روانشناسی کودکان - صفحه 4 از 6 - پرشین طب

فروش فایل فروشگاه شاپ می نو
امار سایت
  • افراد آنلاین : 22
  • ورودی گوگل : 46
  • تعداد کل مطالب : 4390
  • بازدید امروز : 11850
  • بازدید دیروز : 15552
  • بازدید این هفته : 27402
  • بازدید این ماه : 384482
  • بازدید کل : 4792184
دستشویی رفتن کودکان

همه چیز در مورد دستشویی رفتن کودکان

پرشین طب – زناشویی | به گزارش پرشین طب یکی از مواردی که والدین باید در نظر داشته باشتند دستشویی رفتن کودکان می باشد ، چرا که کودکان در انجام این کار به مشکل بر می خورند و به کمک والدین خود نیاز دارند، در این مطلب سعی شده است موارد مهمی در مورد دستشویی رفتن کودکان و آموزش صحیح آن می پردازیم ، باید کودک را برای این کار شخصی آماده کرد تا بتواند در همان اوایل زندگی خود برخی موارد را یاد بگیرد.

کودکان آزاد به دنیا آمده‌اند؛ رها از هر قانونی. کودکان همه‌چیز را برای خودشان می‌دانند و معنای قانون و مالکیت را نمی‌دانند. آموزش قوانین بخشی از تربیت کودک است. قانون همیشه همراه محدودیت است و محدود کردن نفی آزادی است. هر قانونی که به کودکان آموزش داده می‌شود، بخشی از آزادی آنان را نفی می‌کند. کودکان در برابر هر قانونی مقاومت می‌کنند. دوست دارند غذا را روی زمین بریزند و بشقاب را وارونه کنند. اشیا را پرتاب می‌کنند. اسباب‌بازی دوستانشان را برای خودشان برمی‌دارند و خود را مالک آن می‌دانند. اما آرام‌آرام این قوانین را یاد می‌گیرند.

اگر از همان نخست بتوان به کودک قانونمند بودن را آموزش داد، کار بسیار راحت‌تر می‌شود؛ مثلا این‌که باید اسباب‌بازی‌ها را سر جای خودشان بگذارد. اجرای همین قوانین کوچک به اجرای قوانین دیگر هم کمک می‌کند. مشکلی که والدین با دستشویی رفتن کودکان دارند برمی‌گردد به آزادی و رهایی کودکان و قانونمند کردن آنان. کودک دوست دارد آزاد باشد و خودش را در بند مکانی خاص به‌نام دستشویی نکند. دستشویی با فضایی کوچک برای کودک زندان به‌شمار می‌رود که آزادی او را نفی می‌کند. کودک هنوز مفاهیم بهداشتی را درک نمی‌کند؛ این مسئله قانونمند کردن وی را دشوار می‌کند.

چه کنیم که کودک بپذیرد در مکان خاص دستشویی کند؟
باید با توجه به همان آزادی و محدودیت این مسئله را حل کنیم. نباید گذاشت کودک دستشویی را زندان و نفی آزادی حساب کند. در هفت – هشت‌ ماهگی وقتی که در پوشک ادرار یا مدفوع می‌کند، از کودک بپرسید تا با این موضوع آشنا شود و وقتی بعدا او را به دستشویی بردید، بتوانید در این باره با او حرف بزنید و راحت باشید.

این نکته کلی درباره همه آموزش‌ها را رعایت کنید که نباید با کودک در این مسئله به ستیز پرداخت. ستیز و دعوا با کودک او را به واکنش و لجبازی می‌کشاند. باید کاری کرد که او با میل خودش و بدون احساس اجبار به دستشویی برود. اگر کودک تا هنگامی که پوشک است با دستشویی آشنا نباشد، یک‌باره دستشویی رفتن برای وی سخت است و همان اجبار و محدودیت را احساس می‌کند. باید از همان ماه‌های نخست به‌تدریج و آرام‌آرام او را با دستشویی آشنا کرد؛ مثلا در ده‌ماهگی هر سه روز یک‌بار، در یک‌سالگی هر دو روز یک‌بار و… یعنی هنگامی که پوشک است، آزادی و رهایی کامل نداشته باشد. البته در این مرحله خود دستشویی رفتن می‌تواند برایش نوعی تنوع و حتی بازی محسوب شود. مهم است که کودک را یک‌باره از آزادی کامل، به دستشویی رفتن تبعید نکنیم؛ اگر از قبل به آن عادت کرده باشد، به‌سادگی می‌تواند بپذیرد.

باید زمان دستشویی کودک را دانست. همه کودکان شبیه هم نیستند. هم خودمان زمان دستشویی را بشناسیم و هم کاری کنیم که خود کودک خبر کند. دستشویی نباید برای کودک زندان باشد. کودک مفهوم بهداشت و مسائل پاکی و نجاست را نمی‌داند، اما بازی را درک می‌کند؛ می‌توان دستشویی رفتن کودکان را برایشان به بازی تبدیل کرد. یکی از مشکلات کودکان نشستن بر کاسه توالت است. از کودک نخواهیم حتما در کاسه توالت خود را تخلیه کند. همین که در دستشویی باشد و حتی اگر در کنار سنگ باشد، کافی است؛ یعنی باز هم بخشی از محدودیت را برمی‌داریم. از سوی دیگر نباید از آموزش مسائل بهداشتی به کودک غافل باشیم. کودک پرسشگر است. او باید بداند چرا نباید در مکان‌های دیگر دستشویی کند. با مثال‌های ملموس و گفتن پیامدها و نشان دادن بیماری‌ها می‌توان به کودک در درک بهداشت کمک کرد.

