روانشناسی همسران - پرشین طب

فروش فایل فروشگاه شاپ می نو
امار سایت
  • افراد آنلاین : 38
  • ورودی گوگل : 39
  • تعداد کل مطالب : 4466
  • بازدید امروز : 15199
  • بازدید دیروز : 12528
  • بازدید این هفته : 108146
  • بازدید این ماه : 329771
  • بازدید کل : 5194691
در مورد وابستگی عاطفی

در مورد وابستگی عاطفی بیشتر بدانید

پرشین طب – روانشناسی همسران | به گزارش پرشین طب؛ می خواهیم در این نوشته در مورد وابستگی عاطفی صحبت کنیم ، افراد وابسته دارای خصوصیات خاص خود هستند ، رهایی از وابستگی عاطفی چگونه ممکن است؟ در صورتی که می خواهید در مورد این موضوعات بیشتر بدانید به شما عزیزان همیشه همراه توصیه می کنیم تا انتهای نوشته با پرشین طب همراه باشید.

در مورد وابستگی عاطفی بیشتر بدانید

برخی خصوصیات افراد وابسته عبارتند از:  نداشتن احساس ارزشمندی: از نشانه‌های عمده وابستگی، نداشتن احساس ارزشمندی است. در وابستگی، ارزش، لیاقت و شایستگی فرد وابسته را دیگران تعیین و تایید می‌كنند. یعنی فرد در صورت از دست دادن آن عامل یا آن رابطه، و عدم تایید، تحسین و تصدیق از سوی مقابل، احساس ناتوانی، حقارت و عدم ارزشمندی می‌كند. این فرد چون توانمندی‌های خود را نشناخته و آنها را باور ندارد گمان می‌‌كند بدون حضور دیگران نمی‌تواند به خواسته‌های خود برسد.

ترس و ناامنی: از دیگر نشانه‌ها ترس و ناامنی است. در یك رابطه عاطفی حقیقی تنش و ترس وجود ندارد اما یك فرد وابسته همیشه در ترس و وحشت به سر می‌برد كه مبادا منبع عشق‌اش را از دست بدهد. حسادت، كنترل افراطی و محدود کردن آزادی نیز از دیگر نشانه‌های وابستگی هستند كه زندگی را هم برای خود شخص و هم فردی كه منبع وابستگی است سخت و دشوار می‌‌كند.

وابستگی یک رابطه عاطفی را به ناكامی می‌کشاند، زیرا انسان وابسته همواره فرد مقابل را وادار می‌كند به خاطر او، افكار و عقاید و نوع زندگی خودش را عوض كرده و به‌طور كلی طبق نظر او زندگی كند. مسلما چنین فردی هرگز نمی‌تواند عشق خود را همان‌طور كه هست بپذیرد و او را دوست داشته باشد. فرد وابسته به دیگران تکیه كرده و از توانایی فكر و اندیشه خود استفاده نمی‌كند. او بدون فکر در تمامی امور زندگی از دیگران تقلید کرده و از آنها فرمانبرداری می‌کند.

رهایی از وابستگی عاطفی 

در نهایت در زندگی فرد به جایی می‌‌رسد كه احساس می‌‌كند وابستگی تمامی زندگی‌اش را تحت تاثیر قرار داده است و باید برای حفظ عزت نفس خویش اقدامی جهت رهایی از بند وابستگی عاطفی  انجام دهد انجام برخی امور می‌‌تواند یاریگر فرد در این امر باشد:

بیان احساسات منفی و مثبت: حاصل از دست دادن منبع وابستگی یكی از راههای است كه فرد از آن طریق قادر خواهد بود احساسات خود را بشناسد و جهت از بین بردن وابستگی عاطفی اقدام كند یكی از دلایلی كه افراد به دیگران وابسته می‌‌شوند آگاهی نداشتن بر احساسات و هیجانات منفی است كه درونشان در حال شكل گیری است. در مورد وابستگی عاطفی

در مورد وابستگی عاطفی

در مورد وابستگی عاطفی

بالا بردن عزت نفس: آموختن روش‌های تقویت عزت نفس كمك فراوانی جهت رهایی از وابستگی‌‌های عاطفی به افراد می‌‌كند.

فعالیت‌‌های اجتماعی گسترده: همانطور كه گفته شد یكی از علل وابستگی ترس از تنهایی و طرد شدن است زمانی كه فرد احساس كند در اطرافش دوستان و آشنایان زیادی هست كه در مواقع بحران عاطفی در كنارش هستند مسلماَ راحت‌تر می‌‌تواند از بند وابستگی عاطفی رها شود و یا اینكه تمامی سرمایه‌گذاری عاطفی‌اش را بر روی یك شخص واحد نمی‌كند كه بدون وی قادر به زندگی نباشد. در واقع همه سرمایه عاطفی‌اش را یك جا قرار نداده كه با رفتن یك فرد نابود شود و آزادی فرد مقابل‌اش را هم سلب نماید.

آموختن نه گفتن و آموختن مهارت‌‌های جرات‌مندی: آموختن نه گفتن یكی دیگر از راههایی است كه افراد را از وابستگی می‌‌رهاند و به وی جرات می‌‌دهد كه به برخی رابطه‌‌ها و درخواست‌‌ها نه بگوید كه همه این مهارت‌‌ها در سایه افزایش اعتماد به نفس شكل می‌‌گیرد.

مراجعه به روانشناس جهت ریشه‌یابی و حل مشكل‌: و تغییر رفتارو نگرش فرد وابسته، جلسات درمانی به فرد كمك می‌‌كند به ریشه وابستگی‌‌های خود پی برده و آگاهانه در جهت رفع آن بكوشد نباید نادیده گرفت كه رفع وابستگی عاطفی به سادگی امكانپذیر نیست زیرا وابستگی ناكامی، نگرانی و اضطراب به همراه دارد و رها شدن از این احساسات ناخوشایند گاهی به تنهایی امكان‌پذیر نمی‌باشد.

 وابستگی عاطفی امری است غریزی كه از دوران نوزادی همراه هر فردی است و این احساسات از طریق نوازش‌‌های كودكانه، تماس پوستی، عاطفی و رابطه چشمی از والدین به فرزندان منتقل و وابستگی عاطفی را شكل می‌‌دهد.در واقع وابستگی عاطفی تا حدی كه آسیب زا نباشد در زندگی همه افراد لازم و ضروری به نظر می‌‌رسد.

تا زمانی كه رابطه عاطفی امنیت را برای اعضای خانواده و یا دوستان و… فراهم و در عین حال به شخص مقابل صدمه وارد نكند بسیار مطلوب است اما وابستگی عاطفی زمانی نامطلوب و خطرناك است كه روی عملكرد افراد تاثیر منفی گذاشته و استقلال و و خلاقیت وی را سلب كند و طرف مقابل را در تنگنا قرار دهد.

در واقع وابستگی عاطفی با احساس خشم، تردید نسبت به خود، ترس از طرد شدن، ترس از تنهایی، حس عدم امنیت، شرم و حقارت همراه است. كسی كه از وابستگی عاطفی رنج می‌‌برد فقط برای دیگران زندگی می‌‌كند، خودش را نادیده می‌‌گیرد و هر كاری می‌‌كند كه مورد پسند فرد دیگر باشد.

وابستگی نشان دهنده، عدم عزت نفس است و منجر به پایین آوردن ارزش خود، ترس از تنهایی و نادیده گرفتن نیازهای خود می‌‌شود. وابستگی نوعی نیاز عاطفی و روانی به فرد دیگری است که بدون وجود او فرد وابسته، در زندگی‌اش دچار مشکل می‌شود.در واقع فرد وابسته از آن جهت به دیگران وابسته می‌شود که گمان می‌کند بدون حضور دیگری نمی‌تواند تعادل روانی داشته باشد، وابستگی تمام زندگی فرد را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و مانع هویت یابی‌اش می‌‌شود.

