روانشناسی کودکان - صفحه 6 از 6 - پرشین طب

فروش فایل فروشگاه شاپ می نو
امار سایت
  • افراد آنلاین : 12
  • ورودی گوگل : 107
  • تعداد کل مطالب : 4191
  • بازدید امروز : 4121
  • بازدید دیروز : 8312
  • بازدید این هفته : 53936
  • بازدید این ماه : 315506
  • بازدید کل : 3823411

دختران زودتر به حرف می آیند یا پسران؟

آرزوی هر پدر و مادری این است که فرزندی داشته باشد، برای خیلی از زوج ها دختر یا پسر بودنش چندان اهمیتی ندارد و مهم این است که بچه از لحاظ جسمی و روحی سالم باشد. یک سوال اینجا مطرح می شود که فرزند دختر زودتر می تواند سخن بگوید یا پسر؟! نتایج تحقیقات نشان می دهد که کودکان دختر نسبت به کودکان پسر زودتر حرف می زنند. حال دلیل این موضوع چیست که دختران به نسبت پسران زودتر شروع به حرف زدن می کنند.

مطالعات محققان امریکایی بر کودکان نوپا نشان می دهد که ارتباط بین والدین و کودکان در سال های اولیه تولد کودک نقش مثال زدنی در حرف زدن هر چه سریعتر کودک دارد. اما مطالعات اولیه نتیجه تازه ای برای محققان در برنداشت زیرا محققان می دانستند که شنیدن صدای مادر به نسبت صدای پدر تاثیر بیشتری بر کودکان دارد.

مادران به طور معمول و در هر ساعت حدود ۱۲۶۳ کلمه با نوزادان تازه متولد شده خود صحبت می کنند در حالی که پدران در هر ساعت در حدود ۴۶۲ کلمه با نوزادان تازه متولد شده صحبت می کنند. نتایج این تحقیقات نشان داد که کودکان به صدای مادر خود بیشتر عادت دارند تا صدای پدر و ارتباط کلامی مادر با کودک تاثیر بیشتری به نسبت ارتباط کلامی کودک با پدر دارد.

اما چرا کودکان دختر به نسبت کودکان پسر سریعتر به حرف می افتند؟ محققان برای پاسخ به این سوال مطالعات خود را آغاز کردند. در این مطالعه در حدود ۳۳  کودک دختر و پسر مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تحقیقات نشان داد :” مادران با کودکان دختر خود بیشتر از  کودکان پسر سخن می گویند؛ در نتیجه، دختران زودتر از پسران سخن گفتن را آغاز می کنند. با وجود اینکه پدران به نسبت مادران کمتر با کودک خود صحبت می کنند اما این سخن گفتن بازهم در کودکان دختر به نسبت کودکان پسر بیشتر است.”

منبع : zibasho

716
منتشر شده در960 روز پیش

بین کودکان خود تبعیض نگذارید!

همه ما اطلاع داریم که تبعیض بین فرزندان اثرات خوبی را به دنبال ندارد. حال می خواهد این فرق گذاشتن بین فرزندان عمدی باشد یا سهوی. شاید در کلام بگویید که من همه فرزندان خود را به یک اندازه دوست دارم اما در عمل رفتار طور دیگری باشد. معمولا تفاوتی بین فرزند ارشد با ته تقاری خانواده وجود دارد، بهتر است طوری رفتار کنید که این تفاوت هایی که در دل دارید در عمل ظاهر نشود چون شک نداشته باشید که اثرات خوبی را در پی ندارد.

