دانستنیهای قبل ازدواج - صفحه 3 از 12 - پرشین طب

فروش فایل فروشگاه شاپ می نو
امار سایت
  • افراد آنلاین : 19
  • ورودی گوگل : 46
  • تعداد کل مطالب : 4390
  • بازدید امروز : 11869
  • بازدید دیروز : 15552
  • بازدید این هفته : 27421
  • بازدید این ماه : 384501
  • بازدید کل : 4792203
تشکیل زندگی مشترک

برای تشکیل زندگی مشترک آماده اید؟

پرشین طب – دانستنیهای قبل ازدواج | به گزارش پرشین طب؛ تشکیل زندگی مشترک نیازمند این است که شما برای آن آمادگی داشته باشید. بیشتر افرادی که قصد ازدواج دارند به این فکر می کنند که چه فردی را برای همسری خود انتخاب کنند. ما می خواهیم در این نوشته در مورد ازدواج و تشکیل زندگی مشترک صحبت کنیم ، در صورت تمایل پیشنهاد می کنیم تا انتهای نوشته با ما همراه باشید.

برای تشکیل زندگی مشترک آماده اید؟

تا زمانی‌که خودمان ویژگی‌های شخصی خود را نشناسیم، نمی‌توانیم فردی مناسب برای زندگی مشترک انتخاب کنیم. شناخت خودمان، خواسته‌ها و هدف‌مان از زندگی مشترک، باید قبل از بررسی ویژگی‌های طرف مقابل مورد توجه قرار ‌گیرد.

تشکیل زندگی مشترک

تشکیل زندگی مشترک

هدف‌ از زندگی و ازدواج

در موارد بسیاری به جوانانی برخورد می‌کنیم که خودشان هنوز نمی‌دانند هدف‌شان از زندگی و ازدواج چیست و چشم‌انداز روشنی برای خود ندارند. این عدم آگاهی می‌تواند معیارهای انتخاب آن‌ها را به‌شدت تحت‌تأثیر قرار دهد. نکته مهم دیگر رسیدن به استقلال اقتصادی، روانی و فکری است.

شرط لازم برای ازدواج این است که شما بتوانید خانواده جدیدی تشکیل دهید و آن را به رسمیت بشناسید، نه اینکه با کوچکترین مشکلی به خانواده قبلی خود برگردید و تحت‌تأثیر صحبت‌های اطرافیان و دوستان و آشنایان باشید و قدرت تصمیم‌گیری نداشته باشید.

در شرایط ناآرام تصمیم نگیرید

توجه داشته باشید که اگر پیش از ازدواج در فشارهای خانوادگی، اجتماعی، عاطفی و… قرارگرفته‌اید، برای فرار از آن‌ها و در شرایط روحی نامناسب تصمیم به ازدواج نگیرید. ابتدا ازنظر روحی خود را آرام کنید و سپس با کمک متخصص تصمیم بگیرید؛ چون تصمیم‌گیری در شرایط نامناسب دقیقا مانند از چاله در چاه افتادن است.

دختران بسیاری برای فرار از سختگیری پدر یا برادر یا برای راحت شدن از شنیدن حرف‌وحدیث دیگران و برای ترس از بالا رفتن سن، تن به ازدواج می‌دهند یا پسران بسیاری به‌دلیل رهایی از تنش‌ها یا به‌علت اینکه به اطرافیان بفهمانند که بزرگ ‌شده‌اند و توجه دیگران را به خود جلب کنند، ازدواج می‌کنند.

افراد بسیاری پس از کشمکش‌های عروسی و میهمانی و خوش‌وبش‌های عروسی، تازه پس ‌از آن متوجه می‌شوند که وارد گودی شده‌اند و نمی‌دانند چطور از آن خارج شوند. گیر افتادن در تنش‌هایی که انتظارش را نداشتند و آمادگی پذیرش آن‌ها را هم نداشته‌اند، می‌تواند این افراد را به‌سمت سرخوردگی و افسردگی و گاهی طلاق بکشاند.

آموزش الزامی است

آنچه مسلم است، توجه به آموزش پیش از ازدواج برای رسیدن به زندگی شادتر و لذتبخش‌تر است. لازم است تمامی افرادی که وارد مرحله تصمیم‌گیری و ازدواج می‌شوند، با یک روان‌شناس متخصص در تماس باشند و در کلاس‌های گروهی که توسط متخصصان پیش از ازدواج برگزار می‌شود، شرکت کنند.

شناخت روحیات جنس مخالف، آموزش مهارت‌های زندگی مانند مهارت حل مسئله و تصمیم‌گیری، آموزش روابط بین فردی و چگونگی ارتباط مؤثر، آموزش مهارت‌های جنسی، نوع برخورد با خانواده همسر و…، ازجمله آموزش‌هایی است که افراد قبل از ازدواج باید فرابگیرند؛ چراکه نمی‌توانند به‌تنهایی نقاط ضعف موجود را تشخیص دهند. بعضی از بیماری‌های روحی در ابتدا خود را نشان نمی‌دهند یا ممکن است فردی که متخصص نباشد، تشخیص ندهد؛ مثلا ممکن است بدبینی و پارانویید بودن فردی را به غیرتی بودن او نسبت دهید یا فکر کنید چون شما را بسیار دوست دارد، این‌قدر حساس است؛ پس در این مسئله بسیار دقت کنید.

به جزئیات توجه کنید!

افراد پیش از ازدواج آن‌قدر در کلیات و حرف‌های بزرگ غرق می‌شوند که فراموش می‌کنند پس از ازدواج در دام همان جزئیاتی می‌افتند که برای‌شان بی‌اهمیت بوده است؛ به‌عنوان‌مثال علایق شخصی، نوع وقت‌گذرانی و استفاده از اوقات فراغت و حتی ساعت خوابیدن و بیدار شدن‌تان بسیار مهم است. فرض کنید شما عادت دارید که روزهای جمعه صبح زود از خواب بلند شوید و کوه بروید و همسرتان دوست دارد تا ظهر بخوابد و هیچ‌کدام هم حاضر نیستید که از خواسته خود بگذرید؛ همین مسئله به‌ظاهر کوچک، آغاز مشاجرات بزرگ است. خانواده طرف مقابل را خوب بررسی کنید؛ چون بسیار مهم است شخصی که قرار است همسر شما شود، در همان خانواده و با همان آداب‌ورسوم بزرگ‌ شده و قرار نیست پس از ازدواج خانواده خود را ترک کند و کنار بگذارد. توافقات و تفاهم‌های فرهنگی دو خانواده بسیار مهم است.

