روانشناسی کودکان - پرشین طب

فروش فایل فروشگاه شاپ می نو
امار سایت
  • افراد آنلاین : 19
  • ورودی گوگل : 401
  • تعداد کل مطالب : 3526
  • بازدید امروز : 2157
  • بازدید دیروز : 12382
  • بازدید این هفته : 14539
  • بازدید این ماه : 86043
  • بازدید کل : 6847959
خردسالان لجباز

روانشناسی کردن خردسالان لجباز

پرشین طب – روانشناسی کودکان | به گزارش پرشین؛ علت های مختلفی از نظر روانشناسی برای خردسالان لجباز وجود دارد. نق زدن ، جروبحث کردن و مجادله کردن برخی از خصوصیات خردسالان لجباز می باشد. در صورتی که خردسال شما لجباز می باشد به شما توصیه می کنیم این نوشته را همراهی کنید تا علت های روانشناسی خردسالان لجباز را به شما بگوییم. به شما پیشنهاد می کنیم با پرشین طب همراه باشید.

محمدحسین قلی‌زاده کارشناس مشاوره و راهنمایی درباره لجبازی کودکان در سنین پایین گفت: لجبازی برچسبی است که دیگران به کودک می زنند و ناشی از عدم تحول شناختی او است که آنچه ما تحت عنوان لجبازی کودکان می شناسیم در واقع از نافرمانی کودک از دستورات پدر و مادر، آسیب رساندن به خود، گریه کردن، فریاد کشیدن، ناسزا گفتن، خودداری از غذا خوردن و شکستن وسایل، بی نظمی است که کودک در این سنین سرسختانه نسبت به آنچه می خواهد، اصرار می کند.

وی تصریح کرد: والدین باید بدانند لجبازی که در حدود سنین سه تا شش سالگی بروز می‌کند از ویژگی‌های رشدی بچه ها محسوب شده و اختلال نیست و توجه کودک در این مرحله فقط به خودش است و نمی‌تواند خودش را جای دیگران بگذارد که عمدتا این مشکلات مربوط به خانواده هستند. این کارشناس مشاوره با اشاره به این مسئله که عوامل زیادی در تداوم و تشدید لجبازی کودکان نقش دارند، بیان کرد: تداوم لجبازی در کودکان عمدتا به خانواده مربوط بوده و نحوه برخود آنان با کودک شخصیت اصلی او را تشکیل می‌دهد.

قلی‌زاده اظهار کرد: وقتی والدین کودکان را مجبور به انجام عملی برخلاف میلشان می‌کنند، آنها لجباز می شوند به طوری که کودکان به جروبحث کردن، نق زدن، مجادله کردن و درخواست‌های مکرر متوسل می شوند.
این کارشناس مشاوره و راهنمایی افزود: گاهی نیز علت لجبازی کودکان به دلیلبی ثباتی رفتار والدین در برابر لجبازی های آنها است که مثلا یک روز هیچ عکس العملی در برابر لجبازی نشان نمی دهند و روز دیگر از آنها می خواهند مطابق با خواسته آنها رفتار کنند. اگر همیشه با کودکان رفتار ثابتی داشته باشیم کمتر لجبازی می کنند. وی در‌باره سایر علل لجبازی در کودکان گفت: وقتی کودکان مورد بی توجهی والدین قرار می گیرند، تدریجاً بهانه گیر و لجباز می شوند که سعی می‌کنند از طریق منفی کاری و لجبازی توجه دیگران را به خود جلب کنند؛ مثلا هنگام صحبت کردن دیگران داد و بیداد کرده یا موقع غذا خوردن از سر سفره بلند می شوند که گاهی ممکن است والدین در برابر چننین رفتاری کودک را تنبیه کرده یا با بحث‌های طولانی وی را متقاعد کنند که در این صورت به تدریج کودک یاد می‌گیرد که برای کسب توجه دست به این رفتارها بزند.
قلی زاده اظهار کرد: محرومیت از نوازش و مهر مادری، تحمل درد و نیاز به استراحت، بی‌صبری کودکان در برابر خواسته‌های بحقشان مانند رفع گرسنگی، کثرت دفعات بیماری در کودک یا به دنیا آمدن کودک دیگری در خانه موجب لجبازی کودکان می‌شود.

خردسالان لجباز

خردسالان لجباز

وی بیان کرد: موارد ذکر شده از مهمترین عواملی است که کودکان را به لجبازی مجبور می کند ولی عوامل دیگری مانند ناکامی، احساس سرکوبی شدید، عدم ارضای خواسته‌های مشروع کودک و میل به سلطه گری نیز نقش به‌سزایی در بروز لجبازی کودکان دارند. این کارشناس مشاوره و راهنمایی توصیه کرد: هدف این نیست که کودکی را تربیت کنیم تا آرام باشد و از همه دستورهای والدین اطاعت بی چون و چرا کند بلکه هدف این است که والدین یاد بگیرند که چگونه رفتار لجبازی کودک را کاهش داده و رفتار مناسب را در وی تقویت کنند، زیرا واکنش والدین در برابر لجاجت و سرکشی کودک، در تداوم رفتار لجوجانه او مؤثر است. قلی‌زاده از مهمترین راهکارهای درمانی لجبازی در کودکان گفت: انتقاد همراه با تشویق نتایج بهتری به دنبال دارد و کودک نیازمند توجه است که اگر دیدگاه شما منفی باشد، او از راه های منفی به هدف خود می رسد.

بیشتر بخوانید : با کودک فضول و خبرچین چه کنیم؟

وی ادامه داد: رفتار کودک را تحسین کنید نه شخصیت او را، همچنین وقتی از او انتقاد می کنید شخصیت او را زیر سؤال نبرید، مثلا به جای اینکه بگوییم خیلی بچه بدی هستی می توان گفت من از شیوه پاسخ دادن تو خوشم نمی آید. این کارشناس مشاوره و راهنمایی افزود: هیچ‌گاه در برابر سماجت کودک کوتاه نیایید، بدقول نباشید، کودک را به تنبیه کردن تهدید نکنید و خطاهای کودک را بپذیرید، انتظارات خود را از کودک مشخص کرده و فضای خانه را متشنج نکنید. قلی‌زاده به والدین توصیه کرد: برای اصلاح رفتار کودک هرگز از تنبیه بدنی استفاده نکنید واز دیدن فیلم‌ها و بازی‌های رایانه‌ای خشن که ممکن است برخلق و خوی فرزندتان تاثیر گذارد، جلوگیری کنید.

منبع : hidoctor

68
منتشر شده در55 روز پیش
نحوه برخورد با کودکان دروغگو

نحوه برخورد با کودکان دروغگو توسط والدین ۲

پرشین طب – روانشناسی کودکان | به گزارش پرشین طب؛ والدین برای نحوه برخورد با کودکان دروغگو باید برنامه داشته باشند، می توان کودک را تشویق به راستگویی کرد. روش های متعددی برای این موضوع وجود دارد. در این نوشته می خواهیم پیرو قسمت اول این موضوع به نحوه برخورد با کودکان دروغگو توسط والدین ۲ بپردازیم. در صورت تمایل به شما عزیزان همیشه همراه پیشنهاد می کنیم تا انتهای نوشته با ما همراه باشید.