به طریقی كه تمامی زندگی فرد منوط به حضور شخص دیگر بوده و از دست دادن اش سبب برهم خوردن تعادل روانی شده و تمامی كارهای روزانه وی را دچار اختلال می‌‌كند از دست دادن منبع وابستگی به منزله فروپاشی درونی شخص وابسته است و در نهایت منجر به افسردگی، انزوا و كناره‌گیری شخص می‌‌شود. یكی از اختلا‌ل‌هایی كه وابستگی ایجاد می‌‌كند این است كه تصمیم‌گیری‌های روزمره فرد را دچار اشكال می‌‌كند و وی مدام به دنبال این است كه تصمیماتش مورد تایید قرار گیرد و كسی باشد كه به وی اطمینان خاطر دهد كارش درست است.

منبع : zendegionline

28
منتشر شده در2 روز پیش
از فواید رابطه جنسی

آیا از فواید رابطه جنسی چیزی می دانید؟

پرشین طب – دانستنی های جنسی | به گزارش پرشین طب؛ قصد داریم در این نوشته درباره فواید رابطه جنسی مطالبی را برای شما آماده کنیم. آیا از فواید رابطه جنسی چیزی می دانید؟ در این نوشته در مورد ویژگی های مثبت رابطه جنسی بیشتر خواهیم گفت ، شاید بعد از خواندن این مطلب دقیقا پی به فواید رابطه جنسی ببرید. با ما همراه باشید.

آیا از فواید رابطه جنسی چیزی می دانید؟

* فعال نگهداشتن سیستم ایمنی بدن
بنابر گفته متخصان سلامت جنسی، افرادی که روابط جنسی فعال و در عین حال سالمی دارند، کمتر از دیگران بیمار می شوند.

در حقیقت در بدن این افراد پادتنی که بدن را در برابر میکروب ها، ویروس ها و دیگر مهاجمان حفظ می کند، در سطح بسیار بالایی وجود دارد.

البته برای سلامت سیستم ایمنی بدن در کنار رابطه جنسی، باید مواردی چون مصرف غذای مناسب، ورزش، خواب کافی، زدن واکسن های لازم و استفاده از کاندوم را نیز مورد توجه قرار داد.

* افزایش میل جنسی
اگر می خواهید زندگی جنسی تان دوام بیشتری داشته باشد، خود را از رابطه جنسی محروم نکنید.

بنابر نظر کارشناسان سلامت، داشتن رابطه جنسی شهوت و میل جنسی را افزایش می دهد.

همچنین رابطه جنسی در خانم ها موجب مرطوب ماندن، جریان بهتر خون و انعطاف پذیری واژن شده و این موضوع باعث لذت بخش‌تر شدن رابطه و میل جنسی بیشتر در آنها می شود.

* بهبود کنترل مثانه
سلامت کف یا دیافراگم لگن برای پیشگیری از بی اختیاری ادراری، معضلی که ۳۰ درصد زنان در زمانی از زندگی شان به آن مبتلا می شوند، بسیار مهم است.

داشتن رابطه جنسی خوب، ورزشی برای ماهیچه های دیافراگم لگن محسوب می شود.

وقتی زنان هنگام رابطه، به ارگاسم می رسند، این ماهیچه ها منقبض شده و به مرور تقویت می شوند.

فواید رابطه جنسی

از فواید رابطه جنسی

* پایین آوردن فشار خون
تحقیقات نشان داده است که بین رابطه جنسی و فشار خون پایین، رابطه ای مستقیم وجود دارد.

بنابراین مطالعات، مقاربت جنسی، فشار خون سیستولیک- فشاری که در آزمایش های مربوط به فشار خون مهم است- را پایین می آورد.

* فعالیتی چون ورزش
رابطه جنسی واقعا شکلی عالی از ورزش است. البته نمی توان آن را ورزشی سنگین دانست اما می تواند همچون ورزش محسوب شود.

زیرا در هر دقیقه از رابطه جنسی، ۵ کالری مصرف می شود، ضربان قلب بالا رفته و از ماهیچه های مختلفی در بدن استفاده می شود.

بنابراین فراموش نکنید که این فعالیت درست مانند ورزش، باید مرتب انجام شود تا فواید آن به بدن برسد.

* کاهش خطر حمله قلبی
داشتن زندگی جنسی سالم و کافی، قلب را از بیماری دور نگه می دارد. علاوه بر آن روشی عالی برای منظم نگهداشتن ضربان قلب است.

رابطه جنسی، سطح استروژن و تستوسترون را در حد عادی و متعادل حفظ می کند.

عدم تعادل هر کدام از این هورمون ها، فرد را گرفتار مشکلاتی مانند پوکی استخوان و بیماری قلبی می کند.

در تحقیقی مشخص شد که مردانی که حداقل هفته ای دوبار رابطه جنسی دارند، احتمال فوت بر اثر سکته قلبی در آنها به نصف می رسد.

* کاهش درد
رابطه جنسی و ارگاسم احساس درد را از بین می برد.

بنابر گفته محققان، رابطه جنسی موجب ترشح هورمونی در بدن می شود که آستانه تحمل درد را افزایش می دهد.

تحریک بدون ارگاسم هم می تواند چنین نتیجه ای داشته باشد.

تحریک واژن می تواند از کمر و پا درد بکاهد و بسیاری از خانم ها معتقدند که حتی دردهای قاعدگی، آرتروز و گاهی سردردشان بهبود یافته است.

* کاهش خطر ابتلا به سرطان پروستات
انزال در مردان، احتمال ابتلا به سرطان پروستات در آنها را کاهش می دهد.

البته هنوز کاملا مشخص نشده که فقط رابطه جنسی در این خصوص موثر است و آیا عوامل دیگری وجود دارد که روی خطر این سرطان اثرگذار است.

حداقل این که رابطه جنسی بیشتر برای آنها خطرناک نیست.

* بهبود خواب
پس از رسیدن به ارگاسم در یک رابطه جنسی، هورمون پرولاکتین که مسئول احساس آرامش و خواب آلودگی است، ترشح می شود. بدین ترتیب فرد به راحتی به خواب می رود.

* رهایی از اضطراب
نزدیک بودن به همسر، باعث می شود که فرد از اضطراب و نگرانی دور بماند.

در آغوش گرفتن و لمس کردن یکدیگر، هورمون مربوط به ” احساس خوب” به طور طبیعی ترشح می شود و استرس را از فرد دور می کند.

تحریک جنسی، یک ماده شیمیایی در مغز ترشح می کند که احساس لذت و سیستم پاداش مغز را به کار می اندازد.

رابطه جنسی و صمیمیت می تواند اعتماد به نفس و حس آسایش در فرد را بالا برده و زندگی شادی برای او فراهم کند.

منبع : zendegionline

25
منتشر شده در7 روز پیش
زندگی عاطفی از دست رفته

برگشت به زندگی عاطفی از دست رفته

پرشین طب – روانشناسی همسران | به گزارش پرشین طب؛ می خواهیم در این نوشته در مورد برگشت به زندگی عاطفی از دست رفته صحبت کنیم ، خیلی از افراد هستند که دوباره قصد برگشت به زندگی عاطفی از دست رفته را دارند. با این موارد باید چه کرد؟ در صورت تمایل پیشنهاد می کنیم تا انتهای نوشته با پرشین طب همراه باشید.