حتی به نوع صحبت کردن و صدازدن افراد دقت کنید. از نظر آن‌ها هر فردی در خانواده چه مسئولیت‌هایی دارد؟ چون نوع نگاه آن‌ها حتماً در آینده بر انتظاراتی که از شما به‌عنوان عروس یا داماد خواهند داشت، تأثیر می‌گذارد. هول نشوید؛ در ابتدا همه فکر می‌کنند طرف من با بقیه فرق می‌کند اما پس ‌از اینکه وارد زندگی شدید و هیجانات فروکش کرد، اختلافات سلیقه‌ای و فرهنگی خود را نشان می‌دهد. اگر برای آینده تحصیلی یا کاری خود برنامه‌ای دارید، حتماً با یکدیگر صحبت کنید و متوجه شوید که همسری که قرار است انتخاب کنید، چقدر با آن موافق است و کمک‌تان خواهد کرد. خجالت نکشید؛ حتماً درباره بچه‌دار شدن حتی تعداد و نوع تربیت آن باهم صحبت کنید.

شما به‌عنوان پدر و مادر آینده، لازم است که در این‌باره باهم همنظر باشید. در پایان این جمله را در ذهن داشته باشید و هیچ‌وقت به این امید نباشید که من او را عوض خواهم کرد! زیرا افراد به این راحتی تغییر نخواهند کرد و اگر هم تغییر اندکی داشته باشند، با انرژی بسیاری که برای آن گذاشته‌اید، شما را فرسوده خواهد کرد. حتما قبل از اینکه تصمیم نهایی را بگیرید، پس از چند جلسه آشنایی و صحبت درباره کلیات، به مشاور یا روان‌شناس متخصص مراجعه کنید تا به شما کمک کند که تصمیم بهتری بگیرید.

منبع : salamatnews

219
منتشر شده در230 روز پیش
بدترین سن برای ازدواج

بهترین و بدترین سن برای ازدواج کدام است؟

پرشین طب – دانستنیهای قبل ازدواج | به گزارش پرشین طب؛ سن ازدواج در جوامع مختلف متفاوت است ، می خواهیم طبق آمارها بهترین و بدترین سن برای ازدواج را بررسی کنیم ، به نظر شما بهترین و بدترین سن برای ازدواج کدام است؟ در صورتی که می خواهید در مورد این آمار بیشتر بدانید به شما عزیزان همیشه همراه پیشنهاد می کنیم با موضوع بهترین و بدترین سن برای ازدواج با ما همراه باشید.

بهترین و بدترین سن برای ازدواج کدام است؟

متخصصان دانشگاه یوتا در آمریکا با بررسی بر روی گروه زوج های داوطلب در رده های سنی مختلف دریافتند بهترین زمان برای ازدواج در فاصله سنین ۲۸ الی ۳۲ سالگی است.

معمولا زوج هایی که در این بازه سنی ازدواج می کنند به احتمال بسیار کمتری در پنج سال اول زندگی مشترک خود طلاق می گیرند.

کارشناسان خطرناکترین بازه زمانی برای ازدواج را در سنین ۴۵ الی ۴۹  سال عنوان کردند. در این سنین شخصیت افراد به خوبی شکل گرفته و به سختی تغییر می کند. اگر فرد تا آن زمان ازدواج نکرده باشد به نوعی به زندگی به تنهایی عادت کرده و پذیرفتن یک فرد جدید با عادات و روحیات تازه و شاید متفاوت کمی برایش سخت است و نیاز به انعطاف پذیری و گذشت در برخی زمینه ها دارد.

بدترین سن برای ازدواج

بدترین سن برای ازدواج

کارشناسان پنج سال اول زندگی هر زوج را دوره پر فراز و نشیب می دانند که لازم است زوج ها با فداکاری، گذشت و تفاهم این دوره را پشت سر بگذارند.

معمولا زوج هایی که بیش از ۵ سال با یکدیگر زندگی کرده اند کمتر دچار بحران عاطفی و تمایل به طلاق از نوع توافقی می شوند.

کارشناسان دانشگاه یوتا این نتایج را با شبیه سازی های رایانه ای و دسته بندی های آماری و برآورد میانگین موفقیت در ازدواج بدست آورده اند و براساس مدل های آماری به این نتیجه رسیدند که بهترین زمان بین سنین ۲۸ تا ۳۲ سالگی است.

با این حال کارشناسان به جوانان توصیه می کنند با مثبت اندیشی و حضور موفق در جامعه، توجه به وضع ظاهری، اهمیت دادن به تحصیلات و فراگیری دانش و مهارت های جدید شانس خود را برای ازدواج بالا ببرند.

منبع : hidoctor

318
منتشر شده در232 روز پیش
محاسن ازدواج سنتی

معایب و محاسن ازدواج سنتی

پرشین طب – دانستنیهای قبل ازدواج | به گزارش پرشین طب؛ ازدواج سنتی در مقابل ازدواج مدرن قرار دارد. هنوز خیلی از افراد ازدواج سنتی را دوست دارند. محاسن ازدواج سنتی چیست؟ معایب این نوع ازدواج چیست؟ به هر حال هر نوع ازدواجی دارای محاسن و معایبی خواهد بود. ما در این نوشته قصد داریم تا در مورد معایب و محاسن ازدواج سنتی صحبت کنیم. در صورت تمایل با ما همراه باشید.

معایب و محاسن ازدواج سنتی

وقتی از خواستگاری سنتی حرف می‌زنیم از چه چیزی حرف می‌زنیم؟ خواستگاری به روش سنتی، شکلی از آشنایی‌ است که در فضای خانه صورت می‌گیرد و اولین قدم، معمولاً تماس با مادر دختر است. در این شیوه که احتمالاً شما هم یا آن را تجربه کرده‌اید یا بارها و بارها در سریال‌های تلویزیونی دیده‌اید، خانوادهٔ پسر برای دیدن دختر و توافقات اولیه در خانهٔ دختر حاضر می‌شوند. در شیوهٔ خیلی سنتی در همان جلسهٔ اول تکلیف عقد و عروسی و مهریه معلوم می‌شود. آیا برای دنیای امروز این حد از آشنایی برای ازدواج کافی است؟ آیا باید این شیوهٔ خواستگاری را به‌عنوان یک شیوهٔ آشنایی کاملاً کنار بگذاریم؟

محاسن خواستگاری سنتی

همدیگر را در بافت خانواده می‌بینیم

در جریان خواستگاری، فرد را در بافت خانواده‌اش می‌بینیم. روابط فرد با خانواده‌اش و نیز خصوصیات اخلاقی و ظاهری خانواده ممکن است با خودِ فرد متفاوت باشد و باید در کنار او، به خانواده هم توجه کرد.

عاطفی نمی‌‌شود

در روش سنتی، احتمالِ عاطفی‌شدنِ بیش‌ازحد، کم‌تر است. چون ارتباطات هدفمند است و قرار است ازدواج کنیم. با محاسن خواستگاری سنتی همراه باشید.

امنیت روانی وجود دارد

دختر و پسر، در روش خواستگاری احساس امنیت روانی دارند؛ چون در یک فضای آشکار و چارچوب مشخص به دور از هرگونه پنهان‌کاری عمل می‌کنند و از لورفتن نمی‌ترسند.