 نحوه برخورد با کودکان دروغگو توسط والدین ۲ 

چند نكته  

 اگر سهواً در حضور كودك‌تان دروغ گفتید، حتماً در مورد آن با او صحبت كرده و اقرار كنید كه اشتباه كرده‌اید و از این كار پشیمان هستید.  توقع نداشته باشید كه كودك خردسال شما تفاوت میان دروغ مصلحتی و دروغ‌های دیگر را دریابد و درك كند.  هیچ‌گاه برای اینكه كودك‌تان را به انجام كاری ترغیب كنید، به او دروغ نگویید؛ مثلا نگویید به دندانپزشكی می‌رویم تا در آنجا بازی و تفریح كنیم و …

 زمانی كه گفتن حقیقت برای كودك‌تان مشكل است و با این وجود حقیقت را می‌گوید، او را تشویق و تحسین كنید.  همیشه بنا را بر این بگذارید كه اعضای خانواده‌تان راست می‌گویند؛ مگر اینكه دلیلی مبنی بر دروغگویی آنها وجود داشته باشد.  از كودك‌تان انتظار زیادی نداشته باشید و خیلی قانون وضع نكنید. زیرا هر چقدر قوانین بیشتری وضع شود، احتمال اینكه كودك آنها را رعایت نكند، بیشتر خواهد بود و ترس از مجازات و احتمال دروغگویی نیز بیشتر می‌شود.

 حتی راستگوترین كودكان كه در محیطی بسیار صادقانه بزرگ شده‌اند نیز امكان دارد دروغ بگویند. وقتی این اتفاق افتاد، آرامش خود را حفظ و سعی كنید به جای اینكه سریع عصبانی شوید و واكنش نشان دهید، دلایل این دروغگویی را پیدا و بررسی كنید. آنچه كه كودك سعی دارد با دروغگویی مخفی كند، در برخی موارد از خود دروغ مهم‌تر است. به كودك‌تان بگویید با وجود اینكه دروغ گفته است، او را دوست می‌دارید و او فرزند بدی نیست و فقط رفتار او غیرقابل قبول است. مراقب باشید بیش از حد واكنش نشان ندهید؛ زیرا گاهی كودكان به خاطر فرار از تنبیه دروغ می‌گویند؛ پس تنبیه شرایط را بدتر خواهدكرد و این مجازات بیش از حد و غیرمنطقی، نتیجه معكوس خواهد داشت.

 شرایط راستگویی را برای كودك آسان كنید و به او فرصت دهید تا اعتراف كند؛ نه اینكه به زور و دعوا بخواهید از او اعتراف بگیرید.   اگر كودك‌تان برای جلب توجه شما داستان‌های بلند خیالی تعریف می‌كند، او را به دروغگویی متهم نكنید؛ اما به او بگویید كه از آن مطالب اطلاعی ندارید و آنها را باور نمی‌كنید و به او لبخند بزنید و بگویید كه دوستش دارید. اگر در حضور فرد سومی این كار را انجام داد، در تنهایی با او در این مورد صحبت كنید.

نحوه برخورد با کودکان دروغگو

نحوه برخورد با کودکان دروغگو

 او را متهم به انجام كاری نكنید و از او به روشنی سوال بپرسید؛ یعنی به جای اینكه بگوئید من كه می‌دانم چه كسی این كار را انجام داده است، به طور مستقیم از او سوال كنید. آیا تو این كار را كردی؟ 

 قصه روش بسیار خوبی برای آموزش ارزش‌ها به كودكان كم‌سن است.  به فرزند نوجوان خود اجازه دهید یك حریم خصوصی برای خودش داشته باشد تا مجبور نشود برای حفظ حریم خصوصی‌اش دروغ بگوید.

 تشویق به راستگویی 

همانطور كه اشاره شد، یكی از دلایل اصلی دروغگویی، فرار از تنبیه است. بنابراین تنبیه كودك، به جای اینكه مشكل را حل كند، زمینه دروغ‌های بزرگ‌تر در آینده را فراهم می‌آورد. به جای اینكه او را مجازات كنید، جلوی دروغ گفتنش را بگیرید؛ مثلاً به دروغ ادعا می‌كند هر روز تكالیف مدرسه‌اش را به خوبی انجام می‌دهد، بهتر است از معلمش خواهش كنید گزارش انجام تكالیف او را هر روز به صورت یك نوشته به شما اعلام كند.

این كار باعث می‌شود تا رفتار خود را تغییر دهد. ضمن اینكه مشاهده عواقب طبیعی رفتار درست یا نادرست، موجب شكل‌گیری حس مسئولیت كودك نسبت به رفتار خودش می‌شود. دروغ گفتن كودكان مشكل اساسی و جدی نیست؛ مگر در مواقعی كه به یك راهكار مهم برای برخورد با مشكلات مورد استفاده قرار بگیرد و به یك عادت تبدیل شود. ممكن است دروغگویی فقط یك عادت بد كودك باشد كه كنار گذاشتن آن به كمك والدین نیاز داشته باشد؛ اما زمانی كه كودك از دروغگویی خود پشیمان نیست و اظهار ندامت نمی‌كند، زمانی است كه باید این موضوع را جدی گرفت.

گاهی دروغگویی همراه با رفتارهایی همچون سرقت، اذیت و آزار دیگران، فرار از مدرسه و … همراه می‌شود كه نشانه‌ای از یك مشكل بسیار جدی خواهد بود. كودكان با شرایط زیستی متفاوت (مانند بیماری ADHD) نیز ممكن است نتوانند دروغ گفتن خود را كنترل كنند و با این كار بخواهند روی مسائل و مشكلات جدی‌تر سرپوش بگذارند. وقتی كودكان در سنین نوجوانی با روایت داستان‌های خیالی و مبالغه در واقعیت، دروغ می‌گویند، نشانه‌ای از كمبود محبت آنهاست و هشداری است برای اینكه والدین به آنها بیشتر توجه نشان دهند.

در اغلب موارد، دروغگویی كودك را می‌توان به طور مؤثر با تغییر مدیریت پدر و مادر از بین برد؛ ولی در موارد جدی كه به آن اشاره شد، آنها باید به دنبال راه چاره و كمك گرفتن از یك مشاور خانواده یا درمانگر باشند. در برخی موارد نیز درمان به صورت گروهی انجام می‌شود. دروغ را نمی‌توان با دارو درمان كرد؛ اگرچه كودكان مبتلا به ADHD كه دارو مصرف می‌كنند، می‌گویند راحت‌تر می‌توانند دروغ گفتن خود را كنترل كنند.

منبع : zendegionline

80
منتشر شده در62 روز پیش
کودکان دروغگو

نحوه برخورد با کودکان دروغگو توسط والدین

پرشین طب – روانشناسی کودکان | به گزارش پرشین طب؛ در این نوشته می خواهیم در مورد نحوه برخورد با کودکان دروغگو توسط والدین صحبت کنیم. همیشه گزارش شده است که بسیاری از والدین اعتقاد دارند که فرزندانشان دروغ می گویند. چه رفتاری از طرف والدین در برابر دروغگویی کودکان باید انجام شود. در صورت تمایل پرشین طب را با موضوع نحوه برخورد با کودکان دروغگو توسط والدین همراهی کنید.