بچه و گذشته من

هر کدام از بچه ها در مقطع خاصی به زندگی شما قدم گذاشته اند و شما را به یاد گذشته خودتان می اندازد . مثلا فرزند ارشد وقتی به دنیا می آید که مادرش از لحاظ شغلی موفق است. کمی بعد وقتی بچه دوم به دنیا آمد ، مادر تصمیم می گیرد تا مرخصی بگیرد . اما دیری نمی پاید که نمی تواند در خانه ماندن را تحمل کند. بنابراین احتمال دارد به شکلی ناخودآگاه بین فرزند دوم خود و دوره دلسردی ارتباط برقرار کند. این چنین است که رابطه اش با فرزند دوم از این افکار ناخودآگاه متأثر می شود. حالت دیگر این است که یکی از رفتارها یا خصلت های بچه شبیه یکی از والدین باشد که ممکن است سبب نزدیکی آن دو شود یا باعث شود تا پدر و مادر به خاطر همین تشابه فرزند را از خود براند. جا دارد تا والدین با دید باز و دقیق به تجربه های دوران کودکی خود بنگرند، چون اغلب آنان این تجربیات را از نسلی به نسل دیگر منتقل می کنند. حیف است که پدر و مادر به این ترتیب و از سر ناآگاهی باعث شوند که نسل به نسل در خانواده ، سلسله ای از بچه های “عزیزدردانه” یا برعکس ” جوجه اردک زشت” بار بیایند…

 بچه بازتابی است از زن و شوهر

تولد هر کودک در مقطع خاصی از تاریخچه زندگی زناشویی رخ می دهد ، به عنوان مثال ، فرزند اول ثمره عشق والدین و بچه سوم شاید نجات بخش زندگی زوج در حال فروپاشی است.

رابطه ای که شخص با فرزندانش ایجاد می کند، در اکثر موارد تحت تأثیر رابطه ای است که با همسر خود دارد. مثلا در دوره خوش و خرم عشق و عاشقی ، مادر از این که می بیند چهره پسرش مو به مو به چهره پدر شباهت دارد به وجد می آید و دلباخته او می شود . کافی است زوج دچار مشکل شود تا این قبیل روابط زیرو رو شود. مادر از این که می بیند پسرش شبیه شوهری است که این همه او را اذیت می کند دل چرکین می شود و به همین دلیل نیز او را پس می زند. با وقوع طلاق ، تبعیض بین بچه ها تشدید می شود و گاه شکل اغراق آمیزی به خود می گیرد، به عنوان مثال مرد یا زن دیگر تحمل فرزندی را ندارد که شبیه همسر سابقش است. این گونه است که همسر سابق نیز از همین شباهت فرزند با خود استفاده می کند و او را وا می دارد تا موضع خود را مشخص کند.

قابل پیش بینی نیست

باور همگان بر این است که فرزند عزیز دردانه در میان سایر فرزندان، جایگاه بهتری نیز دارد اما همیشه این طور نیست. به دلیل این که پدر و مادر روی او سرمایه گذاری های بزرگی نیز می کنند این احتمال وجود دارد انتظارات فراوان والدین برای چنین کودکی خفقان آور و فلج کننده نیز باشد.

بدون تردید بچه هایی که عزیز کرده نیستند از این که می بینند منتخب والدین نیستند رنج می کشند. اما عزیز دردانه نبودن جنبه های مثبت هم دارد. کودکی که احساس می کند به نسبت برادر یا خواهرش کمتر مورد توجه والدین است مدام تلاش می کند تا جای دیگری جلب توجه کند. این امر می تواند باعث شود تا در بیرون از چارچوب خانواده به دنبال جلب توجه و عرض اندام باشد. چنین کودکی در قیاس با عزیز دردانه ی پدر و مادر ، خیلی راحت تر به استقلال می رسد و محیط خانه را ترک می کند.می بینیم که پیش بینی آینده کودک با توجه و علاقه ای که والدین به او داشته اند ، کار ساده ای نیست.همه چیز بستگی به ظرفیت فرد در قبال جایگاهی که پدر و مادرش در دوران کودکی برای او در نظر گرفته اند.

