف‌ها نه‌تنها کمکی به رشد همسرش نمی‌کند، که اعتماد به‌نفس او را کاهش داده، از توانایی‌هایی که هم که دارد کم می‌کند و به شدت احساس خشم و کینه نسبت به فردی که با او مقایسه شده از خود نشان می‌دهد و این رفتار را در قالب بی‌احترامی، پرخاشگری و… نسبت به کسی که با او مقایسه شده، بروز می‌دهد. در ضمن، وقتی آقایی ببیند که مدام با دیگران مقایسه می‌شود، اول از همه از همسرش منزجر می‌شود چون فکر می‌کند خانم برایش ارزش قائل نیست و داشته‌هایش- مهربانی و… – را نادیده می‌گیرد و فقط امکانات مادی زندگی دیگران را به رخش می‌کشد، سایه‌اش بر روابط عاطفی بین فرد و همسرش می‌افتد: محبتش کم می‌شود، واژه‌های سردی در روابط با همسرش به کار می‌برد و به تدریج شکاف عاطفی بین فرد و همسرش و همچنین بین فرد و کسانی که با آنها مقایسه می‌شود، شکل می‌گیرد. افرادی که این کار را انجام می‌دهند و همسرشان را با دیگران مقایسه می‌کنند، فکر می‌کنند با این کار به غیرت فرد برمی‌خورد و برای رسیدن به هدف دلخواه‌شان تلاش بیشتری می‌کند اما فرد دچار آسیب‌های روانی می‌شود.

راه رسیدن به هدفتان اینجاست!

اصولا خوب است اگر خواسته‌ای از همسرتان دارید و مثلا می‌خواهید داشته‌هایتان را رشد دهید، اول به نقاط قوت، قدرت و مثبت او، چه به لحاظ رابطه عاطفی و چه از نظر موقعیت اجتماعی و خانوادگی اشاره کرده، پررنگشان کنید و در موردش صحبت کنید. مثلا اگر خانمی از همسرش می‌خواهد خودرویشان را به‌روزتر کنند، اول باید بگوید: «تو مرد خیلی مهربان و مسئولیت‌پذیری هستی و همه این‌ها تاثیرات مثبتی در زندگی من دارد.» وقتی این حرف‌ها را واضح و روشن و با آب و تاب به همسرتان بگویید و به جای اینکه: «داداشم‌ اینا یک ماشین جدید خریده‌اند»، انتقادمان را در قالب یک نیاز (نه یک مقایسه) به این ترتیب مطرح کنید: «کاش بتوانی یک وام ۵ میلیون ‌تومانی بگیری، من هم طلاهایم را می‌فروشم تا بتوانیم خودرویمان را عوض کنیم.» به این ترتیب شما از نقاط قوت همسرتان گفته‌اید، انتقاد و به رخ‌کشیدنی در کار نبوده و نیازتان را همراه با راهکار ارائه کرده‌اید. پس مطمئن باشید از دل چنین مکالمه‌ای، حتما یک اتفاق مثبت بیرون خواهد آمد و نه تنشی ایجاد خواهد شد. همچنین رابطه عاطفی- احساسی بهتری با همسرتان خواهید داشت و به خواسته‌تان هم می‌رسید، تنش‌هایتان به حداقل می‌رسد، از کسی هم کینه به دل نمی‌گیرید!