منبع : hidoctor.ir

662
منتشر شده در865 روز پیش
آموزش صداقت به کودکان

آموزش صداقت به کودکان با این روش ها

آیا انیمیشن ها بر روی کودک تاثیرگذار خواهد بود؟ / یکی از مواردی که باید والدین گرامی بدانند این است که کودکان شما اولین کسانی را که به عنوان الگو انتخاب می کنند شما هستید ، پس بهتر است از ابتدا صداقت را در دستور کار خود قرار دهید. البته داشتن صداقت در هر زمینه و سنی شجاعت می خواهد، بنابراین وظیفه پدر و مادر است که کودک را برای گفتن حقیقیت زندگی آگاه کنند. می خواهیم در این نوشته در مورد آموزش صداقت به کودکان صحبت کنیم ،

در زیر به سه نکته اشاره میکنیم که کمکتان میکند صداقت را به فرزندانتان آموزش دهید:

۱/ از خیلی کوچکی، با فرزندانتان درمورد ارزش صداقت در خانواده تان صحبت کنید
به آنها بگویید که این برای همه شما خیلی مهم است که بتوانید همیشه روی همدیگر برای شنیدن حقیقت، حتی اگر سخت باشد، حساب کنید. اگر بین والدین و بچه ها صداقت نباشد، اعتماد و نزدیکی در خانواده وجود نخواهد داشت. صداقت پایه و اساس روابط خانوادگی و اعتماد و احترام متقابل است. به فرزندانتان بگویید که برای حمایت و دفاع از آنها هر کاری از دستتان برآید انجام میدهید، حتی برایشان میجنگید اما اگر بفهمید که به شما دروغ گفته اند، رابطه تان به کلی تغییر خواهد کرد. وقتی اعتماد از بین برود، زمان زیادی میخواهد تا دوباره ایجاد شود.

۲/ نه تنها در کلماتتان بلکه در سبک زندگیتان هم برای فرزندانتان الگوی صداقت باشید
اگر خودتان با فرزندانتان صادق نباشید، نمیتوانید از آنها انتظار داشته باشید که حقیقت را به شما بگویند. در واکنش به سوالاتی که میپرسند، سعی کنید به جای دروغ گفتن، توضیح مختصری بدهید و در حد سنشان پاسخ دهید. اما اگر به آنها دروغ بگویید، وقتی گفتن حقیقت برایتان خجالت آور است، نمیتوانید از آنها توقع داشته باشید که وقتی برایشان سخت است، راستش را بگویند. بدیهی است که هم والدین و هم فرزندان میتوانند برای خودشان زندگی خصوصی داشته باشند و برای در میان گذاشتن جزییات خصوصی زندگیتان، مسائل مربوط به گذشته که هنوز با آنها درگیر هستید یا هر چیز دیگری که از آن واهمه دارید، باید مرز تعیین کنید. هدفتان باید ایجاد محیطی آزاد باشد که هیچ پنهان کاری وجود نداشته و همه برای گفتن حقیقت احساس راحتی کنند.

۳/ به آنها نشان دهید که تاکیدتان بیشتر بر صداقت آنهاست تا بر تنبیه آنها بخاطر بی صداقتی شان
بله میتوانید برای دروغ فرزندتان عواقبی در نظر بگیرید اما لازم است که برایشان توضیح دهید که راستگویی شان هم فوایدی برایشان خواهد داشت. اگر بخواهید به زور تهدید و تنبیه حرف راست را از دهان آنها بیرون بکشید، مطمئن باشید که دفعه بعدی حقیقت را نخواهند گفت. اگر هنوز لازم میدانید که باوجود گفتن حقیقت، تنبیهی برایشان در نظر بگیرید، اینکار را با دقت و ملایمت انجام دهید و با وجود آن تنبیه، از صداقتشان تشکر کنید.

همه آدمها توانایی صادق بودن را دارند اما اگر این کار را تمرین نکنید، هم شما و هم فرزندتان عادت خواهید کرد که قسمتی از حقیقت را بپوشانید و چون راحت تر است خیلی وقت ها دروغ های مصلحتی بگویید. شما بعنوان پدر یا مادر فرصت دارید که به فرزندانتان کمک کنید صداقت را یاد بگیرند. هیچوقت استانداردهایتان را پایین نیاورید اما باید درک کنید که آنها نمی توانند همیشه عالی باشند.

منبع : mardoman

 

469
منتشر شده در873 روز پیش
انیمیشن

آیا انیمیشن ها بر روی کودک تاثیرگذار خواهد بود؟

باید بدانیم که در انیمیشن ها مقدار زیادی خشونت وجود دارد ، در نهایت شخصیت های مثبت داستان برنده می شوند ولی باید این نکته را در نظر داشته باشید که اعمال خشونت آنها می تواند بر روی کودک تاثیر گذار باشد. همچنین بازی های رایانه ای زیادی وجود دارد که در آن خشونت حرف اول را می زند ، مطمئنا این خشن بودن بر روی اعمال و روحیات کودک تاثیر گذار خواهد بود. در این بخش می خواهیم در مورد انیمیشن ها بیشتر توضیح دهیم.

تاثیرات مثبت و منفی انیمیشن ها بر روی کودکان
افزایش مهارت های شناختی در کودکان مانند مهارت دیداری فضایی یکی از ابعاد تاثیرگذار مثبت انیمیشـن هاست اما تاثیر انیمیشن ها می تواند منفی نیز باشد. البته تاثیرات مثبت و منفی انیمیشن ها روی کودکان بیشتر از نوجوانان است چون در این دوره از زندگی کودک در حال آموزش اصول و شیوه زندگی کردن است و قسمت عمده شخصیت او در حال شکل گیری، به همین دلیل همانندسازی و الگوبرداری در این سنین باعث می شود که انیمیشن ها تاثیر بیشتری روی کودکان داشته باشد. کودکان در سنین پایین تر قادر به تمییز دادن بین دنیای واقعی و غیرواقعی نیستند و همانطور که شخصیت شان براساس همانندسازی و الگوبرداری از شخصیت های موجود در انیمیشن ها نیز می تواند روی آنها تاثیر بگذارد، بنابراین انیمیشن ها می توانند باعث فرهنگ سازی شوند و روی نگرش ها و ارزش های افرادی که نسل آینده را می سازند، تاثیر بگذارند و در شکل گیری شخصیت کودکان نقش عمده ای را ایفا کنند.