بازبینی کنید

باید وقت گذاشت و به ویژه شهامت به خرج داد و در رفتار با کودکان بازبینی کرد. اما مسئله این جاست که آیا باید به ناله ها و شکوه های فرزندانمان نیز توجه کنیم؟ بارها شنیده ایم که یکی از آن ها گفته:” تو فلانی رو بیشتر از من دوست داری”

وقتی یکی از بچه ها به این ترتیب ما را مخاطب قرار می دهد ، ما باید به حرفش گوش کنیم، شاید چیزی هست که از چشم ما پنهان مانده است اما دلیل ندارد که آن را زیاد جدی بگیریم. بهتر است در چنین شرایطی موضع خود را به صورت واضح مشخص کنیم:” من سعی می کنم تا جایی که می شه بین شما فرق نذارم” بعد باید با کسی مشورت کنیم ، از همسر خود یا یکی از نزدیکان بخواهیم نظر خود را در این باره بگوید تا ببینیم آیا بین فرزندان خود تبعیض قائل می شویم؟ البته طرح چنین پرسشی ایجاب می کند که توان و ظرفیت کافی برای شنیدن پاسخ منفی هم داشته باشیم و بدانیم که آیا تغییر رویه خواهیم داد یا نه.

این امر به هر پدر و مادری اجازه می دهد تا رشد کند و متحول شود. این چنین است که تغییراتی در خود پدید می آوریم که به ما اجازه می دهد از دام بسیاری از بارهای سنگین گذشته خانوادگی یا زناشویی برهیم و آن ها را بر کودکان خود بازتاب ندهیم.پدر و مادر شدن اگر اجازه دهد که والدین نیز رشد کنند ماجرای بسیار دلچسبی است، یعنی هنگامی که امکان دهد والدین نیز موضع گیری های قدیمی خود را تغییر دهند و به نسبت برخی از خانواده ها ، آزادتر باشند و عادلانه تر با خود رفتار کنند.

منبع : beytoote

695
منتشر شده در970 روز پیش

چقدر به خودت اعتماد داری؟

چندی پیش در مورد موضوع به خود اعتماد داشته باشید! صحبت کردیم !به خودت فکر کن. چه تصویری در ذهنت نقش می بندد؟ به نظرت دوست داشتنی هستی؟ چه قدر از نظر خودت فرد ارزشمندی به حساب می آیی؟ توانمند هستی؟ این فردی که شما باشی، چه قدر اعتماد به نفس دارد؟ می توانی با دیگران ارتباط مناسب، تعریف شده و محکمی برقرار کنی؟ می توانی در شرایط خاص وضعیت را کنترل کرده و درست تصمیم بگیری؟ می خواهیم نگاهی دوباره به خودمان داشته باشیم؛ اینکه چه تصویری از ما در ذهنمان نقش بسته و این تصویر چقدر به خودش اعتماد دارد؟

تصویر از خود، یکی از نخستین مفهومی است که کودک از والدین، آموزگار، محیط اطراف و سپس مدرسه و جامعه، به طور مستقیم و غیر مستقیم دریافت می کند. در دوران کودکی پیش از همه، والدین به او می گویند که «کیست». والدین با رفتاری که به طور مستقیم و غیر مستقیم با او دارند، این مفهوم را به او انتقال می دهند.

تصویر از خود مخدوش باعث خدشه دار شدن اعتماد به نفس شده و اعتماد به نفس پایین باعث مخدوش شدن تصویر از خود می شود. این دو مساله روی هم اثر داشته، چرخه معیوب ایجاد کرده و علائم یکدیگر را تشدید می کنند!

احساس توانا و خوب بودن و ارزشمند بودن حس هایی هستند که والدین رفتارشان در کودک ایجاد کرده یا به آن آسیب می زنند. اما مساله به همین جا ختم نمی شود؛ یعنی علاوه بر اینکه خانواده مسوول ایجاد یا آسیب زدن به این حس ها در کودک است، آموزگار، همکلاسی ها و جامعه نیز در ایجاد یا مخدوش کردن این حس ها در کودک تاثیر گذار هستند.