همه باید یاد بگیرند

همه آدم‌ها، چه کسانی که تازه تصمیم به ازدواج گرفته‌اند و چه زوج‌هایی که ۲۰-۱۰ سال از زندگی مشترک‌شان می‌گذرد، همه نیازمند آموزش مهارت‌های زندگی هستند و متاسفانه اطلاع‌رسانی در این زمینه در کشور ما بسیار کم و محدود است؛ بیشتر خانواده‌ها عقیده دارند که فرزندشان باید شنا، زبان، خطاطی و نقاشی یاد بگیرد اما هیچ‌کس به این فکر نمی‌کند که «زندگی کردن» را به فرزندش آموزش دهد! بچه‌ها باید گوش کردن، ارتباط گرفتن، تفکر انتقادی، کنترل خشم و هیجان و… یاد بگیرند و به تازگی در مدارس کارهای کوچکی در این زمینه آغاز شده اما کمرنگ است و باید با سرعت بیشتری فراگیر شود. حتی بهتر است آموختن این مهارت‌ها از مهدکودک‌ها آغاز شود چون ارتباط بین آدم‌ها از دوران کودکی شکل می‌گیرد. بنابراین وجود این همه اشکال در روابط بین زوج‌ها به خاطر عدم آگاهی افراد و نبود ابزار و امکانات آموزشی است. تمام رسانه‌ها از جمله تلویزیون باید در این زمینه تلاش کنند و دولت هرقدر در این زمینه هزینه کند، سود خواهد کرد چراکه میزان آسیب‌های اجتماعی کاهش می‌یابد. علاقمندان می‌توانند به کلاس‌ها و کارگاه‌ها و سمینارها ی مرتبط با این حوزه شرکت کرده، مهارت‌های خود را تقویت کنند و سطح کیفیت روابط فردی و زناشویی خود را ارتقا دهند.

منبع : hidoctor

====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ======

بمنظور دسترسی سریع تر به مطالب دلخواه خود، پرشین طب را از طریق لینک زیر در اینستاگرام دنبال کنید:

Instagram

503
منتشر شده در643 روز پیش
بچه دار شدن

چه زمانی نباید برای بچه دار شدن عجله کرد؟

پرشین طب – رازهای موفقیت | به گزارش پرشین طب سن ازدواج بنا به دلایل زیادی در کشور ما بالا رفته است. از این رو مشکلاتی هم برای خانم ها در بارداری ایجاد می شود. در این نوشته می خواهیم به مشکلاتی بپردازیم که در آن شخص بهتر است برای بارداری و بچه دار شدن عجله نکند. هر چند که پزشکان موافق به تاخیر انداختن بارداری نیستند اما گاهی شرایطی پیش می آید که باید اقدام به بارداری را به زمان های دیگری موکول کرد.

چه زمانی نباید برای بچه دار شدن عجله کرد؟

سن نامناسب

یکی از عوامل مهم در باروری، سن است. بهترین سنین برای بارداری خانم‌ها حوالی ۲۳ سالگی و حداکثر تا ۳۵ سالگی است. اولین بارداری بهتر است حوالی ۲۴-۲۳ سالگی و حداکثر تا ۳۰ سالگی باشد اما بارداری‌های بعدی می‌تواند در ۳۵ یا ۳۶ سالگی هم اتفاق بیفتد. ظرفیت تخمدان با افزایش سن به شدت کاهش می‌یابد و خانم‌های ۴۰-۳۸ساله قدرت باروری کمتری دارند و به همان میزان احتمال سقط و اختلال‌های کروموزومی در جنین آنها بیشتر است. خانمی که در سن پایین ازدواج کرده، بهتر است بارداری را تا رسیدن به ۲۳ سالگی به تاخیر بیندازد و خانم‌هایی که به مرز ۴۰ می‌رسند، بهتر است از باردار شدن صرف‌نظر کنند یا تحت نظر متخصص زنان این کار را انجام دهند.

وزن غیرطبیعی

وضعیت جسمانی و سلامت زنان در بارور شدن و ادامه دادن طبیعی بارداری بسیار مهم است. خانم‌ها باید به تغذیه و وزن خود قبل از بارداری توجه داشته باشند. شاخص توده بدنی خانم‌ها (وزن بر حسب کیلوگرم تقسیم بر مجذور قد بر حسب متر) بهتر است در حد طبیعی (تقریبا بین ۱۸ تا ۲۵) باشد. خانم‌هایی که خیلی لاغر و ضعیف هستند و خانم‌هایی که اضافه‌وزن‌ زیاد دارند، بهتر است تا رسیدن به وزن طبیعی، بارداری را به تاخیر بیندازند.