نقش تربیتی برعهده رسانه نیست
هرچقدر سن کودک کمتر و میزان تماشای انیمیشـن های او بیشتر باشد، تاثیرات انیمیشن ها شدیدتر خواهد بود. والدین باید توجه کنند که نقش تربیتی برعهده آنهاست نه رسانه ها. یعنی این والدین هستند که باید بر چگونگی استفاده از رسانه ها روی فرزندانشان نظارت کنند چون سازندگان انیمیشن ها غالبا روی جنبه های تجاری محصولات خود توجه می کنند و کمتر به جنبه های تربیتی انیمیشـن ها تمرکز می کنند. مسئله اینجاست که بیشتر انیمیشـن ها جزو تولیدات ایرانی نیست و اگر بر فرض مثال یک انیمیشن غیرایرانی بخواهد روی فرهنگی خاص تاکید کند، این فرهنگ ایرانی نیست و سازندگان روی ترویج فرهنگ و آداب و رسوم کشور خود تاکید می کنند و این موضوع طبیعی است.

باید فواید و مضرات سرگرمی ها را در نظر بگیرید. برخی از والدین برای حفظ سعادت خانواده تصمیم گرفته اند از تلویزیون استفاده نکنند و گروهی نیز به کودکان خود یاد می دهند به سبک و سنگین کردن محتویات برنامه ها بپردازند. هر چقدر یک کودک یا حتی یک بزرگسال برنامه های تلویزیونی را بهتر تجزیه و تحلیل کند بهتر می تواند از عواقب منفی رسانه ها دور باشد. بدون تردید والدین می توانند بیشترین کمک را در این زمینه به فرزندان خود بکنند.

بن تن و دیگر انیمیشن های خشن
الگوی استفاده والدین از رسانه ها نیز اهمیت خاص خود را دارد. برای مثال اگر والدین بخش عمده اوقات فراغت خود را با تلویزیون سپری کنند، کودکان این رفتار را الگوبرداری می کنند و باعث آموزش غلط می شود؛ بنابراین والدین باید ترجیح بدهند ساعتی از روز را با فرزندان در مورد موضوعات مختلف صحبت کنند و با یکدیگر به تبادل فکری بپردازند. توصیه روانشناسان کودک این است که کودک نباید بیشتر از ۱ تا ۲ ساعت در روز و حتی ۳ تا ۴ ساعت در هفته پای تماشای تلویزیون بنشیند. علاوه بر مدت زمان تماشای تلویزیون، والدین باید بر محتوای انیمیشـن ها نیز نظارت دقیقی داشته باشند. متاسفانه انیمیشـن هایی مانند بن تن، مرد عنکبوتی و بت من از جمله انیمیشن هایی است که خشونت در آنها دیده می شود.

در واقع این موضوع ثابت شده است که هر چقدر میزان مواجهه با خشونت در رسانه ها بیشتر باشد، روی نگرش و رفتار کودکان تاثیر زیادی دارد و باعث خشونت و رفتار خشونت آمیز در آنها می شود. بچه ها از بین شخصیت های انیمیشن ها، الگوهای خودشان را انتخاب می کنند

علاوه بر این مفاهیمی مانند آگاهی جنسی یا مصرف مواد مخدر از طریق انیمیشن ها به کودکان منتقل می شود، بنابراین خانواده ها باید مراقب این موارد باشند. اگر کودک در یک انیمیشـن یا فیلم سینمایی قهرمان فیلم را در حال مصرف سیگار ببیند، الگوی نادرستی برای او خواهد شد. پوشش نامناسب شخصیت های انیمیشن نیز می تواند باعث الگوبرداری غلط و مغایر با فرهنگ کشور در کودکان شود. در برخی انیمیشن های غیر ایرانی ممکن است برخی صحنه های مغایر با فرهنگ و ارزش های کشور حذف شود اما به عقیده من برخی مفاهیم به صورت غیرمستقیم وارد ذهن کودک می شود.

بعد از نمایش انیمیشـن در مورد موضوع آن با کودک بحث و گفتگو کنند
یکی از کارهایی که والدین به عنوان نظارت کننده باید انجام دهند این است که بعد از نمایش انیمیشن در مورد موضوع آن با کودک بحث و گفتگو کنند و از او بپرسند چه معنا و مفهومی از تماشای انیمیشـن درک کرده است. والدین باید توضیحاتی را درخصوص انیمیشـن به فرزندشان بدهند و به او در درک آنچه که دیده کمک کنند تا از این طریق کودک بتواند بین دنیای خیالی و واقعیت تفاوت قائل شود و آن دو را از یکدیگر تشخیص دهد. برای مثال یک کودک ۳ یا ۴ ساله وقتی بن تن را در حال پرش از یک ارتفاع بلند می بیند، قادر به درک دنیای خیالی از واقعیت نیست و تماشای این صحنه ممکن است باعث الگوبرداری غلط و در نتیجه آسیب و خطر جدی برایش شود؛ به همین دلیل اگر کودک چنین صحنه هایی را دید، والدین باید او را توجیه کنند. مجموعه «شکرستان» انیمیشن بسیار آموزنده و خوبی برای کودکان است

شکرستان نمونه یک انیمیشن خوب برای کودکان
اگر سازندگان انیمیشن های ایرانی بتوانند روی جذابیت تولیدات خود بیشتر کار کنند، می توان شاهد انیمیشن های تاثیرگذار خوبی بود. برای مثال مجموعه «شکرستان» انیمیشـن بسیار آموزنده و خوبی است و اخیرا نیز انیمیشـن های خوبی در این زمینه تولید شده که تاثیرگذار بوده اند اما به عقیده من اگر مجموعه هایی مانندن شکرستان در ساعت مناسبی پخش و تبلیغ بیشتری روی آن شود، می تواند مخاطب خود را پیدا کند و در عین حال تاثیر خوبی نیز روی بیننده بگذارد.