جمله های ممنوع

به این چند جمله توجه کنید:

«تو بی عرضه هستی» ، «نمره ی که گرفته ای، خوب است اما می تواند بهتر از این باشی» ، «تو را دوست نداریم» و … استفاده از این جمله ها و هر رفتاری که چنین پیام هایی را به فرد منتقل کند، مانند مقایسه کردن او با دیگران یا توقع داشتن از فرزند باعث ایجاد کم ارزشی، دوست داشتنی نبودن و ناتوانی در کودک می شود.

آنچه آسیب می زند

اعتماد به نفس افراد ممکن است به دلایل مثبت و منفی دچار مشکل شود. بگذارید با یک مثال آن را توضیح دهیم. فردی را تصور کنید که وارد یک رابطه عاطفی شده است. این فرد تا قبل از ورود به این رابطه، وضعیت کاملا عادی داشته است. اما از زمانی که در این رابطه ضربه های عاطفی کوچک و بزرگی را تحمل کرده است، دچار اختلال در اعتماد به نفس شده است. نقطه مقابل این حالت نیز وجود دارد. فردی که تاکنون احساس می کرده فرد دوست داشتنی نیست با ورود به یک رابطه عاطفی مناسب، احساس اعتماد به نفس می کند. دوست داشته شدن یکی از دلایل افزایش اعتماد به نفس است. به همین دلیل بسیاری از دختران و پسران بعد از آغاز رابطه عاطفی موفق به لحاظ روانی احساس بهتری دارند.

اعتماد را می کشد

تخمل ضربه های سنگین یا مداوم روانی، جسمی، عاطفی و اجتماعی، شکست های عاطفی و احساس گناه از عواملی است که باعث کاهش اعتماد به نفس می شود.

اختلال در توانایی جنسی فرد به ویژه در مردان از دیگر عواملی است که باعث ضعف در اعتماد به نفس می شود. اگر تصویر از خود فرد مخدوش باشد، فرد دچار اعتماد به نفس پایین خواهد شد. افراد دچار افسردگی، یکی دیگر از گروه هایی هستند که تصویر از خودشان مخدوش است.

632
منتشر شده در979 روز پیش

دروغ های او عمدی نیست، علت دارد!

دروغ گفتن کودکان علت های مختلفی می تواند داشته باشد. موقعیت هایی کودکان را در وضعیتی قرار می دهد که آنها ناخواسته دروغ می گویند. حالا که فرزندمان دروغ می گوید باید با او چه طور رفتار کنیم تا هم تربیت شده و هم به رویش نیاوریم که دروغگوست؟

۱/ ارزش حقیقت 

به او بگویید حقیقت را در یک جمله برای شما تعریف کند. در ادامه تعریف او، درباره ویژگی یک رفتار درست، اطلاع رسانی به موقع و درست، گفتن حقیقت ماجرا و … صحبت کنید. برای مثال بگویید اگر من یا پدرت به تو قولی بدهیم و بدون دلیل منطقی برای انجام ندادن کاری که به تو قول داده بودیم، حرف هایی بزنیم، تو می پذیری؟ ما را دروغگو تصور نمی کنی؟ در این شرایط باز هم به حرف ما اطمینان داری؟

۲/ احساس او را درک کنید

والدین به راحتی می توانند از خلال صحبت های فرزندشان به حس او درباره مسایل، افراد، موقعیت ها، شرایط روانی، خواسته ها، آرزوها، ناکامی ها و … فرزندتان درباره موضوعی دروغ می گوید، به جای آنکه به فکر تنبیه او باشید از لابه لای حرف های او به دنبال کشف حقیقت باشید. برای مثال اگر از مادر یا پدر یکی از همکلاسی هایش یک فرشته ساخته، متوجه شوید که مادر یا پدر ایده آل برای او چه شکلی است؟ اگر از یکی از اقوام یا اولیاء مدرسه هیولای بی شاخ و دمی ساخته است، بدانید که نسبت به او حس ناخوشایندی دارد.

