مقالات - صفحه 33 از 35 - پرشین طب

فروش فایل فروشگاه شاپ می نو
امار سایت
  • افراد آنلاین : 15
  • ورودی گوگل : 25
  • تعداد کل مطالب : 4449
  • بازدید امروز : 2043
  • بازدید دیروز : 16001
  • بازدید این هفته : 18044
  • بازدید این ماه : 239669
  • بازدید کل : 5104589

پرخورها این مقاله را حتما بخوانند

عادت های بد زیادی در غذا خوزدن وجود دارد که یکی از اصلی ترین آنها پرخوری است . آیا شما فردی پرخور هستید که به هیچ غذایی رحم نمی کنید ! شاید هم از کسانی باشید که اشتهایتان زیاد باشد و مدام در حال خوردن هستید . باید بدانید که این عادت غلط می تواند نشانه هایی از اختلال در بدن شما باشد . که مظمئنا به این راحتی نمیتوانید آن را ترک کنید . اگر از افرادی هستید که پس از دیدن غذا و مواد خوردنی دیگر ، با ولع ِ تمام شروع به خوردن آن می کنید حتما این مقاله کامل را مطالعه کنید . ما در این پست به صورت مبسوط از نشانه های افراد پرخور و چگونگی و راه کار های درمان پرخوری صحبت کرده ایم .

نشانه ها پرخوری افراطی
در صورت ابتلاء به اختلال پرخوری افراطی، ممکن است هیچ علامت و نشانه جسمانی و فیزیکی مشخص و آشکاری نداشته باشید. این امکان وجود دارد که چاق بوده یا دچار اضافه وزن باشید، و یا اینکه ممکن است وزن طبیعی و نرمال داشته باشید. هرچند ممکن است تعداد زیادی علائم و نشانه‌‍‌های رفتاری و احساسی شامل موارد زیر داشته باشید:
• به طور غیرعادی مقدار زیادی مواد غذایی مصرف می‌کنید.
• حتی وقتی که سیر هستید و یا احساس گرسنگی نمی‌کنید، به غذا خوردن ادامه می‌دهید.
• در طول دوره‌های پرخوری، تند و به‌سرعت غذا می‌خورید.
• غذا خوردن را تا جایی ادامه می‌دهیدکه به طور ناخوشایندی احساس سیری و پری می‌کنید.
• بیشتر اوقات  به صورت انفرادی و تنها غذا می‌خورید.
• این احساس را دارید که رفتارهای تغذیه‌ای شما، خارج از کنترلتان است.
• احساس افسردگی، تنفر، خجالت و شرمساری، گناه، یا ناراحتی و آشفتگی در مورد غذا خوردن خود دارید.
• تجربه افسردگی، نگرانی و اضطراب دارید.
• احساس تنهایی کردن، و مشکل در بیان احساسات خود با دیگران دارید.
• رژیم‌‎های غذایی مکرر را تجربه کرده‌اید، که شاید اصلاً با کاهش وزن نیز همراه نبوده باشد.
• لاغر و چاق شدن‌های مکرر برای شما رخ داده ، که پدیده یویو نیز نامیده می‌شود.
بعد از یک دوره پرخوری، این امکان وجود دارد که شما سعی بر گرفتن رژیم غذایی و یا خوردن وعد‌های غذایی به‌طور طبیعی داشته باشید، اما همین محدودیت در غذاخوردن، ممکن است درحقیقت منجر به غذاخوردن بیشتر و حرص و ولع بیشتر گردد، که درنهایت موجب ایجاد یک سیکل و چرخه معیوب می‌شود.

علت
علل و عوامل بروز اختلال پر‌خوری افراطی، ناشناخته است. اما سابقه خانوادگی، عوامل بیولوژیکی، رژیم‌های غذایی طولانی‌مدت و مسایل روانی و روانشناختی احتمال خطر ابتلاء را افزایش می‌دهند.

عوامل خطر
عواملی که احتمال خطر ابتلاء به اختلال پرخوری افراطی را افزایش می‌دهد شامل موارد زیر است:
• سابقه خانوادگی و عوامل بیولوژیکی: اگر والدین یا خواهر و برادر شما مبتلا به اختلالات مربوط به غذاخوردن هستند یا بوده‌اند، احتمال بیشتری جهت ابتلاء به این اختلالات تغذیه‌ای برای شما وجود دارد. بعضی از افراد مبتلا به اختلال پر‌خوری افراطی، ژن‌هایی را که آنها را جهت ابتلاء به این اختلال مستعدتر می‌سازد، به ارث می‌برند و یا ممکن است مواد شیمیایی موجود در مغز آنها تغییراتی کرده باشد.
• مسایل روانشناختی:  بیشتر افراد مبتلا به اختلال پر‌خوری افراطی، دچار اضافه وزن هستند، و به شدت مراقب وضعیت ظاهری خود هستند، و درمورد آن احساس بدی دارند. وقتی شما مبتلا به اختلال پر‌خوری افراطی هستید، ممکن است که بدون اراده عمل کنید و حس کنید که نمی‌توانید رفتار خود را تحت کنترل داشته باشید. این امکان هست که سابقه افسردگی،  مصرف مواد مخدر و یا سوءاستفاده از مواد را  داشته باشید، و یا اینکه در فائق آمدن بر استرس، نگرانی، خشم، ناراحتی، و خستگی، مشکل داشته باشید.
• رژیم گرفتن: بسیاری از افراد مبتلا به اختلال پر‌خوری افراطی، سابقه گرفتن انواع رژیم‌ها را دارند. سابقه رژیم گرفتن خیلی از آنها به زمان خیلی قبل، مثلاً به دوران کودکی بازمی‌گردد. این امکان وجود دارد که رژیم گرفتن میل و انگیزه خوردن با حرص و ولع زیاد و زیاده‌خوری را شعله‌ور نماید، به‌خصوص اگر اعتماد به‌نفس پایینی داشته باشید و یا نشانه‌های افسردگی در شما دیده شود.
• سن: گرچه افراد در هر سنی، می‌توانند به این اختلال دچار شوند، اما اغلب این اختلال در اواخر سن نوجوانی و یا نزدیک ۲۰ سالگی شروع می‌شود.

عوارض
این امکان وجود دارد مشکلات جسمانی و روانی در ارتباط با اختلال پر‌خوری افراطی در شما ایجاد شود. بعضی از این عوارض ناشی از اضافه وزنی است که به علت خوردن بیش از حد و مکرر می‌باشد. سایر عوارض هم ممکن است به علت عادات ناسالم پدیده یویو، اینکه در زمانی مقدار زیادی غذا خورده شود و به دنبال آن، رژیم‌های سخت و شدید گرفته شود، رخ دهد. علاوه بر این، مواد غذایی مصرف شده در طول مدتی که زیاده‌خوری و پرخوری افراطی رخ می‌دهد، اغلب غنی از چربی است و از لحاظ محتوای پروتئینی و سایر مواد مغذی، پایین است که می‌تواند منجر به بروز مشکلات مربوط به سلامتی شود.
عوارضی که ممکن است در ارتباط با اختلال پر‌خوری افراطی به وجود آید و یا با آن در ارتباط باشد، شامل موارد زیر است:
• افسردگی
• افکار وابسته به خودکشی
• بی‌خوابی
• چاقی
• فشارخون بالا
• دیابت نوع ۲
• کلسترول بالا
• بیماری کیسه صفرا و سایر مشکلات گوارشی
• بیماری قلبی
• بعضی از انواع سرطان
• درد مفاصل
• درد ماهیچه
• سردرد
• مشکلات وابسته به عادات ماهانه

آمادگی برای ویزیت پزشک
درمان جهت  اختلال پر‌خوری افراطی،  نیاز به  یک گروه درمانی شامل اعضاء گروه پزشکی، اعضاء گروه سلامت روان، و رژیم‌شناسان دارد، که همگی در زمینه اختلالات مرتبط با غذا خوردن صاحب تجربه هستند.
در اینجا، اطلاعاتی برای کمک به شما جهت آماده شدن برای دیدار با این گروه و اینکه چه انتظاراتی از پزشک و سایر اعضاء گروه سلامت باید داشته باشید، آمده است.

اقداماتی که می‌توانید انجام دهید:

• هرگونه علامت و نشانه‌ای که در حال تجربه نمودن آن هستید را یادداشت کنید،  حتی شامل هر گونه علامتی که ممکن است با دلیلی که شما ترتیب قرار ملاقات را داده‌اید، بی‌ارتباط به نظر آید.
• اطلاعات شخصی کلیدی و اصلی خود را یادداشت کنید، شامل هرگونه استرس و یا فشار روانی بزرگی که پشت  سرگذاشته و تحمل کرده‌اید، و یا تغییرات اخیری که در زندگی شما رخ داده است.
•  فهرستی از تمام داروهای مصرفی خود را تهیه کنید، شامل گیاهان دارویی، ویتامین‌ها و مکمل‌هایی که مصرف می‌کنید.
• در صورت امکان، از یکی از اعضاء خانواده خود و یا یک دوست بخواهید که همراه شما باشد، برای کمک به شما جهت به خاطر سپردن نکات کلیدی و اصلی و اینکه تصویر کاملتری از موقعیت و زندگی خانوادگی شما ارائه دهد.

سوالاتی را که می‌خواهید از پزشکتان بپرسید، یادداشت نمایید، شامل موارد زیر:

• چه نوع آزمایشاتی باید انجام دهم؟ آیا برای انجام این آزمایشات نیاز به اقدامات مقدماتی مخصوصی است؟
• آیا این عارضه و وضعیتی که به آن دچار شده‌ام، موقتی و کوتاه مدت است یا طولانی‌مدت؟
• چه نوع درمان‌هایی قابل‌استفاده و در دسترس است، و شما کدامیک را پیشنهاد می‌کنید؟
• اگر دارودرمانی جزئی از پروسه درمانی است، آیا برای داروهایی که تجویز نموده‌اید، جایگزین‌های ژنریکی وجود دارد؟
• آیا جزوات آموزشی و یا سایر محصولات انتشاراتی جهت مطالعه من موجود می‌باشد؟ چه وب‌سایت‌هایی را جهت بازدید، پیشنهاد می‌نمایید؟
در صورت ایجاد هرگونه سوال در طول مدت دیدارتان با پزشک، در پرسیدن آن درنگ نکنید.
آنچه باید از پزشک انتظار داشت:
پزشک و یا سایر اعضاء گروه سلامت، احتمالا ً تعدادی سوال شامل موارد زیر از شما خواهند پرسید:
• آیا در مورد وزن و ظاهر خود احساس نگرانی می‌کنید؟
• آیا تا به حال سعی در کاهش وزن داشته‌اید؟ اگر جواب مثبت است، چگونه و با چه روش‌هایی؟
• آیا اغلب در مورد غذا فکر می‌کنید؟
• آیا حتی وقتی که سیر هستید و یا احساس گرسنگی نمی‌کنید، به غذا خوردن ادامه می‌دهید؟
• آیا به طور غیرمعمول مقدار زیادی غذا مصرف می‌کنید تا اینکه به طور ناخوشایندی احساس سیری بکنید؟
• آیا پیش آمده که در خفا و به‌طور پنهانی غذا بخورید؟
• آیا فکر می‌کنید غذا خوردن شما خارج از کنترلتان است؟
• آیا احساس افسردگی، تنفر، خجالت و شرمندگی، یا گناه  در مورد غذا خوردن خود دارید؟
• آیا ورزش می‌کنید؟ اغلب چند وقت یکبار ورزش می‌کنید؟

چه زمانی به پزشک مراجعه کنیم؟
اگر متوجه هرگونه علامت یا نشانه اختلال پرخوری افراطی در خود شدید، هرچه ‌سریعتر به دنبال راه‌ چاره و کمک پزشکی باشید. معمولاً این اختلال به خودی خود بهتر نمی‌شود و در صورتیکه درمان نگردد، این امکان هست که روز به‌ روز بدتر نیز شود. با پزشک و یا روانپزشک، در مورد نشانه‌های پرخوری و احساسات خود، صحبت کنید.
اگر نسبت به درمان تمایلی ندارید، با فردی که مورد اطمینان شماست، در مورد آنچه که برسرتان آمده، و مشکل خود صحبت کنید. یک دوست، یا فردی که  مورد علاقه شماست، معلم و یا یک راهنمای مذهبی، میتواند به شما کمک نماید تا اولین قدم‌ها را جهت درمان موفقیت‌آمیز این اختلال بردارید.
فردی که مبتلا به اختلال پر‌خوری افراطی است، می‌تواند آنچنان در پنهان کردن رفتار خود مهارت پیدا کند، که امر شناسایی مشکل خود از جانب دیگران را برای آنها دشوار ‌سازد. اگر شما به فردی علاقه دارید که فکر می‌کنید علائم و نشانه‌های اختلال پرخوری افراطی را از خود نشان می‌دهد، یک بحث و گفتگوی صریح، صمیمانه و صادقانه  در مورد نگرانی‌های خود داشته باشید. شما می‌توانید دلگرمی و حمایت خود را ارائه دهید و به فرد مورد علاقه خود کمک نمایید تا یک پزشک واجدشرایط و یا روانپزشک پیدا کند و ترتیب قرار ملاقاتی را با او بدهد. می‌توانید حتی پیشنهاد همراهی با او را هم بدهید.