می‌شود طولانی‌اش کرد

اخیراً خانواده‌ها جلسات خواستگاری را بیشتر کرده‌اند و این خودش به کسب نتیجهٔ بهتر کمک می‌کند.

محاسن ازدواج سنتی

محاسن ازدواج سنتی

معایب خواستگاری سنتی

ممکن است هیچ آشنایی قبلی‌ درکار نباشد

در این صورت، اگر تنها به یک جلسه اکتفا شود، انتخاب مناسبی صورت نمی‌گیرد. آمار بالایی از طلاق‌ها مربوط به خواستگاری‌های تک‌جلسه‌ای هستند که همه‌چیز در همان جلسهٔ اول تصمیم‌گیری شده است.

بیش‌ازحد رسمی است

چون موقعیت رسمی است، ممکن است خانواده‌ها از لحاظ زمان محدودیت قائل شوند و ترجیح بدهند که مراسم و تشریفات خواستگاری در جلساتی محدود صورت بگیرد.

تکلیف زود معلوم می‌شود

ممکن است خیلی زود بحث خواستگاری به تعیین مهریه و تاریخ عقد و عروسی کشانده شود، در صورتی که این بحث‌ها صرفاً مربوط به جلسهٔ آخر است و طرح زودهنگامش باعث طرح‌نشدن مسائل اصلی و مهم خواهد شد.

افراد غیرمتخصص زیاد دخالت می‌کنند

در روش سنتی، دخالت افراد غیرمتخصص زیاد است. یادمان باشد ما به صرفِ پدرومادربودن، حق تصمیم‌گیری دربارهٔ ازدواج فرزندان نداریم و فقط می‌توانیم مشورت بدهیم.

ممکن است فقط ویترین را ببینیم

در روش سنتی، اصطلاحاً ممکن است ویترین، جذاب‌تر از انباری باشد! همه خیلی شیک هستند و بهترین برخوردها و رفتارها را دارند؛ در صورتی که برای آشنایی و شناخت، باید پشتِ صحنهٔ این ظاهرهای مرتب هم دیده شود.

چطور خواستگاری سنتی را بهینه کنیم

برای رفع‌کردن عیب‌های انکارنشدنی خواستگاری سنتی می‌توانیم کارهای زیر را انجام دهیم: محاسن ازدواج سنتی

خواستگارها را غربال کنیم

برای ایجاد آشنایی ابتدایی، باید غربالگری اولیه داشته باشیم: تحصیلات، سطح درآمد به معنای شغل پدرِ پسر و شغل خود پسر، سن دختر و پسر و نیز محل زندگی از جمله مسائلی هستند که پیش از اولین جلسهٔ خواستگاری باید پرسیده شوند تا هر دو خانواده در صورتی که تناسب داشتند، جلسهٔ اول خواستگاری را برگزار کنند.

تعداد جلسات را زیاد کنیم

برای برطرف‌کردنِ مشکل محدودیت تعداد جلسات، خانواده‌ها باید بدانند هر رابطه‌ای برای شکل‌گرفتن، زمان خودش را نیاز دارد. برای شناخت حداقل چهار جلسه لازم است؛ ولی این‌که این عدد را به اضافهٔ چند کنیم، بستگی به میزان تناسب‌ها و تفاوت‌ها دارد. در کل باید هر دو خانواده انعطاف‌پذیری لازم را برای ادامه‌دادن جلسات داشته باشند.

مراسم و مهریه را بگذاریم جلسهٔ آخر

مسائلی از قبیل مهریه را باید در جلسهٔ آخر مطرح کرد، چون طرح زودهنگام این مسائل، راه را برای شناخت وجوه دیگر طرفین سدّ می‌کند و به نتیجه‌گیری مثبت یا منفیِ زودتر از موعد می‌انجامد.

مشورت بدهیم اما دخالت نکنیم

به‌عنوان پدر و مادر، به فرزندانمان مشورت بدهیم، ولی دخالت نکنیم. نظرمان را مستدل مطرح کنیم، ولی بگوییم که تصمیم‌گیری با خودِ دختر یا پسر است.

سؤالات اساسی بپرسید

این‌که چه سؤالاتی در جلسهٔ خواستگاری بپرسیم، خودش یک مقالهٔ جداگانه نیاز دارد؛ اما متأسفانه در جلسه‌ای که معمولاً دختر و پسر با هم می‌گذارند و می‌خواهند سنگ‌هایشان را به‌اصطلاح با هم وابکنند، معمولاً سؤال‌های سطحی یا غیرلازم پرسیده می‌شود. این سؤال‌ها باید اساسی باشند. سؤالات اساسی چند بخشند: اول باید ببینیم طرف مقابلمان چرا می‌خواهد ازدواج کند؟ فرار از محیط خانواده، نیازهای جنسی، تکمیل‌کردن کلکسیون موفقیت‌ها و فشار والدین دلایل خوبی برای ازدواج نیستند.

دوم این‌که آیا آمادگی ازدواج دارد؟ هم از نظر سنی و هم از نظر استقلال فکری و عاطفی و مالی از خانواده باید دید که طرف مقابلمان آمادهٔ ازدواج هست یا نه؟

سوم تناسبات خانوادگی است: باید ببینیم آیا سطح فرهنگی و اقتصادی و نوع عقاید خانواده‌ها و خود دو فرد با هم جور است یا نه؟

چهارم تناسبات شخصیتی است: این‌‌که در برون‌گرایی و درون‌گرایی، اشتیاق به تجربه‌های تازه، وظیفه‌شناسی و میزان انعطاف‌پذیری به هم شبیه باشیم، خیلی‌خیلی مهم است. پنجم و بعد از همهٔ این‌ها، توافق در مورد آینده است: این‌که نگاهمان به پیشرفت چیست، کِی می‌خواهیم بچه‌دار شویم، کجا می‌خواهیم زندگی کنیم، نگاهمان به اشتغال همسرمان چیست، آیا می‌خواهیم ادامه تحصیل دهیم و با ادامه تحصیل طرف مقابل موافقیم یا نه، این‌ها نکات مهمی است که حتماً باید در جلسه‌های دونفره پرسیده شود. توافق دربارهٔ مراسم، کم‌اهمیت‌ترین موضوع و آخرین نقطه‌ای است که باید به آن رسید. متأسفانه این توافق برای خانواده‌ها به مهم‌ترین و اولین توافق در جلسهٔ خواستگاری تبدیل شده است. این توافق دربارهٔ مراسم می‌تواند نشانهٔ مثبتی باشد اما به‌هیچ‌وجه یک ازدواج خوب را تضمین نمی‌کند.

