روانشناسی همسران - پرشین طب

فروش فایل فروشگاه شاپ می نو
امار سایت
  • افراد آنلاین : 21
  • ورودی گوگل : 77
  • تعداد کل مطالب : 4114
  • بازدید امروز : 10549
  • بازدید دیروز : 17559
  • بازدید این هفته : 28108
  • بازدید این ماه : 457933
  • بازدید کل : 3457711
داشتن همسران شاد

داشتن همسران شاد با این نکات

پرشین طب – رازهای موفقیت | به گزارش پرشین طب؛ در این نوشته قصد داریم تا در مورد داشتن همسران شاد صحبت کنیم ، داشتن همسران شاد چگونه ممکن است؟ برای اینکه زن و شوهری شادی داشته باشند ، باید یک سری قوانین ساده را رعایت کنند ، در صورت تمایل پیشنهاد می کنیم با موضوع داشتن همسران شاد با این نکات همراه سایت باشید.

داشتن همسران شاد با این نکات

اخیرا تحقیقی به صورت اینترنتی انجام شده است که در آن نحوه برخورد مردم با جنبه های مهم زندگی و روابط با همسران شان مورد بررسی قرار گرفته است.

در این تحقیق بیش از ۷۰۰۰۰ نفر از سراسر دنیا شرکت کرده اند. محققان با تحلیل پاسخ های شرکت کنندگان و مقایسه آنها به نتایج جالبی دست یافته اند.

بررسی ها نشان داده است که گفت و شنود راز زندگی شاد زوج ها ست.

روکسانا ۳۷ ساله و کنستانتین ۳۳ ساله- هر دو اهل رومانی – ده سال است که ازدواج کرده اند و یک پسر ۷ ساله دارند.

روکسانا می گوید: “ما درمورد همه چیز از بچه، خانواده، کار و حتی روابط زناشویی مان با یکدیگر صحبت می کنیم. “آنها حتی وقتی سرکار هستند و حسابی مشغول، لحظه ای وقت می گذارند و از حال هم باخبر می شوند.

به هم پیامک و یا ایمیل می زنند. هر دو معتقدند با این رفتارهای به ظاهر معمولی توانسته اند ازدواج شان را موفق نگه دارند.

روانشناسان معتقدند یکی از اولین عوامل حفظ زن و شوهر کنارهم و خوشبخت نگهداشتن آنها صحبت و گفتگو است.

بسیاری از زن و شوهرهایی که از زندگی شان رضایت ندارند به این موضوع از روابط شان توجهی نشان نداده اند و نتایج حاصل از این تحقیق این مساله را عامل شماره یک خانواده های موفق و شاد دانسته است.

در واقع پاسخ دهندگان تمام کشورهای شرکت کننده در این تحقیق این موضوع را مهم عنوان کرده اند و تنها شرکت کنندگان فرانسوی مهر و محبت را پیش از گفتگو قرارداده بودند.

همه ما نیاز داریم حرف هایمان را بشنوند و درک مان کنند و گفتگوهایمان هم در شرایطی مطمئن، لذت بخش و پرمعنا صورت گیرد و فرد مقابل مان نیز کسی باشد که بتوانیم به او اعتماد داشته باشیم و او نیز بازخوردی مهربانانه داشته باشد.

کسی که صحبت هایمان را  با تمام وجود بشنود و البته همین رفتار را متقابلا از ما ببیند.

بسیاری از زوج ها مجبورند کار کنند و معمولا کمتر به این درجه از خوشی می رسند.

ساندرا ۳۹ ساله از هلند یک روز به خود آمد و متوجه شد ” جان ” شوهرش که مشاور امور مالی شرکتی است روز به روز کم حرف تر شده و حتی وقتی با او صحبت می کند، ترجیح می دهد تلویزیون تماشا کند یا ایمیل هایش را بخواند.

داشتن همسران شاد

داشتن همسران شاد

این رفتار ساندرا را واقعا رنجانده بود. او حس کرده بود موضوعی شوهرش را اذیت می کند اما هرگز در موردش حرفی نمی زد. ساندرا از این وضعیت خسته شده بود و از شوهرش خواست که پیش مشاور بروند و بعد آنجا بود که فهمید به خاطر بحران اقتصادی، حرفه شوهرش در خطر است.

جان گفت او می خواسته است همسرش را وارد این موضوع ناراحت کننده و نگران مشکلات کاری اش نکند و نمی دانسته که خود این رفتار ممکن است آزاردهنده باشد.

جان می گوید: “اکنون من در مورد هرچیزی که نارحتم می کند با او صحبت می کنم و علاوه براینکه او شنونده خوبی است زندگی مان هم مانند گذشته شاد و عالی شده است.”

این گفتگوها صرفا به خاطر رد و بدل کردن اطلاعات نیست بلکه رسیدن به نقاط مشترک است.

“الگ” بازاریاب روسی که ۹ سال است با ماریا  – طراح مد –  ازدواج کرده می گوید : “ما در طول این زندگی با هم دعوا کرده ایم.

اما این بگومگوها قبلا بیشتر اتفاق می افتاد . ما الآن چند قانون را فهمیده ایم . اینکه هر کدام مان صدا برای بلند کردن داریم اما باید دنبال نتیجه ای باشیم که هردویمان را راضی نگهدارد.”

گفتگوی صحیح  بین زن و شوهر کمک می کند که هردو  بتوانند نیازهایشان را به راحتی مطرح کنند و تنش بین شان به حداقل برسد.

اما کدام یک ارتباط بهتری برقرار می کنند مرد یا زن؟ ممکن است فکر کنید زن ها دراین کار بهتر هستند. داشتن همسران شاد

اما در تحقیق که انجام شده است ۹۰ درصد مردها  و زن ها هردو گفتند که بهتر از دیگری ارتباط برقرار می کنند. اما وقتی از زن ها پرسیدیم آیا شوهران شان را در این زمینه خوب می دانند تقریبا یک سوم آنها گفتند : “نه ، هرگز .” و برعکس یک چهارم مردها نسبت به همسرانشان چنین احساسی داشتند.

ارتباط بین زن و شوهر ها بسیارپیچیده است چراکه دربرگیرنده اشاره های عاطفی ، کلامی و فیزیکی است که بسیاری از ما  در ارسال و دریافت این اشارات ایراد داریم.

در این بخش شش روش ارائه شده است که به شما یاد می دهد چگونه با همسرتان ارتباط بهتری برقرار کنید و “زندگی خوبی” داشته باشید.

۱- چند قانون ساده
این قوانین می توانند کیفیت ارتباط تان را به طور چشمگیری افزایش دهند و حتی برای زوج های مشکل دار تعادل و توازن به همراه داشته باشد.

یک: کنار یکدیگر در یک مکان بی سروصدا و راحت، بنشینید. جایی که مطمئن هستید کسی یا چیزی آرامش تان را به هم نمی ریزد. و قبول کنید که با تمام وجودتان حرف های طرف مقابل تان را بشنوید و صحبت هایش را هم قطع نکنید.

دو: سعی کنید بفهمید که همسرتان برای شاد بودن به چه چیزی نیاز دارد و آن را درک کنید و به آن احترام بگذارید. (البته موارد کاملا غیر منطقی جایی در اینجا ندارند.) پنج موردی که خوشحال تان می کند را یادداشت کنید و با همسرتان درمیان بگذارید و پنج مورد از فهرست همسرتان را نیز بشنوید. داشتن همسران شاد

سه: از این پنج مورد، مواردی را که بیش از همه شما را راضی نگه می دارد دراولویت قرار دهید و اولویت های همسرتان را نیز بشناسید. و در مورد هیچ کدام جروبحث وانتقاد و معامله نکنید.