آزمایش های تشخیصی
اختلال پر‌خوری افراطی، مشابه دیگر اختلال مربوط به غذا خوردن، بولیمیا می‌باشد. هرچند افراد مبتلا به اختلال پر‌خوری افراطی، با استفراغ از روی عمد و یا انجام عمل تنقیه، خود را از شر کالری‌های اضافی دریافتی خلاص نمی‌کنند. به همین دلیل است که بیشتر افراد مبتلا به اختلال پر‌خوری افراطی، اغلب دچار اضافه وزن هستند.

برای تشخیص مورد  اختلال مربوط به غذا خوردن، ممکن است پزشک شما موارد زیر را توصیه نماید:

• انجام معاینه بدنی

• انجام آزمایشات خون و ادرار

• ارزیابی روانشناختی، شامل بحث و گفتگو در مورد عادات تغذیه‌ای شما
ممکن است پزشک از شما بخواهد که برای بررسی پی‌آمدهای احتمالی مربوط به سلامتی این اختلال، مثل مشکلات قلبی یا بیماری کیسه صفرا، آزمایشات دیگری را نیز انجام دهید.

معیارهای تشخیص:
پزشک شما تصمیم خواهد گرفت که آیا شما مبتلا به اختلال غذا خوردن هستید یا خیر. برای اینکه اختلال پرخوری در شما تشخیص داده شود، شرایط شما باید با یکسری معیارهایی که در دستورالعمل تشخیصی  و آماری اختلالات روانی(DSM) نوشته شده است، و توسط انجمن روانپزشکی امریکا انتشار یافته، مطابقت داشته باشد.

• دوره‌های عودکننده و برگشت‌کننده پرخوری، شامل خوردن غیرعادی مقدار زیادی مواد غذایی و احساس عدم کنترل برروی غذاخوردن خود.

• پرخوری افراطی و هله‌هوله خوری که حداقل با سه مورد از موارد زیر در ارتباط است: با سرعت غذا خوردن؛ غذاخوردن تا جایی‌که احساس ناخوشایندی از سیری و پربودن به شما دست دهد؛ خوردن مقادیر زیادی از مواد غذایی وقتی گرسنه نیستید؛ تنها غذا خوردن بدون خجالت از دیگران؛ یا احساس تنفر، افسردگی و یا گناه داشتن بعد از غذا خوردن.

• نگرانی در مورد پرخوری خود و اهمیت به این موضوع

• پرخوری افراطی، حداقل دو بار در هفته حداقل به مدت شش ماه

•  پرخوری افراطی که با پاکسازی، مثل استفراغ از روی عمد همراه نیست.

درمان دارویی
اهداف درمانی اختلال پرخوری افراطی، کاهش پرخوری بیش از حد و هله‌هوله خوری جهت بهبود خلق وخو از لحاظ احساسی و در صورت نیاز، کاهش وزن می‌باشد. از آنجائیکه پرخوری افراطی، با خجالت و شرمندگی، تصویر ذهنی پایین، احساس تنفر از خود، و سایر احساسات منفیِ، کاملا گره خورده است،هدف درمان باید، این موارد به‌علاوه سایر مسایل روحی و روانی باشد. با کمک گرفتن جهت درمان اختلال پرخوری افراطی، شما یاد می‌گیرید که چگونه وزن کم کنید و از این بیماری دور شوید.

در اینجا، چهار روش اصلی درمان جهت اختلال پرخوری افراطی وجود دارد:

روان‌درمانی: روان‌درمانی، چه به صورت جلسات فردی و چه به صورت جلسات گروهی، می‌تواند به شما کمک کند تا یاد بگیرید که چگونه عادات ناسالم خود را با عادات سالم عوض کنید، و دوره‌های پرخوری افراطی را کاهش دهید. مثال‌هایی از روان‌درمانی شامل موارد زیر است:

• درمان رفتاری شناختی(CBT) : ممکن است به شما کمک کند تا بتوانید بهتر از عهده مسائلی که می‌تواند دوره‌های پرخوری افراطی را در شما شعله‌‌ور کند، برآیید، مسائلی مانند احساس منفی در مورد بدن خود و یا حالت افسردگی. همچنین می‌تواند حس بهتری جهت کنترل و نظارت  بر رفتار خود و الگوهای تغذیه‌ای، به شما بدهد. اگر شما دچار اضافه وزن باشید، این امکان وجود دارد که به مشاوره جهت کاهش وزن علاوه بر  CBT نیاز داشته باشید.
• روان‌درمانی میان‌فردی: روان‌درمانی میان فردی بر روابط رایج و شایع با سایر افراد، متمرکز است. هدف، بهبود مهارت‌های میان‌فردی شما است، اینکه چگونه با سایرین، شامل اعضاءخانواده،دوستان و همکاران خود ارتباط برقرار کنید. ممکن است این روش به کاهش اختلال پرخوری افراطی که به واسطه ارتباطات ضعیف و مهارت‌های ارتباطی ناسالم، به‌وجود می‌آید، کمک کند.
• درمان رفتار منطقی: این شکل از درمان می‌تواند به شما کمک کند تا مهارت‌های رفتاری لازم جهت کمک به تحمل فشارهای روانی(استرس‌ها)، تنظیم و تعدیل احساسات خود و بهبود ارتباطتان با سایرین، را فرا بگیرید، که تمامی این موارد می‌توانند میل به پرخوری افراطی را در شما کاهش دهند.

داروها:
هیچ داروی به‌خصوصی جهت درمان اختلال پرخوری افراطی، ساخته نشده است. اما این امکان وجود دارد که  استفاده از بعضی ازانواع داروها، به خصوص وقتی که با روان‌‌درمانی همراه ‌باشند، به کاهش علائم و نشانه‌های این اختلال کمک نماید. نمونه‌هایی از آن شامل موارد زیر است:
• ضدافسردگی‌ها: داروهای ضدافسردگی، از جمله بازدارنده‌های انتخابی سروتونین(SSRIs)، و ضدافسردگی‌های سه‌حلقه‌ای(TCAs)، می‌توانند مفید و سودمند باشند. این که چگونه این داروها می‌توانند پرخوری افراطی و هله‌هوله‌خوری را کاهش دهند، مشخص نیست، اما نقش آنها ممکن است در ارتباط با تاثیری باشد که بر روی مواد شیمیایی مغزی، که در ارتباط با خلق و خو است، می‌گذارند.
• داروهای ضدتشنج(توپاماکس): توپیرامات‌ها معمولاً برای کنترل بیماری صرع به کار می‌روند، اما دریافته‌اند که جهت کاهش دوره‌های پرخوری در اختلال پرخوری افراطی نیز می‌توانند موثر باشند. هرچند به‌طور بالقوه، می‌توانند موجب بروز عوارض جانبی جدی گردند، بنابراین در مورد خطرات احتمالی مصرف آن‌ها، با پزشک خود صحبت نمایید.

تغییر شیوه زندگی
برنامه‌های رفتاری کاهش وزن:
بسیاری از افراد مبتلا به اختلال پرخوری افراطی، سابقه طولانی‌ مدتی در گرفتن رژیم‌های غذایی و کوشش‌های شکست‌خورده‌ای در زمینه کاهش وزن خود داشته‌اند. هرچند برنامه‌های کاهش وزن تا زمانیکه اختلال پرخوری افراطی درمان نشده باشد، توصیه نمی‌گردد، چراکه این امکان وجود دارد که  رژیم‌هایی با کالری بسیار پایین، موجب تحریک و به‌وجود آمدن بیشتر دوره‌های پرخوری در فرد گردد.
برنامه‌های کاهش وزن در زمان و موقعیت مناسب، عموماً تحت نظارت کامل پزشکی، جهت اطمینان یافتن از اینکه تمامی نیازهای تغذیه‌ای شما، برآورده می‌گردد، انجام می‌گیرد. هنگامیکه تحت درمان رفتاری شناختی هستید، برنامه‌های کاهش وزنی که عوامل تحریک کننده پرخوری افراطی را در شما مورد هدف قرار می‌دهد، خصوصا می‌تواند مفید و سودمند باشد.
روش‌ها و استراتژی‌های کمک به خود(SELF-HELP):
بعضی از افراد مبتلا به اختلال پرخوری افراطی، استفاده از کتاب‌ها، فیلم‌ها، برنامه‌های اینترنتی، و یا گروه‌های حمایتی را جهت کمک به خود موثر می‌بینند. برخی از برنامه‌های مربوط به اختلالات وابسته به غذا خوردن، کتاب‌های راهنمایی را جهت کمک فرد به خود، پیشنهاد می‌نمایند، که شما می‌توانید یا به شخصه از آنها استفاده کنید و یا با راهنمایی کارشناسان خبره سلامت روان، از آنها بهره ببرید. هرچند، شما همچنان به درمان حرفه‌ای و تخصصی، با استفاده از روش روان‌درمانی و یا مصرف دارو، احتیاج دارید.

شیوه زندگی و درمان‌های خانگی:
مشخصاً، درمان اختلال پرخوری افراطی، توسط خود شما موثر نیست. اما شما در کنار کمک حرفه‌ای و تخصصی، می‌توانید این اقدامات خود مراقبتی را جهت تقویت و تحکیم برنامه درمانی خود به کار ببرید:

• به درمان خود پایبند باشید. از جلسات درمانی خود فرار نکنید. اگر یک برنامه غذایی دارید، به بهترین نحو ممکن به آن پایبند بوده، و نگذارید عقب‌نشینی از آن، تلاش‌های همه‌جانبه شما را از بین ببرد.

• از گرفتن رژیم اجتناب کنید. گرفتن رژیم غذایی می‌تواند موجب تحریک و به‌وجودآمدن بیشتر دوره‌های پرخوری و ایجاد یک سیکل معیوب گردد که شکستن آن سخت و دشوار است. با پزشک خود درمورد روش‌های مدیریت مناسب وزن برای خود صحبت کنید. رژیم نگیرید، مگر اینکه  برای درمان اختلال تغذیه‌ای شما و تحت نظارت پزشکتان توصیه شده باشد.

• صبحانه بخورید. بسیاری از افراد مبتلا به اختلال پرخوری افراطی، از وعده صبحانه فرار می‌کنند . اما اگر شما وعده صبحانه را مصرف کنید، این احتمال وجود دارد که به خوردن مواد غذایی حاوی کالری بیشتر در سایر وعده‌های غذایی در طول روز، کمتر تمایل داشته باشید.

• مواد غذایی را ذخیره و انبار نکنید.  در خانه خود مواد غذایی کمتری نسبت به آنچه که معمولاً انجام می‌دهید، نگهداری ‌کنید. ممکن است این امر موجب گردد تا مجبور باشید برای تهیه مواد غذایی، بیشتر به سوپرهای مواد غذایی بروید، اما در عین حال شما را از وسوسه دسترسی به مواد غذایی و پرخوری به دنبال آن، دور نگاه می‌دارد.

• مواد مغذی مناسب را انتخاب کرده، دریافت نمایید. اینکه شما در اختلال پرخوری افراطی، مواد غذایی زیادی مصرف می‌کنید، بدین معنی نیست که شما  از انواع مواد غذایی که مواد مغذی ضروری بدن شما را تامین می‌نماید، استفاده می‌کنید. با پزشک خود در مورد استفاده از انواع مکمل‌های ویتامینی و املاح، صحبت نمایید.

• ارتباط خود با دیگران را حفظ نمایید. خود را از توجه و حمایت افراد خانواده و دوستانی که می‌خواهند شما را سلامت و سرحال ببینند، جدا نکنید. بدانید که آنها از صمیم قلب بهترین‌ها را برای شما می‌خواهند.