۳/ خودش را دوست ندارد

همه ما با دیگران بیش از خودمان روراست هستیم! برای آنکه به طور ناخودآگاه از بررسی و آگاهی کمبودهایمان هراس داریم. خودمان را دوست نداریم چون به کمبود هایمان آگاهیم. گاهی بچه ها نیز ناخوداگاه دچار این حالت می شوند. بنابراین درباره مهارت هایشان اغراق می کنند. برای مثال اگر خوب نقاشی نمی کنند درباره مهارتشان و اینکه آموزگار از آنها تعریف کرده است، دادسخن می دهند. روی رفتارهای او دقیق شوید و ببینید کجا و به چه شکلی بیش از اندازه از خود و مهارت هایش تعریف می کند. آن نقاط می توانند نقاط ضعف او باشند.

۴/ مچش را نگیرید

اشتباه ترین رفتار ممکن، مچ گیری بچه هاست. اگر می خواهید فرزندتان به همین روند ادامه دهد، مستقیم به چشم های اون نگاه کنید و بگویید که چرا دروغ می گوید؟ به این ترتیب او از این مساله غمگین شده و به کارش ادامه خواهد داد. بنابراین حواستان به رفتاری که در مقابل او دارید، باشد.

۵/ با رفتار یاد بدهید

یکی از روانشناسان کودک به نام «روبرت فالگوم» می گوید: « نگران این نباشید که فرزند شما به حرف هایتان گوش نمی دهد، نگران شوید وقتی رفتار شما دقیق شده و حرفی نمی زند. او در این زمان از کارهای شما الگو برداری می کند.» برای اینکه دروغگویی را از رفتار فرزندتان بیرون کنید، درست رفتار کنید. اگر به او می گویید امروز کاری برایش انجام می دهید، حتما آن را عملی کنید. در غیر اینصورت برای او دقیقا توضیح دهید.

۶/ از شش سالگی یاد بدهید

سن ورود به پیش دبستانی سن برقراری ارتباط با اجتماع دور از محیط خانواده است. از این زمان والدین می توانند دقیقا مفاهیم را برای کودک توضیح داده و خوب و بد را به آنها یاد بدهند. برای آنکه فرزندتان زشتی دروغ و خوبی راستی را یاد بگیرد دقیقا برای او با مثال توضیح بدهید که دروغ گفتن چه عواقبی را به دنبال دارد. به او یاد بدهید که همیشه راست گفتن، بهترین انتخاب است.

۷/ اطمینان و عمل

اگر کودک از واکنش والدین در قبال هر کاری که انجام می دهد، نترسد، دروغگو نخواهد شد. بنابراین به او اطمینان بدهید که همیشه و در همه حال و در هر شرایطی برای رفع مشکلی که پیش آمده به او کمک خواهید کرد. بنابراین او به شما اطمینان کرده و حقیقت ماجرا را خواهد گفت. والدین اولین و آخرین پناهگاه برای کودکان در هر سنی هستند.

۸/ خیال پردازی سن دارد

تا قبل از ورود به مدرسه و کمی بعد از آن خیال پردازی یکی از نشانه های خلاقیت های کودکان بوده و کودکانی که خیال پرداز هستند، ضریب هوشی بالاتری نسبت به همسالانشان دارند. اما هرچه کودک به سمت بزرگسالی پیش می رود باید این مرز تفکیک شده و فانتزی ها از حقیقت جدا شوند. برای این منظور می توانیم همراه فرزندانمان به مشاور مراجعه کنیم و یا به تنهایی مراجعه کرده و شرایط را توضیح دهیم. به این ترتیب می توانیم با کمک روانپزشک هم خلاقیت کودک را که نماد آن خیال بافی است، خدشه دار نکنیم و هم اینکه اگر دروغ می گوید با کمک متخصص این مشکل را برطرف کنیم.

722
منتشر شده در984 روز پیش

مضرات استفاده کودکان از تبلت!