نحوه برخورد با کودکان دروغگو توسط والدین

بسیاری از والدین معتقدند كه فرزندانشان به آنها دروغ می‌گویند. دروغگویی، از بسیاری جهات، یك رفتار طبیعی در كودك است. كودكان ممكن است به دلایل بسیاری دروغ بگویند و برخی از آنها، حتی ممكن است قابل قبول نیز باشد. با این حال، دروغ گفتن كودكان، اغلب پدر و مادرها را نگران می‌كند و در برخی موارد این نگرانی بجاست. دروغ می‌تواند مشكلات بزرگی برای كودك در مدرسه و ارتباط او با دوستانش به وجود آورد و همچنین در بزرگسالی منجر به اخلال در زندگی خانوادگی و اجتماعی و سرچشمه بسیاری از مشكلات بزرگ شود. برخی از كودكان میل بیشتری به دروغگویی دارند؛ مثل آنهایی كه اغلب شاهد دروغ دیگران هستند.

دروغ تا حد زیادی به شخصیت فرد نیز برمی‌گردد و در نهایت اینكه سن كودك و نوجوان در مقدار و نوع دروغگویی او تأثیرگذار است. معمولاً دروغ گفتن كودكان به خودی خود مشكل بزرگی نیست؛ مگر اینكه همیشگی و تبدیل به یك عادت شود؛ چرا كه در بیشتر مواقع بعد از مدتی این رفتار به فراموشی سپرده می‌شود. مثل سایر مشكلات رفتاری، مؤثرترین راه، پیشگیری است و بهتر است قبل از اینكه این رفتار عادت و ملكه ذهن كودك شود، برطرف گردد.

چرا كودكان دروغ می‌گویند؟ 

كودكان در سنین مختلف، به دلایل گوناگون دروغ می‌گویند. آنها در سنین بسیار كم، ممكن است اصلاً قادر به تمایز میان حقیقت و دروغ نباشند. وقتی یك كودك سه ساله می‌گوید اسباب بازی‌های او در اطراف اتاق و در هوا پرواز می‌كنند، دروغ نمی‌گوید، بلكه نمی‌تواند میان تخیلات و حقایق، تمایز قائل شود. ممكن است دروغگویی آنها در این سن به این دلیل باشد كه حقیقت ماجرا را فراموش كرده‌اند.

وقتی به یك كودك دو ساله می‌گویید كه چرا دستمال كاغذی را درون كاسه دستشویی انداخته و او جواب می‌دهد كه این كار را نكرده، دروغ نمی‌گوید، آن را فراموش كرده است. در سن پنج‌، شش سالگی، به تدریج كودكان می‌توانند تفاوت میان واقعیت و دروغ و تخیلات را درك كنند و كمتر بر واقعی بودن تخیلات خود پافشاری می‌كنند. آنها در می‌یابند كه انجام برخی كارها پدر و مادر را ناراحت و عصبانی می‌كند.

کودکان دروغگو

کودکان دروغگو

در این سنین، احساس گناه را تجربه می‌كنند و خود را مقصر می‌دانند؛ بنابراین با دروغ گفتن می‌خواهند از تنبیه یا ناراحت شدن پدر و مادر پیشگیری كنند. همچنین دوست دارند با مبالغه و بزرگ نشان دادن واقعیات، توجه پدر و مادر را به خود جلب كنند. از سن هفت، هشت سالگی، در واقع كودك به درستی تفاوت میان واقعیت و دروغ را درك می‌كند و می‌توان روی واقعیت گفته‌های او حساب كرد. شایع‌ترین دلیل دروغگویی كودكان در این سنین، جلوگیری از تنبیه شدن و یا اجتناب از انجام كاری ناخوشایند (مثل خالی كردن سطل زباله) است.

آنها دروغگویی مؤدبانه و اجتماعی را نیز درك خواهند كرد؛ مثلاً كودك جوراب كشبافی را كه مادر بزرگش برای او بافته است، اصلاً دوست ندارد؛ اما به دروغ به او می‌گوید به آن علاقه‌مند است و یا از مدل موی دوستش كه به نظر او واقعاً مضحك است، تعریف می‌كند. به نظر می‌رسد كه این دروغ، به منظور جلوگیری از آسیب دیگران گفته می‌شود. دروغ در این سن ممكن است فریادی برای دریافت كمك باشد.

كودكانی كه از پدر و مادر خود می‌ترسند و یا در مدرسه برای رابطه با همكلاسی‌های خود مشكل دارند، گاهی ممكن است برای كاهش فشار، دروغ بگویند. در نوجوانی، دروغ گفتن بسیار مهم است و والدین باید به آن اهمیت دهند. نوجوانان در این سنین به وضوح تفاوت میان دروغ و حقیقت را درك می‌كنند و از عواقب احتمالی آن آگاهند.

با این حال، نمی‌توان گفت تمام دروغ‌هایی كه نوجوانان می‌گویند، نوعی زنگ خطر و نشانه موضوعی خطرناك و جدی است؛ زیرا گاهی برای حفظ حریم خصوصی و داشتن استقلال و یا جلوگیری از خجالت، دروغ می‌گویند و گاهی نیز به خاطر تنبیه نشدن و یا انجام ندادن كارهای روزانه. در برخی مواقع نیز به دلیل اینكه نمی‌توانند واقعیت را بگویند، به دروغ متوسل می‌شوند.

 وظیفه والدین

اولین كاری كه والدین باید انجام دهند. آموزش راستی و صداقت است و باید مراقب دروغ‌های خود در منزل باشند. در برخی خانواده‌ها دروغ‌های اجتماعی بسیار قابل قبول است و بعضی پدر و مادرها سهواً با دروغ گفتن، آن را به كودكان خود آموزش می‌دهند؛ مثل وقتی كه در منزل هستند و از كودك خود می‌خواهند كه تلفن را جواب بدهد و بگوید كه نیستند. مدل‌سازی از رفتار صحیح و صادقانه والدین در منزل و زندگی در محیط‌های سالم، راهكار مهم پیشگیری از دروغ گفتن كودكان است…

منبع : zendegionline

77
منتشر شده در62 روز پیش
رفتار با فرزندان

رفتار با فرزندان بعد از طلاق

پرشین طب – روانشناسی  کودکان | به گزارش پرشین طب؛ می دانیم زمانی که زوجین از هم جدا می شوند بیشترین لطمه به فرزندان وارد می شود. رفتار با فرزندان بعد از طلاق چگونه باید باشد؟ در این نوشته می خواهیم در مورد رفتار با فرزندان بعد از طلاق نکات طلایی را به شما بگوییم. شما می دانید که زندگی مشترک و جدایی باعث می شود تا به فرزندان آسیب برسید. با پرشین طب به همراه موضوع رفتار با فرزندان بعد از طلاق باشید.