تحقیق کنیم

برای این‌که فریب ویترین زیبای افراد را نخوریم، باید تحقیق کنیم. هم پسر هم دختر باید تحقیق کنند. خانوادهٔ دختر در همان جلسات اول، باید به منزل خانوادهٔ پسر بروند و از نزدیک جنس زندگی آن‌ها را ببینند. راهکار دیگر برای تماشایِ پشت‌صحنهٔ زندگی افراد این است که مکان‌هایی بجز خانه را امتحان کنیم. رستوران و پارک و فضاهای عمومی از این قبیل، تجربیات بیشتری نصیب هر دو خواهد کرد. در واقع وقتی ما آدم‌ها را در بافت‌های متفاوت می‌بینیم و رفتار آن‌ها را با آدم‌های دیگر هم می‌بینیم، دستمان می‌آید چه‌جور شخصیتی دارند.

مشاوره را به هیچ وجه فراموش نکنیم

مرحلهٔ بعد از گفت‌وگوهای خواستگاری و تحقیق همزمان، مشاوره است. اگر نتیجهٔ مشاورهٔ پیش از ازدواج مثبت یا منفی بود که تکلیف روشن است؛ اما بعضی اوقات نتیجهٔ مشاوره این است که با برطرف‌کردن برخی مسائل، نتیجه مثبت خواهد بود. گاهی ملاک‌ها سازگار نیست و بعید است ملاک‌ها یکی شوند. گاهی با وجود ملاک‌های مشترک، یک‌سری ایرادها هست که می‌توان آن‌ها را رفع کرد. درواقع نتیجهٔ مشاوره، حسن‌ها و عیب‌های انتخاب ما را می‌گوید. مشاورهٔ پیش از ازدواج در هر نوع آشنایی لازم است، اما در نوع خواستگاری سنتی خیلی بیشتر نیاز است؛ چون هیچ آشنایی قبلی در کار نیست و میزان خطا بالاست.

منبع : tanzimekhanevadeh

334
منتشر شده در234 روز پیش
اتمام رابطه

حرف هایی که در هنگام اتمام رابطه نباید زد

پرشین طب – دانستنیهای قبل ازدواج | به گزارش پرشین طب؛ ممکن است در رابطه ای قرار داشته باشید که در حال جدایی است ، باید توجه داشت حرف هایی هستند که در هنگام اتمام رابطه نباید زد ، ما می خواهیم در مورد این موضوع در این مبحث مطالبی را ارائه کنیم ، حرف هایی که در هنگام اتمام رابطه نباید زد چه حرف هایی هستند ، اگر می خواهید بدانید پس بهتر است با ما باشید.

حرف هایی که در هنگام اتمام رابطه نباید زد

«تو همیشه همین بودی»  

مقصر اصلی گفتن جمله های اشتباهی است که از زبان شما بیان می شود. این که شما در این شرایط به شریک زندگی تان بگویید «تو همیشه همین بوده ای» یا این که «هیچوقت به حرف های من گوش نمی کردی» واقعا عادلانه نیست. طبیعی است که اگر شما تنها از روی فرمان هایی که عصبانیت تان به شما می دهد تصمیم بگیرید، طرف مقابل به حرف هایتان گوش نخواهد داد. در این صورت او یک حالت دفاعی به خود می گیرد و تنها روی حرف های غیرمنطقی و ناعادلانه شما تمرکز می کند تا در صورت نیاز جواب تان را بدهد و همین کار شرایط را برای هر دویتان سخت تر می کند.

«در گذشته آن کار را انجام داده ای»  

برخی از ماها عادت داریم که در مقابل اشتباهات طرف مقابل مان سکوت می کنیم. طبیعی است که این افراد هنگام عصبانیت تمام ناراحتی های گذشته را وسط می کشند و ناگهان سر درد دلشان باز می شود. توصیه ما به شما این است که اگر از چیزی ناراحت شده اید، احساسات خود را در همان لحظه بیان کنید تا چیزی در دلتان نماند و ناگهان در آینده سر باز نکند. یادتان باشد که در مشاجره هایتان موضوع کوچکی را که ۶ ماه یا ۲ سال پیش اتفاق افتاده، بیان نکنید. دیدتان را وسیع تر کنید. رابطه عاطفی شما به خاطر آن مشکلات کوچک نبود که به اتمام رسید. بنابراین بهتر است زمان تان را صرف صحبت کردن در مورد موضوعات با اهمیت تر کنید.

اتمام رابطه

اتمام رابطه

‎«ازت متنفرم»

واقعیت این است که شما از او متنفر نیستید بلکه شما تنها عصبانی هستید و این تنها جمله ای است که در آن لحظه به ذهن تان خطور می کند. پس درست قبل از بیان این جمله، چند ثانیه به خودتان زمان دهید، یک نفس عمیق بکشید و فکر کنید که آیا واقعا از او متنفر هستید یا خیر؟

«این اشتباه تو بود»

تمام کردن رابطه، درست مانند شروع آن یک جاده دو طرفه است. مقصر دانستن و سرکوفت زدن به شریک زندگی تان جاده اشتباهی است که انتخاب می کنید. نه تنها او، که شما هم باید خودتان را جای او بگذارید و تمام ماجرا را از زاویه دید او ببینید. اگر با این طرز فکر رابطه خود را تمام کنید، در واقع تمام خاطرات خوب خود را ویران کرده اید و در آینده هر زمان که به گذشته خود باز گردید، تلخی این رابطه آزارتان خواهد داد. هیچکس نمی گوید که شما باید او را باور کنید و تمام حرف هایش را بپذیرید اما حداقل کاری که می توانید انجام دهید این است که یک طرفه به قاضی نروید.

«تو بازنده ای!»

گفتن این جمله نشان دهنده رفتار بچه گانه شماست. در حقیقت، شما با بیان جمله هایی چون«تو دیوانه ای» یا «بازنده این بازی تو هستی» تنها ضعف خود را نشان می دهید. پس به جای توهین، بگذارید که او خود به این نتیجه برسد که شما را از دست داده است.

«هیچوقت اینطوری نبوده است»

قبل از گقتن این جمله کمی با خودتان فکر کنید. اگر او تا به حال هیچ کاری برای شما انجام نداده است؟ آیا او مدام شما را آزار می داده و هیچ روز خوشی برایتان نساخته؟ پس شما چرا هنوز با او هستید؟ بیان اشتباهاتی که شریک زندگی تان در گذشته مرتکب شده است عادلانه نیست، مگر که دلیل جدا شدن تان بوده باشد. پس قضاوت ناعادلانه را کنار بگذارید و واقع بین تر باشد.

برای همه ما روشن است، جدا شدن از فردی که روزی رابطه عاطفی با او داشته اید، سخت ترین کار ممکن است اما این دلیل نمی شود که با حرف هایتان شرایط را سخت تر کنید. پس اگر تصمیم به جدایی دارید، قبل از صحبت کردن با شریک زندگی تان، یک بار دیگر به این موارد بیاندیشید و مطمئن باشید که نگفتن این جملات روزی به نفع تان تمام خواهد شد.