Viber
بچه ها از بین شخصیت های انیمیشن ها، الگوهای خودشونو انتخاب می کنن و هر چقدر بچه ها در سن پایین تری در معرض انیمیشن های مغایر با فرهنگ کشورشون قرار بگیرن بیشتر به همانندسازی می پردازن. شاید روزی یه کوچولو مثل بن تن خودش را از بالای یک ساختمان بلند پرت کنه به امید اینکه هیچ اتفاقی براش نمی افته. انیمیشن ها را جدی بگیریم.

منبع : beytoote

409
منتشر شده در880 روز پیش
جنبه جنسی

کودکان خود را از جنبه جنسی آگاه و آماده کنید!

همه بچه ها با توجه به رشدشان و در یک سنین خاص سوال های متفاوتی در خصوص مسال مختلف به ذهنشان خطور می کند که اگر پدر و مادر به این سوالات واکنشی از خود نشان ندهند ممکن است در آینده خطرات زیادی کودکان را تهدید کند. یکی از مهمترین این مسائل و سوالات، مربوط به مسائل جنسی می شود. شاید این مورد نگرانی های پدر و مادران را نیز در پی داشته باشد.

دوره نوجوانی از بحرانی‌ترین دوره‌هاست و زمان دلبستگی‌های بزرگ و‌اندیشه درباره آنهاست. تاثیرات نیرومند احساسات مربوط به تمایلات جنسی، جای بسیاری از تصورات و مفاهیم ذهنی را می‌گیرد، آثار دلبستگی جنسی در رفتار آنان آشکارا منعکس می‌شود، اغلب نوجوانان مهربان، دلسوز و دقیق که به تاثیرات و اضطرابات جنسی متمایل شده‌اند، نسبت به اطرافیان کینه جو، عصبانی، ‌و بی‌عاطفه می‌شوند، و این تحولات ممکن است در نتیجه ارضا نشدن میل جنسی و فقدان اقدامات لازم از قبیل: ورزش، ‌کار، گردش، ‌یا سیری بیش از حد جنسی باشد.

مسلم است که طبیعت نوجوانان در دوره بلوغ جنسی تغییر می‌یابد، آن‌ها بیشتر عصبانی و سرکش می‌شوند و این تغییرات با ظهور میل جنسی اعم از امیال ارضا شده یا نشده در برخی از آن‌ها آشکار است.

یک طبقه بندی علمی

متخصصان اطفال امریکا نوعی طبقه بندی کلی را مطرح می‌کنند که برای ادامه مباحث ما در رابطه با دوره نوجوانی مفید است، به این صورت که به سنین ۱۰ یا ۱۱ تا ۱۴ سالگی در دختر‌ها و ۱۲ تا ۱۵ سالگی در پسر‌ها، اوایل نوجوانی و به دو سال پس از آن، اواسط نوجوانی و ادامه این سنین تا زمان شروع بزرگسالی را اواخر نوجوانی می‌گویند.

آغاز دوران بلوغ که با اوایل نوجوانی آغاز می‌شود، دوران دگرگونی‌های عظیمی‌ است. در این دوران نه تنها تغییرات جسمی‌ مهمی‌ در نوجوان پدید می‌آید، بلکه دگرگونی‌های برجسته اجتماعی و روانی نیز در او ایجاد می‌شود. سه نقطه عطف زندگی هر کسی را می‌توان تولد، بلوغ و مرگ نامید. نظر به اهمیت حیاتی این دوران در زندگی نوجوان به ویژه از نظر جنبه‌های تربیتی، ضروری است که برخی از حقایق خاص این دوران تشریح شود تا هم نوجوان به موقعیت حیاتی خود پی ببرد و به تکالیف، وظایف و مسئولیت‌های شرعی، اجتماعی و اخلاقی که از این پس به او تعلق می‌گیرد، آگاهی یابد و هم اولیا و مربیان از این طریق به درک روحی نوجوان خود نایل آیند.

مهم‌ترین نگرانی‌های دوره اول بلوغ عبارتند از: نگرانی درباره عادی بودن، نگرانی درباره خصایص جنسی، ‌نگرانی درباره قد، ‌نگرانی درباره وزن، نگرانی درباره ناحیه تناسلی، و نگرانی درباره خصایص ثانوی جنسی (مانند رشد پستان در دختران، و ریش و سبیل در پسران) که در این زمینه والدین و مربیان با دادن آگاهی‌های مناسب باید منشا این نگرانی‌ها را از نوجوانان بزدایند.

والدین و بلوغ فرزندان

بیشتر والدین از آشفتگی دوران بلوغ آگاهند و دوران بلوغ را با احساساتی متناقض به خاطر می‌آورند، ‌مانند بهترین زمان یا بد‌ترین زمان، سن دانایی یا سن نادانی، ‌ بهار امید یا زمستان ناامیدی که این احساسات حاکی از فراز و نشیب‌های روح یک نوجوان است. او گاهی شاداب، خوشحال، سرزنده و گاهی پژمرده، ‌اندوهگین و ساکت است.

نوجوانان به دلیل احساس توانایی برای عمل جنسی، تشدید انگیزه‌های جنسی، کنجکاوی در مورد موضوعات جنسی، تلاش برای تعیین نقش جنسی و ترس شدید از نتایج فعالیت جنسی، به امور جنسی حساسند. این حساسیت مفرط که با ترشح هورمون‌های جنسی توأم است تمایلات جنسی نوجوان را تشدید می‌کند؛ اگر طریقه مشروع و قانونی برای تشفی امیال جنسی مقدور نباشد، امکان انحراف نوجوان زیاد است، این انحراف اغلب به صورت کامجویی‌های بدلی (خود ارضایی، همجنس‌بازی، ‌نظربازی) تجلی می‌کند.

برای حل چنین مشکلاتی باید قبل از هر چیز به ارزیابی پرداخت. در ارزیابی و شناخت مشکلات جنسی باید ابتدا تاریخچه زندگی فرد را به دست آورد و براساس آن روش‌های تغییر رفتار را انتخاب و شیوه‌های‌شناختی همچون افزایش بصیرت فرد را در سرلوحه برنامه‌ها قرار داد. با توجه به اینکه تربیت نفس در دوران نوجوانی از عوامل سلامت روان و رفتار دوره جوانی است، این موضوع بر بسیاری از جنبه‌های شخصیت جوانان نیز تاثیر می‌گذارد و جوانان امروز باید با درک موضوع و مطالعه، به تربیت نفس خود بکوشند.