رفتار با فرزندان بعد از طلاق

نقش خانواده را در الگوگیری فرزندان و پذیرفتن نقش‌های مختلف چگونه ارزیابی می‌کنید؟

خانواده مهم‌ترین نقش و تاثیر را در آموزش،‌تربیت و سلامت روحی ـ روانی و جسمانی و شکل گیری شخصیت فرزندان دارد به شرط آن که خانواده واجد شاخص‌هایی باشد. یعنی میان اعضای خانواده تعامل، گفت‌وگو، صمیمیت، صفا و محبت وجود داشته باشد. یعنی خانواده باید کانونی باشد تا همه در آن احساس امنیت کنند و آرامش داشته باشند. نیازهای والدین و فرزندان در آن شکل بگیرد و پاسخ داده شود. در خانواده مطلوب اضطراب، تشویش و تنش جایی ندارد. نکته مهم‌تر این که اگر در خانواده‌ای میان پدر و مادر رابطه صمیمانه وجود داشته باشد، در این خانواده نیازهای عاطفی، روانی و حتی جسمی فرزندان تامین می‌شود. در غیر این صورت، نیازهای روحی ـ روانی فرزندان تامین نخواهد شد. دلیلش هم مشخص است. در ضمن وقتی مادر با پدر رابطه صمیمانه‌ای ندارد، الگوگیری مناسب از سوی دختر خانواده صورت نمی‌پذیرد و طبیعی است این دختر در شکل گیری نقش‌های جنسیتی با مشکل مواجه خواهد شد، درباره پسران نیز چنین است.

برخی زوج‌های ناسازگار می‌گویند فقط به خاطر فرزندان‌شان با هم زندگی می‌کنند. این زوج‌ها می‌توانند نیازهای کودک در خانواده را تامین کنند؟

برخی خانواده‌ها با هم زندگی می‌کنند، اما اولا در خانواده تنش، اضطراب و استرس وجود دارد. ثانیا، بر فرزندان خود منت می‌گذارند که اگر شما وجود نداشتید ما از هم جدا شده بودیم. فرزندان چنین خانواده‌هایی با احساس گناه بزرگی می‌شوند و دائم احساس بدی نسبت به خود دارند و فکر می‌کنند وجودشان عامل بدبختی والدینشان شده است. بنابراین، زوج‌هایی که به دلیل داشتن فرزند از هم جدا نمی‌شوند به شرط آن که رابطه خوبی با همسرشان داشته باشند می‌توانند نیازهای عاطفی و روانی آنها را تامین و فرزندانی سالم‌تربیت کنند.

چه معیارهایی برای طلاق در نظر می‌گیرید؟

ما برای جدایی زوجین سه خط قرمز داریم که در این سه مورد طلاق را توصیه می‌کنیم در بقیه موارد معتقدیم با مشاوره، گفت‌وگو و روان‌درمانی قابل حل و فصل است. نخست آن که یکی از زوجین بخصوص مرد معتاد باشد و از درمانش هم ناامید شده و خود فرد هم انگیزه‌ای برای‌ ترک نداشته باشد. یعنی بگوید «نمی‌خواهم‌ ترک کنم» و این فرد بارها قبلا‌ترک اعتیاد را امتحان کرده و شکست خورده باشد.

دوم این که، زن و بخصوص مرد روابط فرازناشویی داشته و قبح مسأله برایش ریخته شده باشد، یعنی متاسفانه زشتی و گناه مساله خیانت در نظر فرد از بین رفته باشد و او به قباحت خیانت عادت کرده باشد. در چنین موردی هم به شرط آن که فرد قابل اصلاح نباشد طلاق توصیه می‌شود. سوم آن که، زن یا مرد اختلال شخصیت شدید داشته و جان طرف مقابل در خطر باشد؛ برای مثال دست بزن داشته و سازگاری با او امکان‌پذیر نباشد.

پس از طلاق والدین چه ملاحظاتی را بهتر است در نظر بگیرند؟

به والدینی که به هر حال با وجود همه توصیه‌های ما برای ادامه زندگی مشترک از یکدیگر جدا می‌شوند بشدت توصیه می‌کنیم چهره فرد غایب را خراب نکنند. حتی در مواردی باید از یکدیگر تعریف و تمجید کنند. برای مثال پدر بگوید مادرت انسان خوبی بود، اما ما مناسب هم نبودیم و مواردی از این نوع، ولی متاسفانه اغلب، این را نمی‌بینیم. بعد از آن که طلاق اتفاق افتاد هر یک از زوجین سعی می‌کنند تصویری سیاه، تاریک و کدر از دیگری به فرزند معرفی کنند. این مسأله نه به نفع والدین خواهد بود و نه به نفع فرزندان.

رفتار با فرزندان

رفتار با فرزندان

علاوه بر این، در رابطه با طلاق بخصوص به خانم‌هایی که صاحب فرزندی هستند توصیه می‌کنیم اگر استقلال مالی و اقتصادی دارید طلاق بگیرید. به عبارتی، طلاق زمانی کمترین عوارض را دارد که فردی که متصدی نگهداری فرزند می‌شود از لحاظ مالی وضعیت مطلوب و منبع درآمدی داشته باشد. اما اگر مشکلات اقتصادی وجود داشته باشد بعلاوه، فردی که می‌خواهد طلاق بگیرد هیچ برنامه و نقشه راهی برای پساطلاق نداشته باشد، طبیعی است با مشکلات بیشتری مواجه خواهد شد.

نکته دیگر آن که، والدین فرزند را بِلاتکلیف نکنند. متاسفانه دیده شده فرزندان طلاق برای مثال یک ماه نزد پدر و یک ماه نزد مادر هستند. این دوگانگی در ‌تربیت، مشکلات آنها را تشدید خواهد کرد. روال باید به این صورت باشد که یکجا اصل باشد و جای دیگر فرع. بهتر است شرایط مختلف دو محیط هم تا حد امکان یکسان باشد.

فرزندان طلاق در معرض چه آسیب‌هایی قرار می‌گیرند؟

پس از طلاق، هم والدین و هم فرزندان در معرض آسیب‌های جدی از جمله خلأ عاطفی و روانی قرار می‌گیرند و امکان گرفتن تصمیم‌های اشتباه زیاد است. برخی فکر می‌کنند، جایگزینی سریع (ازدواج مجدد) می‌تواند درمان و التیامی بر زخمشان باشد، ولی اگر فاصله زمانی کافی میان طلاق و ازدواج مجدد که توصیه می‌شود شش ماه تا یک سال باشد رعایت نشود و دقت‌های لازم صورت نگیرد با چالش‌ها و مشکلات مضاعفی مواجه خواهند شد. اگر زوجین اجازه دهند آن فاصله زمانی شش ماه تا یک سال سپری شود چه‌بسا به یکدیگر رجوع کنند و با تشخیص و اصلاح اشتباهات گذشته به زندگی مشترک برگردند.