• فعال باشید. از اعضاء تیم سلامتی خود بپرسید که چه نوع فعالیت بدنی مناسب شما است، خصوصاً اگر دچار مشکلات قلبی ناشی از اضافه وزن هستید.
زندگی کردن با اختلالی که مرتبط با غذا خوردن است، بسیار سخت و دشوار می‌باشد، چراکه شما باید به‌طور روزانه با غذای خود درگیر باشید و به‌آن رسیدگی نمایید. در اینجا نکاتی برای کمک به شما جهت غلبه بر این اختلال بیان می‌شود:

• بر خود آسان بگیرید. خود را مورد انتقاد و نکوهش قرار ندهید، در خود عیبجویی نکنید.

• موقعیت‌هایی را که ممکن است برانگیزاننده رفتارهای مخرب پرخوری افراطی باشد را شناسایی کنید، در این صورت می‌توانید یک برنامه عملی جهت مقابله با آنها را ترتیب دهید.

• به دنبال مدل‌ها و الگوهایی با نقش مثبت و سازنده باشید، که می‌توانند در بالا بردن اعتماد به نفستان کمک کنند، حتی اگر پیدا کردن آنها آسان نباشد. به خود یادآوری کنید که مدل‌های بسیار لاغر و یا هنرپیشه‌هایی که عکسشان روی جلد مجلات زنان می‌باشد،  به طور واقع‌بینانه، اغلب بدن‌های سالمی ندارند.

• سعی کنید تا یک فرد قابل اطمینان پیدا کنید، فردی که بتوانید با او در مورد آنچه که پیش آمده، صحبت نمایید. با  کمک  هم، این احتمال وجود دارد که شما بتوانید موارد مربوط به گزینه‌های درمانی را نیز مطرح نمایید.

• سعی کنید تا فردی را به عنوان شریک خود، در جدال با اختلال پرخوری پیدا کنید، فردی که می‌توانید به عنوان تکیه‌گاه و جهت کسب حمایت و پشتیبانی با او تماس بگیرید به جای آنکه به پرخوری افراطی مشغول شوید.

• راه‌های سالمی را در زندگی خود برای زیستن و تغذیه پیدا کنید، حتی با انجام کارهایی که تنها برای سرگرمی و یا تمدد اعصابتان به کار می‌رود، مثل یوگا، مدی‌تیشن و یا یک پیاده‌روی ساده.
• در مورد احساسات و رفتارهای خود گزارش روزانه‌ای تهیه نموده و آن را یادداشت نمایید، این‌گونه می‌توانید از احساسات و عملکرد خود، بیشترآگاهی یابید و اینکه آنها چگونه با یکدیگر در ارتباط می‌باشند.

نکات تغذیه ای
خطرات احتمالی استفاده از گیاهان دارویی و مکمل‌های تغذیه‌ای:
این امکان وجود دارد که مکمل‌های تغذیه‌ای و محصولات گیاهی، که جهت کاهش اشتها و یا کمک به کاهش وزن، تولید شده‌اند، توسط افراد مبتلا به اختلالات مربوط به غذا خوردن، به خوبی استعمال نشده و به اصطلاح سوءمصرف شوند. مکمل‌های کاهش وزن و یا گیاهان دارویی، دارای عوارض جانبی هستند که به طور خطرناکی با سایر داروها تداخل می‌کنند. اگر شما از مکمل‌های تغذیه‌ای و یا گیاهان دارویی استفاده می‌کنید، با پزشک خود در مورد خطرات احتمالی بالقوه مصرف آنها صحبت کنید.

نکات اساسی درمان
پاره‌ای از درمان‌های جایگزین و تکمیلی، مانند موارد زیر، ممکن است در دستیابی به اهدافی که توسط اعضاء گروه مراقبین سلامتی شما در نظر گرفته شده، مفید و سودمند باشد:
• ماساژ و لمس‌درمانی،  ممکن است در کاهش اضطراب و نگرانی که اغلب با اختلالات مربوط به غذا خوردن همراه است، نقش کمک کننده‌ای داشته باشد.
• درمان‌های ذهنی- جسمی، مثل مدی‌تیشن، یوگا، بیوفیدبک و هیپنوتیسم(خواب در اثر تلقین)، ممکن است آن حس توجه و آگاهی را فراهم کند که بتواند هوشیاری بدن را نسبت به حالات خوردن و احساس سیری افزایش دهد، و نیز حس سرزندگی و تمدد اعصاب را ارتقاء بخشد.
• طب سوزنی،  گرچه هنوز اثبات نگردیده، ولی نویدهایی را در ارتباط با درمان اضطراب، نگرانی و افسردگی می‌دهد.

پیشگیری
اگر شما مبتلا به اختلال پرخوری افراطی هستید، این امکان وجود دارد که شما و یا خانواده شما، نقش گروه‌های حمایتی را در تشویق و دلگرمی، امیدواری و ارائه توصیه و مشورت جهت غلبه کردن بر بیماری، مفید و سودبخش بدانند. اعضاء گروه‌های حمایتی، به‌درستی مشکل شما را درک می‌کنند ، چراکه خود نیز این مشکل را داشته‌اند. از پزشک خود در مورد گروه‌های حمایتی  منطقه خود سوال کنید.
گرچه راه مطمئنی جهت پیشگیری از اختلال پرخوری افراطی وجود ندارد، اما اگر شما علائم و نشانه‌های این اختلال را در خود مشاهده کردید، به دنبال راه چاره و کمک  تخصصی و حرفه‌ای باشید.  پزشک و یا سایر اعضاء گروه سلامتی، می‌توانند به شما توصیه کنند که برای درخواست کمک به کجا مراجعه نمایید.
اگر شما فردی را می‌شناسید که مبتلا به اختلال پرخوری افراطی می‌باشد،  قبل از بدتر شدن اوضاع، او را به سمت رفتارهای درست و سالم‌تر و درمان تخصصی راهنمایی کنید. در اینجا مواردی عنوان شده که چگونه می‌توانید در این زمینه کمک نمایید:
• این موضوع اهمیت ندارد که  اندازه بدن و یا شکل ظاهری فرزند شما چیست،  مهم این است که تصویر بدنی سالمی را در ذهن فرزندان خود تقویت کرده و آن را ترویج نمایید.
• با متخصص اطفال صحبت نمایید. احتمالاً یک متخصص اطفال، جهت تشخیص نشانه‌های اولیه یک اختلال مرتبط با غذا خوردن در جایگاه خوبی قرار دارد، و می‌تواند به جلوگیری از پیشرفت و گسترش آن کمک نماید.
• اگر متوجه شدید که از اقوام یا دوستان خود فردی با مسایل و مشکلات تغذیه‌ای درگیر است که می‌تواند منجر به بروز یک اختلال مربوط به غذا خوردن شود ، صحبت‌های حمایت‌گرانه خود را با او در مورد این مسایل ادامه داده و بپرسید که چگونه می‌توانید او را کمک کنید.

منبع : pezeshketo

711
منتشر شده در1083 روز پیش

دختر خانم های کم خون ، بخوانند

کم خونی عارضه ای است که ممکن است همه را درگیر خود کند . بخصوص دختر خانم هایی را که درحال رشد و رسیدن به سن بلوغ هستند. کم بودن انواع ویتامین ممکن است کم خونی را نتیجه دهد . یکی از عوامل کم خونی کمبود ویتامین B12 است . این گروه از کم خونی ها اکثرا در افراد سالند اتفاق می افتد . ویتامین B12 را می توان در مواد غذایی حیوانی مانند گوشت ، ماهی و یا تخم مرغ یافت . ما در این پست میخواهیم علائمی که باعث کم خونی B12 می شود را بازگو کنیم ؛ همچنین با روش های درمانی آن آشنا می شویم .

عوامل به وجود آورنده‌ی کمبود ویتامین B12

– ناتوانی بدن در جذب ویتامین B12 موجود در مواد غذایی: این یکی از شایع‌ترین عوامل ابتلا به کمبود ویتامین B12 می‌باشد. – کمبود فاکتور داخلی یا انترنسک: فاکتور داخلی یا انترنسک مولکولی است که از طریق معده ترشح و باعث جذب ویتامین B12 می‌شود. در واقع این فاکتور با ویتامین B12 غذا ترکیب شده و آن را به صورت قابل جذب برای روده در می‌آورد. اگر کم‌خونی به واسطه‌ی کمبود فاکتور انترنسک به وجود بیاید به آن آنمی (کم‌خونی) کشنده یا pernicious anemia می‌گویند. کم اشتهایی، حالت تهوع و مشکلاتی مانند اسهال یا یبوست نیز از عوامل دیگر کم‌خونی محسوب می‌شوند. قرمز و خشک شدن زبان و در مواد جدی‌تر، کرخی و گزگز دست و پا، بد خلقی، فراموشی و حالت جنون نیز از علائم وجود کم‌خونی ناشی از کمبود ویتامین B12 می‌باشد – ضعف حالت اسیدی معده: در بین افراد مسن، ۶۰ تا ۷۰ درصد کمبود ویتامین B12 به کمبود حالت اسیدی معده مربوط می‌شود. هر چه سن بالاتر می‌رود، سلول‌های معده اسید کمتر و همچنین فاکتور انترنسک کمتری ترشح می‌کند. مصرف مداوم و طولانی مدت داروهای ضداسید یا داروهای کاهش قند خون و همچنین ابتلا به باکتری Helicobacter pylori نیز مشکل را چند برابر می‌کند. – بیماری‌های خودایمنی: این بیماری‌های باعث می‌شود که فاکتور انترنسک نتواند با ویتامین B12 ترکیب شود. – وجود بیماری‌های مزمن مربوط به روده: بیماری‌های روده به عنوان مثال زخم روده مانعِ عبور ویتامین B12 از غشای روده می‌شود. در این صورت معمولاً پزشک‌ها مکمل این ویتامین را تجویز می‌کنند. – عمل جراحی معده یا روده: بیمارانی که مجبور به عمل معده یا روده هستند برای پیشگیری از کمبود این ویتامین باید مکمل B12 مصرف کنند.

علائم کم‌خونی ناشی از کمبود ویتامین B12

این کم‌خونی معمولاً علائم مشخصی ندارد. می‌توان به علائمی مثل خستگی، رنگ پریدگی و در برخی موارد زرد شدن رنگ چهره، سرگیجه، تپش قلب و نفس نفس زدن زیاد اشاره کرد. کم اشتهایی، حالت تهوع و مشکلاتی مانند اسهال یا یبوست نیز از عوامل دیگر کم‌خونی محسوب می‌شوند. قرمز و خشک شدن زبان و در مواد جدی‌تر، کرخی و گزگز دست و پا، بد خلقی، فراموشی و حالت جنون نیز از علائم وجود کم‌خونی ناشی از کمبود ویتامین B12 می‌باشد.

چه افرادی در معرض خطرند؟

مردان و زنان ۶۵ سال و به بالا، بیشتر در معرض این بیماری قرار می‌گیرند. افرادی که در دستگاه گوارشی‌شان عفونت انگلی دارند نیز به این کمبود مبتلا می‌شوند. افرادی که گوشت خوک خام یا ماهی خام آب‌های سرد (یا کمتر پخته شده) می‌خورند نیز در معرض ابتلا به کم‌خونی ناشی از کمبود ویتامین B12 قرار می‌گیرند.

راه های پیشگیری از کم‌خونی ناشی از کمبود ویتامین B12

متأسفانه کمبود ویتامین B12 در بین افراد مسن امر شایعی است. افرادی که به بیماری‌های خود ایمنی دچارند باید هر سال بیش از یک‌بار آزمایش خون بدهند تا میزان ویتامین B12 آن‌ها مشخص شود. برای پیشگیری از این کمبود باید به میزان کافی مواد غذایی حاوی ویتامین B12 مصرف کنید. گیاه‌خواران برای پیشگیری از کمبود این ویتامین می‌توانند با مصرف مخمر آب جو غنی شده با ویتامین B12، نوشیدنی سویای غنی شده و نوشیدنی برنج غنی شده میل کنند.

بهترین منابع ویتامین B12

– دل و جگر گوساله، گاو، مرغ، قلوه، مغز – گوشت قرمز، گوشت مرغ، ماهی و غذاهای دریایی – تخم مرغ و محصولات لبنی گیاه‌خواران برای پیشگیری از کمبود این ویتامین می‌توانند با مصرف مخمر آب جو غنی شده با ویتامین B12، نوشیدنی سویای غنی شده و نوشیدنی برنج غنی شده میل کنند اگر کمبود ویتامین B12 ربطی به مواد غذایی نداشته باشد از طریق تزریق ویتامین B12 قابل جبران است. در برخی موارد مصرف کردن ویتامین B12 به صورت مکمل کافی است تا میزان این ویتامین در خون نرمال شود. اگر دوره‌ی درمان به طور کامل پیگیری شود وضعیت بیماری هر روز بهتر می‌شود. در صورتی که رژیم غذایی یا کمبود حالت اسیدی معده باعث کمبود ویتامین B12 ‌شود مصرف مکمل ویتامین B12 مشکل را برطرف می‌کند. در مواد حادتر این مشکل با تزریق خون قابل حل است.