منبع : pezeshketo.com

523
منتشر شده در910 روز پیش
مهدکودک رفتن بچه هایتان

با مهدکودک رفتن بچه هایتان چطور باید رفتار کنید؟!

شاید شما هم کودکی دارید که در انتظار رفتن به مهد می باشد. آشنایی با فضایی جدید برای کودکان کمی دلهره آور است. گروهی از بچه ها نمی توانند خود را به سرعت با فضای جدید وقف دهند پس مادران و پدران عزیز باید بتوانند آنان را قبل از حضور در مهد از لحاظ روانی آماده کنند تا با مشکلاتی مانند ترس از محیط مواجه نشوند.

درباره مدرسه چیزهای مثبتی به فرزندتون بگین. مثلا درباره پیدا کردن دوستای جدید، داشتن لحظات خوب در مدرسه، انجام فعالیت های بزرگ، و همچنین زنگ تفریح در زمین بازی با او صحبت کنین. شما خودتون هم روزهای این چنینی داشتین و قطعا اون روزها رو دوس داشتین.

چیزی بهشون نگین که باعث ترس اون ها بشه. کاری کنین که براشون جالب به نظر برسه.

براشون دلیل بیارین. بهشون بگین که بزرگ شدن و هرکسی در اون سن باید به مهد کودک بره. همه ی بچه ها این مرحله رو میگذرونن.

چیزایی که باید بدونن رو بهشون یادآوری کنین. بچه ها تقریبا هرروز به مهدکودک میرن بنابراین نمیتونن انتظارات خیلی بالایی داشته باشن.

بچه ها رو برای رفتن آماده کنین. به اونها بگین که خیلی سخت نیست و فقط کمی کار داره. اگه اون ها هنوز اضطراب دارن، مهدکودک رو بهشون از قبل نشون بدین و یا از خواهر یا برادر بزرگترشون بخواین که درباره مدرسه یا مهدکودک اطلاعاتی بهشون بدن.

به اون ها احساس اعتماد به نفس بدین. برای انجام این کار باید موقعی که خودتون هم با بچه ها صحبت میکنین اعتماد به نفس داشته باشین.

در حین صحبت ها بهشون هشدار بدین. اگه شما مهدکودک رو جدی نگیرین، بچه ها هم اون رو جدی نمیگیرن. خودتون اخلاق بچه های کوچیک رو بهتر میشناسین.

بهشون بگین رفتن به مهدکودک تجربه بسیار خوبیه. بهشون بگین سعی کنن دوستای جدید پیدا کنن و همچنین سعی کنن اون ها رو با دوستای قدیمیشون هم آشنا کنن. البته به این کار اصرار نکنین.

حالا اون ها کاملا اعتماد به نفس دارن. کماکان بهشون درباره ارزش مهدکودک یادآوری کنین.

هرروز درباره مهدکودک از اون ها نپرسین مخصوصا روزایی که ناراحت به نظر میرسن. اون ها دوس ندارن مسائل اتفاق افتاده براشون یادآوری بشه.

منبع : novinzi

474
منتشر شده در910 روز پیش
سوالات عجیب کودکان

چگونه باید به سوالات عجیب کودکان پاسخ دهیم؟

حتما شده که کودکی سوال هایی می پرسد که دهانتان وا می ماند. البته بیشتر سوال های کودکان از روی کنجکاوی بیش از حد است و قطعا قصد و غرضی در آن نیست. همانطور که می دانید باید به این سوالات پاسخ داد؛ حال شما اگر با چنین سوالات عجیب غریبی مواجه شوید، چگونه پاسخی خواهید داد؟! برخورد مناسب با کودک را یاد بگیرید تا در مواقع ضروری بدون هیچ اشتباهی به سوالات‌شان پاسخ دهید. حال می خواهیم به برخی از این سوالات بپردازیمو نحوه پاسخگویی به آنها را از دید بگذرانیم.

«مامان من از کجا اومدم؟» شنیدن این سؤال شاید کابوس خیلی از مادران باشد که نمی‌دانند چطور به آن پاسخ بدهند. بچه‌ها نه قدرت درک واقعیت را دارند و نه می‌توان آن‌ها را فریب داد. از طرف دیگر این سال‌ها آنقدر دسترسی بچه‌ها به اطلاعات زیاد شده که عملاً دادن جواب‌های گمراه‌کننده نمی‌تواند دردی را دوا کند. بنابراین چطور باید به سؤالات جنسیتی بچه‌هاجواب بدهیم؟

کنجکاوی بچه‌ها در زمینه این نوع مسائل از ۳ تا ۵ سالگی شروع می‌شود. بچه‌ها در این سن قصد ندارند صرفاً درباره مسائل جنسیتی اطلاعات کسب کنند، آنها فقط کنجکاوند که بدانند چطوری به دنیا آمده‌اند یا جنسیت بچه‌ها چطوری مشخص می‌شود. بنابراین والدین باید به همان صورتی که به پرسش‌های غیرجنسیتی کودک با دقت و صحیح پاسخ می‌دهند، به پرسش‌های جنسیتی‌شان هم دقیق و صحیح جواب دهند و با گفتن: «حالا زوده که بفهمی» و «زشته، نپرس»، او را روی چنین موضوع‌هایی حساس نکنند.

در دوره پیش دبستانی بچه‌ها نسبت به خصوصیات جسمانی خود آگاه می‌شوند و درباره تفاوت‌های جسمی بین دختر و پسر کنجکاوند. به همین دلیل هم از هر فرصتی استفاده می‌کنند تا مثلاً در استخر، حمام، کنار دریا یا موقع تعویض لباس، به بدن دیگران نگاه کنند و تفاوت هایشان را با آنها درک کنند.