شاخص‌های دیگر طلاق چه هستند؟

شاخص بسیار مهم دیگر در بحث طلاق، سن بچه هاست. اگر فرزندان در سنین کودکی باشند با طلاق سازگاری بیشتری نشان خواهد داد. برای ازدواج مجدد هم همین موضوع صادق است. به این معناکه اگر زن و مردی می‌خواهند دوباره ازدواج کنند در صورتی که بچه‌ها کم سن و سال باشند احتمال سازگاری بیشتر است. بدترین زمان برای ازدواج مجدد و طلاق آن است که فرزندان در سن بلوغ باشند. پس به زوج‌هایی که صاحب فرزند هستند و قصد طلاق یا ازدواج مجدد دارند در شرایطی که فرزندانشان در سن بلوغ هستند توصیه می‌شود از این کار تا مدت معینی اجتناب کنند تا فرد دوران پر استرس نوجوانی را طی کند تا بعدها امکان سازگاری با موضوع و شرایط جدید بیشتر شود.

آیا تشکیل خانواده جدید به معنای ازدواج مجدد والدین، یک بحران برای فرزندان محسوب می‌شود؟

آسیب‌پذیرترین سن بچه‌ها، ‌دوره بلوغ است. به دلیل آن که مسائل عاطفی، روانی، فیزیولوژیک و بلوغ جنسی را تجربه می‌کنند و بعضا واکنش‌های خطرناکی نسبت به خود و پدر و مادرهایی که ازدواج مجدد کرده، نشان می‌دهند. در واقع میزان سازگاری در این سن در حداقل مقدار ممکن است. در سن کودکی این سازگاری بیشتر است. البته در این موارد حکم کلی نمی‌شود داد و باید مورد به مورد بررسی کرد. از طرفی اگر نامادری یا ناپدری بتواند با فرزندان طلاق رفتاری محبت آمیز داشته باشد و متقابلا فرزندان طلاق هم بتوانند با آنها سازگار شوند حتی ممکن است زندگی‌ای به مراتب بهتر از قبل داشته باشند و با آرامش بیشتری زندگی کنند. ولی من معتقدم در صورت امکان، ازدواج مجدد صورت نگیرد تا فرزندان بلوغ فکری و احساسی را پشت سر بگذارند و آماده ورود به صحنه فعالیت‌های اجتماعی باشند. چراکه سازگاری در سن نوجوانی فوق‌العاده سخت و دشوار است.

منبع : tanzimekhanevadeh

95
منتشر شده در76 روز پیش
فوایدن بوسیدن کودکان

آشنایی با فوایدن بوسیدن کودکان توسط والدین

پرشین طب – روانشناسی کودکان | به گزارش پرشین طب؛ نوازش کردن برای کودک بسیار مفید می باشد. فوایدن بوسیدن کودکان را می دانید. پدر و مادرها عاشق فرزندان شان هستند. در این نوشته می خواهیم در مورد نکات مهم و کلیدی فوایدن بوسیدن کودکان صحبت کنیم. شاید پس از خواندن این مطلب بیشتر به دنبال نوازش و رسیدگی عاطفی کودک خود باشید. در صورت تمایل ما را با موضوع آشنایی با فوایدن بوسیدن کودکان توسط والدین دنبال کنید.

۱ – چند نوع نوازش داریم؟
نوازش انواع مختلفی دارد که سه دسته از عمده‌ترین آنها شامل: ۱٫ نوازش‌های کلامی مانند ابراز محبت و تشویق و تحسین کودک ۲٫ نوازش‌های لمسی مانند بوسیدن، در آغوش گرفتن و لمس کردن کودک ۳٫ نوازش‌هایی از طریق زبان بدن مانند نگاه‌های محبت‌آمیز می‌شود.

فوایدن بوسیدن کودکان

فوایدن بوسیدن کودکان

۲ – هر کودک چه مقدار به نوازش پدر و مادر خود احتیاج دارد؟
نوازش و محبت از لحاظ عاطفی روح و روان هر انسانی را می‌تواند به شدت تحت تاثیر خودش قرار دهد. وقتی صحبت از کودکان به میان می‌آید این تاثیر بسیار برجسته‌تر می‌شود چون رشد عاطفی و هوش هیجانی کودک را می‌تواند ارتقا دهد. اما در این مورد نمی‌توان معیار عددی داد که هر کودک نیاز دارد روزانه x مرتبه بوسیده شود یا در آغوش گرفته شود. معیارهای مربوط به عواطف و رشد روانی افراد معیارهایی نسبی هستند که در افراد و شرایط مختلف متفاوت هستند و بیشتر مواقع افراط یا کمبود آنها قابل تشخیص است و شما به صورت غریزی می‌توانید آن را بسنجید.

۳ – نوازش روی سلامت جسمی کودکان چه تاثیری می‌گذارد؟
طبق تحقیقات صورت گرفته مشخص شده است تاثیر نوازش علاوه بر روح و روان بر روی جسم کودک نیز قابل ملاحظه است. اهمیت این مساله تا جایی است که مواردی وجود دارد از کسانی که در کودکی نوازش دریافت نکرده‌اند و در بزرگسالی دچار خشکی در ناحیه نخاع شده‌اند. تحقیق دیگری نیز در مورد کودکان بی‌سرپرست انجام شده که در آن دو گروه از نوزادان مورد مطالعه قرار گرفته‌اند؛ نوزادانی که بغل گرفته می‌شدند و حرف‌های محبت‌آمیز می‌شنیدند از لحاظ تغذیه و رشد شرایطی به مراتب بهتر داشتند در مقایسه با گروه دیگری از نوزادان که موقع شیر خوردن پرستارانشان، شیشه شیر را به دست خود نوزاد می‌دادند و با آنها حرف نمی‌زدند. این دسته از کودکان آسیب پذیری بیشتری داشتند و حتی از نظر جسمی دچار مشکل می‌شدند. یعنی سیستم ایمنی آنها در مقابل بیماری‌ها ضعیف‌تر بود.

بیشتر بخوانید : با مهم ترین نیازهای کودکان آشنا شوید!

۴ – پدر و مادرها چگونه می‌توانند به وسیله نوازش در رشد هوش هیجانی کودک موثر باشند؟
بسیاری از افراد در ارتباط عاطفی ضعیف هستند نمی‌توانند ابراز احساسات کنند و عواطف خود را به زبان آورد. برای اینکه بچه‌ها از نظر رشد هیجانی و عاطفی بتوانند بهتر رشد کنند، توجه بیشتر والدین به آنها مورد نیاز است. خیلی از پدر و مادرها اسباب بازی را جلوی بچه‌شان می‌گذارند و فکر می‌کنند همین که کودک با اسباب‌بازی‌اش سرگرم باشد، برایش کافی است. اما اگر شما موقع بازی کودک همراهش باشید و وقتی که او با اسباب‌بازی چیزی می‌سازد یا حرکت خلاقانه‌ای انجام می‌دهد همان موقع او را با تشویق کلامی یا بوسه و بغل حمایت کنید، روی رشد هوش فرزند شما بسیار تاثیرگذار است.