خلاصه مقاله :

آنمی ناشی از کمبود ویتامین ها به معنای فقدان گلبول های قرمز سالم بوده که ناشی از کاهش سطح ویتامین ها نسبت به حالت نرمال است. ویتامین های مرتبط با این نوع از کم خونی عبارتند از: اسید فولیک، ویتامین ۱۲B و ویتامین C. آنمی ناشی از کمبود ویتامین ها می تواند در عدم دریافت کافی فولات، ویتامین ۱۲B و ویتامین C رخ دهد، علاوه بر این اگر بدن قادر به جذب و استفاده از این ویتامین ها نباشد این نوع از کم خونی بروز می کند. تمام انواع کم خونی ناشی از کمبودهای ویتامینی نیستند. سایر علل کم خونی عبارتست از کمبود آهن و بیماری های بارز خونی. به همین خاطر تشخیص نوع کم خونی و درمان آن توسط پزشک از اهمیت خاصی برخوردار است. آنمی ناشی از کمبود ویتامین ها با تجویز مکمل و اصلاح رژیم غذایی رفع می شود.

منبع : pezeshketo

1,493
منتشر شده در1084 روز پیش
در خصوص ترامادول

سوال و جواب های کوتاه در خصوص ترامادول

احتمالا نام ترامادول را شنیده اید . داروی مسکنی است که فوق العاده شبیه تریاک می باشد . این دارو که به نام دیگری همچون ترامال و ترامدو بایمادول شهرت دارد یک داروی تسکینی می باشد . گاهی اوقات مجبور به مصرف این دارو می شویم ، آن که موقعی است که دکتر متخصص تشخیصی می دهد که باید استفاده شود . اما مطمئنا نباید به این دارو وابسته شد . وابسته شدن به این دارو یعنی اعتیاد . این دارو چیزی کمتر از تریاک ندارد . شما می بایست زیر نظر پزشک متخصص این دارو را مصرف کنید . در این پست میخواهیم به تعدادی سوال در خصوص ترامادول پاسخ دهیم که امیدواریم مفید فایده قرار گیرد.

دکتر برای من ترامادول  تجویز کرده است . آیا باز هم شما می گویید که من مواد مخدر مصرف می کنم و معتاد می شوم ؟

خیر . تمامی مطالب این سایت در مورد کسانی است که بدون تجویز پزشک مجرب در حال استفاده ازترامادول هستند .در اصل اگر دکتر برای شما ترامادول را تجویز کرده است ، خطری شما را تهدید نمی کند و لازم است دقیقا همانگونه که پزشک برای تان تجویز کرده است عمل کنید .تجویز ترامادول توسط پزشک خطری ندارد چون هم دوز بسیار محدودی تجویز می شود و هم مدت زمان بسیار کوتاهی . لذا اثر سرخوشی و وابستگی جسمی اتفاق نمی افتد .

شوهر من مصرف کننده است . آیا مصرف ترامادول میتواند علت بچه دار نشدن ما باشد ؟

یکی از علت ها می تواند این عامل باید باشد . مواد مخدر بر روی اسپرم و دستگاه جنسی تاثیر دارد . در علم پزشکی می گویند مواد مخدر بر روی “ریخت شناسی ” اسپرم تاثیر می گزارد . ریخت شناسی یعنی اینکه شکل اسپرم اقایون رو تغییر می دهد . من مورد هایی رو دیدم که در زمان مصرف بچه دار نمی شدند . و یا در صورت بچه دار شدن بچه در رحم به  طور کامل تشکیل نمی شد و قبل از تولد سقط می شد. به هر حال اگر شوهر شما مصرف کننده است احتمال نقش داشتن این عامل در مشکل شما زیاد است. لطفا” در مورد جواب درست به این سوال به پزشک مراجعه کنید . پزشکانی که در این زمینه تخصص کافی دارند اورولوژیست ها و متخصصان زنان و زایمان هستند . در ضمن فراموش نکنید ک احتمال وجود داشتن مشکلات دیگر هم هست .

درد خماری ترک ترامادول چند وقت طول می کشد ؟

درباره جواب این سوال چندین فاکتور مهم نقش دارند . مثل سن مصرف کننده – جنسیت مصرف کننده – مدت مصرف – میزان مصرف – آمادگی بدنی فرد مصرف کننده – و ….. درد خماری برای یک جوان ۲۰ ساله مرد با چند ماه مصرف با یک خانم ۴۰ ساله با سالها آشنایی با انواع مواد مخدر قطعا” متفاوت است . لطفاٌ فراموش نکنید ک بعد از ترک جسمانی مواد باید درمانهای روحی و فکری رو حتما آغاز کرد و گرنه مصرف مجدد تقریباٌ حتمی است .

من مشکل زود انزالی دارم . اگر ترامادول مصرف نکنم پس چیکار کنم ؟

اولا” که چه کسی به شما گفته که این داروی مخدر برای رفع زود انزالی ساخته شده است ؟ باز هم یادآور میشم که ترامادول یک ماده مخدره . و تمامی موادهای مخدر بر روی کارکرد دستگاه جنسی و مغز انسان تاثیر مستقیم و منفی دارد . انزل زودرس یک اختلال جنسی است که برای درمان آن باید اقدام شد و قطعا” درمان آن مصرف ماده مخدر نیست . پیشنهاد میکنم برای درمان کامل این اختلال بدون هیچگونه خجالتی به اورولوژیست ( برای آقایان ) ، پزشک زنان (برای خانم ها ) و یا روانپزشکان و روانشناسان با سابقه آشنایی با سکسولوژی مراجعه کنید و از او مشاوره بگیرید . اما به هر حال بیش از دهها مدل ورزش ، تمرینات ذهنی ، کرم تاخیری و ژل تاخیری و کاندوم تاخیری و کلی چیز تاخیری دیگه وجود داره که میتوانید پس از مراجعه به روانشناس آشنا به مباحث جنسی و یا روانپزشکان  و با تایید آنها از داروخانه تهیه کنید. این همه ماده برای رفع این مشکل وجود داره حالا شما مستقیم رفتی از قرصی دارید استفاده میکنید که اصلا” برای اینکار نیست ؟؟!!! در ضمن مشکل انزال زودرس و یا زود ارضایی ( زود انزالی ) ، در بسیاری از موارد فکری و ذهنی است که با مراجعه به روانشناس (سکسولوژیست ) و یا روانپزشک و یا اورولوژیست و آشنایی با تکنیک های مقاربتی به راحتی قابل حل می باشد. در ضمن بعضی از آمارها نشان می دهند که در حدود ۴۰ % آقایان دارای مشکلات جنسی مثل عدم نعوظ سالم و یا زود ارضایی هستند . این مشکلات امروزه در علم پزشکی کاملا شناخته شده هستش و راه حل منطقی داره .

من دچار تیک های عصبی شده ام . آیا علت این تیک ها مصرف ترامادول است ؟

بله . تیک عصبی و تشنج ازعوارض شایع مصرف داروی مخدر ترامادول است .

من دچار تشنج های شدیدی می شوم. آیا علت این تشنج ها مصرف ترامادول است ؟

بله . تشنج از عوارض شایع و شدیدا خطرناک مصرف داروی مخدر ترامادول است .

دچار تنگی نفس شدیدی شده ام به نوعی که چند بار احساس خفگی به من دست داد ؟ آیا علت این حالت مصرف ترامادول است ؟

بله . من افردی را دیده و می شناسم که هر از چند گاهی دچار احساس خفگی شدیدی می شوند  . به نوعی که نفسشان بالا نمی یاد . این حالت ناشی از مصرف قرص مخدر ترامادول و یا بایمادول است . البته ممکن است دلایل دیگری هم داشته باشد لذا فرد لازم است آزمایشهای مخصوص را بدهد که پیشنهاد میکنم به پزشک تنفسی مراجعه کنید . تجربه های درمانی و بالینی من اینکه این حالت با قطع مصرف ترامادول و یا بایمادول ، حداکثر پس از یک هفته دیگر  رخ نمی دهد .

من تا به حال چند بار ترک کرده ام اما باز هم دوباره شروع کرده ام . اما این بار جدا” ترک کردم . چیکار کنم که دوباره شروع نکنم ؟

علت این اتفاق اینکه شما به طور کامل ترک نکردی . چون همونطور که نوشتم اعتیاد دو تا جنبه داره . یکی جسمی و یکی فکری و روانی . با ترک جسمی فقط قسمتی از مشکل حل میشه و بعد فکری رو هم باید روش کار کرد .  بهترین و عملی ترین روش برای ترک ،  مراجعه به یک روانشناس هستش . شرکت منظم در جلسات گروهی و یا جلساتی که روانشناس برای شما در نظر می گیرد کمک زیادی میکنه .
شما برای ترک دایم و در حالت ترک باقی ماندن باید ۳ مرحله را در پیش رو دارید :
مرحله اول اینکه شما به خاطر چه مشکلی اصولاً به مصرف مواد مخدر ( ترامادول یا هر چیز دیگه ای ) دست زده اید و حل این مشکل ؟؟؟
مرحله دوم شناسایی وضعیت کنونی شماست . اینکه آیا به دارو درمانی نیاز دارید ؟ نیاز به روانکاوی دارید ؟ و یا نیازمند یک روانپزشک هستید ؟
مرحله سوم پس از ترک است که شما چگونه باید بدون مواد مخدر (ترامادول ، بایمادول و … مواد مخدر هستند ) زندگی کنید ؟ چگونه باید با مشکلات خود رو به رو شوید و در کل به مشکلات بعد از ترک می پردازه.

ضرر ترامادول بیشتره یا متادون ؟

فرقی نمیکند که شما چه ماده مخدری مصرف کنید به هر حال شما معتاد هستید . این سوال مثل این است که بپرسید :  سیگار وینستون بهتره یا سیگار کنت ؟ البته منظور من مصرف متادون به صورتی که پزشک تجویز کرده نیستش . منظورم مصرف خودسرانه متادون یا ترامادول هستش .

چطور میشه جلوی وسوسه دوباره مصرف ترامادول رو گرفت؟من تا الان ۳ بار ترک کردم.این بار هم چهارمین باره که دارم ترک می کنم.چه کار باید بکنم که دوباره وسوسه نشم؟ آخه من اعتقادم به اینه که آدم وقتی یک بار مزه و لذت ترامادول و هر نوع مخدر رو میچشه ، این لذت  تا آخر عمر با آدم هست؟

دوست عزیز . اعتقاد شما کاملا” اشتباه هست . چرا که افراد زیادی داریم که سالیان زیادی اعتیاد داشته اند اما موفق شدند ترک کنند و تا آخر عمر بدون هیچ ماده مخدری زندگی کنند .  به هر حال برای این امر لازمه که یکسری از تفکرات و دیگاههای شما تغییر کنه و با ماهیت اعتیاد ، وسوسه و …. آشنا بشی . به جرات میتوانم بگم که اگر به یک روانشناس و یا متخصص با وجدان در زمینه ترک اعتیاد ،مراجعه کرده بودید ، احتمال بازگشت شما به مواد مخدر کمتر است . باید برای در حالت ترک ماندن به مشکلاتی برای شما پس از ترک به وجود می آید پرداخت و چگونگی مواجهه را به شما آموخت .

متوجه شده ام پسرم یا دخترم کپسول ترامادول و یا بایمادول مصرف می کند ؟ چه کار باید بکنم ؟

جواب این سوال با توجه به خصوصیات فرزند شما متفاوت است . اما امر مسلم این است که هیچگونه اقدامی سر خود ( صحبت ، نصیحت ، دعوا ، و … ) نکنید . به مراکز روانکاوی و یا مشاوره و یا یک روانشناس با تجربه در زمینه اعتیاد مراجعه کنید .

آیا ترامادول را می توان با جایگزین کردن داروی دیگری ترک کرد ؟

این کار را توصیه نمیکنم . چون احتمال وابستگی به داروی جدید وجود دارد . همچنین جسمی که با چند ماده مخدر آشنا میشود به مراتب لطمات و ویرانی های بیشتری می بیند . البته در بعضی از کلینیک های رسمی که زیر نظر بهزیستی هستند این کار انجام میشود که در صورت همکاری فرد ، موفق آمیز میتونه باشه . یعنی اگر یک پزشک و یا مرکز ترک اعتیاد رسمی مبادرت به نوشتن نسخه برای این امر کرده این کار موثر است. اما مصرف سر خود هرگونه دارو به جای ترامادول جدا” خطرناک است .