در همین سن و سال بچه‌ها از شما می‌پرسند که «بچه از کجا می‌آید؟» در این سن، گفتن جواب «از شکم مادر» بیشتر بچه‌ها را قانع می‌کند. اما اگر کودکتان اطلاعات بیشتری خواست، به او بگویید: «وقتی پدر و مادر می‌خواهند که بچه‌ای داشته باشند، سلولی از بدن پدر به سلولی در بدن مادر می‌پیوندد و آن وقت رشد بچه شروع می‌شود. وقتی بچه به اندازه کافی بزرگ شد از شکم مادر بیرون می‌آید».
وقتی بچه‌ها بویژه در سنین بالاتر درباره چگونگی جا گرفتن جنین در شکم مادرشان سؤال می‌کنند، جواب دادن سخت است. شما باید قدرت درک کودک را در نظر بگیرید و از گفتن جواب‌های گمراه کننده و گیج کننده اجتناب کنید.

معمولاً بیشتر بچه‌ها تا سنین دبستان با این پاسخ‌ها قانع می‌شوند. در سنین بالاتر در دوره دبستان، کنجکاوی‌ها به زندگی زناشویی، اعضای جنسی و ارتباط با جنس مخالف معطوف می‌شود. در این دوره می‌توانید کتاب‌های علمی را به آنها معرفی کنید که درباره عمل جنسی صحبت نمی‌کنند بلکه درباره نحوه شکل‌گیری جنین اطلاعاتی را می‌دهند. در نزدیکی‌های سن بلوغ، می‌توانید حجم اطلاعات را کم کم افزایش داده و با معرفی کتاب هایی، به فرزندتان بگویید که جزئیات بیشتر را خودش تحقیق کند و بخواند.

منبع : hidoctor.ir

758
منتشر شده در931 روز پیش
مقایسه نکنید

فرزندتان را با کودکان دیگر مقایسه نکنید

گاهی برای والدین پیش می آید که بین خواهر و برادر مقایسه هایی انجام می دهند ، باید بگوییم که این کار کاملا اشتباه می باشد ، شما علاوه بر این کار نباید بین فرزندان خود و فرزندان دیگران مقایسه کنید. این کار باعث می شود تا اعتماد به نفس کودک شما به شدت خدشه دار شود و باعث می شود تا کودک شما احساس حقارت و کوچکی کند. در این نوشته سعی شده است تا به دلایل مهمی اشاره کنیم که نشان می دهد نباید فرزندتان را با کودکان دیگر مقایسه کنید.

برای اینکه فرزندانتان را با کودکان دیگر مقایسه نکنید، دلایل زیادی وجود دارد. این مقایسه چه با خواهر و برادرهای او باشد و چه با بچه یکی از آشنایان، قرار دادن فرزندتان در معرض اینگونه مقایسات، اعتمادبه‌نفس آنها را به شدت خدشه‌دار کرده و باعث می‌شود احساس حقارت کنند. باوجود این، بسیاری از والدین وقتی می‌بینند فرزندشان به خوبی بچه‌های دیگر نیست، دست به این مقایسه‌ها می‌زنند. در زیر به دلایل مهمی اشاره می‌کنیم که به شما نشان می‌دهد چرا نباید فرزندتان را با دیگران مقایسه کنید.

۱. بر اعتمادبه‌نفس آنها اثر می‌گذارد. یکی از مهمترین دلایلی که نباید فرزندتان را با بچه‌های دیگر مقایسه کنید این است که بر اعتمادبه‌نفس آنها اثر منفی خواهد گذاشت. آیا دوست دارید خودتان را مدام با دیگران مقایسه کنند؟ بیشتر مشکلات مربوط به ضعف اعتمادبه‌نفس در کودکی ریشه دارد، بنابراین کاری نکنید که آنها احساس کنند از دیگران پایین‌تر هستند.

۲. هر کودکی متفاوت است. هر کودک یک فرد خاص است و استعدادها و توانایی‌های خاص خودش را دارد. چه اهمیتی دارد که یک کودک در موسیقی استعداد دارد و دیگری ندارد؟ آن کودک ممکن است در ورزش استعدادی فوق‌العاده داشته باشد یا عاشق کتاب خواندن باشد. هیچکدام از این استعدادها بهتر از دیگری نیست، همانطور که هیچ بچه‌ای از بچه‌ای دیگر برتر نیست. به هیچ عنوان نباید طوری رفتار کنید که احساس کنند باید سعی کنند شبیه دیگران باشند.

۳. خشم. مقایسات مستقیم باعث عصبانی شدن بچه‌ها می‌شود. وقتی برایشان مشخص می‌شود که به اندازه کافی خوب نیستند، نه تنها حس تلخی و ناراحتی نسبت به شما پیدا می‌کنند بلکه نسبت به آن خواهر و برادر و یا دوست هم همین حس ناراحتی و عصبانیت در آنها ایجاد می‌شود. آیا واقعاً می‌خواهید بین بچه‌هایتان خصومت ایجاد کنید؟ مطمئناً نه. پس از مقایسه کردن آنها با همدیگر خودداری کنید، حتی اگر تصور کنید متوجه آن نمی‌شوند، چون ممکن است کسی به اطلاع آنها برساند.

۴. در آنها ماندگار میشود. شاید تعجب کنید وقتی بفهمید که خاطرات این مقایسات تا چه مدت می‌تواند در ذهن فرزندتان بماند. مدت زمانی طولانی بعد از آخرین باری که به خاطر می‌آورید به فرزندتان گفته باشید، «چرا تو نمی‌تونی مثل برادرت باشی؟»، فرزندتان به خاطر خواهد داشت که چقدر احساس حقارت کرده است. این پیام خیلی زود در آنها ماندگار میشود، حتی اگر واقعاً در آن لحظه منظور خاصی نداشته باشید.