۵ – کودکانی که هوش هیجانی بالاتری دارند، چه ویژگی‌هایی دارند؟
هوش هیجانی کمتر به صورت موروثی منتقل می‌شود و بیشتر اکتسابی است. یعنی بچه‌ها تحت تاثیر رفتار والدین، محیط اطراف، ارتباط با همسالان و… این مهارت‌ها را کسب می‌کنند. یکی از محیط‌هایی که می‌توان تفاوت کودکان را در میزان هوش هیجانی مشاهده کرد محیط مدرسه است که در آن بعضی از کودکان بسیار عاطفی و حمایت کننده هستند و نسبت به دوستانشان محبت ابراز می‌کنند و احساس همدلی با دیگر کودکان دارند و در تشخیص غم و ناراحتی دیگران نیز مهارت دارد. اما در مقابل برخی از کودکان دچار ضعف ابراز احساسات یا تشخیص حالات مختلف عاطفی دیگران هستند.

منبع : seemorgh

113
منتشر شده در149 روز پیش
ارتباط صحیح با کودک

راه های ارتباط صحیح با کودک

پرشین طب – روانشناسی کودکان | به گزارش پرشین طب؛ ارتباط صحیح با کودک چگونه است؟ چطور می توان ارتباط مناسبی با کودک داشت؟ راه های ارتباط صحیح با کودک را بیاموزیم. این موضوع می تواند باعث شود تا به راحتی ارتباط بهتری بین والدین و کودک ایجاد شود. ارتباط صحیح با کودک باعث رشد وی می شود. چون شناخت از کودک بالا رفته و می توانید با وی ارتباط صحیح تری برقرار کنید. در این نوشته می خواهیم ۱۰ راه ارتباط صحیح با کودک را به شما عزیزان بگوییم.

۱- زمان مناسب  را برگزینید 

اگر وقتی بچه‌‌ها از مدرسه به خانه می‌‌رسند از آنها بپرسید:  « امروز مدرسه چطور بود؟»  آنها بلافاصله با گفتن یک کلمه  «خوب»  به مکالمه با شما پایان می‌‌دهند. بنابراین بهتر است به آنها زمان بدهید اندکی استراحت کنند، یا به یک بازی مشغول شوند، تلویزیون ببینند یا به انجام تکالیف‌شان بپردازند. وقتی مدتی زمان به آنها بدهید و هردو آرام باشید، آنوقت بهترین موقع پرسش سوال فرا می‌‌رسد.

 ۲- سوال را دقیق بپرسید 

به جای اینکه  سوالاتی مطرح کنید که بچه‌‌ها بتوانند با یک جواب یک کلمه‌ای کوتاه، پاسخ را داده و مکالمه را تمام کنند، سعی کنید بهترو دقیق‌تر سوال کنید. شاید « بهترین اتفاق امروز در مدرسه چی بود؟» یا « آیا چیزی در مدرسه امروز باعث ناراحتی شما شده است؟» سوالاتی باشند که به احتمال بیشتری کودک را در پاسخ دادن به آنها و شروع مکالمه ای با والدین به تکاپو می‌‌اندازند. چرا که باعث می‌‌شوند  بچه‌‌ها به این مساله فکر کنند که چه چیزی امروز آنها را ناراحت کرده است.

۳-  سعی نکنید مشکلات آنها را حل کنید 

بچه‌‌ها وقتی از اتفاق‌‌های داخل مدرسه برایتان تعریف می‌‌کنند، اغلب از شما انتظار دارند خیلی ساده به آنها گوش دهید نه اینکه از مسائل آنها سر درآورید و کنجکاوی کنید. اگر از دوستان و مدرسه خود برای شما می‌‌گویند و مبحثی را برایتان مطرح می‌‌کنند، سعی کنید صحبت‌‌هایشان را کامل گوش کنید و آن را قطع نکنید. به آنها درباره آنچه باید انجام می‌‌دادند و انجام نمی‌دادند، راهکار ارائه ندهید.

ارتباط صحیح با کودک

ارتباط صحیح با کودک

سعی کنید با موقعیت موجود آنها را همراهی کنید و از آنها بپرسید که چگونه می‌‌خواهند از پس موضوع برآیند و چه راه حلی برای رفع آن دارند. اگر اینگونه رفتار کنید کودکان دفعه بعد نیز به شما مراجعه خواهند کرد و مسائل‌شان را با شما در میان خواهند گذاشت. می توانید حتی گاهی به جای صحبت کردن، برای اینکه به آنها نشان دهید متوجه مطلبی که تعریف می‌‌کنند شده اید و آن را خوب درک می‌‌کنید، سر خود را تکان دهید.

بیشتر بخوانید : مشکلات کلامی کودک خود را مدیریت کنید

۴- زود قضاوت نکنید 

اگر زمانی که فرزندانتان با شما صحبت می‌‌کنند، بی‌طرف بمانید و عصبانی و ناراحت نشوید، بیشتر تمایل دارند مطالب را با شما در میان بگذارند و از مسائل مختلف برایتان تعریف کنند. تصور کنید از تنبیه شدنشان در مدرسه بدلیل انجام ندادن تکالیف برایتان می‌‌گویند.

ممکن است غریزه به شما بگوید عصبانی و ناراحت شوید و آنها را توبیخ کنید اما بهترآن است که با آرامش با آنها صحبت کنید و علت را در باره اینکه چرا و به چه دلیل تکالیف را انجام نداده‌اند جویا شوید. در اینگونه موارد حتما آرام باشید و به اصطلاح از کوره در نروید، آنها را تنبیه نکنید چراکه اگر خشمگین شوید آنها نیز ممکن است ناراحت شده و یا دیگر به شما حقیقت را نگویند و به دروغگویی روی بیاورند.

۵-  بچه‌‌ها را مجبور به حرف زدن نکنید 

اگر بعنوان والدین نگران این هستید که مساله‌ای ذهن فرزندتان را درگیر کرده یا فکر می‌‌کنید مزاحمت‌‌هایی را برایش ایجاد کرده است، هرگز او را وادار به حرف زدن نکنید و به خواسته‌اش احترام بگذارید. بخصوص اگر فرزندتان دوره دبیرستان را می‌‌گذراند. بنا به نظر کارشناسان تربیتی دانشگاه کنت، بچه‌‌ها باید مشکلاتشان را خودشان حل کنند و همیشه به بزرگترها متکی نباشند. بخصوص در سنین نوجوانی نیاز دارند تا فضایی مخصوص خودشان داشته باشند تا براحتی روی مسائل‌شان فکر کنند. اگر والدین به آنها این اجازه را ندهند که برای خودشان تصمیم بگیرند و از عهده حل مشکلات‌شان برآیند، پس چه موقع بزرگ شوند؟

۶- در دسترس باشید 

آگاه باشید موقعی که شما مشغول به کاری هستید ممکن است فرزندتان تصمیم بگیرد با شما راجع به مسائل و مشکلاتش گفتگو کند. بهتر این است که کارتان را هرچه باشد، رها کنید و به آنها خوب گوش فرا دهید. اگر آنها بدانند که هر زمانی که بخواهند با شما صحبت کنند در دسترس هستید و به آنها گوش می‌‌دهید، تشویق می‌‌شوند که با شما بیشتر ارتباط برقرار کنند.