عدم توافق همسران

شرایط کاری، اقتصادی و زندگی خصوصی زوج‌هایی که قصد فرزند‌دار شدن دارند، باید معقول باشد. اگر خانم از نظر جسمی یا روانی در شرایط نامناسبی باشد، بهتر است باردار نشود. خانم‌ها باید برنامه‌ریزی داشته باشند و زمان‌ها و فرصت‌هایی را برای خود در طول روز در نظر بگیرند تا بتوانند بارداری طبیعی را پشت سر بگذارند و در آینده فرصت کافی برای رسیدگی به فرزندشان داشته باشند. تا زمانی که همسران به تصمیم مشترک برای فرزند‌دار شدن نرسیده‌اند، نباید برای این منظور اقدام کنند. هر دو همسر باید خواهان فرزند باشند. اگر خانمی شرایط مناسبی ندارد یا به این توافق با همسرش نرسیده، بهتر است بارداری را به تاخیر بیندازد.

اختلال اعصاب و روان

اگر یکی از طرفین از نظر اعصاب و روان دچار مشکل است یا روابط بین همسران نوسان زیادی دارد، بهتر است قبل از اقدام به بارداری، این بیماری‌ها درمان و مشکلات فرد حل شوند و زوج در شرایط مناسب، بدون استرس و اضطراب، برای فرزند‌دار شدن اقدام کنند.

بیماری‌های جسمی

قبل از اقدام به بارداری، مخصوصا برای خانم‌هایی که عادت ماهیانه نامنظم دارند یا سنشان بالاست، لازم است آزمایش‌هایی انجام شود و مسائلی مثل ابتلا به برخی عفونت‌ها یا اختلال‌های غده تیروئید و وضعیت تخمدان بررسی و درمان شود. در خانواده‌هایی که سابقه دیابت یا چربی بالا یا اختلال‌هایی مثل سکته‌های زودرس قلبی و مغزی وجود دارد، بهتر است قبل از اقدام به بارداری مشاوره انجام بگیرد. خانمی که مشکلات عروقی داشته و اتفاقی یا در اثر جراحی متوجه این مسئله شده، حتما باید مشاوره قبل از بارداری داشته باشد. اعضای خانواده‌هایی که دچار اختلال‌های ژنتیکی یا بیماری‌های وابسته به جنس هستند نیز حتما به مشاوره ژنتیک نیاز دارند. به طور کلی اگر خانم یا آقا بیماری دارند، باید قبل از اقدام به بچه‌دار شدن در مورد این بیماری با متخصص صحبت کنند و در مورد آثار آن بر بارداری و باروری بپرسند. اگر بیماری آنها بر روند باردار شدن یا در طول بارداری اثر منفی داشته باشد، باید حتما آن را درمان کنند. حتی خانم‌ها و آقایان سیگاری بهتر است قبل از اقدام برای فرزند‌دار شدن سیگار را کنار بگذارند، زیرا حداقل باید ۲ سال بین ۲بارداری فاصله باشد. اگر خانمی دچار سقط مکرر شده هم به مشاوره ژنتیک نیاز دارد و باید حداقل بعد از سقط تا ۳ ماه باردار نشود.

۱۰ بارداری پرخطر

۱٫ خانم‌های بالای ۴۰ سال و زیر ۱۸ سال

۲٫ افرادی که مشکلات زناشویی شدید دارند.

۳٫ همسرانی که هر دو تالاسمی مینور دارند.

۴٫ زنان معتاد، پیش از ترک اعتیاد

۵٫ خانم‌هایی که به دیابت مبتلا هستند و قندخونشان تحت کنترل نیست.

۶٫ خانم‌هایی که واکسن سرخک و سرخجه زده‌اند حداقل تا ۳ ماه بعد از واکسیناسیون نباید باردار شوند.

۷٫ خانم‌های خیلی چاق یا خیلی لاغر

۸٫ خانم‌هایی که برای درمان جوش‏های صورت از داروی «ایزوترتینویین» یا «آکوتان» استفاده کرده‌اند، نباید تا ۳ ماه بعد از قطع مصرف آن باردار شوند.

۹٫ خانم‌های مبتلا به پسوریازیس یا برخی از بدخیمی‏های پوستی که از دارویی مانند «نئوتیگازون» یا «تیگازون» استفاده کرده‌اند، نباید تا ۳-۲ سال پس از قطع مصرف این دارو باردار شوند.

۱۰٫ خانم‌هایی که به هر علتی تحت درمان رادیواکتیو قرار گرفته‌اند، بهتر است تا یک سال از بچه‌دار شدن خودداری کنند.