برگشت به زندگی عاطفی از دست رفته

در این شرایط شما با بحران های زیادی روبه رو هستید. از یک طرف باید درد دل تان را تسکین دهید، از طرف دیگر مدام در این فکر هستید که آیا تصمیم درستی را گرفته اید یا خیر، بخصوص اگر خودتان برای این کار پیش قدم شده باشید. این سوالات مدام در ذهن تان پدیدار می شود که آیا باید به خودمان زمان بیشتری می دادیم؟ آیا حال که از او جدا شده ام، شرایط بهتری دارم؟ یا آیا باید به رابطه ام بازگردم؟

برای آن دسته از افرادی که هنوز در این تردید به سر می برند، خبرهای خوبی داریم. شما می توانید این شانس را بار دیگر به خود و شریک زندگی تان دهید اما قبل از آن باید مواردی را در نظر بگیرید. شما باید با توجه به نوع رابطه، گذشته ای که اتفاق افتاده و آینده ای که در انتظارتان است، تشخیص دهید که آیا دادن یک شانس دیگر به شریک زندگی تان کاری منطقی است یا خیر. در این مطلب مواردی که باید قبل از این تصمیم بدان توجه کنید و پاسخ دهید را برایتان آورده ایم.

دلیل جدایی شما چه بود؟ 
چرا شما از هم حدا شده اید؟ مشکل بین تان تا چه حدی جدی بود؟ جدایی دلایل زیادی دارد که برخی از آنها را به سادگی می توان فراموش کرد اما برخی دیگر را هرگز. اگر دلیل جدایی شما موضوعاتی کم اهمیت و ناچیز بود، پس خوشحال باشید زیرا هنوز هم برای بازگشت فرصت دارید. اما دلایلی هستند که هیچگاه فراموش نمی شوند مانند خیانت. پس اول از همه دلیل جدایی تان را بیابید، اگر جدی نبود، فراموشش کنید و به رابطه تان فرصتی دوباره دهید.

جدایی شما چقدر طول کشید؟ 
همانطور که شما هم می دانید، زمان حلال بسیاری از مشکلات است. اگر چه هنگام جدایی احساس می کنید که دنیا به آخر رسیده اما پس از جدایی، هر چه زمان می گذرد، مشکلات تان هم کم رنگ تر می شود و شما احساس می کنید که بار دیگر دلتنگ او شده اید. بنابراین هر چه زمان جدایی شما بیشتر باشد، احتمال بازگشت تان کمتر است. بنابراین نگذارید که گذر زمان منطق را از شما بگیرد و شما را مجبور به تصمیمی اشتباه کند.

زندگی عاطفی از دست رفته

زندگی عاطفی از دست رفته

رابطه شما چگونه به پایان رسید؟ 
آیا شما از طریق پیامک از هم جدا شده اید؟ یا این که مقابل هم نشستید و پس از حرف زدن به این نتیجه رسیدید که به درد هم نمی خورید؟ شاید هم رابطه شما با فحش و بی احترامی به پایان رسید. یکی دیگر از مواردی که قبل از بازگشت به عشق گذشته تان باید در نظر بگیرید، نوع رفتاری است که هنگام جدایی با هم داشته اید. هر چه رفتار شما دوستانه تر بوده باشد، شانس بیشتری برای بازگشت به او خواهید داشت.

رفتار شما پس از جدایی چگونه بوده است؟ 
رفتاری که شما پس از تمام کردن رابطه از خودتان نشان می دهید نیز در تصمیم گیری شما بسیار موثر است. به عنوان مثال اگر شما یا عشق گذشته تان پس از جدایی وارد یک رابطه دیگر شده باشید، شانس بازگشت را به حداقل رسانده اید. یا برعکس اگر پس از اتمام رابطه احساس پشیمانی کردید و از احساسات شما ذره ای کم نشد، می توانید به بازگشت دوباره تان فکر کنید.

عمق رابطه تان چقدر بوده است؟ 
آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که شما در طول رابطه چقدر بر زندگی یکدیگر تاثیر داشته اید؟ یا این که عمق رابطه تان چقدر بوده است؟ اگر رابطه ای عمیق و تاثیرگذار داشته اید، شانس شما هم برای بازگشت بیشتر است. به عنوان مثال وجود فرزند نیز از عواملی است که می تواند احتمال بازگشت شما را شدت بخشد.

احساسات تان چقدر است؟ 
آیا هنوز هم با دیدن طرف مقابل تان دلتان می لرزد؟ آیا هنوز هم دوست دارید که او را در آغوش بگیرید؟ اگر هنوز هم احساسات شما مانند قبل و آتش عشق تان شعله است، پس هنوز هم شانس با شماست.

آیا می توانید یکدیگر را ببخشید؟  
برای ادامه یک رابطه، گذشت واجب است اما آیا شما می توانید اشتباهات طرف مقابل تان را نادیده بگیرید و چون گذشته به رابطه تان ادامه دهید؟

بازگشت به رابطه ای که خراب شده کار ساده ای نیست، حتی اگر شما فردی بوده اید که به این رابطه خاتمه دادید. اتفاقات زیادی میان شما رخ داده که موجب دلگیری هر دویتان شده است، انقدر که مجبور شده اید احساسات تان را کنار گذاشته و به رابطه تان خاتمه دهید. گذر زمان ممکن است که شما را دلتنگ کند طوری که مشکلات و رفتارهای بد طرف مقابل تان را فراموش کنید اما نگذارید این اتفاق بیافتد. قبل از بازگشت به رابطه، خوب رفتارهای طرف مقابل تان را به یاد آورید. آیا آنها ارزش بخشش دارند؟ آیا شما می توانید آنها را از یاد ببرید؟

منبع : tanzimekhanevadeh

41
منتشر شده در8 روز پیش
داشتن همسران شاد

داشتن همسران شاد با این نکات

پرشین طب – رازهای موفقیت | به گزارش پرشین طب؛ در این نوشته قصد داریم تا در مورد داشتن همسران شاد صحبت کنیم ، داشتن همسران شاد چگونه ممکن است؟ برای اینکه زن و شوهری شادی داشته باشند ، باید یک سری قوانین ساده را رعایت کنند ، در صورت تمایل پیشنهاد می کنیم با موضوع داشتن همسران شاد با این نکات همراه سایت باشید.

داشتن همسران شاد با این نکات

اخیرا تحقیقی به صورت اینترنتی انجام شده است که در آن نحوه برخورد مردم با جنبه های مهم زندگی و روابط با همسران شان مورد بررسی قرار گرفته است.

در این تحقیق بیش از ۷۰۰۰۰ نفر از سراسر دنیا شرکت کرده اند. محققان با تحلیل پاسخ های شرکت کنندگان و مقایسه آنها به نتایج جالبی دست یافته اند.

بررسی ها نشان داده است که گفت و شنود راز زندگی شاد زوج ها ست.

روکسانا ۳۷ ساله و کنستانتین ۳۳ ساله- هر دو اهل رومانی – ده سال است که ازدواج کرده اند و یک پسر ۷ ساله دارند.

روکسانا می گوید: “ما درمورد همه چیز از بچه، خانواده، کار و حتی روابط زناشویی مان با یکدیگر صحبت می کنیم. “آنها حتی وقتی سرکار هستند و حسابی مشغول، لحظه ای وقت می گذارند و از حال هم باخبر می شوند.

به هم پیامک و یا ایمیل می زنند. هر دو معتقدند با این رفتارهای به ظاهر معمولی توانسته اند ازدواج شان را موفق نگه دارند.

روانشناسان معتقدند یکی از اولین عوامل حفظ زن و شوهر کنارهم و خوشبخت نگهداشتن آنها صحبت و گفتگو است.

بسیاری از زن و شوهرهایی که از زندگی شان رضایت ندارند به این موضوع از روابط شان توجهی نشان نداده اند و نتایج حاصل از این تحقیق این مساله را عامل شماره یک خانواده های موفق و شاد دانسته است.

در واقع پاسخ دهندگان تمام کشورهای شرکت کننده در این تحقیق این موضوع را مهم عنوان کرده اند و تنها شرکت کنندگان فرانسوی مهر و محبت را پیش از گفتگو قرارداده بودند.