چگونه باید ترامادول را ترک کنم ؟

جواب این سوال به خیلی عوامل بستگی دارد . از سن و جنسیت و میزان مصرف شما گرفته تا میزان تمایل شما به ترک ترامادول . بهترین کار مراجعه به یک روانشناس ، روانپزشک و یا کلینیک های ترک اعتیاد هستش . شما برای ترک دایم و در حالت ترک باقی ماندن باید ۳ مرحله را در پیش رو دارید : مرحله اول اینکه شما به خاطر چه مشکلی اصولاً به مصرف مواد مخدر ( ترامادول یا هر چیز دیگه ای ) دست زده اید و حل این مشکل مرحله دوم شناسایی وضعیت کنونی شماست .

اینکه آیا به دارو درمانی نیاز دارید ؟ نیاز به روانکاوی دارید ؟ و یا نیازمند یک روانپزشک هستید ؟

مرحله سوم پس از ترک است که شما چگونه باید بدون مواد مخدر (ترامادول ، بایمادول و … مواد مخدر هستند ) زندگی کنید ؟ چگونه باید با مشکلات خود رو به رو شوید و در کل به مشکلات بعد از ترک می پردازه.

راههای ترک ترامادول یا هر ماده دیگری با توجه به شرایط افراد تعیین میشه . اینکه فرد در چ مرحله ای قرار داره و یا در چه موقعیتی کاملا از فردی ب فرد دیگه شرایط رو متفاوت میکنه .

واقعا” از ترامادول خسته شدم و با مصرف ترامادول تشنج میکنم . میتوانم برای ترک ، تریاک را جایگزین ترامادول بکنم ؟

فرقی نمیکند که شما چه ماده مخدری مصرف کنید به هر حال شما معتاد هستید . این سوال مثل این است که بپرسید :  سیگار وینستون بهتره یا سیگار کنت ؟

لطفاً مشکل را به صورت ریشه ای حل کنید .

آیا با متادون می توان ترامادول را ترک کرد؟

یکی از راههای ترک ترامادول مصرف متاون است . البته توجه داشته باشید ک مصرف متادون حتما زیر نظر پزشک باید صورت گیرد. آخرین آماری ک دارم اینکه سو مصرف متادون بسیار بالاست . البته متادون زیر نظر پزشک کاملا بی خطره و یکی از راه حل هاست . در ضمن متادون برای همه مناسب نیست . شرایط فرد باید گاملا بررسی بشه و بعد به این سوال پاسخ داد .در ضمن مصرف سر خود متادون می تواند باعث مشکلات بسیاری و حتی مرگ شود .

کلینیک های ترک اعتیاد ، می توانند در زمینه درمان شما به وسیله شربت تنتور ، و یا متادون کمک کنند .

همسرم از نظر جنسی کاملا سرد شده است و تقریبا هیچ رابطه جنسی با هم نداریم . همسرم ترامادول ۱۰۰ مصرف می کند ، آیا سرد شدن جنسی او به خاطر مصرف قرص ترامادول است ؟

سرد مزاجی جنسی می تونه مشکلات دیگری هم داشته باشه ولی اگر شریک حنسی شما مصرف قرص ترامادول ۱۰۰ یا ترامادول ۵۰ و با هر دوز دیگری از این قرص رو داره به احتمال بسیار زیاد مصرف ترامادول علت این مشکل می باشد .

لطفاً توجه کنید ک پس از مدتی مصرف کپسول ترامادول و یا قرص ترامادول مرد تقریباً هیچگونه تحریکی نداره و یا تحریک جنسی مرد بسیار کم خواهد بود. مصرف ترامادول بر خلاف مخدرهایی مثل شیشه ، پس از مدتی شدیداً بی میلی جنسی را به همراه خواهد داشت.

متوجه شده ام که نامزدم ( یا خواستگار و یا دوست پسرم ) ترامادول مصرف می کنه . ایشان قصد ازدواج با من را دارند ، چه باید بکنم ؟ آیا باید جواب + به او بدهم . ( در ضمن من دوستش دارم و همه شرایطش هم ایده آل هستش و فقط مشکل این قرص ترامادول لعنتیه. ) اگر بهم قول بده که ترک میکنه میتونم به حرفش اطمینان پیدا کنم ؟ آیا من می توانم با کسی که ترامادول مصرف می کنه ازدواج کنم ؟؟؟

شرایط بالا وقتی پیچیده تر می شه که وابستگی عاطفی بین دو نفر شدید باشه و یا در اصطلاح همدیگر رو ” دوست داشته باشند. ” اینکه شما در این شرایط باید چه عکس العملی انجام دهید ، برای هر کسی متفاوت هستش . چون شرایط دو زوج ، مدت آشنایی ، آیندشون ، شدت اعتیاد فرد مقابل ، افکار خانواده و نوع رابطه ، سکس داشتن یا نداشتن و  …. خیلی متفاوت هستش .

جواب دادن این سوال به این راحتی ها نیست و باید نزد یک روانشناس در چند جلسه بررسی صورت بگیره اما یک چیزی رو با قاطعیت و اطمینان می گم :

۱. اگر رابطه شما یک رابطه جدی است ( یعنی قراره بشه همسر آیندت و باهاش زیر یک سقف زندگی کنی ) و ایشون در حال حاضر نامزد سفت و سخت شماست و یا خواستگار جدی شما ، لازمه تا مشخص شدن کامل وضعیت و بررسی همه ابعاد رابطه صبر داشته باشید و به این زودی ها “بله ” نگویید . متاسفانه در بسیاری از موارد باید جواب شما به این فرد “نه” باشد . در صورتی شما باید به این فرد جواب + برای ازدواج و یا ادامه رابطه را بدهید که به صراحت تمام و با اطمینان متوجه شوید که ایشان پاک هستند و شرایط نشون بده که قصد دارن برای همیشه پاک بمونن . یعنی زمانی رابطه تان را گسترش دهید که اطمینان داشته باشید که ترک کرده و برای همیشه هم در حالت ترک باقی خواهد ماند .

لطفا فراموش نکنید که هیچ مرد معتادی تا به حال زنی را خوشبخت نکرده است و هیچ زن معتادی هم همسر خوب و مادر خوبی نبوده است .لذا افکار پوچی چون ” باهاش ازدواج میکنم و اعتیادش مشکلی پیش نمی آورد ” و یا ” اینقدر نقطه خوب داره که میشه اعتیادش ( ترامادول یا هر ماده دیگری ) را نادیده گرفت ” را از ذهن خود بیرون کنید .

۲. مشاوره های قبل از ازدواج را بسیار بسیار جدی بگیرید . آنچه را که شما در چند سال رابطه با همسر آینده تان متوجه نشدید یک روانشناس ماهر در عرض چند ساعت متوجه می شود .

پیشنهاد ما این است که یک فرد از زمان کودکی تا پایان زندگی احتیاج به یک روانشناس و مشاور دارد ولی در مواقعی مثل ازدواج ، این امر ضرورت بسیار بیشتری پیدا می کند .

۳. تا زمان مشخص نشدن وضعیت مصرف ترامادول ( یا مخدر )، به هیچ عنوان رابطه را گسترش ندهید .

۴. معمولا روابط احساسی ما در زندگی میتونن از نطر فکری و روحی ضربه های زبادی رو به ما بزنن . لذا حتماً حتماً خودتان در ابتدا به یک روانشناس ماهر مراجعه کنید تا شرایط بررسی شود و بتوانید تصمیم درستی رو در این رابطه بگیرید . و از فشار فکری و روحی خودتان کاسته شود .

Ultram ( آلترام یا اولترام )چیست ؟  آیا همان ترامادول است ؟

بله . اسم تجاری قرص ترامادول ، آلترام می باشد . یعنی در بازار عمده دارو این قرص به این نام نیز شهره است .

آیا ترامادول می تواند باعث ریزش مو شود ؟

خیر . رابطه ای مستقیم بین ترامادول و ریزش مو وجود ندارد .لطفاً به پزشک متخصص مراجعه کنید .

شوهر من مصرف کننده ترامادول است . آیا باردار شدن من ایراد و اشکالی دارد ؟ من فکر می کنم اگر باردار شوم ، همسرم ممکن است ترک ترامادول کند؟

همانطور که در چند خط بالاتر نیز گفته شد ، ترامادول یک تراتوژن است . تراتوژن یعنی یک عامل مخرب که می تواند بر روی جنین تاثیر بگزارد . البته منظور ما این نیست که کودکانی که با پدر یا مادر مصرف کننده ترامادول به دنیا می آیند حتماً دارای نواقصی هستند بله می گوییم احتمال مشکل در جنین بیشتر می شود .

گذشته از این مطلب، کسانی که همسرانشان مصرف ترامادول دارند معمولا زندگی پر نوسانی را تجربه خواهند کرد . معمولاً یک فرد مصرف کننده با گذشت زمان و افزایش مصرف ترامادول ، بیشتر در وادی وابستگی به ترامادول و اعتیاد غرق می شوند . و مشکلات زندگی آنان علی الخصوص در حوزه عاطفی و احساسی بیشتر می شود .

بارداری و محیط رشد کودک باید محیط سالم و آرامی باشد و معمولاً در خانه ای که پدر یا مادر مصرف کننده ترامادول است چنین شرایطی محیا نیست . لذا تا زمانی که پاکی از هر گونه ماده مخدر اتفاق نیافته است و پایداری در ترک وجود ندارد ، بارداری صورت نگیرد.

آیا ترامادول تو جواب آزمایش مشخص می شود ؟ یعنی اگر ترامادول مصرف کرده باشم، جواب آزمایشم + می شود ؟

بسته به نوع آزمایشی که از شما گرفته می شود دارد . ولی به طور کلی و آزمایشهای رایج و عمومی آن زا نشان می دهد و جواب آزمایش شما + می شود.

آیا قرص ” بی ۲ ” همان ترامادول است ؟

خیر .قرص “بی دو ” یا “بی ۲ ” یک داروی ترک اعتیاد است که زیر نظر کلینیک های ترک اعتیاد توزیع می شود و ربطی به ترامادول ندارد .

منبع : pezeshketo

 

67,847
منتشر شده در1085 روز پیش

ژنتیک و بیماری های نادر کودکان

مطمئنا هر پدر و مادری خواهان داشتن یه فرزند سالم از خدای خود هستند . و همیشه در این اندیشه اند که پس از بدنیا امدن فرزندشان ، از آن به خوبی مراقبت کنند . همانطور که میدانید یکی از خطرهایی که کودکان تازه متولد شده را تهدید میکند ، بیماری های مادر زادی است که بصورت ژنیتیکی ممکن است گریبان گیری کودک را بگیرد . پس به پدر مادران عزیز توصیه اکید شده است که به هیچ وجه در خصوص سلامت کودک در دوران جنینی و یا حتی دوران قبل بارداری مادر کوتاهی نکنند . در این مطلب مقاله ای کوتاه در خصوص ژنتیک و بیماری های نادر کودکان صحبت خواهیم کرد .

آدری لپیدوس كه لبخند شیرین كودك خود را ستايش ميكرد با گذشت زمان دچار نگرانی شد چراكه كالوين ۱۰ ماهه قادر به غلطیدن یا خزیدن نبود و دچار سو هاضمه مزمن شده بود. چهار عصب شناس علائم او را نادیده گرفتند و آزمایشات مختلف نيز بی نتیجه بودند.

آدري و همسرش نااميد از نتايج، تصمیم گرفتند پسر خود را در دانشگاه كاليفرنيا لوس آنجلس (UCLA) بستری كنند تا برای اولین بار تحت آزمایش جديد بسيار قوی به نام توالي اگزوم (Exome Sequencing) قرار بگيرد.

در این آزمایش، با جمع آوری DNA از خون كالوين و پدر و مادرش، ماشين توالی سنج پيشرفته اي به سرعت ژنوم هاي كودك را اسكن كرده و آنها را با ژنوم هاي والدينش مقايسه ميكند و گونه مغاير را از ميان ۱۸ كروموزوم كودك مشخص ميكند. بدين ترتيب تشخيص داده شد كه كالوين مبتلا به سندروم پيت هاپكينز Pitt-Hopkins ، نوعي اختلال نادر ژنتيكي است كه تنها ۲۵۰ كودك در سراسر دنيا از آن رنج مي برند. در نهايت آدري و همسرش با تشخيص قطعي و مسير واضخي براي يافتن بهترين روش درمان كودك خود مواجه بودند.