۵. پیش‌گویی کامبخش. این هم خطراتی دارد. فرزندتان به مرور زمان این پیام را که به اندازه کافی خوب نیستند جذب کرده و کم‌کم آن را باور می‌کنند. اگر قرار نیست موفق شوید اصلاً چرا باید چیزی را امتحان کنید؟ و این دقیقاً همان اتفاقی است که می‌افتد. با این روش فرزندتان را فقط برای شکست آماده می‌کنید.

۶. با سرعت خودشان رشد می‌کنند. دوران کودکی مسابقه‌ای برای اول شدن نیست. بچه‌ها با سرعت خودشان رشد می‌کنند. اما بیشتر اوقات والدین وقتی می‌بینند که فرزندشان در همان سن فرزند دوستشان راه می‌افتد یا به زبان می‌افتد، نگران می‌شوند. هیچ برنامه زمانی برای رشد کودکان وجود ندارد، به همین دلیل هیچ جای نگرانی نیست. مطمئن باشید که به زمان خودشان رشد خواهند کرد.

۷. خودخواهی. برعکس این مقایسات هم همینطور است. عاقلانه است که فرزندتان را به طریق مثبت هم با دیگران مقایسه نکنید. دوست دارید فرزندتان طوری بزرگ شود که تصور کند از بقیه آدمها برتر است؟ تحسین کردن بچه‌ها کار خوبی است اما باید مراقب باشید که به طور مداوم به آنها نگویید که از بقیه بچه‌ها بهتر و بالاتر هستند. اگر بخواهید آنها را خودخواه و متکبر بار بیاورید هیچ لطفی در حقشان نکرده‌اید.

مقایسه کردن فرزندتان با دیگران تصویری منفی از خودشان به آنها می‌دهد.

پدر یا مادر بودن یک مسابقه نیست و لازم نیست به بقیه والدین نشان دهید که فرزندتان چقدر بهتر از بقیه است یا نگران باشید که بقیه بچه‌ها بهتر از بچه شما هستند. فقط باید با محبت آنها را تشویق کنید که خودشان را باور داشته باشند و کمکشان کنید که توانایی‌های خودشان را کشف کنند.

شما چطور؟ آیا والدینتان در کودکی شما را با کودکان دیگر مقایسه می‌کرده‌اند؟ اگر اینطور است، فکر می‌کنید این مقایسه‌ها چه تاثیری بر شخصیت شما داشته است؟

منبع : mardoman.net

739
منتشر شده در932 روز پیش
دوست خیالی

آیا کودک شما هم دوست خیالی دارد؟ پس بخوانید!

آیا بچه های شما هم با خود حرف می زنند یا اینکه گمان می کنند دوست هایی در کنارشان وجود دارد و با آنها به بازی می پردازند؟ اینگونه کودکان در ذهن خود چند دوست خیالی را ترتیب می دهند و با آنها زندگی می کنند . البته با افزایش سن این دوستی ها کم می شود و اصولا جای نگرانی خاصی نیست اما مادران و پدران باید طریقه برخورد با کودک خود را در اینگونه شرایط بدانند تا دچار اشتباهات مهلکی نشوند.

بيشتر والدين به خيال‌بافي‌هاي فرزند خود واقف هستند و آن را به ‌عنوان بخشي از زندگي او پذيرفته‌اند. اما پذيرش يك دوست خيالي و نامرئي كار چندان آساني نيست؛ به ويژه آن كه فرزندتان با تمام قوا از آن موجود خيالي كه گاهي اوقات با اسامي ‌عجيب و غريب نيز ناميده مي‌‌شود، دفاع كرده و دوست دارد كه شما نيز او را يكي از افراد خانواده بدانيد و باور داشته باشيد.

نگران نباشيد! تحقيقات نشان داده است كه كودكان از ۲۰ ماهگي به بعد توانايي اين را دارند كه افكار و احساسات خود را به يكي از وسايل يا اسباب‌بازي‌هاي خود نسبت دهند و پس از اين مرحله معمولا دوست خيالي قدم به زندگي فرزند شما خواهد گذاشت. اين دوست خيالي از سن دو تا سه سالگي وارد عرصه زندگي شده و گاهي تا سنين دبستان نيز باقي مي‌‌ماند، به‌ گونه‌‌اي كه تقريباً ۷۵ درصد بچه‌ها تا سن هفت سالگي ارتباط با دوست خيالي را تجربه كرده‌اند. البته هر چه سن كودك بيشتر مي‌شود، شدت اين دوستي‌ها كمتر خواهد شد و به همين دليل بيشترين و عميق‌ترين دوستي بچه‌‌ها با دوستان خيالي را در سنين حدود سه سالگي مي‌بينيم. اين موضوع در روند رشد كودك طبيعي است و كودكاني كه داراي دوست خيالي هستند معمولاً خلاق‌تر هستند.

البته برخي والدين نگران اين قضيه هستند كه ارتباط بيش از حد با اين دوست خيالي به روابط اجتماعي كودك لطمه بزند و او توانايي برقراري ارتباط با همسن و سالان خود را از دست بدهد، اما جاي نگراني نيست. جالب است بدانيد كه اين كودكان اغلب سازگارتر و اجتماعي‌تر از كودكاني مي‌‌شوند كه دوست خيالي ندارند. با گسترش روند تك فرزندي در خانواده‌‌ها، بد نيست والدين بدانند كه كودكان تنها يا فرزندان اول خانواده معمولاً بيشتر از بقيه بچه‌ها، درگير ارتباط با دوست نامرئي خود هستند و گاهي نيز تا بزرگسالي همراه او زندگي مي‌كنند البته با گسترش روابط اجتماعي و جمع‌هاي دوستان، حضور دوست خيالي كم‌رنگ‌تر و گاهي حتي محو مي‌‌شود.

بسياري از والدين از حضور اين موجود خيالي در زندگي فرزند خود وحشت دارند و سعي مي‌‌كنند با بي‌توجهي يا انكار اين دوست، آن را از صحنه زندگي فرزند خود حذف كنند. آنها مي‌ترسند كه اين مسئله سبب گوشه‌گيري و انزواي بيش از حد فرزندشان شود، اما در حقيقت اين طور نيست.