همه ما نیاز داریم حرف هایمان را بشنوند و درک مان کنند و گفتگوهایمان هم در شرایطی مطمئن، لذت بخش و پرمعنا صورت گیرد و فرد مقابل مان نیز کسی باشد که بتوانیم به او اعتماد داشته باشیم و او نیز بازخوردی مهربانانه داشته باشد.

کسی که صحبت هایمان را  با تمام وجود بشنود و البته همین رفتار را متقابلا از ما ببیند.

بسیاری از زوج ها مجبورند کار کنند و معمولا کمتر به این درجه از خوشی می رسند.

ساندرا ۳۹ ساله از هلند یک روز به خود آمد و متوجه شد ” جان ” شوهرش که مشاور امور مالی شرکتی است روز به روز کم حرف تر شده و حتی وقتی با او صحبت می کند، ترجیح می دهد تلویزیون تماشا کند یا ایمیل هایش را بخواند.

داشتن همسران شاد

داشتن همسران شاد

این رفتار ساندرا را واقعا رنجانده بود. او حس کرده بود موضوعی شوهرش را اذیت می کند اما هرگز در موردش حرفی نمی زد. ساندرا از این وضعیت خسته شده بود و از شوهرش خواست که پیش مشاور بروند و بعد آنجا بود که فهمید به خاطر بحران اقتصادی، حرفه شوهرش در خطر است.

جان گفت او می خواسته است همسرش را وارد این موضوع ناراحت کننده و نگران مشکلات کاری اش نکند و نمی دانسته که خود این رفتار ممکن است آزاردهنده باشد.

جان می گوید: “اکنون من در مورد هرچیزی که نارحتم می کند با او صحبت می کنم و علاوه براینکه او شنونده خوبی است زندگی مان هم مانند گذشته شاد و عالی شده است.”

این گفتگوها صرفا به خاطر رد و بدل کردن اطلاعات نیست بلکه رسیدن به نقاط مشترک است.

“الگ” بازاریاب روسی که ۹ سال است با ماریا  – طراح مد –  ازدواج کرده می گوید : “ما در طول این زندگی با هم دعوا کرده ایم.

اما این بگومگوها قبلا بیشتر اتفاق می افتاد . ما الآن چند قانون را فهمیده ایم . اینکه هر کدام مان صدا برای بلند کردن داریم اما باید دنبال نتیجه ای باشیم که هردویمان را راضی نگهدارد.”

گفتگوی صحیح  بین زن و شوهر کمک می کند که هردو  بتوانند نیازهایشان را به راحتی مطرح کنند و تنش بین شان به حداقل برسد.

اما کدام یک ارتباط بهتری برقرار می کنند مرد یا زن؟ ممکن است فکر کنید زن ها دراین کار بهتر هستند. داشتن همسران شاد

اما در تحقیق که انجام شده است ۹۰ درصد مردها  و زن ها هردو گفتند که بهتر از دیگری ارتباط برقرار می کنند. اما وقتی از زن ها پرسیدیم آیا شوهران شان را در این زمینه خوب می دانند تقریبا یک سوم آنها گفتند : “نه ، هرگز .” و برعکس یک چهارم مردها نسبت به همسرانشان چنین احساسی داشتند.

ارتباط بین زن و شوهر ها بسیارپیچیده است چراکه دربرگیرنده اشاره های عاطفی ، کلامی و فیزیکی است که بسیاری از ما  در ارسال و دریافت این اشارات ایراد داریم.

در این بخش شش روش ارائه شده است که به شما یاد می دهد چگونه با همسرتان ارتباط بهتری برقرار کنید و “زندگی خوبی” داشته باشید.

۱- چند قانون ساده
این قوانین می توانند کیفیت ارتباط تان را به طور چشمگیری افزایش دهند و حتی برای زوج های مشکل دار تعادل و توازن به همراه داشته باشد.

یک: کنار یکدیگر در یک مکان بی سروصدا و راحت، بنشینید. جایی که مطمئن هستید کسی یا چیزی آرامش تان را به هم نمی ریزد. و قبول کنید که با تمام وجودتان حرف های طرف مقابل تان را بشنوید و صحبت هایش را هم قطع نکنید.

دو: سعی کنید بفهمید که همسرتان برای شاد بودن به چه چیزی نیاز دارد و آن را درک کنید و به آن احترام بگذارید. (البته موارد کاملا غیر منطقی جایی در اینجا ندارند.) پنج موردی که خوشحال تان می کند را یادداشت کنید و با همسرتان درمیان بگذارید و پنج مورد از فهرست همسرتان را نیز بشنوید. داشتن همسران شاد

سه: از این پنج مورد، مواردی را که بیش از همه شما را راضی نگه می دارد دراولویت قرار دهید و اولویت های همسرتان را نیز بشناسید. و در مورد هیچ کدام جروبحث وانتقاد و معامله نکنید.

کمی که بگذرد احساس می کنید چقدر راحت می توانید درمورد نیازهایتان با همسرتان صحبت کنید و به احتمال زیاد به توافقی نسبی هم دست می یابید.

۲- گوش کنید و حرف نزنید
آسان ترین روش ارتباط گوش کردن به صحبت های همسرتان است. این کار ممکن است به نظر ساده بیاید اما گوش کردن مهارتی چون  تمرکز و تحمل می طلبد.

بسیاری از زوج ها، چه مرد و چه زن، شکایت دارند که همسرشان برای شنیدن حرف هایشان وقت نمی گذارند.

روانشناسان روشی پیشنهاد می کنند که طی آن که یک نفر افکارش را بیان کند و دیگری کاملا گوش نماید.

سپس شنونده بخش های مهم صحبت های گوینده را بازگو کند و نشان دهد که کاملا متوجه حرف هایش شده است.

بدین وسیله اگر شنونده در درک حرف ها اشتباه کرده باشد گوینده می تواند او را تصحیح کند.  بعد شنونده در نقش گوینده حاضر شود و حرف های خود را بگوید.

بدین ترتیب هردو می فهمند طرف مقابل شان چه احساسی دارد اگرچه  مجبور نیستند با آن احساس کاملا موافق باشند.

۳- تخصیص زمان برای گفتگو
هر روز زمانی را برای صحبت کردن اختصاص دهید و از آن برای انجام دادن کاری دیگر چشم پوشی نکنید.

فرقی نمی کند چه ساعتی در روز باشد فقط باید بدون خطر حذف وجود داشته باشد.

به طور مثال یک زوج فرانسوی که ده سال است کنار هم با شادی زندگی می کنند همیشه موقع صبحانه قبل از اینکه مرد به سر کار برود با هم صحبت می کنند.

همچنین بیشتر مواقع با هم به پیاده روی می روند و بازهم می توانند در مورد موضوعات مختلف باهم حرف بزنند.

۴- فقط فکرش را نکنید، آن را نیز به زبان آورید
یک روش ساده دیگر برقراری ارتباط، این است که وقتی به چیزی فکر می کنید به جای اینکه به تنهایی به تحلیل آن بپردازید در موردش با همسرتان صحبت کنید و هر وقت دیدید همسرتان حرفی هوشمندانه در موردش زد حتما آن را تحسین کنید.

وقتی افکارتان را باهم رد وبدل می کنید همیشه می توانید ارتباط عاطفی تان را حفظ کنید.

۵- از گفتن یا انجام دادن کارهایی که به رابطه تان صدمه می زند بپرهیزید
وقتی از دست همسرتان عصبانی هستید بلافاصله در موردش صحبت نکنید.

اندکی مهلت بخواهید تا کمی خشم تان فروکش کند و سپس با آرامش بیشتری با او صحبت کنید. اینگونه از اینکه رابطه تان آسیب جدی ببیند جلوگیری خواهید کرد.