منبع : tanzimekhanevadeh

290
منتشر شده در246 روز پیش
ازدواج هوشیارانه

همه چیز در مورد ازدواج هوشیارانه

پرشین طب – دانستنیهای قبل ازدواج | به گزارش پرشین طب؛ ازدواج هوشیارانه چیست؟ در این نوشته قصد داریم تا در مورد ازدواج هوشیارانه مطالب مهمی را برای شما ارائه دهیم ، در ازدواج هوشیارانه از روی فکر و تامل عمل می کنید اما در ازدواج ناهوشیارانه بدون فکر کردن واکنش نشان می دهید ، در صورت تمایل پرشین طب را با موضوع همه چیز در مورد ازدواج هوشیارانه همراهی کنید.

تعریف ازدواج هوشیارانه

ازدواج هوشیارانه یا آگاهانه، ازدواجی است كه موجب رشد روانی و معنوی می‌شود و با هوشیار شدن ذهن ناهوشیار به وجود می‌آید. در امنیت بودن، شفا یافتن و كامل شدن زمانی كه شما به هوشیاری می‌رسید، چه تفاوتی در شما ایجاد می‌كند؟

در ادامه به این پرسش پاسخ خواهیم داد. اما ۱۰ نشانه طلایی برای ازدواج عبارتند از:

نشانه‌های ازدواج هوشیارانه

۱-‌ شما متوجه می‌شوید كه رابطه عاشقانه‌تان دلیل و مقصدی نهایی دارد: شفابخشی زخم‌های دوران كودكی. پس به جای اندیشه و تفكر كامل روی آرزوها و نیازهای سطحی یاد می‌گیرید مشكلات حل‌نشده دوران كودكی را كه در پس مسائل نهفته است، كشف كنید. وقتی به ازدواج با دید اشعه ایكس نگاه می‌كنید، تعامل‌های روزانه شما معنای بیشتر و جنبه‌های معماآمیز رابطه زناشویی برای‌تان معنا و مفهوم دیگری پیدا می‌كند و احساس می‌كنید روی پدیده‌ها تسلط دارید.

ازدواج هوشیارانه

ازدواج هوشیارانه

۲-‌ تصویر واقع‌بینانه‌تری از همسر خود خلق می‌كنید! شما در لحظه‌های اولیه ملاقات، به علت تحریكات مغز شروع به مرتبط ساختن عشق با مراقبان اولیه خود كرده، بعدها ویژگی‌های منفی خود را به همسرتان فرافكن كردید و به تدریج واقعیت ذاتی همسر خود را محو ساختید! وقتی در جهت دیگر ازدواج هوشیارانه حركت می‌كنید، به تدریج این توهمات را رها كرده و شروع به دیدن حقیقت ذات همسر خود می‌كنید. شما همسرتان را نه به صورت نجات‌بخش، بلكه به صورت انسان زخم‌دیده دیگری كه برای شفابخشی تلاش می‌كند، می‌بینید!

۳-‌ نیازها و آرزوهای خود را با همسرتان در میان می‌گذارید. در ازدواج ناهوشیارانه، شما به باور دوران كودكی می‌چسبید و همسرتان باید نیازهای شما را حدس بزند. در ازدواج هوشیارانه، شما این حقیقت را می‌پذیرید كه برای درك یكدیگر باید راهكارهای ارتباطی را گسترش دهید.

۴-‌ در ازدواج‌ هوشیارانه، در برخوردهای متقابل از روی فكر و تأمل عمل می‌كنید؛ اما در ازدواج ناهوشیارانه بدون فكر واكنش نشان می‌دهید!

اجازه می‌دهید واكنش‌های اولیه، رفتار شما را تحت تسلط درآورد. در ازدواج هوشیارانه خود را آموزش می‌دهید تا رفتار سازنده بیشتری داشته باشید.

۵-‌ یاد می‌گیرید به نیازها و خواسته‌های همسرتان به اندازه نیازهای خود احترام بگذارید. در یك ازدواج ناآگاهانه تصور شما این است كه همسرتان باید همه نیازهای‌تان را درك و برآورده سازد؛ اما در ازدواج آگاهانه ایده و مرام عشق به خود را رها كرده و انرژی بیشتری را صرف نیازهای همسرتان می‌كنید.

۶-‌ بخش تاریك شخصیت خود را در آغوش بگیرید. در ازدواج آگاهانه این حقیقت صمیمانه را می‌پذیرید كه شما هم مثل همه انسان‌ها، ویژگی‌های منفی دارید. زمانی كه مسؤولیت بخش تاریك طبیعت خود را پذیرفتید، دیگر در صدد برنمی‌آیید ویژگی‌های منفی خود را روی همسرتان فرافكن كنید و این محیط خالی از دشمنی ایجاد می‌كند.

۷-‌ شگردهای جدیدی برای ارضای نیازها و خواسته‌های اولیه خود به كار برید. در دوران جنگ بر سر قدرت، شما با تملق یا با نشان دادن خشم یا مقصر شمردن سعی می‌كنید وی را وادار كنید نیازهای‌تان را برآورده سازد! اما وقتی فراسوی این مرحله حركت می‌كنید، متوجه می‌شوید كه همسرتان می‌تواند منبع كمك و سوددهی باشد. در صورتی كه شگردهای خودمحكومی را رها می‌سازید.

۸-‌ در درون خود به دنبال قدرت و توانایی‌هایی می‌گردید كه فاقد آن هستید! یكی از دلایلی كه جذب همسرتان شدید، این بود كه او قوت و توانایی‌هایی داشت كه شما فاقد آن بودید. بنابراین در كنار همسر بودن به شما احساس تمامیت و كمال كاذب می‌داد. در ازدواج آگاهانه متوجه می‌شوید تنها راهی كه می‌توانید احساس وحدت و یگانگی كنید، این است كه ویژگی‌های پنهان درونی خود را رشد دهید.

۹-‌ شما مشكلات داشتن یك ازدواج خوب را قبول می‌كنید. در ازدواج ناآگاهانه، بر این باورید كه راه یك ازدواج خوب، انتخاب همسر درست و مناسب است؛ اما در ازدواج هوشیارانه قبول می‌كنید كه باید همسر درستی باشید. با نگاه واقع‌بینانه‌تر به روابط عاشقانه متوجه می‌شوید یك ازدواج خوب نیاز به تعهد، نظم، انضباط، شهامت،‌ شجاعت، رشد و تغییر دارد و اینكه ازدواج كار سختی است.

۱۰-‌ بیش از گذشته از اشتیاق خود برای به كمال رسیدن، دوست داشتنی بودن و با  عالم خلقت یكی شدن آگاه می‌شوید و به عنوان بخشی از طبیعت خدادادی این توانایی را دارید كه بدون قید و شرط، وحدت و یگانگی را با دنیای اطراف خود تجربه كنید. شرایط اجتماعی و محروم بودن از تربیت صحیح سبب شده این كیفیت‌ها را از دست بدهید.