و حالا اين تحقيق مهم و برجسته UCLA شرايط مجاب كننده اي فراهم ساخته تا از آزمايش توالي اگزوم (Exome Sequencing) بصورت متداول بعنوان وسيله ارزشمند براي تشخيص بيماري و نارسايي هاي نادر ژنتيكي كودكاني چون كالوين استفاده شود. با توجه به مقاله منتشرشده بصورت آنلاين در ۱۸ اكتبر در مجله انجمن پزشكي امريكا، يافته ها حاكي از آن است كه توالي اگزوم

(Exome Sequencing) توانسته است در مورد حدود ۴۰ درصد از موارد پيچيده مراجعه شده به UCLA ، تشخيص درست و دقيقي ارائه دهد كه در مقايسه با تنها ۵ درصد موفقيت در اين زمينه در دو دهه قبل، يك جهش كوانتومي محسوب مي شود.

به گفته دكتر استن نلسون، نايب رئيس بخش ژنتيك انساني و پروفسور بخش پزشكي آزمايشگاهي و آسيب شناسي دانشكده پزشكي ديويد گفان UCLA: “اين اولين مطالعه ايست كه نشان ميدهد بررسي ترتيبي همزمان ژنوم هاي يك كودك با والدينش مي تواند موجب پيشرفت چشمگيري در توانايي فرد نسل شناس در تشخيص قطعي بيمارهاي نادر شود.” وي افزود: ” ما توانستيم عامل ژنتيكي موثر بر ۴۰ درصد از صدها كودكي كه بعلت تاخير رشد يا ناتواني هاي ذهني به UCLA مراجعه ميكنند را به كمك توالي اگزوم (Exome Sequencing) بيابيم.”

مركز ژنوميك باليني UCLA در سال ۲۰۱۱ تاسيس شده و سومين مركز موجود در دنيا (به اضافه بيلر و هاروارد) است كه از بررسي ترتيبي DNA در موارد باليني استفاده مي كند. برخلاف ديگر مطالعات كه به بررسي تنها يك ژن در زمان مي پرداختند، اين آزمايش تمامي ۳۷ ميليارد جفت بازها موجود در ميان ۲۰۰۰۰ ژن يك فرد را بطور همزمان غربال مي كند تا تنها DNA عامل بروز نارسايي ژنتيكي نادر را بيابد. اين آزمايش بر اگزومها، تمركز دارد. اگزوم ها ژن هاي كدكننده پروتئين هستند كه تنها يك درصد از DNA را تشكيل مي دهند در حاليكه درواقع تقريبا ۸۵ درصد از عوامل بروز بيماري هاي انسان به اگزومها مربوط مي شود.

منبع : hidoctor

696
منتشر شده در1085 روز پیش

علايم بیماری حرکت و داروهای آن

حتما همه ما طعم سفر رفتن را چشیده ایم . شاید از کسانی باشیم که که در طول سفر ممکن است در اثر حال و هوال ماشین یا جاده ، حالتان دگرگون شود . شاید نام بیماری حرکت را شنیده باشید . این بیماری که به بیماری سفر هم معروف است ؛ ممکن است در طول سفر و جاده های پر پیچ و خم اتفاق بیوفتد . از نشانه های این بیماری میتوان به تهوع و سرگیجه اشاره کرد . ما در این مقاله در خصوص این بیماری و داروهایی که میتواند آن را کنترل کند بحث خواهیم کرد .

بيماری حركت چيست؟
اين بيماری ناشی از حركاتی است كه به نوعي سبب یيجاد اختلال در حركات طبيعي مايع درونی گوش داخلي ما می گردد و به دنبال آن حالت تهوع و استفراغ دست مي دهند. در گوش داخلی انسان مایعی وجود دارد كه در حفظ تعادل بدن نقش مهمی دارد و اين تعادل به علت حركت خودروها ، كشتی ، قايق ، ويروس و عفونت ممكن است بهم خورده و علايم ذكر شده ظاهر شوند.

داروهای برطرف كننده علايم :
آنتي هيستامين ها مهمترين نقش را در بر طرف كردن علايم ايفا مي كنند كه در ادامه به بررسی ٣ خانواده مهم از اين داروها دوز و چگونگی مصرف آنها می پردازيم:

گروه اول :
meclizin(مك لي زين) :Antivert,Bonine , Dramamine,Meclicot
نام دارند كه به صورت قرصهاي ٢٥ و ٥٠ ميلي گرمي در بازار وجود داشته و بايد ٢٥ ميلي گرم تا ٥٠ ميلي گرم ان يك ساعت قبل از سفر مصرف شود و حداكثر دوز مصرفي ان ٥٠ ميلي گرم در ٢٤ ساعت مي باشد.

گروه دوم :
cyclizine(ساي كلي زين) :Marezine
اين دارو به صورت قرص و قرص جويدنی در بازار با دوز٥٠ ميلي گرم موجود مي باشد و بايد ٣٠ دقيقه قبل از حركت مصرف شود، هر ٦-٤ ساعت مي توأن در صورت نياز مصرف أنرا تجديد نموده و حداكثر دوز مصرفي ان ٢٠٠ ميلي گرم در ٢٤ ساعت مي باشد.

گروه سوم :
dimenhydrinate:Triptone, Benadryl,Diphem
اين دارو به صورت قرصهای ٢٥ و ٥٠ ميلي گرمي موجود بوده و دوز مصرفي ان ٥٠ ميلي گرم هر ٦-٤ ساعت در صورت نياز مي باشد و حداكثر مصرف روزانه اين دارو ٢٠٠ ميلي گرم در ٢٤ ساعت بوده و لازم است ٤٠-٣٠ دقيقه قبل از سفر مصرف شود.

عوارض جانبی:
سر گیجه، خواب آلودگي ، خشكی دهان ، یبوست و تاری ديد از مهمترين عوارض ناشی از مصرف اين گروه از داروها مي باشد و به علت احتمال بروز حالت گيجي در افراد مسن مصرف اين دارو در اين گروه سنی لازم است زير نظر پزشك انجام گيرد.

تداخلات دارویی:
اين گروه از داروها ممكن است سبب ايجاد تشديد علايم گيجی شده و لذا مصرف همزمان آن با داروهای آرامبخش ، خواب آور ، شل كننده عضلات و الكل توصيه نمي شود و در صورت نياز مشاوره با پزشك ضرورت دارد، هم چنين بيماران مبتلا به گلوكما ، افرادی كه مشكل پروستات داشته و در كنترل ادرار مشكل دارند لازم است زير نظر پزشك از اين گروه داروها استفاده نمايند.

نكات مهم :
از آنجايي كه استفاده از اين گروه داروها ممكن است سبب ايجاد خواب آلودگي و گيجی شود افراد پس از مصرف اين گروه داروها بايد از رانندگی ، كار با ماشين آلات صنعتی و فعالیتهای كه نياز به دقت و تمركز دارند به طور جدی اجتناب نمايند .
مصرف زنجبيل و استشمام بوي ليمو ترش تازه و نشستن در كنار پنجره باز ممكن است تا حدودی از بروز حال تهوع و استفراغ ناشی از بيماری حركت كمك كننده باشند.

منبع : hidoctor

1,837
منتشر شده در1087 روز پیش

گوشه گیری کودکان در اجتماع

مطمئنا همه پدر و مادران علاقه دارند که فرزندانشان به خوبی بتواند در روابط احتماعی سربلند باشند و در ارتباط با همنوعان خود دچار مشکلاتی نشود . اما گاهی اوقات به دلایل زیادی کودکان خردسال از اجتماع ترس و واهمه دارند ؛ حال میتواند این اجتماع به مدرسه و کوچه و بازار خستم شود و مشکلاتی را برای والدین خود ایجاد می کنند . اولین اقدام در این باره این است که کودک را تحت فشار قرار ندهید و با نرمش و صحبت از او بخواهید که در خصوص این مسئله به شما پاسخگو باشد .

بر اساس پژوهشهای کوای (۱۹۷۹) این چنین کودکان اکثراً به خانواده های بیش از حد حمایت کننده تعلق دارند (به نقل از نراقی ونادری ۱۳۷۹). موقعیت یک مادر از جهت سهل گیری یا سخت گیری ظاهراً با بعضی عوامل از قبیل تحصیلات، طبقه اجتماعی واقتصادی، تجربه قبلی مادر در پرورش فرزندان ، و ویژگیهای شخصیتی مادر در ارتباط است؛ مثلاً تحقیقات سی یرز مکابی و لوین نشان داده است که مادرانی که درباره فرزند پروری خود اضطراب زیادی دارند و از کفایت و قابلیت خود در این زمینه نامطمئن هستند، معمولا نسبت به فرزندان خویش سخت گیری بیشتری نشان می دهند…عموما اعتقاد بر این است که شیوه های آسانگیر کمتر کودکان مضطرب و ترسو خجالتی بار می آورد و این کودکان غالباً اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کنند…در مقابل شیئوه تربیتی سخت گیر ممکن است افراد خجالتی، مضطرب، کم جرات، وسواسی وگوشه گیر و منزوی وگاه ضد اجتماعی و پرخاشگر بپروراند (کریمی، ۱۳۸۴).

کودکان منزوی دارای انگیزه پیشرفت قوی ای نیستند . مادرانی که صاحب فرزندان دارای انگیزه پیشرفت قوی هستند ، در سنین پائین از فرزندان خود انتظار دارند که به خود متکی باشند. واین رفتارها را در کودکان خویش قویاً تقویت می کنند. (کریمی ۱۳۸۴).

برای بررسی بیشتر درباره شناسائی علل انزوای اجتماعی کودکان نگاهی بر نظریه رشد روانی- اجتماعی اریکسون می اندازیم.

اریک اریکسون در نظریه رشد روانی- اجتماعی معتقد است که تا پایان دوره ابتدائی کودکان از چند مرحله عبور می کنند که در هرمرحله کودک ویا فرد با یک تعارض روانی –اجتماعی روبرو می گردد:

این مراحل عبارتند از:

۱ ) تولد تا یکسالگی: مرحله تلاش برای عبور از تعارض اعتماد در مقابل بی اعتمادی

۲ ) یک تا سه سالگی :مرحله تلاش برای عبور از تعارض استقلال در مقابل شرم وتردید

۳ ) سه تا شش سالگی: مرحله تلاش برای عبور از تعارض ابتکار در مقابل احساس گناه

۴ ) شش تا ۱۲سالگی : مرحله تلاش برای عبور از تعارض کارائی در مقابل احساس حقارت.

معنای عبور ناموفق از این مراحل این است که اگر کودک در اثر بی دقتیهای مراقب اولیه خویش (مادر ویا نگهدارنده اصلی) در براوردن نیازهای فیزیولوژکی و عاطفی (نیازهای مربوط به تماس بدنی وچشمی) نتواند ریشه های اعتماد واطمینان را در خویش آبیاری نماید ، در مراحل بعد سایه این بی اعتمادی بر دیگر ویژگیهای و خصلتهای او اثری ماندگار خواهد داشت و فرد تلاش اندکی برای اعتماد داشتن نسبت به دیگران به عمل خواهد آورد. در اهمیت دلبستگی کودک به مادر باید خاطر نشان کنیم که دلبستگی اولیه نوزاد به مادر که با رفتارهائی نظیر دنبال کردن مادر با چشم، چسبیدن به او وگریه و حالت افسردگی وقتی که مادر او را ترک می کند، نشان داده میشود در واقع حلقه ارتباطی ای است که نوزاد بدان وسیله به نوع بشر می پیوندد و همه روابط اجتماعی بعدی بر این مبنا شکل می گیرد (کریمی ۱۳۸۴)

بنابراین پس از پایان مرحله دوم، در صورتی که کودک اعتماد لازم را نسبت به محیط بدست نیاورده باشد، دو حالت ممکن را میتوان در کودکان پیش بینی کرد:

۱ ) کودکی که در انجام کارهای شخصی مستقل بار آمده اما بی اعتماد است

۲ ) کودکی که نسبت به توانائی خویش حالت تردید دارد و بی اعتماد است.

در حالت اول اگرچه کودک مستقل بار آمده امّا از اینکه اعتماد لازم را به دیگران داشته باشد عاجز است. این دسته از کودکان بیشتر در پی آنند که کارها را مستقلانه انجام دهد امّا چون به دیگران اطمینان ندارند کمک چندانی هم از آنها طلب نخواهد کرد..