۶- مشورت کنید
اگر صحبت هایتان به ایجاد رابطه ای خوب میان شما و همسرتان نینجامید پس شما به کمک نفر سوم نیاز دارید. داشتن همسران شاد

از او مشاوره بخواهید تا روش درست ارتباط برقرارکردن را به شما بیاموزد.

ماریانا ۲۹ ساله، که در مدرسه ای در بخارست معلم است هشت سال پیش با بوگدان ۳۱ ساله و مهندس مکانیک ازدواج کرد.

هر شب پس از شام بوگدان پشت کامپیوترش می نشست و به کارش می پرداخت.

از طرفی هم هردویشان در آرزوی این بودند کاری وجود داشت که می توانستند کنارهم مثل یک زن و شوهر واقعی انجام می دادند.

آنها هر کاری می کردند آخرش به دعوا منجر می شد و در شرف جداشدن بودند.

اما یک مشاور توانست به آنها یاد بدهد که چگونه علایق و آرزوهایشان را باهم درمیان بگذارند.

پس از ده ماه ماریانا یاد گرفت کمتر انتقاد کند و بوگدان فهمید چگونه در مورد افکار و احساساتش صحبت نماید و ازدواج شان همچنان پابرجا باقی ماند.

خودآزمایی
زوج های خوشبخت، سعادتشان را در گفتگو با یکدیگر می دانند. شما چطور؟ مهارت های ارتباطی تان را با انجام دادن این آزمون بیازمایید. داشتن همسران شاد

به سوال ها پاسخ داده و برای هر  پاسخ “بله” یک امتیاز قایل شوید.

۱- آیا هر روز با همسر یا نامزدتان در مورد چیزهایی – مثلا درباره خود او- صحبت می کنید؟

۲- آیا در مورد موضوعاتی که شما را ناراحت کرده با همسرتان صحبت می کنید؟

۳- آیا در مورد موضوعات جالب و هیجان انگیز یا اخبار با او صحبت می کنید؟

۴- آیا برای اینکه ارتباط خوب تان از بین نرود تلاش می کنید چیزی در دل تان نگه ندارید؟

۵- آیا همیشه به همسرتان حقیقت را می گویید حتی اگر دروغگویی مدتی جلوی دعوا و کشمکش تان را بگیرد؟

 ۶- آیا عمیق ترین احساسات تان در خصوص روابط تان را تنها بین خودتان مطرح می کنید؟

۷- آیا حتی بدون کلام هم به همسرتان نشان می دهید که او را چقدر دوست دارید؟

۸- آیا به همسرتان می گویید که او چگونه می تواند به شما احساس خوبی دهد؟

۹- آیا تقریبا هر روز به همسرتان می  گویید: “او را دوست دارید؟”

نتیجه آزمون
امتیاز ۷ تا ۹
شما زوج شاد و خوشبختی هستید.

امتیاز ۴ تا ۶
نه شاد هستید و نه غمگین. یک کمی روی روابط تان کار کنید به سمت شادی پیش می روید.

امتیاز ۰ تا ۴
اگر هرچه زودتر فکری به حال ازدواج تان نکنید ، پشیمان خواهید شد.

منبع : zendegionline

353
منتشر شده در146 روز پیش
توجه زیاد شوهر به زنان دیگر

با توجه زیاد شوهر به زنان دیگر چه کنیم

پرشین طب – روانشناسی همسران | به گزارش پرشین طب؛ ممکن است گاهی حس کنیم شوهرمان توجه زیادی به زنان دیگر دارد ، با توجه زیاد شوهر به زنان دیگر چه کنیم ، این موضوعی است که می خواهیم تحت بررسی قرار دهیم ، موضوع جدی و مهم که برای دوام زندگی زناشویی بسیار مهم است ، در صورت تمایل به شما پیشنهاد می کنیم تا انتهای نوشته با ما همراه باشید.

با توجه زیاد شوهر به زنان دیگر چه کنیم

نسبت به شوهرم بسیارحساس هستم، همسرم به قول خودش بسیار معاشرتی است و خیلی راحت می‌تواند با دیگران حتی زنان ارتباط بگیرید، در خیابان همیشه به زنان دیگر نگاه می‌کند و در مورد آنها نیز اظهار نظر می‌کند، اگر چه هرگز به رویش نیاورده‌ام اما این موضوع مرا بسیار رنج می‌دهد، لطفاً راهنمایی‌ام کنید:

پاسخ:

اول صحبت، بعد قضاوت

اگر پیش از ازدواج در مورد محدوده روابط زن و مرد از جمله نگاه، صحبت کردن و… با همسرتان گفت‌و‌گو کرده و به نگاه مشترکی رسیده‌اید و در مورد پایبند بودن به این مرزها نیز، توافق کرده‌اید، حال با توجه به آن قرار دادها رفتارهای همسرتان را بررسی کنید و در موردش قضاوت کنید، بسنجید تا دریابید آیا فلان رفتار همسرتان در چارچوبی که قبلاً در موردش توافق کرده بودید، معنادار هست یا طبق آن چارچوب، رفتار امروز همسرتان نادرست و سزاوار مجازات است. اگر صحبتی در این زمینه نداشته‌اید، نخستین فرصت را مغتنم بدانید و در این زمینه به طور مفصل با همسرتان صحبت کنید و خط قرمزها و محدوده‌های ارتباطی با جنس مخالف را مشخص کنید.

توجه زیاد شوهر به زنان دیگر

توجه زیاد شوهر به زنان دیگر

اگر با هر رفتار همسرتان برانگیخته می‌شوید، بهتر است پیش از هر اقدامی، خودتان را زیر ذره‌بین قرار دهید؛ چه بسا ممکن است شما چون خودتان به‌صورت خودآگاه یا ناخودآگاه به این رفتار تمایل دارید، آن را به همسرتان نسبت می‌دهید، یا ممکن است به دلیل گذشته همسرتان، روی رفتار‌های امروزش حساسیت به خرج دهید. برای مواجهه صحیح با این مشکل بهتر است فکر‌تان را الک کنید و مدیریت ذهن فرا بگیرید. یادتان باشد یک رفتار زمانی قابل بررسی و مجازات است که تکرار شود، اگر تنها یک بار احساس کردید همسرتان با نگاه ناپسندی به فرد دیگری چشم دوخته است، سریع او را مورد قضاوت قرار ندهید و با حساسیت‌های افراطی خویش هر بار نگاه و رفتار همسرتان را زیر ذره بین نگذارید، این وضعیت نه تنها به رفع مشکل شما کمکی نخواهد کرد بلکه باعث اضطراب بیشتر یا بیماری وسواس و بدبینی‌تان می‌شود.

قانون‌های تازه وضع کنید

اگر واقعاً یقین پیدا کردید که همسرتان به شکلی متفاوت به زنان دیگر نگاه می‌کند، دچار خشم زیاد یا احساس ناتوانی می‌شوید، پیش از نشان دادن هر واکنشی به خود فرصت دهید تا بتوانید بر خشم‌تان غلبه کنید، سپس مجدداً رفتار را بازبینی کنید، اگر در بررسی دوباره به این نتیجه رسیدید رفتار همسرتان صحیح نیست، صریحاً موضوع را با او درمیان بگذارید و نگرانی‌هایتان را به همسرتان بگویید، شایسته است انتظارات‌تان را در محدوده شرع و عرف بیان کنید و با کمک همسرتان چارچوب جدیدی را برای حدود روابط‌‌تان تعیین کنید و در مورد آن به توافق برسید، از همسرتان بخواهید برای سلامت زندگی مشترک‌تان بر حسب این تفاهمنامه رفتار کند و نادیده گرفتن این اصول مشترک باعث خواهد شد شما برخورد جدی تری را در نظر بگیرید.