منبع : seemorgh

====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ======

بمنظور دسترسی سریع تر به مطالب دلخواه خود، پرشین طب را از طریق لینک زیر در اینستاگرام دنبال کنید:

Instagram

558
منتشر شده در652 روز پیش
دلزدگی زناشویی

دلزدگی زناشویی و نشانه های آن

پرشین طب – راز های موفقیت | به گزارش پرشین طب در هر زندگی ممکن است مشکلاتی بوجود آید که باعث دلخوری و دلزدگی شود. دلزدگی زناشویی هم از این قانون پیروی می کند. دلزدگی زناشویی ممکن است به صورت تدریجی در روح و روان انسان ته نشین شود. این موضوع آن قدر موثر است که می تواند بر بدن انسان هم تاثیر گذار باشد. می خواهیم در این نوشته در مورد دلزدگی زناشویی و نشانه های جسمی و روانی آن صحبت کنیم.

نشانه های جسمی دلزدگی زناشویی

بعضی افراد اصلاً دلزدگی را یک نوع احساس خستگی تعریف می‌کنند. غیر از خستگی و کسالت، دلزده‌ها علامت‌هایی مثال بی‌حالی، سردردهای مزمن، دردهای شکمی و بی‌اشتهایی یا پرخوری هم از خودشان نشان می دهند. دلزده‌ها از نظر جسمی هم از پا می افتند.

دلزده‌ها قبل از هر چیز احساس آزردگی می کنند. آن‌ها حس می‌کنند در زندگی مشترک اذیت می‌شوند و تمایلی به حل مشکلات نشان نمی‌دهند و امیدی هم ندارند مشکلاتشان حل شود. گاهی این ناامیدی و اندوه آنان را به وادی افسردگی می کشاند. آنها احساس پوچ و بی معنایی دارند حس می کنند کسی را در زندگی ندارند که از آنها حمایت عاطفی کند.

نشانه‌های روانی دلزدگی زناشویی

دلزده‌ها خودشان را باور ندارند و خودشان را دوست ندارند. درست همین احساسات را نسبت به همسرشان هم دارند. آنها دیگر نه همسرشان را قبول دارند و نه می توانند او را دوست داشته باشند.

توقعات غیرمنطقی و غیرواقع بینانه در این زمینه موثر است. گاهی توقعات ما آن قدر بالا و غیرواقع بینانه است که ازدواج با هر فرد دیگری هم نمی تواند این توقع‌ها را برآورده کند.

وقتی زن و شوهر از فاز هیجانی و عاطفی اول ازدواج بیرون می آیند، هر حادثه کوچکی را بهانه می‌کنند تا به همسرشان یک برچسب منفی برنند، در این مواقع سکوت مردها نشانه بی‌احساسی‌شان تلقی می‌شود و یک بار محبت نکردن زنها، نشانه نامهربانی شان می‌شود.

اگر همسران نیازهای خود را مطرح نکنند یا در رابطه با همدیگر پی به نیازهای یکدیگر نبرند و به راه حل مثبتی برای برآورده کردن نیازهای شان نرسند، خطر دلزدگی دو چندان می شود.

با دلزدگی زناشویی چه کنیم؟

در روزهای اول ازدواج همه چیز تازه و هیجان‌برانگیز است اما وقتی که همه چیز تکراری شد، زن و شوهر کم کم از هم دلزده می شوند. در این مواقع با گذاشتن انرژی برای رابطه می‌توان میل جنسیرا همچنان هیجان برانگیز نگه دارد. سعی کنید همسرتان را غافلگیر کنید، هر چند وقت برنامه دو نفره هیجان برانگیز برای هم بگذارید. به هم ابراز احساسات کنید. اگر مشکلی هم پیش آمد با هم مطرحش کنید یا با مشورت گرفتن از یک مشاور خانواده آن را حل کنید.

منبع : alodoctor

====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ====== ======

بمنظور دسترسی سریع تر به مطالب دلخواه خود، پرشین طب را از طریق لینک زیر در اینستاگرام دنبال کنید:

Instagram

366
منتشر شده در655 روز پیش
صفحه 5 از 11« بعدی...34567...10...قبلی »
تبلیغات
پرشین طب

آخرین ویدئوهای پزشکی