در حالت دوم کودک نسبت به انجام کاری بدون کمک دیگران در حالت تردید قرار می گیرد. امّا از طرف دیگر مشکل بی اعتمادی نسبت به دیگران را نیزدارد.ملاحضه می گردد که مشکلات کودک در این حالت بیشتر شده است. او نه میتواند به دیگران اعتماد کند که کمکشان منجر به رضایتش خواهد شد و نه میتواند خویش را قانع کند که میتواند آن کار را انجام دهد.

اگر کودک نتواند از دو مرحله قبلی به درستی عبور نماید، باز دو حالت ممکن را در پیش روخواهد اشت:

۱ ) کودک بی اعتمادی که نسبت به توانائی های خویش تردید دارد و اما مبتکر است.

۲ ) کودک بی اعتمادی که نسبت به توانائی های خویش تردید دارد و هم چنین دارای احساس گناه و شرم از دستکاری کردن اشیاء نیز می باشد.

در حالت اول: کودک در مسیری خلاقیت و دستکاری به عمل خواهد آورد که دو ویژگی بی اعتمادی و تردید را در او تقویت نماید.

مثلاً کودکی که در کتاب دیبز در جستجوی خویشتن مورد اشاره قرار گرفته است ، پدر و مادر خویش را در زیر شن دفن می کند و سپس آنها را در خانه عروسکی گذاشته و خانه را به آتش می کشد. چنین کودکی اگر چه دست به ابتکاراتی با وسایل موجود بازی زده است امّا آشکارا دو ویژگی در این اعمال او دیده می شود: بی اعتمادی او نسبت به پدر ومادر خویش – تردید او در تغییر دادن رفتارهای آنها نسبت به خویش

در حالت دوم: کودک زیاد اهل دستکاری وخلاقیت نخواهد بود و همزمان دارای بدگمانی و نسبت به توانائی خویش در تردید است.

کودکانی که مبتکر بار نیایند درطی مرحله بعد علاوه بر اضافه شدن بر مشکلاتشان، مستعد ترین افراد برای گوشه گیری وانزوای اجتماعی می باشند.

چرا که مولفه ها و یا پیش نیازهای لازم را برای تعامل وارتباط اجتماعی کسب ننموده است؛ یعنی افرادی هستند :

فاقد اعتماد- دارای احساس تردید به اثر بخشی اعمال خویش و عدم نیاز به دیگران-دارای احساس گناه و شرم برای بیشتر اعمال خویش

با توجه به مطالب بالا بر اولیاء کودکان لازم است که با دقت در شکل گیری ویژگیهای اساسی تعامل اجتماعی ، زمینه رشد بیش از پیش فرزند خویش را در احساس لیاقت دوران ابتدائی یاری نمایند.

به طور ملموس آنها میتوانند:

۱ ) نیازهای کودکانشان را زمانی برآورده کنند که آنها با حرکات و صداهای معنا دار خویش بر آورده شدن آن را می طلبند. نه زمانی که حوصله انجام کار را دارند. در فواصل زمانی لازم وبه اندازه کافی به تماس چشمی و بدنی کودک خویش خویش بپردازند نه زمانیکه خودشان ترجیح می دهند که اوقات خویش را با کودک بگذرانند..

۲ ) اگر کمکی به کودکشان برای پوشیدن لباس و یا کفش و یا خوردن آب وغذا می کنند کار را به نام خویش تمام نکنند بلکه با تشویق کودک کار انجام شده را به نام کودک خویش تمام کنند. مثلا بگویند احسنت دختر گلم خب لباساتم که پوشیدی حالا بریم بیرون نه آنکه بگویند خب لباساتم که پوشوندم حالا دیگه میتونیم بریم

همین طور با تحمّل اندکی ریخت و پاش از طرف کودک وکمک به او در حین غذا خوردن و واگذاری مسئولیت خوردن غذا به کودک ، پس از اتمام غذا خوردنشان بگویند : آفرین پسر گلم ، غذاتو که خوردی حالا میتونی پاشی بری کارای دیگه تو انجام بدی نه انکه با تمام کردن مسئولیت خوردن به نام خویش نقشی را برای کودک قائل نباشند. مثلاً نگویند: بیا بهت غذا بدم غذاتو که بهت دادم و…

۳ ) وسایل محبوب ومورد علاقه خویش را از دسترس کودک دور کنند تا مجبور نباشند پس از برداشتن کودک آنرا به زور از دست او خارج کنند. و یا اینکه پس از انجام عملی که از دید کودک نوعی خلاقیت است و از دید مادر نوعی خرابکاری، بر سر او داد بزنند و نوعی واکنش منفی نسبت به آن عمل او نشان دهند.

۴ ) برای دستکاری کردن و پرورش حس خلاقیت و ابتکار کودک میتوان وسایل خراب واسباب بازیهای شکسته را از دسترس کودک دور نکرد بلکه آنها هم در اتاق کودک موجود باشند. فراموش نکنیم که برای کودکان، زیاد سالم نگه داشتن وسایل اسباب بازی معنی ندارد.

اما در دبستانها که کودکان در معرض تلاش ذاتی و ارگانیکی برای تثبیت یکی از دو ویژگی احساس کارائی و یا احساس حقارت به سر می برند، میتوان با کمک مربیان و معلمان کودک را در تثبیت کارائی یاری نمود. تثبیت کارائی به انضمام هوشیاری والدین در شکل گیری ویژگیهای مثبتی چون اعتماد و استقلال و ابتکار و هم چنین دقت لازم مربیان و معلّمان در تداوم فراهم آوردن زمینه های تقویت کننده آنها یعنی از بین بردن تمام عوامل سبب ساز انزوای اجتماعی در دوران دبستان.

متاسفانه وقتی کودکان مدرسه ابتدائی را آغاز می کنند، عزت نفسشان بیش از زمانی است که دوره ابتدائی را تمام می کنند (بلومن فلد و همکاران۱۹۸۱به نقل از بیابانگرد،۱۳۸۶) و یکی از دلایل ممکن وقوع این یافته تحقیقی تکرار شده، بازخوردهای منفی زیادی است که در محیط مدرسه برایشان اتفاق می افتد. راجرز می گفت علت اصلی پائین بودن عزت نفس یک فرد عدم دریافت حمایت عاطفی وتائید اجتماعی کافی است (بیابانگرد، ۱۳۸۶). بنابراین انزوای اجتماعی به مشکل دیگری به نام کمبود عزت نفس منجر می گردد واین خود به نوبه خویش با مشکلات دیگری همراه است. پائین بودن دائمی عزت نفس با کاهش پیشرفت تحصیلی، افسردگی ، اختلالات خوردن و بزهکاری رابطه دارد (هارتر۱۹۹۹)

شرایط عاطفی وروانی را می توان به عنوان اصلی ترین عامل پیشرفت یا افت تحصیلی دانست. (بیابانگرد۱۳۸۴)

احتمالاً افرادی که به کمروئی مبتلا هستند دلایل کمروئی خویش را نمی دانند.کمبود اعتماد به نفس باعث رنجش افراد کمرو میشودواین خود سبب می شودتا اینگونه افراد در برخورد با دیگران به سهولت ناراحت و دستپاچه شوند (زندی پور، ۱۳۷۸)

مشاهده شده است که از جانب اولیای مدرسه کودکان ونوجوانان کمرو در محیط وفضای مدرسه وکلاس به عنوان الگو برای سایرین مطرح وبا تقویت کننده های مثبت دیگر کمروئی و انزوای آنها مورد تشویق قرار گرفته است. بدین صورت که بعضی از معلمان ، مدیران و معاونان مدارس، اغلب رفتارهای آرام همراه با سکوت مضطربانه را به عنوان یک صفت پسندیده تلقی وآن را با اعمال ورفتار خود تشویق می کنند. این گونه رفتارها الگو شده و به سائرین تسریع می یابد.گاهی اولیای مدارس سعی میکنند، بهترین نمرات انضباطی را به معلولین اجتماعی یعنی دانش آموزان کمرو اختصاص دهند (اکبری، ۱۳۸۷).

با توجه به واقعیات ویافته های بالا اولیای مدرسه به طور کلی برای رفع انزوای اجتماعی افراد لازم است از طرفی عزت نفس افراد در موقعیتهای مدرسه ای را بالا نگه داشته و با فراهم اوردن زمینه های موفقیتهای پی در پی انگیزه پیشرفت جوئی آنها را فعال نگه دارند و از طرفی دیگر با ایجاد زمینه های تعامل اجتماعی بیشتر به تقویت عزت نفس آنها بپردازند. برای صراحت بخشی بشتر باید گفت که به طور مشخص مربیان و معلمان برای رفع انزوای اجتماعی میتوانند:

۱ ) از تنبیه های محروم کننده ونمادی استفاده نمایند. تنبیه نباید حس انزوا وسکوت وخموشی را در فرد زنده کند بلکه باید نمادی باشد که او را به سوی رفتار صحیح رهنمون باشد.

۲ ) از پیشداوریهای غیر منصفانه پرهیز نمایند. بر خی از پیشداوریها قومی ،پیشینه ای، جنسیتی، و تیپ شناختی در ایجاد گوشه گیری کودکان بسیار دخالت دارند. بسیاری ازاین قبیل پیشداوریها غیر منصفانه اند. مثلا: افراد درشت هیکلتر باید کنترل شوند، فلان روستائی ها خشنند ، دومیهای پارساله وحشتناکند، حمید امسال هم مثل پارسال شیطان و بیقرار خواهد بود. آنها متعلق به فلان قومند و حتماً دارای فلان ویژگی می باشند.

۳ ) فن جرات آموزی را به دانش آموزان خویش بیاموزند. آنها باید بتوانند مسئولیت دفاع از رضایتمندی خویش را بر عهده گیرند نه آنکه از آنها دفاع کرد. فن جرأت آموزی به افراد می آموزد که در عین احترام به دیگران مقتدرانه از خویش در مقابل رفتارهای سلب حق کننده آنها واکنش نشان دهند.

۴ ) رفتارهای ارتباط زای اجتماعی: نگریستن به چشمان مخاطب در حین تکلم، پرهیز از تمسخر وتخریب دیگران، مشارکت در ارائه اطلاعات، خیر خواهی ، هدیه دادن و… را به دانش آموزان آموزش دهند.

۵ ) به فرد برای پذیرش انتقاد از خویش کمک نمایند.

۶ ) پیشینه موفقیت اجتماعی وتعاملی را افزایش دهند. تقاضا کردن یک دانش آموز از مدیر برای رجوع به معلم کلاس اگر از لحاظ آداب برقرای اجتماعی درست بوده باشد از لحاظ نقش داشتن همین کار ساده در رشد اجتماعی بسیار بیشتر از زمانی است که فرد در گروه سرود شرکت کند امّا ارزیابی منفی ای از نقش خویش در آن گروه داشته باشد. مهم اینست که افراد را به آندسته از کارهای اجتماعی وتعاملی بکشانیم که در آنها موفقینت کسب نمایند.

۷ ) فرد را برای عضویت در گروه ها و تیمهای ورزشی – علمی – هنری یاری نمایند. بسیاری از دانش آموزان واقعاً نمی دانند که با چه افرادی منسجمتر وراحت ترند. میتوان با کمک به آنها گروه های پویائی را برای آنها ایجاد نمود.

منبع : hidoctor

712
منتشر شده در1089 روز پیش

آرامش ذهن با این ۱۰ مورد

هر انسانی باید برای آرامش خود به دنبال چاره ای باشد . در علم پزشکی استراحت دادن به بدن یکی از ضروریاتی است که برای همه افراد در نظر گرفته است. شما از چه روشی برای استراحت دادن به خود و ذهن خو استفاده می کنید ؟ از ورزش کردن ، انجام بازی مختلف , گوش دادن به موسیقی بعنوان برخی از روش های آرامش ذهن یاد می کنند . سرگرمی های متفاوتی وجود دارد که می توانند به همه انسانها در این رابطه کمک کنند . ما در این بخش به ۱۰ مورد از عواملی که می تواند آرامش ذهن را تقویت کند می پردازیم.

۱٫ موسیقی

موسیقی ​​رایج ترین هنر شفابخش است.  گوش دادن و ساخت موسیقی به کاهش استرس و آرامش ذهن کمک میکند. مطالعات نشان داده اند که موسیقی درمانی اضطراب را کاهش می دهد، باعث افزایش سلامتی می شود، باعث کاهش درد می شود. محققان در دانشگاه استنفورد نیز  اثبات کردند که موسیقی ریتمیک  اثر درمانی برای  طیف وسیعی از  ناراحتی های عصبی دارد و کارکرد مغز را تغییر میدهد. موسیقی آرام سطح  هورمون استرس، کورتیزول، را کاهش میدهد و این به سلامتی ذهن و بدن کمک میکند. نواختن آلات موسیقی نیز تنش را از بین می برد، به ویژه، حالات مراقبه به امواج مغزی ارامش می دهد.