کمی که بگذرد احساس می کنید چقدر راحت می توانید درمورد نیازهایتان با همسرتان صحبت کنید و به احتمال زیاد به توافقی نسبی هم دست می یابید.

۲- گوش کنید و حرف نزنید
آسان ترین روش ارتباط گوش کردن به صحبت های همسرتان است. این کار ممکن است به نظر ساده بیاید اما گوش کردن مهارتی چون  تمرکز و تحمل می طلبد.

بسیاری از زوج ها، چه مرد و چه زن، شکایت دارند که همسرشان برای شنیدن حرف هایشان وقت نمی گذارند.

روانشناسان روشی پیشنهاد می کنند که طی آن که یک نفر افکارش را بیان کند و دیگری کاملا گوش نماید.

سپس شنونده بخش های مهم صحبت های گوینده را بازگو کند و نشان دهد که کاملا متوجه حرف هایش شده است.

بدین وسیله اگر شنونده در درک حرف ها اشتباه کرده باشد گوینده می تواند او را تصحیح کند.  بعد شنونده در نقش گوینده حاضر شود و حرف های خود را بگوید.

بدین ترتیب هردو می فهمند طرف مقابل شان چه احساسی دارد اگرچه  مجبور نیستند با آن احساس کاملا موافق باشند.

۳- تخصیص زمان برای گفتگو
هر روز زمانی را برای صحبت کردن اختصاص دهید و از آن برای انجام دادن کاری دیگر چشم پوشی نکنید.

فرقی نمی کند چه ساعتی در روز باشد فقط باید بدون خطر حذف وجود داشته باشد.

به طور مثال یک زوج فرانسوی که ده سال است کنار هم با شادی زندگی می کنند همیشه موقع صبحانه قبل از اینکه مرد به سر کار برود با هم صحبت می کنند.

همچنین بیشتر مواقع با هم به پیاده روی می روند و بازهم می توانند در مورد موضوعات مختلف باهم حرف بزنند.

۴- فقط فکرش را نکنید، آن را نیز به زبان آورید
یک روش ساده دیگر برقراری ارتباط، این است که وقتی به چیزی فکر می کنید به جای اینکه به تنهایی به تحلیل آن بپردازید در موردش با همسرتان صحبت کنید و هر وقت دیدید همسرتان حرفی هوشمندانه در موردش زد حتما آن را تحسین کنید.

وقتی افکارتان را باهم رد وبدل می کنید همیشه می توانید ارتباط عاطفی تان را حفظ کنید.

۵- از گفتن یا انجام دادن کارهایی که به رابطه تان صدمه می زند بپرهیزید
وقتی از دست همسرتان عصبانی هستید بلافاصله در موردش صحبت نکنید.

اندکی مهلت بخواهید تا کمی خشم تان فروکش کند و سپس با آرامش بیشتری با او صحبت کنید. اینگونه از اینکه رابطه تان آسیب جدی ببیند جلوگیری خواهید کرد.

۶- مشورت کنید
اگر صحبت هایتان به ایجاد رابطه ای خوب میان شما و همسرتان نینجامید پس شما به کمک نفر سوم نیاز دارید. داشتن همسران شاد

از او مشاوره بخواهید تا روش درست ارتباط برقرارکردن را به شما بیاموزد.

ماریانا ۲۹ ساله، که در مدرسه ای در بخارست معلم است هشت سال پیش با بوگدان ۳۱ ساله و مهندس مکانیک ازدواج کرد.

هر شب پس از شام بوگدان پشت کامپیوترش می نشست و به کارش می پرداخت.

از طرفی هم هردویشان در آرزوی این بودند کاری وجود داشت که می توانستند کنارهم مثل یک زن و شوهر واقعی انجام می دادند.

آنها هر کاری می کردند آخرش به دعوا منجر می شد و در شرف جداشدن بودند.

اما یک مشاور توانست به آنها یاد بدهد که چگونه علایق و آرزوهایشان را باهم درمیان بگذارند.

پس از ده ماه ماریانا یاد گرفت کمتر انتقاد کند و بوگدان فهمید چگونه در مورد افکار و احساساتش صحبت نماید و ازدواج شان همچنان پابرجا باقی ماند.

خودآزمایی
زوج های خوشبخت، سعادتشان را در گفتگو با یکدیگر می دانند. شما چطور؟ مهارت های ارتباطی تان را با انجام دادن این آزمون بیازمایید. داشتن همسران شاد

به سوال ها پاسخ داده و برای هر  پاسخ “بله” یک امتیاز قایل شوید.

۱- آیا هر روز با همسر یا نامزدتان در مورد چیزهایی – مثلا درباره خود او- صحبت می کنید؟

۲- آیا در مورد موضوعاتی که شما را ناراحت کرده با همسرتان صحبت می کنید؟

۳- آیا در مورد موضوعات جالب و هیجان انگیز یا اخبار با او صحبت می کنید؟

۴- آیا برای اینکه ارتباط خوب تان از بین نرود تلاش می کنید چیزی در دل تان نگه ندارید؟

۵- آیا همیشه به همسرتان حقیقت را می گویید حتی اگر دروغگویی مدتی جلوی دعوا و کشمکش تان را بگیرد؟

 ۶- آیا عمیق ترین احساسات تان در خصوص روابط تان را تنها بین خودتان مطرح می کنید؟

۷- آیا حتی بدون کلام هم به همسرتان نشان می دهید که او را چقدر دوست دارید؟

۸- آیا به همسرتان می گویید که او چگونه می تواند به شما احساس خوبی دهد؟

۹- آیا تقریبا هر روز به همسرتان می  گویید: “او را دوست دارید؟”

نتیجه آزمون
امتیاز ۷ تا ۹
شما زوج شاد و خوشبختی هستید.

امتیاز ۴ تا ۶
نه شاد هستید و نه غمگین. یک کمی روی روابط تان کار کنید به سمت شادی پیش می روید.

امتیاز ۰ تا ۴
اگر هرچه زودتر فکری به حال ازدواج تان نکنید ، پشیمان خواهید شد.

منبع : zendegionline

229
منتشر شده در29 روز پیش
توجه زیاد شوهر به زنان دیگر

با توجه زیاد شوهر به زنان دیگر چه کنیم

پرشین طب – روانشناسی همسران | به گزارش پرشین طب؛ ممکن است گاهی حس کنیم شوهرمان توجه زیادی به زنان دیگر دارد ، با توجه زیاد شوهر به زنان دیگر چه کنیم ، این موضوعی است که می خواهیم تحت بررسی قرار دهیم ، موضوع جدی و مهم که برای دوام زندگی زناشویی بسیار مهم است ، در صورت تمایل به شما پیشنهاد می کنیم تا انتهای نوشته با ما همراه باشید.