اجازه دهید تا نگاه دقیق‌تری به این ۱۰ مورد بیندازیم. نیاز به قبول مشكلات داشتن یك ازدواج خوب مهم است؛ چون هر یك از ۹ عقیده دیگر فایده‌بخش نخواهد بود، مگر اینكه شما به رشد، تغییر و پیشرفت تمایل داشته باشید.

توضیح روانشناس

در پایان لازم است توضیحی درباره واژه «فرافكن» كه در متن به كار رفته داده شود. یكی از مكانیسم‌های دفاعی روانی كه معمولاً همه ما انسان‌ها به نوعی از آنها در زندگی شخصی و روزمره خود بهره می‌بریم، مكانیسمی است تحت عنوان «برون‌فكنی یا فرافكنی»!

به عبارت دیگر همه ما آروزها و تمایلات و خصایص فردی و نقاط ضعف مربوط به خود را داریم كه گاهی وجود آنها برایمان ناراحت‌كننده است! قبول آنها نیز خالی از اشكال نیست و مایل به داشتن آنها نیستیم و می‌كوشیم تمایلات ناپسند خود را به دیگران نسبت دهیم و خود را عاری از عیب‌ها و نقص‌ها سازیم. به این عمل در روانشناسی «فرافكنی» یا برون‌فكنی گفته می‌شود.

منبع : zendegionline

238
منتشر شده در262 روز پیش
می خواهم ازدواج کنم

می خواهم ازدواج کنم اما نمی شود

پرشین طب – دانستنیهای قبل ازدواج | به گزارش پرشین طب؛ می خواهیم سوال پسری را مطرح کنیم که با عنوان می خواهم ازدواج کنم اما نمی شود می باشد. خیلی از پسرها در این شرایط قرار دارند ، علت های موضوع می خواهم ازدواج کنم اما نمی شود چیست؟ در صورت تمایل سایت پزشکی پرشین طب را با موضوع می خواهم ازدواج کنم اما نمی شود همراهی کنید تا به موضوع بپردازیم.

می خواهم ازدواج کنم اما نمی شود

پسری هستم ۲۳ ساله با مدرک دیپلم. مجرد و مغازه دارم ولی فعلا وضع مالی خوبی ندارم. احساس تنهایی می کنم و فکر و ذهنم شده است زن گرفتن. حتی شب ها خوابم نمی برد و باید با قرص آرام بخش بخوابم. به خاطر این موضوع از کارم عقب می افتم. یک راهی جلوی پایم بگذارید.

پاسخ:
با توجه به موقعیت سنی شما، طبیعی است که به خاطر تمایلات جنسی تحت فشار باشید و البته که بهترین راه برای پاسخ دادن به این تمایلات ازدواج کردن است. در حالی که ازدواج نکردنتان را به مسئله مالی ربط داده اید اما شاید بتوان طور دیگری به این قضیه نگاه کرد.

می خواهم ازدواج کنم

می خواهم ازدواج کنم

به خواستگاری دختری هم کفو بروید

به خواستگاری دختری بروید که شرایط مالی شما را بپذیرد. یک ضرب المثل می گوید: «اگر می خواهی با فردی ازدواج کنی که خوشبخت باشی، به آینه نگاه کن او را خواهی یافت!». منظور این است که بهتر است هنگام ازدواج فردی را انتخاب کنید که شرایطی مشابه خودتان داشته باشد چه از نظر ظاهر چه از نظر خانواده، پول، تحصیلات و… .
پس اینجا منظور از نگاه کردن به آینه در نظر گرفتن همه شرایط است نه فقط ظاهر. در ضمن موقعیت مالی خوب یکی از شرایط ازدواج است اما شرط لازم نیست چه بسا خانواده هایی که برای شخصیت، خانواده، پشتکار و … یک خواستگار بیشتر از موقعیت مالی او اهمیت قایل می شوند. ضمن این که شما الان بیکار نیستید! وقتی درخواست ازدواج می کنید از شما بیشتر درباره شغلتان می پرسند تا پس اندازتان. از شغلتان به عنوان فرصتی برای پس انداز استفاده کنید.

قرص های آرام بخش را کنار بگذارید

اعتماد به نفس داشته باشید و توانایی های دیگر خود را برجسته کنید تا به مصرف قرص های آرام بخش وابسته نشوید. مصرف این داروها در کوتاه مدت اثربخش است اما در درازمدت باعث وابستگی می شود و همان طور که خودتان گفته اید باعث می شود به دلیل خواب بیشتر، فرصت کار کردن را هم از دست بدهید. تا حد ممکن از راهکارهای روانشناختی مانند پرداختن به ورزش، پرت کردن حواس و حضور در جمع استفاده کنید. سعی کنید مدت طولانی تنها نباشید و اگر دوستان مورد اعتمادی دارید وقت بیشتری را با آنان سپری کنید.

نیازهای مهم‌ترتان را در نظر بگیرید

به مسائل جنسی به دید نیاز نگاه نکنید! این ها جزو تمایلات انسان هستند نه نیاز. نیازهای انسان بیشتر مربوط به خواسته هایی است که نبودشان زندگی انسان را به خطر می اندازد در حالی که تمایلات انسان در راستای ایجاد نشاط و بهزیستی روانشناختی است و برآورده نشدن آن تهدیدی برای شما نیست. می توانید آن را به تعویق بیندازید به شرطی که فکر کنید نیازهای مهم تری در زندگی دارید و می توانید به این تمایل فرصت بدهید تا در زمان مناسب به آن بپردازید. مطمئن باشید طرز فکر شما درباره تمایلات تان در این که چطور و چگونه به آن پاسخ می دهیم نقش دارد.

نیازهای تان را سرکوب نکنید

خودتان را در شرایط تحریک کننده قرار ندهید. تا قبل از ازدواج تا حد امکان در شرایطی مانند تماشای فیلم ها، عکس ها یا موقعیت تحریک کننده قرار نگیرید. طبیعی است که این دسته از تمایلات انسان این ویژگی را دارد که هرچه بیشتر به آن فکر کنید، قوی تر و کنترل آن دشوارتر می شود. باز هم تاکید می کنم تمایلات جنسی نباید سرکوب شوند بلکه باید به روش درست و بهنجار به آن بپردازید تا بتوانید احساس بهتری در زندگی داشته باشید.

منبع : tanzimekhanevadeh

259
منتشر شده در274 روز پیش
بکارت ذهنی دختران

همه چیز در مورد بکارت ذهنی دختران

پرشین طب – دانستنیهای قبل ازدواج | به گزارش پرشین طب؛ در این نوشته می خواهیم در مورد بکارت ذهنی مطالبی را برای شما ارائه دهیم ، اول از همه به شما می گوییم که بکارت ذهنی دختران چیست و در ادامه بحث عنوان خواهیم کرد که بکارت ذهنی از جسمی مهم تر می باشد. فراگیری برخی مطالب توسط دختران از طریق اینترنت و سایت ها انجام می شود. در صورت تمایل با سایت پرشین طب با موضوع همه چیز در مورد بکارت ذهنی دختران تا انتهای نوشته همراه ما باشید.