۲٫ باغبانی

باغبانی یک سرگرمی است که  استرس را از بین می برد.  کار در طبیعت یک تجربه لذت بخش است که روح را آرام می کند. بوی گیاهان، نسیم و نور خورشید، همه به آرام کردن ذهن کمک کرده خلق و خوی  را بهبود میدهد. به علاوه،  وظایف باغبانی ذهن را تسکین میدهد. دانشمندان نشان دادند که باکتری های موجود در خاک به تولیدسروتونین مغز کمک میکند که مانند یک داروی ضد افسردگی کار میکند . محققان بر این باورند که باکتری های موجود در خاک می تواند موجب افزایش  یادگیری، شود. باغبانی همچنین به سلامت جسمی با فعالیت هایی نظیر حفر، کاشت، علف هرز کشیدن و برداشت تقویت استخوان ها و ماهیچه ها کمک میکند.

۳٫ نقاشی

همانطور که یوهان ولفگانگ فون گوته می گوید، “هیچ رستگاری بهتر از  هنر وجود ندارد.” نقاشی می تواند یک راه زیبا و آرامش بخش برای آرام کردن ذهن باشد.رنگ های مختلف دارای سطوح مختلف انرژی و روحیه شما را به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار  میدهد.  به عنوان مثال،آبی با آرامش همراه است، بنفش با خلاقیت و مراقبه، سبز با طراوت، زرد با خوش بینی، نارنجی با نشاط،  رنگ قرمز با عشق، و غیره. این سرگرمی در واقع، مسکن استرس  است خلاق بودن ذهن تنش و خشم را از بین می برد.همچنین می توانید نقاشی مراقبه را امتحان کنید. فقط یک دقیقه در افکار و احساسات خود تامل کنید.

۴٫ کارهای هنری

کارهای دستی ، مانند خیاطی، بافندگی،  طیف گسترده ای از پروژه های خانگی است،که  از سرگرمی جالب است که  ذهن را فعال نگه می دارد مشغول کردن ذهن  یک آیتم خاص یا الگوی تمرکز و در نتیجه چیزهایی که استرس فراموش می شود. همچنین نا امیدی را از ذهن دور میکند.مطالعات نشان می دهد که گر چه هنر می تواند به عنوان یک داروی ضد افسردگی باشد حتی از پیری مغز هم پیشگیری میکند. در یک مطالعه در سال ۲۰۱۴ در مجله انگلیسی کاردرمانی، نشان داده شد که ۸۱٫۵٪ از شرکت کنندگان بعد از بافندگی احساس افسردگی آنها کاملا از بین رفته است.بافندگی سیستم عصبی پاراسمپاتیک  را فعال میکند  کار دستی با تمام اعضای خانواده و صرف وقت، برای کارهای دست ساز  احساس مثبت در مورد خود و توانایی های خود  در نتیجه افزایش عزت نفس را بوجود می آورد.

۵٫ عکاسی

عکاسی یکی دیگر از سرگرمی  های خلاقانه  است که دنیا را از طریق لنز یک عکاس می تواند با تعمق بیشتری ببیند واقعیت این است که تمرکز  و پیدا کردن زیبایی هنر عکاسی کاملا آرامش بخش و رضایت بخش است. به علاوه،  زندگی را با چشم اندازهای مثبت می بیند.

۶٫ خواندن و نوشتن

خواندن و نوشتن سرگرمی  است که  انسان را آرام میکند. مطالعه انجام شده در دانشگاه ساسکس نشان داد که خواندن می تواند بهترین راه برای استراحت  ذهن باشد. خواندن روزنامه یا کتاب، حتی برای فقط ۶ دقیقه، می تواند سطح استرس را تا ۶۸٪. کاهش دهد و  این به کاهش ضربان قلب و رفع تنش عضلانی کمک میکند.
نوشتن احساسات و واکنش ها نسبت به زندگی می تواند افکار را روشن و استرس را کم کند.

۷٫ آشپزی

هر چند پخت و پز می تواند یک کار مشکل و خسته کننده برای برخیها باشد، ولی  سرگرمی لذت بخشی است که استرس را از بین می برد. این تقریبا به عنوان یک درمان برای روشن شدن ذهن  و به عنوان یک  کار خلاقانه است. علاوه بر این  تجربه آشپزی حسی خوبی به انسان دست میدهد، عطر و بو، طعم، لذت بصری بسیار سرگرم کننده است.

۸٫ نگهداری از حیوان خانگی

نوازش سگ و یا داشتن گربه  می تواند  آرامش بخش طبیعی باشد. تحقیقات نشان می دهد که زندگی با حیوانات خانگی  می تواند فواید سلامتی مختلف، از جمله کاهش استرس، بهبود خلق و خوی ، کاهش فشار خون بالا و کاهش سطح تری گلیسرید و کلسترول فراهم  کند. مطالعات نشان داده اند که بیماران حمله قلبی که  حیوانات خانگی دارند از آنهایی که ندارند عمر بیشتری میکنند.نگه داشتن یک حیوان خانگی، یک سرگرمی است. مسئولیت بی قید و شرط  حیوان خانگی مورد علاقه نژادهای مختلف سگ، گربه، پرندگان، ماهی ها، خرگوش، موش خرماها و خوکچه هندی برخی از حیوانات خانگی محبوب است که انسانها در خانه نگهداری میکنند.

۹٫ رقص

رقص نوعی دیگر از هنر و خلاقیت مبتنی بر جنبش است رقص به بدن جان و روح میبخشد و ذهن را باز میکند. به ویژه، تای چی چوان، یک رقص آرام است که ترکیبی از  ساختار حرکاتی، تنفس عمیق و تمدد اعصاب است که  به آرامش ذهن کمک میکند همچنین محققان سوئدی دریافتند که   ، دو بار  رقص به مدت ۸ ماه در هفته، به دختران نوجوان  درمبارزه با استرس، اضطراب، افسردگی و دیگر مشکلات درونی  کمک می کند و  سلامتی و ا فزایش خلق و خو را بهتر میکند همچنین وضعیت قلب و ریه را بهبود بخشیده واعتماد به نفس  را زیاد میکند.

۱۰٫ دوچرخه سواری

دوچرخه سواری بسیارهیجان انگیز است.  شامل حرکت های تکراری ،است. دوچرخه سواری  ذهن  را تحریک کرده و باعث  تعامل با محیط اطراف  و راههای مختلف را کشف میکند. یکی دیگر از مزایای  آن این است که بدن را فعال نگه میدارد در نتیجه  ابتلا به بیماری های مزمن مانند بیماری های قلبی، دیابت و ورم مفاصل کاهش میابد.
هرچند که مشکلات هیجانی به بار می آورد ولی وسیله ای برای  فرار از واقعیت است. در عوض، به عنوان یک ابزار برای استراحت ذهن  و افزایش اعتماد به نفس، و یادگیری مهارت جدید است.

منبع : hidoctor

799
منتشر شده در1091 روز پیش

رابطه مغز و بینایی

بدن انسان بصورت شگفت انگیزی با هم هماهنگ و در تعامل می باشد . این موضوع را می توان در طول رومزه زندگیمان به کرار مشاهده کنیم . مغز بعنوان اصلی ترین عضوی که با همه اعضای بدن انسان هماهنگی کامل دارد شناخته می شود . در این پست به بررسی رابطه و هماهنگی های مغز با چشم ها و حس بینایی می پردازیم . روانشناسان انگلیسی در یافتند که مغز انسان را فریب می دهد تا فرد باور کند که تمامی جزئیات را به دقت و کامل می بیند .

نتايج اين تحقيقات در مجله علمي “مجله روانشناسي تجربي عمومي” به چاپ رسيده است. نتايج اصلي آن اين است كه سيستم عصبي انسان تجربيات بصري پيشين خود را بكار مي گيرد تا اجسام محو و نامشخص را بگونه اي دقيق پيش بيني نمايد.

دكتر آرويد هروينگ از گروه تحقيقات روانشناسي عصبي-شناختي دانشكده علوم ورزشي و روانشناسي مي گويد: در اين تحقيق ما با اين سوال روبرو هستيم كه چرا انسان گمان ميكند كه دنياي اطراف خود را با تمامي جزئياتش ميبيند. اين گروه همچنين وابسته به مجموعه ای از تعالی تکنولوژی تعامل شناختی (CITEC) دانشگاه بيلفلد بوده و توسط پروفسور دكتر ورنر شنيدر اداره مي شود.

حفره چشمي، بخش مركزي شبكيه، تنها قسمتي است كه مي تواند اجسام را به دقت پردازش نمايد. درنتيجه ما تنها مي توانيم بخش كوچكي از محيط اطراف خود را با جزئيات دقيق ببينيم. اين بخش كوچك تقريبا برابر اندازه ناخن شصت در انتهاي دست گشوده شده است. در حاليكه تمامي ادراك بصري ما كه در خارج از محوطه حفره شبيكيه رخ ميدهد بگونه فزاينده اي مبهم ديده مي شوند. هرچند ما عموما احساس ميكنيم كه قادريم بخشهاي وسيعي از محيط اطراف خود را با جزئيات دقيق ببينيم.

هروينگ و شنيدر اين پديده را با انجام يك سري آزمايشات مختلف بررسي كرده اند. بنابر رويكرد آنها اينطور تصور مي شود كه انسان از طريق حركت هاي بيشمار چشمهايش درطول زندگي ياد ميگيرد كه چگونه تصور مبهمي كه از اشيا موجود در بيرون محوطه بينايي حفره چشمي دارد را به تصور دقيقي از آنچه چشم به سمت آن نظر ميكند ارتباط دهد. براي مثال، ادراك مبهم از يك مسابقه فوتبال بعد از تغيير مسير چشم به ادراك بصري دقيقي مرتبط مي شود. اگر فردي مسابقه فوتبال را از گوشه چشم خود تماشا كند، مغز اين تصوير مبهم را با تصاوير ذخيره شده از اجسام مبهم ديگر مقايسه ميكند، چنانچه مغز بتواند تصويري مرتبط بيابد آنرا با تصوير مبهم ديده شده جايگزين ميكند. اين ادراك بصري مبهم قبل از تغيير مسير چشم جايگزين مي شود و شخص گمان ميكند كه توپ فوتبال را بوضوح ديده است درحاليكه واقعيت چنين نيست.

روانشناسان از فرآيند مسيريابي چشم براي آزمايش رويكرد خود بهره گرفته اند. با استفاده از تكنيك مسيريابي چشم، حركات چشم بطور دقيق با دوربين خاصي اندازه گيري مي شود كه قادر است ۱۰۰۰ تصوير در هرثانيه بردارد. دانشمندان در تحقيقاتشان حرکات ارادی سریع چشم (ساكاد) را ضبط كردند. باوجوديكه بيشتر شركت كنندگان متوجه نشدند ولي برخي از اجسام حين حركت چشم تغيير كرده بودند. هدف اين آزمايشات اين بودكه فرد تحت آزمايش بتواند ارتباط جديدي بين محرك بصري درون و بيرون از حفره چشمي ايجاد كند. سپس از شركت كنندگان خواسته شد تا درباره خصوصيات اجسام بيرون محدوده حفره چشمي توضيح دهند. نتايج نشان داد كه رابطه بين ادراك بصري مبهم و دقيق تنها بعداز چند دقيقه رخ داده است. ادراك بصري مبهم شبيه ادراك بصري دقيق تازه ضبط شده گرديد.

دكتر آرويد هروينگ مي گويد: ازمايشات نشان ميدهد كه تصورات ما تا اندازه زيادي به تجربيات بصري موجود در حافظه ما وابسته است. به گفته هروينگ و شنيدر اين تجربيات براي پيش بيني تاثير اعمال آتي بكار گرفته مي شوند. (اينكه دنيا اطراف ما بعد از تغيير مسير چشم چگونه خواهد بود) به بيان ديگر: آنچه ما ميبينيم پيش بيني مغز ما است نه دنياي واقعي.

منبع : hidoctor

622
منتشر شده در1092 روز پیش
صفحه 33 از 35« بعدی...1020...3132333435
تبلیغات
پرشین طب

آخرین ویدئوهای پزشکی