در حال حاضر با پیشرفت تکنولوژی کودکان به جای هم بازی شدن با هم نوعان خود مثل زمان گذشته مشغول بازی با تبلت ها و گوشی ها هستند؛ مطمئنا ورود یک کودک به دنیای مجازی و سرگرم شدن با این وسایل تبعات زیانباری را به همراه خواهد داشت؛ استفاده از این وسایل تحرک لازم را از کودک گرفته و فکر وی را ساعت ها مشغول یک جسم فلزی یا پلاستیکی می کند.

آمار فروش تبلت و موبایل افزایش چشم‌گیری یافته و هنگامی که والدین در خانه از تکنولوژی استفاده کنند، فرزندان نیز نسبت به استفاده از آن کنجکاو و ترغیب می‌شوند. حال باید دید آیا والدین مجازند چنین وسایلی را در اختیار فرزندانشان قرار دهند؟

دکتر محمود حریرچی، متخصص سلامت عمومی در گفت‌وگویی، درباره تبعات استفاده زودهنگام کودکان از تکنولوژی معتقد است که استفاده زیاد کودکان از وسایلی همچون تبلت وموبایل می‌تواند خلاقیت کودک را از بین ببرد، چرا که خلاقیت از سنین کودکی شکل می‌گیرد و کودک باید بیاموزد آنچه را که می‌خواهد با آن سرگرم شود خودش بسازد، اما تکنولوژی همه چیز را آماده در اختیار کودک قرار می‌دهد و به او اجازه فکر کردن نمی‌دهد.

حریرچی در ادامه افزود: اصل مساله این است که باید دید چرا کودکان از این تکنولوژی‌ها استفاده می‌کنند؟ والدین نمی‌توانند برای کودکان خود وقت بگذارند بنابراین برایشان وسایلی تهیه می‌کنند تا سرگرم کننده باشد.

وی با بیان اینکه خانواده‌ها باید احساس مسئولیت کنند، اظهار کرد: خانواده‌ها باید آموزش بینند و بیاموزند که اعتماد به نفس لازم را به کودکانشان بدهند. آنها باید آگاهی پیدا کنند که چه خطراتی کودکانشان را تهدید می‌کند مثلا مضرات استفاده از موبایل به والدین آموزش داده شود.

سن و زمان مناسب برای بازی کودکان با تبلت و آسیبهای پیش‌رو
وی در راستای آموزش به خانواده‌ها، ساخت برنامه‌های آموزشی در رسانه را مهم می‌داند اما ضمن بیان اینکه برنامه‌های موثر در این زمینه تولید نمی‌شود افزود: رسانه‌ها تنها اعلام خطر می‌کنند در حالی‌که آنها باید به فکر ارائه راه حل باشند. باید برنامه‌هایی تولید شود که کارشناسانه باشد اما در این قضیه تنبلی می‌کنیم و صدمه‌اش را بعدها متوجه می‌شویم.

این متخصص سلامت معتقد است که سن استفاده از تکنولوژی بستگی به محیط رشد کودک دارد اما به طور معمول از سه سالگی به بعد می‌تواند از این وسایل استفاده کند. از سوی دیگر خانواده‌هایی هستند که به علت شاغل بودن پدر و مادر تبلت و موبایل را جایگزینی برای پر کردن خلأ خودشان می‌دانند در حالی که برخی روان‌شناسان این روش را توصیه نمی‌کنند.

حریرچی مهد کودک‌ها را جایگزین تقریبا مناسبی برای پر کردن خلأ والدین شاغل دانست و عنوان کرد: روی سیستم مهد‌کودک‌ها کنترلی نیست و مربی‌های مهد آموزش دیده نیستند، در حالی که آنها باید روش‌های یادگیری را بلد باشند و بدانند چگونه باید با کودکان رفتار کرد.

وی سپس با هشدار اینکه جای خالی خانواده امروزه احساس می‌شود بیان کرد: همه خانواده‌ها باید روان شناس شوند و اطلاعات کافی درباره تربیت کودکان داشته باشند.