۷- احساساتتان را بیان کنید 

اگر فکر می‌‌کنید فرزندتان درگیری ذهنی دارد و بنظر می‌‌رسد با مساله‌ای که برای وی پیش آمده مبارزه می‌‌کند و مطمئن نیستید که آنچه ذهن او را به خود مشغول کرده چیست، بهترین راه برای کمک به او این است که احساس‌تان را با او در میان بگذارید و به راحتی صحبت کنید.

۸- فضایی مشترک فراهم آورید 

برخی اوقات، مثل زمانی که با کودکتان کتابی می‌‌خوانید، کارت بازی می‌‌کنید یا به آشپزی مشغول می‌‌شوید از فرصت استفاده کنید و سر صحبت دوستانه را با او باز کنید. اگر بتوانید بازی خاصی را که اودوست دارد با او انجام دهید، بهترین زمان برای گپ زدن با او را یافته‌اید. سفرهای زمینی با ماشین نیز خوب است. بچه‌‌ها در هنگام مسافرت با ماشین تمایل بیشتری به صحبت کردن در مورد موضوعات مختلفی که ذهن‌شان را درگیر کرده است از خود نشان می‌‌دهند.

۹- نگران گفتگو با دوستان‌شان  نباشید 

هرچه کودکان بزرگتر می‌‌شوند تمایل بیشتری به برقراری ارتباط با دوستان‌شان پیدا می‌‌کنند. والدین ممکن است آخرین نفراتی باشند که فرزندان تمایل به گفتگو درباره اتفاقات مدرسه با آنها پیدا می‌‌کنند. سعی کنید آنها را درک کنید . این مرحله تنها پله‌ای است به سوی رشد و نمو آنها، نه اینکه بخواهند شما را کنار بگذارند.

۱۰- ارتباط با فرزندان 

کارشناسان علوم تربیتی معتقدند، اگر والدین ارتباط  مناسب و خوبی با فرزندان خود برقرار کنند، بچه‌‌ها در هر سنی که باشند تمایل زیادی به گفتگو با پدر و مادر خود نشان خواهند داد. به فرزندان خود نشان دهید که علائق و خوشبختی آنها بهترین چیز برای شماست. اگر آنها بدانند که همواره پشتیبان و همراهشان هستید، تمایل بیشتری به گفتگو با شما نشان خواهند داد.

منبع : zendegionline

117
منتشر شده در180 روز پیش
عوارض بلوغ زودرس در فرزندان

آشنایی با عوارض بلوغ زودرس در فرزندان

پرشین طب – روانشناسی کودکان | به گزارش پرشین طب؛  می دانیم که امروز دیگر مثل گذشته نیست و با وجود ارتباطات وسیع و ماهواره ها همه چیز زودتر از چیزی که فکرش را بکنید به دیگران می رسد. بلوغ زودرس یکی از موضوعاتی است که والدین باید به آن توجه داشته باشند. در این نوشته می خواهیم از عوارض و نشانه های بلوغ زودرس در فرزندان با شما عزیزان مطالب مهمی را بگوییم. در صورتی که شما هم به این موضوع علاقه مند هستید با دکتر مریم رزاقی آذر، فوق تخصص بیماری های غدد و متابولیسم کودکان و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشی تهران همراه باشید.

بلوغ زودرس چیست؟

– بلوغ زودرس مسئله ای است که بسیاری از والدین در دنیای امروز با آن مواجه هستند و به این معناست که علائم بلوغ کودک در سن خیلی پایین آشکار می شود. این بلوغ معمولا با علائم جسمانی آغاز می شود. مثلا علائم در دختران ابتدا با بزرگ شدن پستان به شکل یکطرفه یا دو طرفه ظاهر می شود و بعد از آن موهای زهار و زیر بغل دیده می شوند و عادت ماهیانه شدن در مرحله انتهایی است، دور نوک پستان تیره و ضخیم می شود و نوک پستان به جلو می آید. جوش نیز در صورت دختران افزایش می یابد و در پسران بیضه ها زودتر از موعد رشد می کنند و بزرگ می شوند.

از چه سنی می توانیم بگوییم کودک دچار بلوغ زودرس شده است؟

– ظاهر شدن علائم بلوغ از نظر فیزیکی و هورمونی در دختران قبل از ۷ سالگی و در پسران قبل از ۹ سالگی، بلوغ زودرس نامیده می شود. ابتدا این کودکان بلندتر و بزرگتر از همسن های خود به نظر می رسند ولی به دلیل بلوغ زودرس، رشد استخوان ها زودتر از معمول متوقف می شود و استخوان ها و در نهایت قد کوتاهتری در بزرگسالی خواهند داشت.

عوامل محیطی در ایجاد این مسئله تا چه حد دخیل است؟

– قطعا بی تاثیر نخواهد بود و هر عامل تحریک کننده ای اعم از شنیداری و دیداری می تواند در ایجاد بلوغ زودرس، مخصوصا از جنبه روانشناختی در کودکان، اثرگذار باشد. از عوامل ایجاد بلوغ زودرس می توان به نوع لباس، معاشرت نادرست، ستایش جنس مخالف نزد کودک، تعقیب کنجکاوی و تجسس توسط کودک، نیاز شدید به محبت، نقص اخلاق و شوخی های بی بند و بار و … نام برد.

شما چه راهکارهایی را برای اینکه کودکان از این مسئله دور بمانند، پیشنهاد می کنید؟

– بهتر است والدین هر عامل تحریک کننده ای را از کودکان شان دور کنند و با ایجاد رابطه صادقانه و دوستانه با فرزندشان برای او پیدایش این تغییرات را توضیح دهند و او را از مراقبت های ضروری آگاه کنند. از طرف دیگر، رعایت مسائل و شرایط فردی، خانوادگی و اجتماعی قابل کنترل برای تعدیل و کاستن از عوارض و پیامدهای بلوغ زودرس در زندگی حال و آینده این کودکان نیز مهم است. در نهایت، مراجعه به پزشک متخصص برای بررسی و درمان بلوغ زودرس در کودکان برای پیشگیری از مشکلات استخوان بندی، رشد قدی و فیزیکی و انجام معاینات و آزمایش های مداوم می تواند کمک بسزایی برای والدین در این خصوص باشد.

عوارض بلوغ زودرس در فرزندان

عوارض بلوغ زودرس در فرزندان

بلوغ زودرس از نظر روانی تا چه حد می تواند روی کودکان اثر منفی بگذارد؟

– متاسفانه بلوغ زودرس باعث می شود کودکان خیلی زود در معرض استرس های دوران نوجوانی قرار بگیرند. آنها از نظر جسمی تظاهرات بلوغ را دارند ولی تجربه کافی ندارند. مثلا دختران با ظاهر شدن علائم بلوغ جنسی، ممکن است در معرض آزارهای جنسی قرار گیرند و دچار وحشت و مشکلات روانی شوند.