بکارت ذهنی در ذهن دختران به چه معنی است

بسیاری از دختران با مطالعه‌ی کتاب‌ها و سایت‌های اینترنتی و به ویژه با ورود به دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی یا با ورود به محیط‌های شغلی در می‌یابند که لزوما تمام آموزه‌هایی که از خانواده‌ها آموخته‌اند، صحیح نیستند. در طول این سال‌ها، خانواده‌ی این دختران در پاسخ به هر سوال یکه چرا باید درباره جامعه و مردان این‌گونه بیندیشم، به آنها گفته‌اند «دخترم ما در ایران زندگی می‌کنیم. اینجا که اروپا و آمریکا نیست.»

وقتی این دختران به محیط‌های شغلی و تحصیلی وارد می‌شوند، خیلی زود در می‌یابند که دختران دیگری در همین شهر خودشان در ایران هستند که این‌گونه نمی‌اندیشند و با این آموزه‌ها بزرگ نشده‌اند و آسیب مرگباری هم ندیده‌اند و با هویتی مستقل و منسجم از عهده جهان و ایران و «مردان بد» هوس‌رانش بر می‌آیند!

بکارت ذهنی دختران

بکارت ذهنی دختران

اما عده‌ای از دختران به هر دلیلی از دسترسی به اطلاعات واقع‌بینانه‌تر محروم می‌مانند یا اگر شخصیت محافظه‌کاری داشته باشند، ترجیح می‌دهند که اطلاعاتی افزون بر آن آموزه‌ها و پیش‌فرض‌های به ظاهر ایمنی‌بخش دریافت نکنند تا دچار تشتت ذهنی و اضطراب نشوند.

چون در چنین فضایی، حتی داشتن فانتزی جنسی نیز خطرناک یا گناه‌آلود محسوب می‌شود، این دختران طی یک فرایند موفق سرکوب‌سازی، هرگونه فانتزی و تمایل جنسی را در درون خود خاموش می‌کنند. این بهترین راه برای رهایی از تعارض بین داشتن میل به ارتباط عاطفی و جنسی از یک سو و ترس اغراقی از گناهکار و بوالهوس بودن از سوی دیگر است. «بکارت ذهنی» محصول مستقیم این فرایند است.

بکارت ذهنی از بکارت جسمی بسیار مهم‌تر است چراکه ممکن است حتی بعد از یک ازدواج مشروع نیز باقی بماند و منجر به احساس بی‌نیازی از سکس و سردی عمیق در روابط جنسی شود و حتی در مواقعی مانع برداشتن بکارت جسمی هم بشود؛ پدیده‌ای که به آن «ازدواج به وصال نرسیده» می‌گویند. یعنی زن پس از چند ماه یا چند سال از ازدواج همچنان باکره باقی مانده است البته پدیده بکارت ذهنی تنها ویژه زنان نیست و در مردان هم به میزان کمتر دیده می‌شود.

البته شاید در طرف مقابل یعنی در بخشی از دنیای پسرانه و مردانه نیز نگرش به دختران، نگرش شکارچی‌گری و فریب به قصد کام‌جویی باشد. شاید علت این پدیده جدابودن مدارس ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان دخترها و پسرها باشد. یعنی در چنین فضایی چون پسرها امکان دسترسی به دنیای فکری و عاطفی دختران را ندارند، فقط قادرند آنها را از دور به عنوان ابژه‌های جنسی و جسمی ادراک کنند.

البته در سال‌های اخیر به دلایل مختلف اجتماعی و شبکه‌های ارتباط جمعی این دیوار بین دنیای ذهنی و عاطفی پسران و دختران تا حدودی فروریخته و دوطرف قادر شده‌اند تا غیر از جسمشان، بینش هنری، سیاسی، اجتماعی و دنیای ذهنی و عاطفی خود را نیز در معرض دیده شدن قرار دهند.

اما به هر ترتیب همچنان مهم‌ترین مفهومی که به دختران در رابطه با جنس مخالف منتقل می‌شود، مفهوم آسیب است. در چنین فضایی است که بسیاری از دختران، عاشق شدن و وابسته شدن به یک پسر را شبیه طاعون یا یک سرطان لاعلاج‌کننده می‌بینند و در این توهم‌اند که اگر این وابستگی به ازدواج ختم نشود، از این بلای ترسناک جان و روان سالم به در نخواهند برد. به ویژه اگر آن پسر در دوستی‌ خواسته‌های «نامعقول» نیز داشته باشد. بر این اساس سندرم سیندرلا شکل می‌گیرد: «من فقط با کسی ارتباط می‌گیرم و به او دلبسته خواهم شد که مطمن باشم رابطه‌ام با او به سرانجام خوبی خواهد رسید که حتما ازدواج است».

در سندرم سیندرلا تنها سرانجام خوب همانا توهم از راه رسیدن پسری خوش‌بر و رو و شیرین‌سخن و دارای فهم و کمال بسیار و متمکن از نظر مالی است که بی‌صبرانه انتظار ازدواج با محبوب شیرینش را می‌کشد و چون معمولا چنین چیزی فقط مال قصه‌هایست این دختران عملا هیچ‌گونه ارتباط کلامی یا عاطفی را تجربه نمی‌کنند.

از سوی دیگر برای پسرها محدودیت کمتری در برقراری ارتباط کلامی و عاطفی و جنسی وجود دارد. کمتر مادری در یک مهمانی عصرانه زنانه به دوستانش فاش می‌کند که دخترش دوست‌پسر دارد. درحالی که در همان مهمانی مادر یک پسر قیافه‌ای ظاهرا ناراحت و ناراضی به خودش می‌گیرد و می‌گوید «والله پسر من که فقط خدا می‌دونه چیکار می‌کنه. بیست تا دختر دور و برشن. روزی صدبار بهش زنگ می‌زنند» و در حالی که سعی می‌کند نشان دهد که چقدر از این موضوع ناراحت است، چشمانش از غرور برق می‌زند. به نظر می‌رسد جامعه در مورد پسران در مقایسه با دختران کمتر نگران آسیب روحی و عاطفی و جنسی ناشی از رابطه است.

منبع : tanzimekhanevadeh

251
منتشر شده در280 روز پیش
عشق واقعی از هوس

روش های تشخیص عشق واقعی از هوس

پرشین طب – دانستنیهای قبل ازدواج | به گزارش پرشین طب؛ آیا کیس مورد نظر شما ، شما را برای ازدواج می خواهد یا رابطه جنسی؟ موضوع بسیار مهمی است که متاسفانه تشخیص آن در این دوره زمانه سخت شده است. در این نوشته می خواهیم روش های تشخیص عشق واقعی از هوس را برای شما مطرح کنیم. روش های تشخیص عشق واقعی از هوس می تواند به شما بگوید که چه میزان طرف تان برای ازدواج به سراغ شما آمده است.