با توجه زیاد شوهر به زنان دیگر چه کنیم

نسبت به شوهرم بسیارحساس هستم، همسرم به قول خودش بسیار معاشرتی است و خیلی راحت می‌تواند با دیگران حتی زنان ارتباط بگیرید، در خیابان همیشه به زنان دیگر نگاه می‌کند و در مورد آنها نیز اظهار نظر می‌کند، اگر چه هرگز به رویش نیاورده‌ام اما این موضوع مرا بسیار رنج می‌دهد، لطفاً راهنمایی‌ام کنید:

پاسخ:

اول صحبت، بعد قضاوت

اگر پیش از ازدواج در مورد محدوده روابط زن و مرد از جمله نگاه، صحبت کردن و… با همسرتان گفت‌و‌گو کرده و به نگاه مشترکی رسیده‌اید و در مورد پایبند بودن به این مرزها نیز، توافق کرده‌اید، حال با توجه به آن قرار دادها رفتارهای همسرتان را بررسی کنید و در موردش قضاوت کنید، بسنجید تا دریابید آیا فلان رفتار همسرتان در چارچوبی که قبلاً در موردش توافق کرده بودید، معنادار هست یا طبق آن چارچوب، رفتار امروز همسرتان نادرست و سزاوار مجازات است. اگر صحبتی در این زمینه نداشته‌اید، نخستین فرصت را مغتنم بدانید و در این زمینه به طور مفصل با همسرتان صحبت کنید و خط قرمزها و محدوده‌های ارتباطی با جنس مخالف را مشخص کنید.

توجه زیاد شوهر به زنان دیگر

توجه زیاد شوهر به زنان دیگر

اگر با هر رفتار همسرتان برانگیخته می‌شوید، بهتر است پیش از هر اقدامی، خودتان را زیر ذره‌بین قرار دهید؛ چه بسا ممکن است شما چون خودتان به‌صورت خودآگاه یا ناخودآگاه به این رفتار تمایل دارید، آن را به همسرتان نسبت می‌دهید، یا ممکن است به دلیل گذشته همسرتان، روی رفتار‌های امروزش حساسیت به خرج دهید. برای مواجهه صحیح با این مشکل بهتر است فکر‌تان را الک کنید و مدیریت ذهن فرا بگیرید. یادتان باشد یک رفتار زمانی قابل بررسی و مجازات است که تکرار شود، اگر تنها یک بار احساس کردید همسرتان با نگاه ناپسندی به فرد دیگری چشم دوخته است، سریع او را مورد قضاوت قرار ندهید و با حساسیت‌های افراطی خویش هر بار نگاه و رفتار همسرتان را زیر ذره بین نگذارید، این وضعیت نه تنها به رفع مشکل شما کمکی نخواهد کرد بلکه باعث اضطراب بیشتر یا بیماری وسواس و بدبینی‌تان می‌شود.

قانون‌های تازه وضع کنید

اگر واقعاً یقین پیدا کردید که همسرتان به شکلی متفاوت به زنان دیگر نگاه می‌کند، دچار خشم زیاد یا احساس ناتوانی می‌شوید، پیش از نشان دادن هر واکنشی به خود فرصت دهید تا بتوانید بر خشم‌تان غلبه کنید، سپس مجدداً رفتار را بازبینی کنید، اگر در بررسی دوباره به این نتیجه رسیدید رفتار همسرتان صحیح نیست، صریحاً موضوع را با او درمیان بگذارید و نگرانی‌هایتان را به همسرتان بگویید، شایسته است انتظارات‌تان را در محدوده شرع و عرف بیان کنید و با کمک همسرتان چارچوب جدیدی را برای حدود روابط‌‌تان تعیین کنید و در مورد آن به توافق برسید، از همسرتان بخواهید برای سلامت زندگی مشترک‌تان بر حسب این تفاهمنامه رفتار کند و نادیده گرفتن این اصول مشترک باعث خواهد شد شما برخورد جدی تری را در نظر بگیرید.

به خاطر داشته باشید هرگز برای انتقام دست به عمل متقابل نزنید یا خشم خود را به‌ صورت یک رفتار منفعلانه مانند قهر کردن بدون دلیل، وارد عمل نشوید، این عمل در نهایت زندگی‌تان را در جهت یک سیکل معیوب عمل و عکس‌العمل پیش خواهد راند که نه تنها پایانی برای آن نیست بلکه بسیار آسیب رسان هم است.

منبع : tanzimekhanevadeh

127
منتشر شده در122 روز پیش
نشانه های طلاق عاطفی

آشنایی با نشانه های طلاق عاطفی

پرشین طب – روانشناسی همسران | به گزارش پرشین طب؛ طلاق عاطفی چیست؟ چه تفاوتی با طلاق دارد؟ نشانه های طلاق عاطفی در زوجین چیست؟ زوجینی که به طور اسمی با هم زن و شوهر هستند و نسبت به هم بی میل بوده و علاقه ای به صحبت و گفتار با هم ندارند را طلاق عاطفی می گویند. در این نوشته می خواهیم در مورد نشانه های طلاق عاطفی صحبت کنیم.

آشنایی با نشانه های طلاق عاطفی

مراحل طلاق عاطفی

مرحله اول: این مرحله با سرزنش کردن آغاز می شود؛ فردِ خواهان جدایی، تمرکز خود را بر روی اعمال و رفتار طرف مقابل گذاشته و او را در تمام اتفاقات گذشته، حال وآینده مقصر می داند.

مرحله دوم: سوگواری؛ فرد شروع کننده یا خواهان جدایی، دچار افسردگی و در خود فرورفتگی شده و در انجام دادن امور خانه و خانواده، دچار سستی وکم کاری می شود.

مرحله سوم: خشم؛ مرد نسبت به تمام زن‌ها و زن نسبت به تمام مردها،حس خشم وگاهی تنفر دارد. در این مرحله زن و مرد با تمام قوا سعی در آزار و اذیت یکدیگر دارند.

مرحله چهارم: تنهایی؛ طوری زندگی خود را چیدمان می کنند که گویی در هیچ زمینه‌ای نیاز به یکدیگر ندارند.

مرحله پنجم: بازگشت به زندگی؛چنانچه فرد خواهان باشد که به مرحله چهارم برسد،تصمیم برای طلاق قانونی قطعی شده و این شروع نوع جدیدی از زندگی خواهد بود.

سوالی که اکنون مطرح می شود، این است که آیا حفظ زندگی در هر شرایطی بهتر از طلاق قانونی است؟

پاسخ به این سوال کمی دشوار به نظر می‌رسد، اما گوشزد کردن این نکته می‌تواند مثبت باشد؛ در طلاق عاطفی هم فشار زیادی به لحاظ عاطفی یا نیازهای جنسی بر زوجین وارد می شود که می تواند موجب افسردگی، اضطراب، پریشانی ویا خیانت به همسر شود.

نشانه های طلاق عاطفی

نشانه های طلاق عاطفی

دلایل طلاق عاطفی چیست؟

اگر از ازدواج اجباری که مسلما یکی از بزرگ ترین دلایل طلاق عاطفی است، بگذریم؛نبود آگاهی کافی از یکدیگر پیش از ازدواج

آماده نبودن افراد برای پذیرفتن مسئولیت‌های زناشویی و به اصطلاح نرسیدن آنان به سن بلوغ فکری

آشنا نبودن به دنیای مردانه و زنانه

عدم رضایت از روابط جنسی ، انزال زودرس ، یک دندگی در انجام رابطه و….

برآورده نشدن انتظارات پیش از ازدواج

نداشتن وقت کافی برای همسر به دلایل مختلف کاری، شغلی یا بی علاقگی

دیر آمدن به منزل و سپری نکردن اوقات فراغت با او

که همه اینها تنها گوشه ای از دلایل سردی روابط زوجین است.