هم چنین دکتر  فیروزی، روانپزشک و روان درمان کودک نیز در گفت‌وگویی، درباره تبعاتی که ممکن است استفاده زودهنگام از تکنولوژی برای کودکان داشته باشد معتقد است: تمرکز کودکانی که زیاد از تکنولوژی استفاده می‌کنند در آینده روی دروس کم خواهد بود و دچار افت تحصیلی می‌شوند.

وی کاهش اعتماد به نفس کودکان را از دیگر معایب استفاده از تکنولوژی دانست و عنوان کرد: کودک باید بتواند به اسباب بازی مسلط باشد و دائما برنده شود تا احساس توانمندی کند و اعتماد به نفسش بالا رود؛ در بازیهای تبلت و موبایل این اتفاق نمی‌افتد و کودکان پیاپی دچار شکست می‌شوند، درنتیجه اعتماد به نفس آنها پایین می‌آید.

وی ادامه داد: این کودکان در ارتباط گیری با هم سن و سالانشان نیز دچار مشکل می‌شوند چرا که بیشتر سرگرم تبلت و موبایل خواهند بود و ارتباطشان با اطراف قطع می‌شود.

فیروزی با بیان اینکه والدین آموزش کافی درباره فرزند پروری ندیده‌اند گفت: پدر و مادرها با کودکان خود بازیهای فعالیتی انجام نمی‌دهند بلکه از سنین پایین بازی‌های فکری تهیه و تصور می‌کنند این عمل می‌تواند قدرت ذهنی کودک را بالا ببرد، در حالی که از لحاظ تقویت حس و حرکت نسبت به شناخت اولویت دارد و اگر کودک خوب رفتار حرکتی نکرده باشد، در مسائل و حل ریاضی دچار مشکل خواهد بود.

وی سپس درباره سن مناسب استفاده از موبایل و تبلت برای کودکان گفت: استفاده از تکنولوژی سن خاصی ندارد، اما اگر خانواده‌ها می‌خواهند از این وسایل برای کودکانشان استفاده کنند، اول باید بازیهای حرکتی و فعالیتی انجام شود. والدین می‌توانند اجازه استفاده از بازیهای تبلت و موبایل را به عنوان جایزه و امتیاز با در نظر گرفتن محدودیت زمانی در اختیار کودکان قرار دهند که زمان مناسب بین ۱ تا ۴ ساعت است.

این روان شناس در تشریح ویژگی‌های اسباب بازی خوب گفت: کودک باید بر اسباب بازی مسلط شود، ‌ارزان قیمت باشد، اسباب بازی خریده شده به دنیای واقعی کودک نزدیک باشد تا بتواند خلاقیت کودک را بالا ببرد، مثلا اسباب بازیهایی مثل وسایل آشپزخانه، وسایل دکتری و … از وسایل واقعی شبیه سازی شده‌اند و می‌تواند تخیل کودک را تقویت کند .

وی هم چنین اظهار کرد: قبل از اینکه کودکان سنین پایین با تکنولوژیهایی مثل موبایل و تبلت آشنا شوند، باید حس‌های آنها مثل حس دیداری، شنوایی و … تقویت شود، بعد از آن باید روابط بین اندام‌ها مثل ارتباط چشم و دست توسط بازیهای تقویتی شکل گیرد.

وی ادامه داد: وقتی کودکان با وسایلی مثل تبلت بازی می‌کنند از فعالیت باز می‌مانند در نتیجه هماهنگی بین اندام‌ها خوب شکل نمی‌گیرد و دچار مشکلات حسی و حرکتی می‌شوند.

فیروزی در پایان تجربه غربی‌ها در این زمینه را بیان کرد و گفت: آنها برای هر سن اسباب بازی خاص خود را دارند، مثلا تبلت‌هایی برای سنین پایین دارند که کودک دائم در آنها برنده می‌شود و در تقویت اعتماد به نفسشان موثر است.

منبع : بیتوته

781
منتشر شده در1033 روز پیش
صفحه 6 از 6« بعدی...23456
تبلیغات
پرشین طب

آخرین ویدئوهای پزشکی