روش های تشخیص عشق واقعی از هوس

شاید برایتان سوال باشد که اگر تمام عشقی که در رابطه از طرف‌مقابلتان دریافت می‌کنید فیزیکی است، آیا می‌تواند نشانه این باشد که او شما را فقط برای رابطه‌جنسی می‌خواهد نه عشق. شما از صمیمی و نزدیک شدن با او لذت می‌برید اما دوست هم ندارید که مورد سوءاستفاده او قرار گیرید. هیچکس دوست ندارد بفهمد که عشقی که طرفش به او نشان می‌داد فقط شهوت بوده است.

خیلی‌ها تصور می‌کنند که این مردها هستند که ممکن است بخاطر رابطه‌جنسی، و نه عشق، وارد روابط مختلف شوند ولی محققان دریافته‌اند که خانم‌ها هم به همان اندازه از چنین روابطی لذت می‌برند.

این محققان بر روی تفاوت‌های جنسیتی در مردها و زن‌ها و ایده‌های آنها درمورد روابط عاشقانه درمقابل روابط‌جنسی بررسی کردند. آنها دریافتند که مردها در روابط‌جنسی آسان‌گیرتر از زن‌ها هستند ولی بااینحال زن‌ها و مردها به یک اندازه جنبه‌های دیگر جنسیت مثل رابطه‌جنسی بعنوان یک تجربه احساسی را تایید می‌کنند.

مردها و زن‌ها از نظر متغیرهای مختلف روابط با هم متفاوت بودند (بعنوان مثال زن‌ها بیشتر به دنبال عشق بر مبنای دوستی و مردها بیشتر به دنبال عشق بر مبنای بازی هستند).

دانستن اینکه اگر زنی فاقد آن دوستی باشد ممکن است در یک رابطه سکس‌محور باشد و برای مرد اگر رابطه‌ای فاقد آن جنبه‌های بازی و سرگرمی باشد یعنی در یک رابطه سکس‌محور است به شما کمک می‌کند تشخیص دهید طرفتان شما را فقط برای سکس می‌خواهد یا عشق.

طرفتان شما را فقط برای رابطه جنسی می‌خواهد یا عشق

۱. در گذشته اهل تعهد در رابطه نبوده است.

آیا روابط کوتاه‌مدت زیادی قبل از شما داشته است؟ آیا این او بوده است که همیشه رابطه‌اش را ترک می‌کرده است نه اینکه کسی او را ترک کند؟ این می‌توند نشاندهنده این باشد که او قادر به فراهم کردن یک رابطه طولانی‌مدت و متعهدانه نیست و ممکن است فقط برای برقراری روابط‌جنسی با شما وارد رابطه شده باشد.

۲. برای ابراز احساسات احساس راحتی نمی‌کند.

اگر برای ابراز خستگی‌ها، ناراحتی‌ها و نگرانی‌هایش از یک مشکل با شما احساس راحتی نمی‌کند می‌تواند به این معنی باشد که نمی‌داند چطور به شما هم ابراز عشق کند.

دیوید ام. باس در کتاب خود «چرا حسادت به اندازه عشق و رابطه‌جنسی مهم است؟» می‌گوید، مردها و زن‌ها انتظارات متفاوتی درمورد درمیان گذاشتن احساسات و وفاداری دارند. بعنوان مثال، اگر زن‌ها از خیانت احساسی همسرشان بیشتر ناراحت می‌شوند. از طرف دیگر، برای مردها خیانت درواقع عدم‌وفاداری جنسی به حساب می‌آید نه احساسی.

بی‌وفایی احساسی مسئله‌ای واقعی است و اگر طرفتان درمورد احساسات خود با شما حرف نزند می‌تواند نشانه این باشد که شما را برای رابطه‌جنسی می‌خواهد نه عشق. و این احتمال وجود دارد که این صمیمیت احساسی را با فرد دیگری در یک رابطه دیگر دارد.

صمیمیت و پیوند احساسی، به‌ویژه درمورد احساسات مثبت، بخش بسیار مهمی از روابط برمبنای عشق است. اگر طرفتان از نظر احساسی از شما دور است یا احساسات خود را در رابطه سرکوب می‌کند، می‌تواند نشانه این باشد که فقط برای برقراری رابطه‌جنسی با شما وارد رابطه شده است.

عشق واقعی از هوس

عشق واقعی از هوس

۳. خیلی وقت‌ها بااینکه نمی‌خواهید با هم رابطه‌جنسی دارید.

اگر طرف‌مقابلتان شما را برای رابطه‌جنسی بخواهد نه عشق این احتمال وجود دارد که خیلی زیاد با هم رابطه‌جنسی دارید و احتمالاً خیلی بیشتر از مقداری که خودتان می‌خواهید. درواقع، احتمالاً بیشتر از یکبار به او گفته‌اید که حوصله آن را ندارید ولی او اصرار کرده است و بالاخره آن کار را انجام داده است.

اینکه شما را مجبور به برقراری رابطه‌جنسی کند درواقع شکستن مرزهای جنسی، یک نوع تجاوز و بسیار نگران‌کننده است. اگر با اینکه به او «نه» گفته‌اید او باز کارش را خلاف میل شما شروع کرده است، صرفنظر از وضعیت تاهل شما با هم، در بعضی کشورها نوعی تجاوز به حساب می‌آید.

۴. طرفتان در اکثر برنامه‌های تفریحی شما شرکت نمی‌کند.

شام در رستوران؟ متاسفم طرفتان یک جلسه دیرهنگام در شرکت دارد ولی به شما می‌گوید که اگر می‌توانید بعد از آن به خانه او بروید. رفتن به پیک‌نیک در طبیعت چطور؟ نه باز هم او برنامه‌های دیگری دارد که شامل شما نمی‌شود ولی به شما می‌گوید شاید بتوانید بعد از آن با هم در رختخواب غذا بخورید.

اگر او تولدتان، تعطیلی‌ها، مناسبت‌ها و این چیزها را فراموش می‌کند، می‌توانید مطمئن باشید که رابطه‌تان چندان عمیق نیست. کم‌کم متوجه می‌شوید که تنها قسمتی از زندگی او که می‌توانید در آن حضور داشته باشید قسمتی است که شما را برای رابطه‌جنسی می‌خواهد نه عشق.

۵. مکالماتتان یا منجر به صحبتهای جنسی می‌شود یا طرفتان ساکت می‌شود.

اگر از صحبتهای جنسی با او امتناع کنید و او هم بخاطر این مسئله دیگر با شما حرف نزند، نشانه این است که شما را برای سکس می‌خواهد نه عشق. مشخص است که برای او مکالمات رابطه مثل مقدمه‌ای برای رابطه‌جنسی است نه صمیمیت احساسی.

منبع : tanzimekhanevadeh

274
منتشر شده در285 روز پیش
صفحه 3 از 1212345...10...قبلی »
تبلیغات
پرشین طب

آخرین ویدئوهای پزشکی