با همه این احوال؛ دلایل اصلی ماندن زوج ها درکنار یکدیگر و ادامه فرآیند زندگیِ با هم، اما بدون هم چیست ؟

۱ – طلاق در جامعه ما همچنان مذموم است، لذا بیشتر خانواده ها تلاش می کنند این اتفاق نیفتد.
۲ – زن ومرد نیاز به پشتوانه عاطفی دارند؛ به خصوص زنان از این نظر تمایل بیشتری دارند که حامی وپشتیبان عاطفی داشته باشند وچون زن بر خلاف مرد انتخاب شونده است، نه انتخاب کننده، درون خود این ترس را دارد که مبادا پس از طلاق تنها بماند.
۳ – طرد شدن وگاهی مورد بی حرمتی قرار گرفتن شخص مطلقه به خصوص زنان در جامعه
۴ – سرنوشت فرزندان و بی سر وسامان شدن آنان
۵ – دور شدن از فرزندان به سبب قوانین کشوری
۶ – مشکلات مالی و نداشتن محل مناسب برای سکونت به ویژه برای زوجه

چه کنیم به طلاق عاطفی نرسیم؟

یادمان باشد همه چیز نسبی است؛ نباید از مرد یا زن زندگی خود خواستار تمام وکمال بودن داشته باشیم؛ فراموش نکنیم اگر هر مرد یا هر زن دیگری را هم انتخاب می‌کردیم، دور از عیب وخالی از اشکال نبود.پس تلاش برای تغییر دادن یکدیگر را کنار بگذاریم ، انسان ها را نمی توان تغییر داد، مگر در موارد محدود.
اولویت های خود را برای حفظ بنیان خانواده جابه جا کنیم
در دعواهای پیش آمده، دنبال مقصر تکی نگردیم؛ یادمان باشد در یک مشاجره هر دوطرف مقصرند.
واقعگرا و انعطاف پذیر باشیم؛تا زمانی که مشکلات کوچک هستند، به روانشناس مراجعه کرده و با اومشورت کنیم.

منبع : tanzimekhanevadeh

164
منتشر شده در143 روز پیش
بدبینی نسبت به شوهر

بدبینی نسبت به شوهر در زنان

پرشین طب – روانشناسی همسران | به گزارش پرشین طب؛ نقطه مقابل اعتماد ، سوء ظن می باشد ، در این نوشته می خواهیم به موضوع بدبینی نسبت به شوهر در نگاه زنان صحبت هایی داشته باشیم.  این موضوع می تواند نوعی اختلال روانی باشد. در این صورت ممکن است زن حتی از رفتارهای محبت آمیز همسر هم احساس رضایتمندی نکند. با موضوع بدبینی نسبت به شوهر در زنان همراه ما باشید.

بدبینی نسبت به شوهر در زنان

یکی از اختلافات مهم بین زن و شوهر، وجود بدبینی شوهران نسبت به همسرانشان و بالعکس است. فرد بدبین وقتی همسرش دیر بیاید، فکر می کند:داشته خیانت می کرده، اگر زود بیاید،تصور می کند که دارد صحنه سازی می‌کند، اگر با موبایل حرف بزند؛خیال می‌کند با کسی رابطه دارد و…

این افراد به دلایل واهی به همسرشان مظنونند و زندگی را بر خود و اطرافیان تلخ می کنند. وقتی یکی دائم درحال مواخذه و دیگری در حال توضیح و دفاع باشد، قطعا این زندگی نیست، بلکه دوزخی کُشنده است که هر دو طرف در آن شکنجه‌ می‌شوند.

شخصی که دچار مشکل بدبینی است، احساس می کند چیزی را که می بیند یا می شنود،واقعیت ندارد و حقیقت چیز دیگری است،یعنی کاسه‌ای زیر نیم کاسه است. هیچ چیز مانند بدبینی در تخریب یک رابطه  مشترک زناشویی ویرانگر نیست.

بدبینی نسبت به شوهر

بدبینی نسبت به شوهر

سوالاتی که شکل بازجویی به خود می گیرد

بدبینی نسبت به شوهر

«کجا بودی تا حالا»، «چرا تلفنت رو جواب ندادی»، «تا منو می بینی، بی حوصله می شی»، «ناهار با کی خوردی»، «کیلومتر ماشین خیلی افتاده، کجا رفته بودی»، «چرا بی اشتها غذا می خوری»، «دوست ندارم با این رفیقت رفت و آمد کنی»، «بقیه پول ها رو چه کردی»، «به کی پیام دادی»، «با کی حرف می زدی» و صدها جمله مشابه که معمولا زن ها به شکل بازجویی، مردان را با آنها مورد بازخواست قرار می دهند.
یکی از عواملی که موجب دوری زن  ها و شوهرها از یکدیگر و تلخی روابطشان می شود (به خصوص زوج هایی که با عشق ازدواج کرده باشند)، کمرنگ شدن مبادلات احساسی و عاطفی آنان نسبت به روزهای اول زندگی و جانشین شدن نظام مدیریتی و دستوری بین آنهاست.

گرایش مخرب به سلطه جویی

به طور معمول دختران و زنان جوان امروزی،گرایش بیشتری به سلطه جویی های مخرب و مدیریت شوهرانشان دارند که این موضوع، خود عامل تخریبی مهمی در سُست شدن روابط زن و شوهر است که از نتایج منفی آن می توان به  دروغگویی، سرد مزاجی، دلسردی، پشیمانی، کم توجهی، دوری و… حتی خیانت مرد اشاره کرد.

اغلب زن و شوهرها روش صحیحی برای درک متقابل یا تفاهم نمی‌دانند؛ یا اساسا نیاموخته‌اند. ریشه بسیاری از اختلافات خانوادگی در عدم درک متقابل همسران از یکدیگر است. درک موقعیت یا احساسات همسر، موجب می شود که انسان به نیکی های همسر توجه بیشتری کند و عیب ها و کاستی های همسرش را نبیند. رها شدن از خودبینی و شناخت روحیات همسر، اولین قدم درک متقابل است.
درحقیقت رویکرد گفت وگو در تعاملات خانوادگی بین زن و شوهر، نرخ بسیاری از اختلافات زناشویی را پایین می آورد.آنچه مسلم است بسیاری از افراد به‌واسطه  عدم آشنایی با ادبیات و فنون گفت وگو، هنگام بروز مشکلات به‌سادگی در دام تقابل و رویارویی و حتی خشونت و دیگر روش های زورمدارانه می افتند.

چگونه افكار مشكوك‌مان را به همسرمان بگوییم؟

برخی رفتارها مانند شک، وسواس، استرس، اضطراب و تردید در وجود همه افراد پیدا می‌شود و می‌توانم بگویم که داشتن این‌گونه رفتارها در حد کم و متعادل برای تمام افراد لازم است. اما اگر این رفتارها از حد تعادل‌شان خارج و بیشتر از انتظار ما یا اطرافیان‌مان شود، دیگر یک ضرورت نیستند و می‌توان آنها را رفتارهای بیمارگونه یا حتی بیماری روانی دانست که نام‌گذاری آن به شدت و ضعفش بستگی دارد. در مورد شک و تردید و شکاک بودن افراد، مخصوصا زوج‌ها به یکدیگر باید عرض کنم که معمولا دو نوع مختلف از شک بین زن و شوهرها حاکم است. اولین صورت این است که فرد بدون اینکه حرکتی یا حرفی از همسرش دیده یا شنیده باشد به او شک می‌کند و این‌گونه افراد حتی به خودشان هم شک دارند.