به خاطر داشته باشید هرگز برای انتقام دست به عمل متقابل نزنید یا خشم خود را به‌ صورت یک رفتار منفعلانه مانند قهر کردن بدون دلیل، وارد عمل نشوید، این عمل در نهایت زندگی‌تان را در جهت یک سیکل معیوب عمل و عکس‌العمل پیش خواهد راند که نه تنها پایانی برای آن نیست بلکه بسیار آسیب رسان هم است.

منبع : tanzimekhanevadeh

226
منتشر شده در239 روز پیش
نشانه های طلاق عاطفی

آشنایی با نشانه های طلاق عاطفی

پرشین طب – روانشناسی همسران | به گزارش پرشین طب؛ طلاق عاطفی چیست؟ چه تفاوتی با طلاق دارد؟ نشانه های طلاق عاطفی در زوجین چیست؟ زوجینی که به طور اسمی با هم زن و شوهر هستند و نسبت به هم بی میل بوده و علاقه ای به صحبت و گفتار با هم ندارند را طلاق عاطفی می گویند. در این نوشته می خواهیم در مورد نشانه های طلاق عاطفی صحبت کنیم.

آشنایی با نشانه های طلاق عاطفی

مراحل طلاق عاطفی

مرحله اول: این مرحله با سرزنش کردن آغاز می شود؛ فردِ خواهان جدایی، تمرکز خود را بر روی اعمال و رفتار طرف مقابل گذاشته و او را در تمام اتفاقات گذشته، حال وآینده مقصر می داند.

مرحله دوم: سوگواری؛ فرد شروع کننده یا خواهان جدایی، دچار افسردگی و در خود فرورفتگی شده و در انجام دادن امور خانه و خانواده، دچار سستی وکم کاری می شود.

مرحله سوم: خشم؛ مرد نسبت به تمام زن‌ها و زن نسبت به تمام مردها،حس خشم وگاهی تنفر دارد. در این مرحله زن و مرد با تمام قوا سعی در آزار و اذیت یکدیگر دارند.

مرحله چهارم: تنهایی؛ طوری زندگی خود را چیدمان می کنند که گویی در هیچ زمینه‌ای نیاز به یکدیگر ندارند.

مرحله پنجم: بازگشت به زندگی؛چنانچه فرد خواهان باشد که به مرحله چهارم برسد،تصمیم برای طلاق قانونی قطعی شده و این شروع نوع جدیدی از زندگی خواهد بود.

سوالی که اکنون مطرح می شود، این است که آیا حفظ زندگی در هر شرایطی بهتر از طلاق قانونی است؟

پاسخ به این سوال کمی دشوار به نظر می‌رسد، اما گوشزد کردن این نکته می‌تواند مثبت باشد؛ در طلاق عاطفی هم فشار زیادی به لحاظ عاطفی یا نیازهای جنسی بر زوجین وارد می شود که می تواند موجب افسردگی، اضطراب، پریشانی ویا خیانت به همسر شود.

نشانه های طلاق عاطفی

نشانه های طلاق عاطفی

دلایل طلاق عاطفی چیست؟

اگر از ازدواج اجباری که مسلما یکی از بزرگ ترین دلایل طلاق عاطفی است، بگذریم؛نبود آگاهی کافی از یکدیگر پیش از ازدواج

آماده نبودن افراد برای پذیرفتن مسئولیت‌های زناشویی و به اصطلاح نرسیدن آنان به سن بلوغ فکری

آشنا نبودن به دنیای مردانه و زنانه

عدم رضایت از روابط جنسی ، انزال زودرس ، یک دندگی در انجام رابطه و….

برآورده نشدن انتظارات پیش از ازدواج

نداشتن وقت کافی برای همسر به دلایل مختلف کاری، شغلی یا بی علاقگی

دیر آمدن به منزل و سپری نکردن اوقات فراغت با او

که همه اینها تنها گوشه ای از دلایل سردی روابط زوجین است.

با همه این احوال؛ دلایل اصلی ماندن زوج ها درکنار یکدیگر و ادامه فرآیند زندگیِ با هم، اما بدون هم چیست ؟

۱ – طلاق در جامعه ما همچنان مذموم است، لذا بیشتر خانواده ها تلاش می کنند این اتفاق نیفتد.
۲ – زن ومرد نیاز به پشتوانه عاطفی دارند؛ به خصوص زنان از این نظر تمایل بیشتری دارند که حامی وپشتیبان عاطفی داشته باشند وچون زن بر خلاف مرد انتخاب شونده است، نه انتخاب کننده، درون خود این ترس را دارد که مبادا پس از طلاق تنها بماند.
۳ – طرد شدن وگاهی مورد بی حرمتی قرار گرفتن شخص مطلقه به خصوص زنان در جامعه
۴ – سرنوشت فرزندان و بی سر وسامان شدن آنان
۵ – دور شدن از فرزندان به سبب قوانین کشوری
۶ – مشکلات مالی و نداشتن محل مناسب برای سکونت به ویژه برای زوجه

چه کنیم به طلاق عاطفی نرسیم؟

یادمان باشد همه چیز نسبی است؛ نباید از مرد یا زن زندگی خود خواستار تمام وکمال بودن داشته باشیم؛ فراموش نکنیم اگر هر مرد یا هر زن دیگری را هم انتخاب می‌کردیم، دور از عیب وخالی از اشکال نبود.پس تلاش برای تغییر دادن یکدیگر را کنار بگذاریم ، انسان ها را نمی توان تغییر داد، مگر در موارد محدود.
اولویت های خود را برای حفظ بنیان خانواده جابه جا کنیم
در دعواهای پیش آمده، دنبال مقصر تکی نگردیم؛ یادمان باشد در یک مشاجره هر دوطرف مقصرند.
واقعگرا و انعطاف پذیر باشیم؛تا زمانی که مشکلات کوچک هستند، به روانشناس مراجعه کرده و با اومشورت کنیم.

منبع : tanzimekhanevadeh

261
منتشر شده در260 روز پیش
بدبینی نسبت به شوهر

بدبینی نسبت به شوهر در زنان

پرشین طب – روانشناسی همسران | به گزارش پرشین طب؛ نقطه مقابل اعتماد ، سوء ظن می باشد ، در این نوشته می خواهیم به موضوع بدبینی نسبت به شوهر در نگاه زنان صحبت هایی داشته باشیم.  این موضوع می تواند نوعی اختلال روانی باشد. در این صورت ممکن است زن حتی از رفتارهای محبت آمیز همسر هم احساس رضایتمندی نکند. با موضوع بدبینی نسبت به شوهر در زنان همراه ما باشید.

بدبینی نسبت به شوهر در زنان

یکی از اختلافات مهم بین زن و شوهر، وجود بدبینی شوهران نسبت به همسرانشان و بالعکس است. فرد بدبین وقتی همسرش دیر بیاید، فکر می کند:داشته خیانت می کرده، اگر زود بیاید،تصور می کند که دارد صحنه سازی می‌کند، اگر با موبایل حرف بزند؛خیال می‌کند با کسی رابطه دارد و…

این افراد به دلایل واهی به همسرشان مظنونند و زندگی را بر خود و اطرافیان تلخ می کنند. وقتی یکی دائم درحال مواخذه و دیگری در حال توضیح و دفاع باشد، قطعا این زندگی نیست، بلکه دوزخی کُشنده است که هر دو طرف در آن شکنجه‌ می‌شوند.

شخصی که دچار مشکل بدبینی است، احساس می کند چیزی را که می بیند یا می شنود،واقعیت ندارد و حقیقت چیز دیگری است،یعنی کاسه‌ای زیر نیم کاسه است. هیچ چیز مانند بدبینی در تخریب یک رابطه  مشترک زناشویی ویرانگر نیست.