دخترها بیشتر در معرض بلوغ زودرس هستند یا پسرها؟

– معمولا بلوغ زودرس در دختران شایع تر از پسرهاست. در مواردی بیماری های مهم دستگاه عصبی مرکزی می تواند این حالت را ایجاد کند. گاهی تولید هورمون های جنسی زنانه نیز باعث بلوغ زودرس می شود. بلوغ زودرس باعث می شود کودکان خیلی زود در معرض استرس های دوران نوجوانی قرار بگیرند

آیا می توان با راهکارهای تغذیه ای از بروز این مسئله در کودکان جلوگیری کرد؟

– بله، برای مثال کودکان باید حتی الامکان از مصرف چربی هایی مانند پوست مرغ یا دنبلان خودداری کنند زیرا ممکن است به مرغ ها هورمون استروژن تزریق کرده باشند و چربی اشباع شده در پوست مرغ، بلوغ زودرس ایجاد خواهد کرد. به هر حال، همانطور که در خلال این گفتگو نیز بارها اشاره کردم، عوامل متعددی می توانند در شکل گیری بلوغ زودرس در کودکان تاثیرگذار باشند و والدین می توانند با کسب آگاهی در این زمینه از بروز چنین مشکلی جلوگیری کند.

کودکانی که دچار بلوغ زودرس می شوند، دوست دارند مانند بزرگسالان رفتار کنند

بلوغ زودرس یک مشکل غددی و جسمانی است و با مشکلات صرفا روانشناختی متفاوت است. به این معنا که کودکی که دچار بلوغ زودرس می شود، به این دلیل که هورمون های بدنش زودتر از موعد فعال شده اند. ممکن است از نظر قدی کوتاه بماند اما از نظر روانشناختی، بلوغ زودرس زمانی در کودکان ایجاد می شود که پیش از موعد با اطلاعات جنسی آشنا شوند و در این شرایط بهتر است متناسب با شناختی که از کودک داریم، با او برخورد کنیم.

کدام کودکان در معرض بلوغ زودرسند؟

وقتی کودکی دچار بلوغ زودرس می شود، دوست دارد مانند بزرگسالان نیز رفتار کند در حالی که هنوز خیلی شناختی از محیط و دنیای بزرگسالان ندارد و این مسئله حتی گاهی باعث می شود از او سوءاستفاده های جنسی شود و بعد احساس گناهی که دارد، بیش از هر مورد دیگری برای کودک آزاردهنده است، بنابراین باید با کودک مان ارتباط دوستانه برقرار کنیم؛ مثلا همان طور که می دانید سن آرایش کردن در ایران در مقایسه با کشورهای دیگر بسیار پایین است.

وقتی ما با دختر کم سن و سالی که آرایش کرده مواجه می شویم، او را یک دختر بی اخلاق و بد می دانیم و کودک ناخودآگاه با این حس همذات پنداری می کند و خود را گناهکار می پندارد یا در مورد پسران وقتی خیلی زود به بلوغ می رسند، این مسئله ابتدا به گونه ای برای آنها حس قدرت می آورد در حالی که این حس کاذب است. موضوع دیگر این است که اگر بلوغ زودرس به موقع درمان نشود باعث می شود اضطراب و ناامنی های مکرر برای کودک و دلشوره هایی که برای او در عرصه زندگی حاصل می شود، او را در خود غرق کند.

در هر حال بلوغ زودرس یک معضل است به این علت که فرد از نظر عقلانی در شرایط سنی کودکان همسن خود است اما از نظر جسمی و تمایلات و خواسته های غریزی حس بزرگترها را دارد. مثلا کودک ۹ ساله حس یک آدم ۱۸ ساله را دارد و از اینکه بتواند در برابر آن خواسته ها موضع معقولی بگیرد، عاجز است. اینجاست که والدین باید به کودک خود کمک و او را حمایت کنند تا در آینده دچار معضل و مشکلات احتمالی نشود.

منبع : tanzimekhanevadeh

179
منتشر شده در222 روز پیش
فراری بودن کودک از مدرسه

علت های فراری بودن کودک از مدرسه

پرشین طب – روانشناسی کودکان | به گزارش پرشین طب؛ علت های فراری بودن کودک از مدرسه چه می تواند باشد؟ چرا برخی کودکان تمایلی به مدرسه رفتن ندارند؟ نحوه برخورد با این نوع کودکان چگونه است؟ در این نوشته قصد داریم تا در مورد علت های فراری بودن کودک از مدرسه صحبت کنیم و مطالب مهمی را برای شما عزیزان قرار دهیم. در صورت تمایل به این موضوع پیشنهاد می کنیم که روانشناسی کودکان را از دست ندهید و تا انتهای نوشته با پرشین طب همراه باشید.

فراری بودن بچه ها از مدرسه چرا ؟

اصلا جای تعجب ندارد که از کودک‌تان بشنوید که نمی‌خواهد امروز به مدرسه برود، مگر این‌که این وضعیت، بیشتر از حد عادی تکرار شده باشد. اگر کودک‌تان بیش از حد خواستار نرفتن به مدرسه است، شاید دلیل پنهانی وجود داشته باشد که در خانه ماندن او را توجیه می‌کند. اصلا جای تعجب ندارد که از کودک‌تان بشنوید که نمی‌خواهد امروز به مدرسه برود، مگر این‌که این وضعیت، بیشتر از حد عادی تکرار شده باشد. اگر کودک‌تان بیش از حد خواستار نرفتن به مدرسه است، شاید دلیل پنهانی وجود داشته باشد که در خانه ماندن او را توجیه می‌کند. مسائل زیادی هستند که می‌توانند باعث ایجاد استرس در مدرسه شوند، مثل امتحانات، تکالیف مدرسه، برقراری ارتباط اجتماعی با دیگران و از همه بدتر قلدری کردن بعضی از بچه‌ها.

به نظر متخصصان، این احتمال وجود دارد که سرعت یادگیری برخی از کودکان نسبت به بقیه کُندتر باشد و همین مساله آنان را از مدرسه رفتن فراری بدهد. کودکان در این وضعیت خیلی سریع احساس می‌کنند که کُندذهن هستند و همین حالت آنان را تحت فشار زیادی قرار می‌دهد. تکرار این مساله درنهایت به منفی‌بافی درباره مدرسه ختم می‌شود. پسران، به‌ویژه، با این مساله مشکل دارند و این وضعیت می‌تواند روی احساس آنان درباره موضوعات دیگر نیز تاثیر منفی بگذارد.

فراری بودن کودک از مدرسه

فراری بودن کودک از مدرسه

برخی کودکان در این شرایط می‌گویند که مریض هستند. شما به‌عنوان پدر یا مادر باید درک کنید که احساس مریض بودن می‌تواند به دلیل استرس به وجود آمده باشد. استرس می‌تواند خودش را در قالب علائم فیزیکی مثل سردرد و درد شکمی نشان دهد. اگر این اتفاق بیش از حد تکرار شد یا در برخی موقعیت‌های خاص مثل قبل از امتحان شدت بیشتری پیدا کرد، به احتمال زیاد کودک شما با استرس مواجه است. استرس ممکن است در قالب برخی رفتارها مثل جنب‌وجوش بیش از حد یا آرام و قرار نداشتن بروز پیدا کند

منبع : tanzimekhanevadeh

153
منتشر شده در226 روز پیش
صفحه 1 از 612345...قبلی »