این نوع شک، ارتباط کوچکی هم با وسواس دارد؛ بهترین کار این است که با تمرین زیاد، خودشان را اصلاح کنند؛ مثلا وقتی درباره همسرشان چیزی ندیده‌اند و نشنیده‌اند، بی‌خودی او و خودشان را آزار ندهند. البته علاوه بر تمرین کردن، گاهی لازم است با یک مشاور صحبت کنید تا بتوانید این مشکل را حل کنید. نوع دیگر شک و تردید در مورد برخورد با دیگران و مخصوصا همسران نسبت به یکدیگر است. این شک، خارج از اختیار خود فرد است و خودش به ۲ نوع تقسیم می‌شود. در نوع اول، فرد حرف، عمل یا رفتاری را از همسرش دیده که این رفتار او را به شک واداشته و در نوع دوم، حرف یا کار خاصی نبوده اما همسران بی‌جهت نسبت به یکدیگر، حساس می‌شوند.

این نوع شک هم نوعی رفتار وسواس‌گونه است که فرد باید مشکلش را خیلی زود حل کند تا بیشتر از این از نظر روانی تحت فشار قرار نگیرد. راه‌حل این مشکل هم آن است که مساله را با همسرتان در میان بگذارید و مطمئن شوید که فکرتان درست است یا نه؟ اگر درست نبود که متوجه اشتباه‌تان می‌شوید و درصدد اصلاح رفتارهایتان برمی‌آیید و اگر درست بود هم که حداقل طرف مقابل‌‌تان متوجه اشتباهش می‌شود و سعی می‌کند رفتارش را درست کند. حالا ببینید، زمانی شما حرکت خطایی از همسرتان می‌بینید و دیگر مطمئن می‌شوید که شکتان به یقین تبدیل شده است. مثلا متوجه می‌شوید که شوهرتان با خانم دیگری رابطه دارد و وقتی هم که موضوع را با او مطرح می‌کنید، کاملا انکار می‌کند.

در این حالت شما باید در یک فرصت مناسب، ثابت کنید که متوجه این رابطه شده‌اید و با دادن یک نشانه به او ثابت کنید که متوجه این رفتارش شده‌اید. ممکن است همسر شما از اینکه بفهمد شما متوجه رفتارش هستید، شرمنده شود و دیگر خطایش را تکرار نکند ولی اگر شما نتوانید درست حرف‌هایتان را به او انتقال دهید، وضعتان بهتر که نمی‌شود هیچ، تازه ممکن است رویتان هم به یکدیگر باز بشود و دیگر همسرتان هیچ ناراحتی بابت انجام کارهایش نداشته باشد.

اولین نکته آن است که پس از رسیدن به یقین به هیچ‌وجه داد و بیداد راه نیندازید و همه را خبر نکنید.حواستان باشد که برای درست شدن یک رابطه، نباید رفتار اشتباه را با رفتار اشتباه‌تری جبران کنید. خونسردی خودتان را حفظ کنید و منتظر یک فرصت مناسب بمانید. دومین گام این است که در کمال آرامش و به صورت غیر مستقیم همسرتان را متوجه کارش کنید. به این شکل، او خیلی راحت‌تر رفتار خطایش را می‌پذیرد و آن را اصلاح می‌کند. به عنوان آخرین نکته هم باید بگویم که اگر دو نفر به هم اعتماد کامل داشته باشند، به هیچ‌وجه شک و تردید در رابطه‌شان جایی ندارد اما اگر به هر دلیل لغزشی در رابطه‌شان پیش بیاید و اعتمادشان را به یکدیگر از دست بدهند، باید از یک شخص ثالث برای بهبود روابط‌شان کمک بگیرند.

این شخص ثالث می‌تواند یک بزرگ‌تر یا یک مشاور خوب باشد. تنها نکته مهم هم این است که این شخص میانجی، مورد اعتماد هر دو طرف باشد تا آنها به راهکار او اعتماد و عمل کنند تا رفتارشان نسبت به هم اصلاح شود. به خاطر داشته باشید نباید هیچ نکته‌ای را از مشاور منتخب‌تان مخفی کنید. او در صورتی موفق می‌شود یاری‌تان کند که همه‌چیز را با ریزه‌کاری‌هایش بداند. این را هم هرگز فراموش نکنید که دروغ، سرمنشا بروز شک در طرف مقابل‌تان است. پس همیشه همسرتان را نسبت به کارهایی که می‌کنید آگاه سازید تا کارتان به شک و فاصله گرفتن از هم نیفتد.

مساله را با همسرتان در میان بگذارید و مطمئن شوید که فکرتان درست است یا نه؟ اگر درست نبود که متوجه اشتباه‌تان می‌شوید و درصدد اصلاح رفتارهایتان برمی‌آیید و اگر درست بود هم که حداقل طرف مقابل‌‌تان متوجه اشتباهش می‌شود و سعی می‌کند رفتارش را درست کند.

منبع : tanzimekhanevadeh

176
منتشر شده در168 روز پیش
تنوع طلبی در زندگی زناشویی

علت های تنوع طلبی در زندگی زناشویی

پرشین طب – روانشناسی همسران | به گزارش پرشین طب؛ مباحث جالبی در مورد تنوع طلبی در زندگی زناشویی وجود دارد ، طبق مطالعات انجام شده می خواهیم به بررسی تنوع طلبی در زندگی زناشویی بپردازیم ، تنوع طلبی جنسی همسر به چه دلایلی می باشد؟ در صورت تمایل پرشین طب را با موضوع علت های تنوع طلبی در زندگی زناشویی تا انتها همراهی کنید.

علت های تنوع طلبی در زندگی زناشویی

هشت سال از زندگی مشترکمان گذشته بود،صاحب دو دختر بودیم و زندگی ساده و خوبی داشتیم،تا اینکه متوجه شدم همسرم به من خیانت می کند. خیلی ناراحت شدم و انگار تمام دیوارهای خانه روی سرم خراب شد.همان موقع درخواست طلاق دادم و شش ماه بعد،یک زن مطلقه بودم.حالا ساعت ها اما و اگرهای مختلف ذهنم را مشغول می کند.اینکه اگر بیشتر حواسم به همسرم بود، چه می شد؟ اگر غرق در کار نمی شدم؟ اگر کمی دیرتر درخواست طلاق می دادم و مهم تر از همه، اینکه اگر همسرم به زن و زندگی اش پایبند بود و آنقدر زود اسیر هوا و هوسش نمی شد، شاید…

موضوع تمایلات جهت دار از موارد با‌ اهمیت یک زندگی سالم و شیرین است. وجود تمایل،نشانه تداوم و استمرار رابطه است؛ در بحث تمایل روابط زناشویی و لذت های مربوط به آن، فقط یک جنبه از تمایل و کشش مطرح می‌شود، ویژگی اینگونه ارتباطات سالم، انتشار همان هورمون هایی است که در سطوح متفاوت جسم و جان آدمی آزاد شده و سلامتی و دلخوشی او را برای مدت زمانی به سطح بالایی افزایش می دهد و در این میان حضور و وجود تمایلات دیگر مثل مراعات، احترام، شایستگی و اخلاق، در تداوم این سرخوشی و سلامتی از نقش و تاثیر بسیار بالایی برخوردارند.

تنوع طلبی در زندگی زناشویی

تنوع طلبی در زندگی زناشویی

در این بررسی که نتیجه گفت وگوها، مطالعات و گزارشات به انجام رسیده در ارتباط با زناشویی و نقش تنوع طلبی جنسی از جانب همسران است،مباحث جالبی مورد توجه است.