بدبینی نسبت به شوهر

بدبینی نسبت به شوهر

سوالاتی که شکل بازجویی به خود می گیرد

بدبینی نسبت به شوهر

«کجا بودی تا حالا»، «چرا تلفنت رو جواب ندادی»، «تا منو می بینی، بی حوصله می شی»، «ناهار با کی خوردی»، «کیلومتر ماشین خیلی افتاده، کجا رفته بودی»، «چرا بی اشتها غذا می خوری»، «دوست ندارم با این رفیقت رفت و آمد کنی»، «بقیه پول ها رو چه کردی»، «به کی پیام دادی»، «با کی حرف می زدی» و صدها جمله مشابه که معمولا زن ها به شکل بازجویی، مردان را با آنها مورد بازخواست قرار می دهند.
یکی از عواملی که موجب دوری زن  ها و شوهرها از یکدیگر و تلخی روابطشان می شود (به خصوص زوج هایی که با عشق ازدواج کرده باشند)، کمرنگ شدن مبادلات احساسی و عاطفی آنان نسبت به روزهای اول زندگی و جانشین شدن نظام مدیریتی و دستوری بین آنهاست.

گرایش مخرب به سلطه جویی

به طور معمول دختران و زنان جوان امروزی،گرایش بیشتری به سلطه جویی های مخرب و مدیریت شوهرانشان دارند که این موضوع، خود عامل تخریبی مهمی در سُست شدن روابط زن و شوهر است که از نتایج منفی آن می توان به  دروغگویی، سرد مزاجی، دلسردی، پشیمانی، کم توجهی، دوری و… حتی خیانت مرد اشاره کرد.

اغلب زن و شوهرها روش صحیحی برای درک متقابل یا تفاهم نمی‌دانند؛ یا اساسا نیاموخته‌اند. ریشه بسیاری از اختلافات خانوادگی در عدم درک متقابل همسران از یکدیگر است. درک موقعیت یا احساسات همسر، موجب می شود که انسان به نیکی های همسر توجه بیشتری کند و عیب ها و کاستی های همسرش را نبیند. رها شدن از خودبینی و شناخت روحیات همسر، اولین قدم درک متقابل است.
درحقیقت رویکرد گفت وگو در تعاملات خانوادگی بین زن و شوهر، نرخ بسیاری از اختلافات زناشویی را پایین می آورد.آنچه مسلم است بسیاری از افراد به‌واسطه  عدم آشنایی با ادبیات و فنون گفت وگو، هنگام بروز مشکلات به‌سادگی در دام تقابل و رویارویی و حتی خشونت و دیگر روش های زورمدارانه می افتند.

چگونه افكار مشكوك‌مان را به همسرمان بگوییم؟

برخی رفتارها مانند شک، وسواس، استرس، اضطراب و تردید در وجود همه افراد پیدا می‌شود و می‌توانم بگویم که داشتن این‌گونه رفتارها در حد کم و متعادل برای تمام افراد لازم است. اما اگر این رفتارها از حد تعادل‌شان خارج و بیشتر از انتظار ما یا اطرافیان‌مان شود، دیگر یک ضرورت نیستند و می‌توان آنها را رفتارهای بیمارگونه یا حتی بیماری روانی دانست که نام‌گذاری آن به شدت و ضعفش بستگی دارد. در مورد شک و تردید و شکاک بودن افراد، مخصوصا زوج‌ها به یکدیگر باید عرض کنم که معمولا دو نوع مختلف از شک بین زن و شوهرها حاکم است. اولین صورت این است که فرد بدون اینکه حرکتی یا حرفی از همسرش دیده یا شنیده باشد به او شک می‌کند و این‌گونه افراد حتی به خودشان هم شک دارند.

این نوع شک، ارتباط کوچکی هم با وسواس دارد؛ بهترین کار این است که با تمرین زیاد، خودشان را اصلاح کنند؛ مثلا وقتی درباره همسرشان چیزی ندیده‌اند و نشنیده‌اند، بی‌خودی او و خودشان را آزار ندهند. البته علاوه بر تمرین کردن، گاهی لازم است با یک مشاور صحبت کنید تا بتوانید این مشکل را حل کنید. نوع دیگر شک و تردید در مورد برخورد با دیگران و مخصوصا همسران نسبت به یکدیگر است. این شک، خارج از اختیار خود فرد است و خودش به ۲ نوع تقسیم می‌شود. در نوع اول، فرد حرف، عمل یا رفتاری را از همسرش دیده که این رفتار او را به شک واداشته و در نوع دوم، حرف یا کار خاصی نبوده اما همسران بی‌جهت نسبت به یکدیگر، حساس می‌شوند.

این نوع شک هم نوعی رفتار وسواس‌گونه است که فرد باید مشکلش را خیلی زود حل کند تا بیشتر از این از نظر روانی تحت فشار قرار نگیرد. راه‌حل این مشکل هم آن است که مساله را با همسرتان در میان بگذارید و مطمئن شوید که فکرتان درست است یا نه؟ اگر درست نبود که متوجه اشتباه‌تان می‌شوید و درصدد اصلاح رفتارهایتان برمی‌آیید و اگر درست بود هم که حداقل طرف مقابل‌‌تان متوجه اشتباهش می‌شود و سعی می‌کند رفتارش را درست کند. حالا ببینید، زمانی شما حرکت خطایی از همسرتان می‌بینید و دیگر مطمئن می‌شوید که شکتان به یقین تبدیل شده است. مثلا متوجه می‌شوید که شوهرتان با خانم دیگری رابطه دارد و وقتی هم که موضوع را با او مطرح می‌کنید، کاملا انکار می‌کند.

در این حالت شما باید در یک فرصت مناسب، ثابت کنید که متوجه این رابطه شده‌اید و با دادن یک نشانه به او ثابت کنید که متوجه این رفتارش شده‌اید. ممکن است همسر شما از اینکه بفهمد شما متوجه رفتارش هستید، شرمنده شود و دیگر خطایش را تکرار نکند ولی اگر شما نتوانید درست حرف‌هایتان را به او انتقال دهید، وضعتان بهتر که نمی‌شود هیچ، تازه ممکن است رویتان هم به یکدیگر باز بشود و دیگر همسرتان هیچ ناراحتی بابت انجام کارهایش نداشته باشد.

اولین نکته آن است که پس از رسیدن به یقین به هیچ‌وجه داد و بیداد راه نیندازید و همه را خبر نکنید.حواستان باشد که برای درست شدن یک رابطه، نباید رفتار اشتباه را با رفتار اشتباه‌تری جبران کنید. خونسردی خودتان را حفظ کنید و منتظر یک فرصت مناسب بمانید. دومین گام این است که در کمال آرامش و به صورت غیر مستقیم همسرتان را متوجه کارش کنید. به این شکل، او خیلی راحت‌تر رفتار خطایش را می‌پذیرد و آن را اصلاح می‌کند. به عنوان آخرین نکته هم باید بگویم که اگر دو نفر به هم اعتماد کامل داشته باشند، به هیچ‌وجه شک و تردید در رابطه‌شان جایی ندارد اما اگر به هر دلیل لغزشی در رابطه‌شان پیش بیاید و اعتمادشان را به یکدیگر از دست بدهند، باید از یک شخص ثالث برای بهبود روابط‌شان کمک بگیرند.

این شخص ثالث می‌تواند یک بزرگ‌تر یا یک مشاور خوب باشد. تنها نکته مهم هم این است که این شخص میانجی، مورد اعتماد هر دو طرف باشد تا آنها به راهکار او اعتماد و عمل کنند تا رفتارشان نسبت به هم اصلاح شود. به خاطر داشته باشید نباید هیچ نکته‌ای را از مشاور منتخب‌تان مخفی کنید. او در صورتی موفق می‌شود یاری‌تان کند که همه‌چیز را با ریزه‌کاری‌هایش بداند. این را هم هرگز فراموش نکنید که دروغ، سرمنشا بروز شک در طرف مقابل‌تان است. پس همیشه همسرتان را نسبت به کارهایی که می‌کنید آگاه سازید تا کارتان به شک و فاصله گرفتن از هم نیفتد.