از زماني كه كودك توانايي درك و استدلال و استنتاج را پيدا مي‌كند، دوست دارد كه تجربيات و آرزوهاي خود را از زبان فردي ديگر نيز بيان كند و نكته جالب اين است كه پرسش‌كننده و پاسخ‌دهنده يك نفر خواهد بود؛ فرزند شما. اين مسئله سبب مي‌‌شود كه او مشكلاتي را به‌ عنوان مشكلات اين دوست خيالي مطرح كند و با استدلال و استنتاج خود، پاسخي نيز براي حل اين معما بدهد كه البته اغلب اين واكنش‌ها برگرفته از رفتار و كردارهاي پدر و مادر است.

اگر شما نگاهي تيزبينانه به روابط فرزندتان و دوست نامرئي‌اش داشته باشيد، در واقع بازتابي از برخوردها و رفتارهاي خود را در او مي‌بينيد و اگر حرف يا حركتي، سبب ناراحتي شما مي‌شود، بهتر است به جاي تنبيه يا توبيخ كودك، به اصلاح آن رفتار در خود بپردازيد.

با بزرگ‌‌تر شدن كودك و ورود به مرحله پيش دبستان، كودكان سعي در مخفي كردن اين دوست خيالي دارند به ‌خصوص اگر با واكنشهاي منفي يا مسخره ‌آميز شما نيز در اين رابطه رو به ‌رو شده باشند، اما اين دوستان همچنان در زندگي فرزندتان حضوري فعال دارند. در اين مرحله دقت كنيد كه حضور اين دوست مانعي براي دوست‌يابي‌هاي واقعي وي نشود؛ هر چند كه در اكثر بچه‌ ها اين اتفاق نمي‌افتد و به‌ راحتي دوستاني پيدا مي‌كنند. با افزايش مسئوليت‌ها و وظايف تحصيلي و گسترش روابط دوستانه، كم‌كم حضور اين دوست خيالي كم‌رنگ‌‌تر مي‌شود و تنها هنگام تنهايي‌هاي كودك به سراغش خواهد آمد. البته گاهي تشديد روابط با اين موجود نامرئي به دليل سرخوردگي و عصبانيتهاي ناشي از حوادث روزمره يا مهم، از قبيل تولد فرزندي جديد در خانواده، دعواهاي مكرر پدر و مادر، جا به ‌جايي مدرسه و… است كه شما بايد آگاهانه به كنترل و حل اين مشكلات بپردازيد تا دوباره شرايط به حالت عادي برگردد.

یکی از کارهای موثر در پيشرفت ذهني و اجتماعي كودكان اين است كه آنها دنيا را از ديدگاه هايي متفاوت از ديدگاه خود ببینند و داشتن دوستهاي خيالي كمك موثري به اين امر مي‌كند. در حقيقت دوستان خيالي ابزار مناسبي براي آموزش مسائل به‌ طور غير ‌مستقيم به كودك هستند. شما به‌ عنوان والدين كودك در قبال اين مسئله وظيفه سنگين و خطيري داريد؛ از اين رو برخوردهاي نامناسب با اين قضيه مي‌‌تواند اثرات سوئي تا آخر عمر بر روند رشد عقلي و اجتماعي كودك بگذارد.

چند نكته كه والدين بايد در برخورد با اين موجودات نامريي رعايت كنند، عبارتند از:

كودك را از داشتن دوست خيالي منع نكنيد. بدترين كار ممكن اين است كه او را به خاطر اين دوست تنبيه كنيد. با اين كار، فضاي بي ‌اعتمادي و ناامني را در رابطه خود و فرزندتان پايه‌گذاري مي‌كنيد كه اثرات سوء آن را در دوران نوجواني او خواهيد ديد.

دوست خيالي كودك را مسخره نكنيد و اجازه ندهيد كه ديگران نيز اين كار را انجام دهند. هيچ دليلي وجود ندارد كه كودك را به دليل صحبت با كسي كه وجود ندارد مسخره كنيد. به روابط دوستانه او با اين مهمان نامرئي احترام بگذاريد.

به كودك نگوييد كه ديگر بزرگ شده و نبايد با دوستان خيالي خود حرف بزند. اين موضوع اثرات روحي بدي روي او مي‌گذارد؛ درست مانند اينكه از امروز به شما بگويند حق نداريد مادر خود را ببينيد!

از طريق فرزند خود، با دوست خيالي ارتباط برقرار كنيد. نترسيد، كسي شما را ديوانه نمي‌‌داند؛ البته لزومي‌ ندارد كه بيش از حد در بازي غرق شويد. منطقي باشيد و هيجانات خود را كنترل كنيد. شما فقط يك بازيكن هستيد و گرداننده اصلي بازي فرزندتان است.

در رابطه با اين دوست خيالي با فرزند خود صحبت كنيد و اگر دوست نداشت حرف زيادي بزند، به او احترام بگذاريد و او را تحت فشار قرار ندهيد. به حضور اين دوست در خانه خوشامد بگوييد و سوالاتي در مورد زندگي او و تعداد خواهر و برادرها و… از فرزندتان بپرسيد. اين كار باعث مي‌‌شود كودك، شما را نيز در گستره دوستان خود و اين مهمانان نامرئي قرار دهد.

اگر كودك كارهاي نادرست و اشتباهات خود را به گردن دوستش انداخت، نگران نشويد و با او برخورد نكنيد. از طريق برخورد با همين دوست خيالي، پيام خود را به فرزندتان برسانيد؛ مثلاً بگوييد « من واقعاً از دست فلاني عصباني هستم. مطمئنم اگر مامانش هم اينجا بود عصباني مي‌‌شد. اين بار دومي‌ است كه بي اجازه به وسايل بابا دست مي‌‌زند يا اسباب‌بازي‌هايش را جمع نمي‌كند.

منبع : pezeshketo.com

578
منتشر شده در941 روز پیش
صفحه 4 از 6« بعدی...23456
تبلیغات
پرشین طب

آخرین ویدئوهای پزشکی