اندیشمندان و علمای اجتماعی و انسانی و بالاخص آنانی که در زمینه عشق، خانواده و تعلیم وتربیت کار کرده اند، بر این باورند که برای ساختن و نگهداشت یک خانواده و یک زندگی سالم،وجود رابطه زناشویی ارضا کننده بین همسران،نه تنها سبب کاهش تنش ها و استرس ها شده، بلکه نوعی خاص از سلامتی و دلخوشی را که سبب تعادل فشار خون و استحکام سیستم ایمنی بدن می شود را فراهم می آورد، برخورداری فرد از این دو مزیت جسمی، سبب افزایش اعتماد و عزت نفس در شخص شده و به گسترش فضای شادی و صمیمیت در خانواده کمک می کند.

خیانتی که ابتدا در ذهن است

بررسی ها گویای آن است که بعضی از زنان شوهردار، به ویژه در شهرهای بزرگ و کلانشهرها (چیزی حدود ۲۰۰ درصد) به خاطر عدم کیفیت و کمیت روابط زناشویی با همسرانشان، در ابتدا از منظر فکری و تمایلی و سپس به صورت مشخص به سمت مباحث فرازناشویی کشیده می شوند و بدتر از آن مردان هستند (حتی تا ۵۵ درصد آنها)، خیلی راحت تر و زودتر از زنان به برقراری ارتباطات فرا زناشویی مبادرت می کنند. همانگونه که گفتیم، مشکل تنوع طلبی جنسی، از جمله موضوعاتی است که متاسفانه گریبان همه جوامع را گرفته ، این مورد به ویژه در بین زنان ازدواج کرده و کمی مسن تر و همچنین مردان متاهل و برخوردار از وضعیت مطلوب نیز دیده می شود؛ در این میان سه موضوع بسیار با اهمیت که عدم توجه به آنها سبب گسترش تنوع طلبی جنسی می شود، عبارتند از :

۱ – ناتوانی جنسی
۲- عدم رضایت جنسی
۳- تفاوت کلی در فکر و اندیشه (عدم تمایل)

عوامل اصلی تنوع طلبی جنسی

می توان گفت، جو آسیب دیده خانواده، کج رفتاری های اجتماعی ، هیجانات کاذب، دست نیافتن به رویاهای پس از ازدواج و مواردی از این قبیل، از عوامل اصلی در ایجاد و گسترش روابط نامناسب و نهایتا تنوع طلبی جنسی است.

از جمله موارد دیگر که در گسترش روابط نامناسب و بی تفاوتی ها تاثیر بسزایی داشته ، شکل گیری و گسترش خانواده توافقی است، خانواده ای که همه دانسته یا ندانسته به این توافق ضمنی دست یافته اند که در امور همدیگر مداخله نکنند، حساس نشوند و بگذارند هر کس زندگی اش را بکند و به همین دلیل است که این روزها، این جملات و کلمات را زیاد و همه روزه از زبان همسران به اصطلاح راحت، متجدد و تازه به دوران رسیده، می شنویم:

– بگذار بچه ها کار خودشان را بکنند و ما کار خودمان را
– چکارشان داری؟
– دنیای آنها با ما فرق می کند
– زیاد هم سخت نباید گرفت
– دنیا، دنیای تعامل، راحتی، مثبت نگری و سخت نگرفتن است، (برداشت های اشتباه از مفاهیم درست)
و…

ضمن آنکه بحث بیماری ها و مشکلات جنسی و زناشویی را نباید فراموش کرد، در همین راستا تعداد زیادی از پزشکان، اورولوژیست ها و روانپزشکان معتقدند که بیش از ۴۰ درصد مردان و ۴۸ درصد از زنان با مشکل حاد و مایوس کننده سردمزاجی و ناتوانی جنسی مواجهند و اینگونه امیال و رفتارها اصولا ناشی از اختلالات عصبی، هورمونی، آناتومیک، عروقی و مهم تر از همه سبک زندگی است و این بسیار تاسف آور است؛زیرا ناتوانی فرد در برقراری ارتباط مطلوب زناشویی، فشار زیادی را به روح و روان همسران وارد می آورد، اگر بتوانیم با یاددهی و آموزش گسترده شیوه و سبک زندگی و همچنین تغییر و تحول در دیدگاه و نگرش همسران و دیگران نسبت به موضوعات با اهمیت جنسی و زناشویی اقدام کنیم، گامی بزرگ در راه رهایی انسان از قید تنوع طلبی جنسی و هوسرانی های لجام گسیخته برداشته ایم و این خیلی خوب است.

منبع : seemorgh

193
منتشر شده در170 روز پیش
شوهر خسیس

زندگی کردن با شوهر خسیس

پرشین طب – رواشناسی همسران | به گزارش پرشین طب؛ می خواهیم در مورد خساست شوهر صحبت کنیم ، زندگی کردن با شوهر خسیس چگونه است؟ چگونه می توان میزا خسیس بودن همسرتان را بررسی کنید؟ در این نوشته قصد داریم تا در مورد زندگی کردن با شهور خسیس مطالب مهم و جالبی را برای شما عزیزان ارائه دهیم. در صورت تمایل با سایت پزشکی پرشین طب در این مورد همراه باشید.

زندگی کردن با شوهر خسیس

خانمی هستم ۲۲ ساله. ۲ سال است که ازدواج کرده ام و همسرم ۲۷ ساله است. از همان روزهای اول متوجه بی اراده بودن او شدم به طوری که تمامی تصمیم گیری هایش را اعضای خانواده اش انجام می دهند و خودش به تنهایی حتی قادر به یک خرید ساده هم نیست و اعضای خانواده اش باید این کار را بکنند. علاوه بر این خیلی خسیس است و از پول خرج کردن بیزار است و به هیچ عنوان حاضر نیست برای من خرج کند. دیگر خسته شدم و احساس می کنم نسبت به او هیچ حسی ندارم. وقتی کنارم است احساس می کنم که دیگر به او علاقه ای ندارم.

پاسخ:

اغلب زوج های جوان به زمان کافی نیاز دارند تا از وابستگی های فرزند-والدی دوره خانه پدری رها شوند و گاهی متاسفانه برخی خصوصیات شخصیتی والد و فرزند این زمان را طولانی تر می کند. همسر شما جوان ۲۵ ساله ای بوده که تاهل را پذیرفته و احتمالا هنوز معنای تعهد را به درستی دریافت نکرده است و صرفا ازدواج کرده، چون باید ازدواج می کرده است؛ پس باید فرصت بیشتری به وی داد تا با تعهدات خود آشنا و از طرفی با کنش های رشد نیافته خود روبه رو شود که این امر مداخله فرد خبره ای را می طلبد به خصوص درباره تصمیم گیری در خرید و پذیرش درخواست های معقول مالی همسر خود.

شوهر خسیس

شوهر خسیس

بررسی خسیس بودن یا نبودن همسرتان

البته زدن برچسب خسیس به همسر باید بر اساس شرایط شما و ایشان تعریف شود. این که نوع انتظارات مالی شما چگونه است و از طرفی توان خرج کرد و درآمد ماهانه ایشان چه مقدار است، معادله ای است که تعیین کننده وجود خست یا نبود آن در فرد است که معمولا از یک جوان ۲۷ ساله نمی توان انتظار داشت درآمد مکفی برای چرخاندن کامل یک زندگی داشته باشد اما اگر وی برای مخارج معمول و روزانه نیز با شما دائم در حال چانه زدن است در صورتی که توان مالی کافی برای آن را دارد، حق با شماست و وی احتمالا فردی با وسواس آزاردهنده در خرج کردن است.