مساله را با همسرتان در میان بگذارید و مطمئن شوید که فکرتان درست است یا نه؟ اگر درست نبود که متوجه اشتباه‌تان می‌شوید و درصدد اصلاح رفتارهایتان برمی‌آیید و اگر درست بود هم که حداقل طرف مقابل‌‌تان متوجه اشتباهش می‌شود و سعی می‌کند رفتارش را درست کند.

منبع : tanzimekhanevadeh

290
منتشر شده در285 روز پیش
تنوع طلبی در زندگی زناشویی

علت های تنوع طلبی در زندگی زناشویی

پرشین طب – روانشناسی همسران | به گزارش پرشین طب؛ مباحث جالبی در مورد تنوع طلبی در زندگی زناشویی وجود دارد ، طبق مطالعات انجام شده می خواهیم به بررسی تنوع طلبی در زندگی زناشویی بپردازیم ، تنوع طلبی جنسی همسر به چه دلایلی می باشد؟ در صورت تمایل پرشین طب را با موضوع علت های تنوع طلبی در زندگی زناشویی تا انتها همراهی کنید.

علت های تنوع طلبی در زندگی زناشویی

هشت سال از زندگی مشترکمان گذشته بود،صاحب دو دختر بودیم و زندگی ساده و خوبی داشتیم،تا اینکه متوجه شدم همسرم به من خیانت می کند. خیلی ناراحت شدم و انگار تمام دیوارهای خانه روی سرم خراب شد.همان موقع درخواست طلاق دادم و شش ماه بعد،یک زن مطلقه بودم.حالا ساعت ها اما و اگرهای مختلف ذهنم را مشغول می کند.اینکه اگر بیشتر حواسم به همسرم بود، چه می شد؟ اگر غرق در کار نمی شدم؟ اگر کمی دیرتر درخواست طلاق می دادم و مهم تر از همه، اینکه اگر همسرم به زن و زندگی اش پایبند بود و آنقدر زود اسیر هوا و هوسش نمی شد، شاید…

موضوع تمایلات جهت دار از موارد با‌ اهمیت یک زندگی سالم و شیرین است. وجود تمایل،نشانه تداوم و استمرار رابطه است؛ در بحث تمایل روابط زناشویی و لذت های مربوط به آن، فقط یک جنبه از تمایل و کشش مطرح می‌شود، ویژگی اینگونه ارتباطات سالم، انتشار همان هورمون هایی است که در سطوح متفاوت جسم و جان آدمی آزاد شده و سلامتی و دلخوشی او را برای مدت زمانی به سطح بالایی افزایش می دهد و در این میان حضور و وجود تمایلات دیگر مثل مراعات، احترام، شایستگی و اخلاق، در تداوم این سرخوشی و سلامتی از نقش و تاثیر بسیار بالایی برخوردارند.

تنوع طلبی در زندگی زناشویی

تنوع طلبی در زندگی زناشویی

در این بررسی که نتیجه گفت وگوها، مطالعات و گزارشات به انجام رسیده در ارتباط با زناشویی و نقش تنوع طلبی جنسی از جانب همسران است،مباحث جالبی مورد توجه است.

اندیشمندان و علمای اجتماعی و انسانی و بالاخص آنانی که در زمینه عشق، خانواده و تعلیم وتربیت کار کرده اند، بر این باورند که برای ساختن و نگهداشت یک خانواده و یک زندگی سالم،وجود رابطه زناشویی ارضا کننده بین همسران،نه تنها سبب کاهش تنش ها و استرس ها شده، بلکه نوعی خاص از سلامتی و دلخوشی را که سبب تعادل فشار خون و استحکام سیستم ایمنی بدن می شود را فراهم می آورد، برخورداری فرد از این دو مزیت جسمی، سبب افزایش اعتماد و عزت نفس در شخص شده و به گسترش فضای شادی و صمیمیت در خانواده کمک می کند.

خیانتی که ابتدا در ذهن است

بررسی ها گویای آن است که بعضی از زنان شوهردار، به ویژه در شهرهای بزرگ و کلانشهرها (چیزی حدود ۲۰۰ درصد) به خاطر عدم کیفیت و کمیت روابط زناشویی با همسرانشان، در ابتدا از منظر فکری و تمایلی و سپس به صورت مشخص به سمت مباحث فرازناشویی کشیده می شوند و بدتر از آن مردان هستند (حتی تا ۵۵ درصد آنها)، خیلی راحت تر و زودتر از زنان به برقراری ارتباطات فرا زناشویی مبادرت می کنند. همانگونه که گفتیم، مشکل تنوع طلبی جنسی، از جمله موضوعاتی است که متاسفانه گریبان همه جوامع را گرفته ، این مورد به ویژه در بین زنان ازدواج کرده و کمی مسن تر و همچنین مردان متاهل و برخوردار از وضعیت مطلوب نیز دیده می شود؛ در این میان سه موضوع بسیار با اهمیت که عدم توجه به آنها سبب گسترش تنوع طلبی جنسی می شود، عبارتند از :

۱ – ناتوانی جنسی
۲- عدم رضایت جنسی
۳- تفاوت کلی در فکر و اندیشه (عدم تمایل)

عوامل اصلی تنوع طلبی جنسی

می توان گفت، جو آسیب دیده خانواده، کج رفتاری های اجتماعی ، هیجانات کاذب، دست نیافتن به رویاهای پس از ازدواج و مواردی از این قبیل، از عوامل اصلی در ایجاد و گسترش روابط نامناسب و نهایتا تنوع طلبی جنسی است.

از جمله موارد دیگر که در گسترش روابط نامناسب و بی تفاوتی ها تاثیر بسزایی داشته ، شکل گیری و گسترش خانواده توافقی است، خانواده ای که همه دانسته یا ندانسته به این توافق ضمنی دست یافته اند که در امور همدیگر مداخله نکنند، حساس نشوند و بگذارند هر کس زندگی اش را بکند و به همین دلیل است که این روزها، این جملات و کلمات را زیاد و همه روزه از زبان همسران به اصطلاح راحت، متجدد و تازه به دوران رسیده، می شنویم:

– بگذار بچه ها کار خودشان را بکنند و ما کار خودمان را
– چکارشان داری؟
– دنیای آنها با ما فرق می کند
– زیاد هم سخت نباید گرفت
– دنیا، دنیای تعامل، راحتی، مثبت نگری و سخت نگرفتن است، (برداشت های اشتباه از مفاهیم درست)
و…

ضمن آنکه بحث بیماری ها و مشکلات جنسی و زناشویی را نباید فراموش کرد، در همین راستا تعداد زیادی از پزشکان، اورولوژیست ها و روانپزشکان معتقدند که بیش از ۴۰ درصد مردان و ۴۸ درصد از زنان با مشکل حاد و مایوس کننده سردمزاجی و ناتوانی جنسی مواجهند و اینگونه امیال و رفتارها اصولا ناشی از اختلالات عصبی، هورمونی، آناتومیک، عروقی و مهم تر از همه سبک زندگی است و این بسیار تاسف آور است؛زیرا ناتوانی فرد در برقراری ارتباط مطلوب زناشویی، فشار زیادی را به روح و روان همسران وارد می آورد، اگر بتوانیم با یاددهی و آموزش گسترده شیوه و سبک زندگی و همچنین تغییر و تحول در دیدگاه و نگرش همسران و دیگران نسبت به موضوعات با اهمیت جنسی و زناشویی اقدام کنیم، گامی بزرگ در راه رهایی انسان از قید تنوع طلبی جنسی و هوسرانی های لجام گسیخته برداشته ایم و این خیلی خوب است.

منبع : seemorgh

296
منتشر شده در287 روز پیش
صفحه 1 از 812345...قبلی »