خساست همسر

همین طور که عرض شد از دست شما چندان کاری بر نمی آید و به مداخله روان درمان گر نیاز دارید. متاسفانه افراد خسیس خود نیز بعد از چند وقتی از رفتار وسواس گونه خرج کرد خود آزار می بینند و برای خرید یک جنس، زمان زیادی را صرف می کنند و موجب کدورت های گوناگونی برای خود و دیگران می شوند. نکته حائز اهمیت در درمان خساست کشف علت درون فردی یا برون فردی و موقعیتی آن است. اگر با اختلال شخصت روبه رو باشیم کار زمان بر و اگر با یک متغیر بیرونی روبه‌رو باشیم کار ساده تر خواهد بود.

در مجموع شما به هیچ وجه نباید با ذهنیت تنبیه و گوشزد کردن، موضوع خساست او را طرح کنید که متاسفانه نتیجه آن بی شک کدورت و جدل خواهد بود؛ بنابراین رفتارتان را به سمت ترمیم و نه تخریب سوق دهید تا به احتمال قوی وی در طول فرایندی که ذکر شد به رفتاری هنجار برسد.

منصفانه به شوهرتان بنگرید

توصیه دیگری که می شود این است که همسرتان را بانگاه مالی صرف ارزیابی نکنید که موجب دلسردی عاطفی شما شود. به خاطر داشته باشید هیچ فردی را به واسطه یک یا دو نقص نباید کلا کنار گذاشت. بر فرض که وی فرد خسیسی باشد آیا خصیصه مثبت دیگری ندارد؟ آیا واقعا غیر قابل تحمل است؟ آیا برای شما و خانواده تان احترام نسبی قائل نیست؟ آیا به شما توهین یا فحاشی داشته است؟ و موارد زیاد دیگر. پس منصفانه به قضیه نگاه کنید و به صرف مسئله ذکر شده راحت زندگی عاطفی و زناشویی خود را به خطر نیندازید.

اجازه دهید علت مشکل و روش های بهبود آن مشخص شود و سپس روند درمانی آن را طی کنید و در نهایت تصمیم بگیرید. همیشه به خاطر داشته باشید معمولا خسیس ترین مرد در مقابل ابراز عشق، تحسین و احترام همسر عاشق خود، دست و دلباز ترین مرد خواهد شد. پس به جای ترک مشکل به حل مدبرانه و عاشقانه آن بپردازید البته ممکن است به سرعت جواب نگیرید ولی بی شک از روش کنونی شما نتیجه بهتری خواهد داشت.

منبع : tanzimekhanevadeh

165
منتشر شده در183 روز پیش
روابط عاطفی

۵ شرط مهم در روابط عاطفی

پرشین طب – روانشناسی همسران | به گزارش پرشین؛ برای داشتن یک روابط عاطفی چندین شروط وجود دارد. در این نوشته می خواهیم ۵ شرط مهم در روابط عاطفی را بیان کنیم. در صورتی که می خواهید وارد روابط عاطفی شوید بهتر است این ۵ شرط را رعایت کنید. رعایت ۵ شرط مهم در روابط عاطفی باعث می شود تا شریک زندگی مناسبی بر سر راه شما قرار گیرد. در صورت تمایل پرشین طب را تا انتهای نوشته همراهی کنید.

۵ شرط مهم در روابط عاطفی

۱. خودتان را از نظر جنسی و احساسی درک کنید.
اگر هنوز خودتان را از نظر جنسی و احساسی درک نکرده‌اید، از جایگاهی وابسته و غیرمستقل از نظر احساسی وارد یک رابطه خواهید شد. ممکن است این امید غیرواقع بینانه را داشته باشید که فردی دیگر بتواند شما را درک کرده و خوشحالتان کند – حتی وقتی خودتان نمی‌توانید اینکار را بکنید. اینکه مستقیماً با طرفتان درمورد احساسات و خواسته‌های جنسی‌تان صحبت کنید خیلی مهم است چون اینکه به این امید باشید که او بتواند احساسات شما را بشناسد و خودش بفهمد که در رابطه‌جنسی چه می‌خواهید یک فانتزی بیهوده است. ولی قبل از آن خودتان باید از واکنش‌های احساسی‌تان به آدمها و اتفاقات در زندگی‌تان آگاه شده باشید. به واکنش‌هایتان توجه کنید و آنها را برچسب‌گذاری کنید. به احساساتتان فکر کنید و درمورد آن با دیگران صحبت کنید، البته بدون این توقع که آنها سعی کنند حال شما را بهتر کنند.

۲. حرف‌هایی که آدمها درمورد خودشان می‌زنند و نشان می‌دهند را باور کنید.
کاملاً عادی است که وقتی جذب یک نفر می‌شوید بخواهید رفتارهای بد آنها را توجیه کنید. اگر کسی با بی‌احترامی با شما رفتار می‌کند یا باعث ناراحتی‌تان می‌شود، این اطلاعات را درمورد شخصیت او بگیرید. اگر سعی می‌کنید با کسی حرف بزنید ولی او شما را نادیده می‌گیرد یا می‌خواهد بدرفتاری خود با شما را توجیه کند، این را جدی بگیرید. ممکن است واقعاً آن فرد شریک خوبی برای زندگی‌تان نباشد. اگر مردی می‌گوید که در رابطه به دنبال هیچ چیز جدی‌ای نیست یا به فضای تنهایی زیادی نیاز دارد، او را رها کنید. او به هیچ عنوان هدف مشترکی با شما ندارد. حرف‌هایی که آدمها درمورد خودشان می‌زنند را باور کنید. اگر بچگانه یا غیرمحترمانه رفتار می‌کنند یا حرف‌هایی می‌زنند که باعث رنجش‌خاطر شما می‌شود، از آن رابطه بیرون بیایید. این وظیفه شما نیست که رفتار کردن را به کسی یاد دهید. وظیفه شما فقط کار کردن روی خودتان و کمک به رشد و پیشرفت فردی خودتان است.

روابط عاطفی

روابط عاطفی

۳. از صمیمیت جنسی دوری کنید.
سعی نکنید با عجله کردن برای برقراری رابطه‌جنسی به صمیمیت احساسی برسید. اگر به این امید هستید که یک رابطه جنسی موجب ایجاد صمیمیت احساسی بیشتر یا تعهد بین شما شود، دست بکشید، اشتباه می‌کنید: تحقیقات نشان می‌دهد که روابطی که با رابطه‌جنسی قبل از ازدواج و صمیمیت احساسی شروع می‌شوند، به روابطی متعهد تبدیل نخواهند شد. شما با این امید عبث رابطه را جلو خواهید برد درحالیکه می‌توانید وقت و انرژی‌تان را برای شناخت بیشتر خودتان و پیدا کردن کسی که آنچه هستید را دوست داشته باشد، صرف کنید.

۴. از نظر روانی خودتان را از والدینتان جدا کنید.
این کار اصلاً ساده نیست. و خیلی‌ها فکر می‌کنند که این کار را کرده‌اند ولی در واقعیت اینطور نیست. اگر شما بعنوان یک فرد بزرگسال به والدینتان اجازه دهید که همه نیازهای احساسی شما را برآورده کنند، دیگر انرژی‌ برای روابط و وابستگی‌های عاشقانه خود نگه نخواهید داشت. سعی کنید کم‌کم و تا حد ممکن خودتان را از والدینتان مستقل کنید. این به آن معنا نیست که نمی‌توانید از بودن با والدینتان لذت ببرید، با آنها وقت بگذرانید و با آنها درمورد زندگی و تجربیاتتان حرف بزنید. به این معنی است که: برای اینکه بتوانید به تنهایی تصمیم گیری کنید مستقل شوید. اینکه به صورت افراطی در همه کارهای خود به دنبال نظر، تایید، راهنمایی یا اجازه آنها باشید به این معنی است که برای خودتان زندگی نمی‌کنید. و اگر به والدینتان اجازه دهید همه بار سنگین زندگی شما را بر دوش بکشند، وقتی فردی پا به زندگی شما می‌گذارد، دیگر نخواهید توانست یک انسان کامل باشید و با این فکر وارد آن رابطه می‌شوید که آن فرد هم قرار است مثل والدینتان از شما مراقبت کند به این ترتیب یک رابطه سالم تبدیل به یک رابطه مسموم خواهد شد. باید کنترل زندگی خودتان را به دست گیرید و از اهداف، نیازها و احساساتتان آگاه باشید.

۵. خودتان را در موقعیت‌های جدید قرار دهید.
یک ایده خیلی پرطرفدار این است که برای پیدا کردن فرد موردنظر اول باید روی رشد و پیشرفت فردی خودتان کار کنید. تجربه من نشان می‌دهد که وقتی خانم‌ها می‌خواهند این کار را انجام دهند، به انزوا کشیده می‌شوند و احساس تنهایی و دور از دسترس بودن می‌کنند. با چنین هدف مبهمی از «کار کردن روی خودتان» قادر به پیشرفت نخواهید بود و تنهایی هم به بقیه مشکلاتتان اضافه خواهد شد. با رشد دادن هوشیاری جنسی و احساسی‌تان روی خودتان کار کنید. درعین‌حال، شما برای شناختن خودتان به روابط جدید عاشقانه و دوستی نیاز دارید. هر قرارملاقات با فردی جدید اطلاعات لحظه‌ای درمورد اولویت‌ها، نقاط قوت و ضعفتان در اختیارتان قرار خواهد داد. اگر به فکر کردن و عمل کردن به طریقی که همیشه می‌کردید ادامه دهید، انگار در باتلاق گیر کرده‌اید. مغز شما توانایی فوق‌العاده‌ای برای تطبیق‌پذیری و رشد دارد – البته اگر به آن اجازه دهید. برای اینکه مغزتان رشد کند باید تحریک‌ها و تجربیات جدیدی به آن بدهید که آن را به چالش بکشد. حتماً چیزهایی هست که دوست داشته‌اید یا می‌خواستید امتحان کنید ولی ترسیده‌اید. برعلیه این اضطراب بجنگید و خودتان را در موقعیت‌های جدید قرار دهید و با آدم‌های مختلف و جدید برخورد کنید و سایر جنبه‌های شخصیتتان را هم رشد دهید.

منبع : tanzimekhanevadeh

277
منتشر شده در210 روز پیش
در خطر بودن رابطه زناشویی

در خطر بودن رابطه زناشویی با این نشانه ها

پرشین طب – زناشویی | به گزارش پرشین؛ رابطه زناشویی با این نشانه ها ممکن است رو به زوال و شکست رود. نشانه هایی وجود دارند که باید آنها را جدی بگیرید. رابطه زناشویی شما با این نشانه ها رو به ، به هم ریختگی خواهد رفت. در صورت تمایل با سایت پرشین طب همراه باشید تا با موضوع در خطر بودن رابطه زناشویی با این نشانه ها به شما یک سری نکات مهم زناشویی را یادآوری کنیم. تا انتها با ما باشید.

وقتی افسار کیف پولتان از دست‌تان در می‌رود!

بهره‌مندی از میزان معتدلی از استقلال مالی در حین متاهل بودن یکی از مسائل با اهمیت ازدواج است. یکی از توهین‌های بی‌کلام احساسی می‌تواند نوعی توهین اقتصادی باشد که به همان سوء استفاده اقتصادی تعبیر می‌شود. از آن جایی که محدوده اختیارات متعادل مالی شما نقض شود، یعنی اتفاق ناخوشایندی در شرف وقوع است.

وقتی شما مهجور می‌شوید…

یکی از لطمه‌های احساسی که همسر شما می‌تواند با رفتارش به روحیه شما بزند، بدون اینکه کلامی ناخوشایند رد و بدل شود،‌ دور نگه داشتن شما از دنیاست. این اتفاق هم با دخالت‌ها نابجا در روابط شما با خانواده و دوستانتان اتفاق می‌افتد. گاهی هم همراهی قدم به قدم شما از یک محل به محل دیگر می‌تواند اتفاق ناخوشایندی تلقی شود. فردی که تمام تلاشش را می‌کند تا شما را از همه دور نگه دارد،‌ قطعا نمی‌خواهد این راز که تا چه حد همسرش را از دنیا دور نگه داشته فاش شود،‌ حتی برای نزدیکترین دوستان و اقوامش.

در خطر بودن رابطه زناشویی

در خطر بودن رابطه زناشویی

وقتی که عزت نفس‌تان با یک ضربه گرفته می‌شود!

اگر همسر شما همواره تلاش می‌کند شما را پایین نگه دارد و به افکارتان ارزش و بهایی نمی‌دهد، پس او به راحتی می‌تواند عزت نفس شما را از بین ببرد. در چنین شرایطی است که شما احساس حقارت می‌کنید و مرتب با مقصر دانستن خودتان احساس می‌کنید مشکلی در شما وجود دارد که چنین اتفاقی افتاده است.

وقتی شما تهدید می‌شوید، آن هم بدون کلام!

تهدید شما توسط همسرتان در هر حالتی اتفاق خوشایندی نیست. گاهی اما این تهدید بدون رد و بدل شدن کلمه‌ای اتفاق می‌افتد. مثلا یک نگاه یا یک ژست تهدید آمیز می‌تواند نشان دهد که همسر آنچه را که انجام می‌دهید تائید نمی‌کند.این نوع از تهدید در واقع تهدید روح شماست و خب این اتفاق که گاهی بدون عمد و غرض می‌افتد، اجتناب ناپذیر است اما تکرار روز به روز آن به یک واقعه مخرب تبدیل خواهد شد.

وقتی فرزندتان وسیله‌ای برای گروکشی می‌شود

شخصی که از روش‌های حمله به همسر خود بدون خشنونت کلامی یا فیزیکی استفاده می‌کند ، می‌تواند از فرزند هم به عنوان وسیله‌ای برای کنترل طرف مقابل خود بهره ببرد. این همان گروکشی است که احساسات طرف مقابل را تحت تاثیر قرار می‌دهد و بازی را به نفع فرد مهاجم پیش خواهد برد.

وقتی روابط شما را با خانواده و دوستانتان قطع می‌کند

قطع کردن رابطه شما با خانواده‌تان یا دوستانتان بدون دلیل موجه می‌تواند یک تاکتیک ویژه بدون دعوا و مرافعه باشد. اما باید این را بدانید فردی که اقدام به قطع رابطه همسرش با افراد نزدیک او می‌کند، در واقع به همسر خود نوعی توهین احساسی کرده است.

وقتی وسیله‌ای را پرت می‌کند…

پرت کردن و شکستن اشیاء اطراف شما توسط همسرتان یک رفتار خشن است حتی اگر آن وسیله به سمت شما پرتاب نشود. مشت یا لگد زدن به دیوار، در یا وسایل ،‌همچنین پرتاب کردن اشیاء همگی جزو رفتارهای ناشایستی است که نوعی توهین به احساسات شما تلقی می‌شود و بیشتر باعث صدمه روحی خواهد شد.

منبع : tanzimekhanevadeh

302
منتشر شده در241 روز پیش
صفحه 1 از 812345...قبلی »